پایان نامه درمورد سرمایه درگردش، تبدیل وجه نقد، ریسک بازار، ریسک عملیاتی

دانلود پایان نامه ارشد

كاهش داده و عملكرد خود را بهبود بخشند. يك سطح مطلوب از سرمايه درگردش، ايجاد توازن بين ريسك و كارآيي است. اين امر نيازمند نظارت مستمر بر اجزاي سرمايه درگردش مانند وجه نقد، حسابهاي دريافتني، موجوديها و حسابهاي پرداختني است.
چن و همكاران65 (2005) نیز گزارش دادند که شرکتها با موجودي كالاي بالاي حد بهينه، بازده سهام خيلي ضعيف دارند و شركتها با موجودي كالاي پايينتر ازحد بهينه بازده سهام معمولي دارند در حالي كه شركتها با موجودي كالاي بهينه بازده سهام خوبي دارند.
يافتههاي بوت و همكاران66 (2006) مبين اين مسأله است كه سازمانها با نرخ موجودي كالاي بالا به احتمال زياد عملكرد مالي بدي دارند. اين نتايج با يافتههاي شين و سوئنن كه يك ارتباط منفي قوي بين چرخهي نقدينگي و سودآوري شركتهاي آمريكايي شناسايي كردند، سازگار است.
گارسيا و همكاران67 (2007) با مطالعه شرکتهای کوچک و متوسط اسپانيايي در طي دوره زماني 2002- 1996 به این نتيجه رسيدند كه مديران ميتوانند از طريق كاهش مدت زمان نگهداري موجودي كالا و كاهش مدت زمان وصول مطالبات و در نتيجه كاهش چرخهي نقدينگي ايجاد ارزش نموده و سودآوري خود را بهبود بخشند.
شان و شين68 (2007) نیز یک ارتباط مستقیم معنیداری بین كاهش موجودي كالا و عملكرد مالي خوب شناسايي كردند.
كوماناكوس69 مطالعه ي شركتهاي يوناني ارتباط (2008) منفي معنيداري را بين عملكرد مالي خوب و سطح موجودي كالاي بالا شناسايي كرد.
بسلی و مایر (1987) به طور تجربی ارتباط بین حسابهای سرمایه درگردش و چرخه تبدیل وجه نقد شرکتهای آمریکایی بر حسب نوع صنعت و نرخ تورم برای سالهای1983-1969 را مورد ارزیابی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که ارتباط معناداری بین چرخه تبدیل وجه نقد و میانگین موجودی کالا وجود دارد. این نتیجه گیری پیشنهاد میکند که گردش موجودی کالا بیشترین ورودی را در چرخه تبدیل وجه نقد دارد. چرخه تبدیل وجه نقد و ترکیبات آن برای دورههای متفاوت از صنعتی به صنعت دیگر تفاوتی ندارد اما از سالی به سال دیگر دارای تفاوت میباشد. در نتیجه محقق به این نتیجه رسید که ارتباط معناداری بین ارزش چرخه تبدیل وجه نقد و نرخ تورم وجود ندارد(لایرودی 2000)70
کالینگر(1997)71 به بررسی موشکافانه نسبتهای نقدینگی میپردازد و حذف محاسبه نسبتهای سنتی نقدینگی را توصیه کرده و به جای آن چرخه تبدیل وجه نقد را انتخاب مینماید. او چنین استدلال میکند که سیاستهای عملیاتی بزرگتر دارای این نتیجه است که چرخه تبدیل وجه نقد بزرگتر، تعهد بیشتری از وجه نقد و سرمایهگذاری داراییهای جاری غیر نقدی، قدرت مالی کمتر برای سرمایهگذاری بدهیهای جاری ایجاد میکند(لایرودی 2000).
شیلینگ (1996)72 تأیید میکند که چرخه تبدیل وجه نقد یک تکنیک جهت ارزیابی سرمایه درگردش است که میانگین وضعیت نقدینگی یک شرکت را نمایش میدهد. مزایای روش فوق این است که میتواند برای ارزیابی تغییرات سرمایه درگردش و و در نتیجه به نظارت و کنترل اجزا کمک کند.
تروئل و سولانو با بررسی 8872 شرکت کوچک ومتوسط اسپانیایی طی سالهای 1996 الی 2002، رابطه بین مدیریت سرمایه درگردش و سودآوری شرکتهای کوچک و متوسط را مورد آزمایش قرار دادند. نتایج پژوهشهای آنها نشان داد که مدیریت میتواند با کاهش تعداد روزهای گردش حسابهای دریافتنی و موجودی مواد و کالا، برای شرکت ایجاد ارزش کند. همچنین کوتاه کردن چرخه تبدیل وجه نقد به بهبود سودآوری شرکتها میانجامد.
پداچی(2006) نیز در سال 2006 طی بررسی 58 شرکت کوچک ومتوسط کشور موریتانی، طی یک دوره 5 ساله به این نتیجه رسید که رابطه قوی بین متغیرهای مدیریت سرمایه درگردش و سودآوری شرکت وجود دارد. نتایج وی نشان میدهد که افزایش در چرخه تبدیل وجه نقد منجر به کاهش سودآوری شرکت میشود و مدیریت میتواند با کاهش این چرخه برای سهامداران خود ایجاد ارزش کند.
(سونن، 1993)73 براي اولين بار سونن ارتباط بين چرخه تجاري خالص به عنوان معياري براي سرمايه درگردش و بازده سرمايهگذاري را در شركتهاي آمريكايي بررسي نمود. نتايج آزمون كيدو، يك ارتباط منفي بين مدت زمان چرخه تجاري خالص و بازده داراييها را نشان ميدهد. علاوه بر اين، اين رابطه منفي، بر حسب نوع صنعت، بين صنايع مختلف متفاوت است. يك ارتباط با اهميت براي حدوداً نصف شركتهاي مورد بررسي نشان داد كه نتايج ممكن است از يك صنعت به صنعت ديگر متفاوت باشد.
(سونن و شاين 1998)74 ارتباط بين يك معيار چرخه تبديل وجه نقد و سودآوري شركت را براي يك نمونه بزرگ براي دوره 94-1975 شركتهاي آمريكايي بررسي نمودند. آنها يك رابطه منفي قوي بين آنها دريافتند كه حاكي از اين مطلب است كه مديران ميتوانند از طريق كاهش چرخه تبديل وجه نقد تا يك حداقل معقول براي سهامداران ايجاد ارزش نمايند.
(مارك ديلف 2003) ارتباط بين مديريت سرمايه درگردش و سودآوري شركت را براي يك نمونه متشكل از 1009 شركت بلژيكي طي دوره 96-1992 بررسي نمود. او تعداد روزهاي وصول حسابهاي دريافتني، موجوديها و حسابهاي پرداختني را بعنوان معيارهاي اعتبار تجاري و رويههاي موجودي كالا بكار برد . همچنين از چرخه تبديل وجه نقد بعنوان يك معيار جامع براي مديريت سرمايه درگردش استفاده نمود . نتايج اين بررسي نشان داد كه مديران ميتوانند سودآوري واحد تجاري را از طريق كاهش دادن روزهاي حسابهاي دريافتني معوق و موجوديها افزايش دهند و بطور مشابه كم نمودن چرخه تبديل وجه نقد باعث افزايش سودآوري شركت ميگردد.
(رحمان و نصر 2007) تأثير مديريت سرمايه درگردش روي سودآوري 94 شركت فهرست شده در بورس پاكستان را طي دوره 2004-1999 بررسي نمود. او تأثير متغيرهاي مختلف سرمايه درگردش شامل ميانگين دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودي كالا، ميانگين دوره پرداخت و چرخه تبديل وجه نقد را بر روي سود عملياتي خالص شركتها مطالعه نمود و به اين نتيجه رسيد كه يك رابطه منفي قوي بين نسبتهاي سرمايه در گردش بالا و سودآوري شركت وجود دارد. علاوه بر اين، مديران ميتوانند براي سهامداران از طريق كاهش چرخه تبديل وجه نقد تا يك سطح مطلوب ايجاد ارزش نمايند. اين بررسي نتايج مطالعات مشابه را در خصوص رابطه سرمايه درگردش و سودآوري تأييد مينمايد.
بيور75، كتلر76 و شولز77 (1970 ) از متغيرهاي حسابداري (نسبت سود پرداختي، رشد، اهرم، نقدينگي، اندازه، تغييرپذيري سود و بتاي حسابداري ) به عنوان جايگزين براي كل تغييرات بازده بازار استفاده نمودند. بيور (1970) از نمونه شامل 307 شركت براي دو دوره زماني(56-1947) و (65-1957) براي محاسبه درجه همبستگي بين بتاي حسابداري و بازار استفاده نمود. نتيجه اين پژوهش نشان داد كه درجه همبستگي بين بتاي حسابداري و بازار در دوره 44 و 33 % بوده است.
بلاك، جنسن و اسكولز ( 1972 ) مطالعات دقيقي را روي كليه سهام عادي شركتهاي پذير فته شده در بورس اوراق بهادار نيويورك براي دوره زماني ( 1926 تا 1965 ) مورد بررسي قرار دادند. رابطه بازده سهام و بازده پرتفوي بازار شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار نيويورك، با ريسك بازار مورد بررسي قرار گرفت. نتايج پژوهش نشان داد كه همسويي بين ريسك و بازده اوراق بهادار وجود ندارد. به عبارت ديگر، شركتهايي كه بازده سهام بالايي نداشتهاند توصيف كافي را (S-L) از ريسك بالايي برخوردار بودند. يكي ديگر از نتايج اين پژوهش بيانگر اين موضوع بود كه مدل براي ريسك و بازده مربوط به اوراق بهادار را فراهم نميسازد. يكي از علل تناقض در نتايج به دست آمده خطاي مربوط به محاسبه ريسك سيستماتيك است؛ زيرا بتاي سهام از روي اطلاعات تاريخي محاسبه گرديده است؛ دلايلي وجود دارد كه شك خطاي محاسباتي را زياد ميكند. تغيير ساختار سرمايه، تحصيل داراييهاي سرمايهاي، خريد ساير شركتها از جمله مواردي هستند كه موجب تغيير ريسك سيستماتيك سهام ميگردند؛ به طوري كه بازار متوجه تغييرات مزبور ميگردد و در تصميمگيريها مورد توجه سرمايهگذاران بالقوه و بالفعل جهت تحصيل سهام شركتها قرار ميگيرد؛ ولي در محاسبه ريسك منظور نميگردد.

فصل سوم:

روش شناسی پژوهش

3-1- مقدمه
در فصل دوم به بررسي مباني نظري و ادبيات موضوع پرداخته شد. يك محقق پس از انتخاب و تعيين موضوع تحقيق بايد به دنبال تعيين روش تحقيق باشد. پايه هر علمي روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانين هر علمي به روش شناختي مبتني است كه در آن علم به كار ميرود. انتخاب روش تحقيق بستگي به هدفها و ماهيت موضوع تحقيق و امكانات اجرايي آن دارد. بنابراين هنگامي ميتوان در مورد بررسي و انجام يك تحقيق تصميم گرفت كه ماهيت، موضوع تحقيق، هدفها و نيز وسعت و دامنه آن مشخص باشد. به عبارت ديگر، هدف از انتخاب روش پژوهش آن است كه محقق مشخص نمايد چه روش و شيوهاي او را دقيقتر، سريعتر و آسانتر در دستيابي به پاسخ پرسشهاي تحقيق مورد نظر ياري مينمايد.
تحقيق حاضر بدنبال بررسی تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار بر سرمایه درگردش و چرخه نقدینگی در شرکتهای پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران میباشد. متناسب با هدف کلی پژوهش، فرضیههای مطرح شده است و ارتباط بین متغیرهای پژوهش، اساس تصمیمگیری در خصوص این فرضیهها میباشد. بنابراين آزمونهاي همبستگي بيشترين نقش را در تجزيه و تحليل اطلاعات اين پژوهش ايفا ميكنند. در اين فصل، در ارتباط با روش پژوهش، فرضيه‌هاي پژوهش، متغيرهاي پژوهش و نحوه محاسبه آنها، جامعه و نمونه آماري، قلمرو زمانی و مكاني پژوهش، روش جمع‌آوري اطلاعات و داده‌ها، و روش‌هاي آزمون فرضيه‌ها و معرفي مدل تحقيق بحث شده است.

3-2- نوع پژوهش
روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. توصیفی به این دلیل که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیدههای مورد بررسی برای شناخت بیشتر شرایط موجود میباشد و همبستگی به دلیل اینکه در این پژوهش رابطه بین متغیرها موردنظر است. پژوهش حاضر به بررسی روابط بين متغیرها پرداخته و در پي اثبات وجود اين رابطه در شرايط كنوني براساس دادههاي تاريخي ميباشد. بنابراين ميتوان آن را از نوع پس رويدادي طبقهبندي نمود. در اينگونه پژوهشها، پژوهشگر به بررسي علت و معلول (متغير وابسته و متغير مستقل) پس از وقوع ميپردازد. اين پژوهش به لحاظ هدف، كاربردي است و در آن تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار شرکتها بر سرمایه درگردش آنها مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، پژوهش حاضر، بهلحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی است.
در این پژوهش به منظور آزمون وجود رابطه بین متغیرهای مستقل(ریسک عملیاتی، ریسک بازار) و متغیر وابسته (سرمایه درگردش) و همچنین معنیداری مدل از تحلیل رگرسیون در سطح اطمینان 95 درصد استفاده شده است. مدل آماری به کار گرفته شده در این پژوهش مدل رگرسیون چند متغیره است، که با استفاده از دادههای ترکیبی و رگرسیون تلفیقی برآورد گردید. به منظور انتخاب بین روش های pool و panel، ار آزمون f لیمر و در نهایت به منظور آزمون فرضیههای پژوهش از رگرسیون به روش تلفیقی استفاده شده است.

3-3- فرضیه های پژوهش
ریسک عملیاتی بر سرمایه درگردش تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ریسک بازار بر سرمایه درگردش تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ریسک عملیاتی بر چرخه نقدینگی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ریسک بازار بر چرخه نقدینگی تأثیر مثبت و معناداری دارد.

3-4- قلمرو پژوهش
هر پژوهشی باید دارای قلمرو و دامنه مشخصی باشد تا پژوهشگر در همه مراحل پژوهش، بر موضوع تسلط کافی داشته باشد و بتواند نتایج حاصل از نمونه انتخابی را به جامعه تعمیم دهد. این پژوهش نیز مانند سایر پژوهشها دارای دامنههای زیر میباشد.

3-4-1- قلمرو موضوعی پژوهش
قلمرو موضوعی این پژوهش، تعیین تاثیر ریسک عملیاتی و ریسک بازار بر سرمایه درگردش میباشد.

3-4-2- قلمرو مکانی پژوهش
قلمرو مکانی این پژوهش، کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.

3-4-3- قلمرو زمانی پژوهش
قلمرو زمانی این پژوهش، دور زمانی از ابتدای سال 1387 تا پایان سال 1391 میباشد.

3-5- جامعه پژوهشی
محدوده و فضای مطلوب محقق، جامعه آماری را مشخص مینماید؛

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سرمایه درگردش، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، مدیریت سرمایه Next Entries پایان نامه درمورد رگرسیون، مدل رگرسیون، چند متغیره، روایی محتوا