پایان نامه درمورد سرمایه انسانی، رشد اقتصادی، بهرهوری کل عوامل، برابری جنسیتی

دانلود پایان نامه ارشد

به بررسی دستیابی به امکانات آموزشی در جهان پرداختهاند. این مطالعه به دنبال بررسی رابطه بین تولید و سرمایه انسانی است، که به وسیله متوسط سالهای تحصیل و پیشرفت تحصیلی در سطوح مختلف محاسبه شده است. نتایج نشان میدهد که یک ارتباط مثبت و معناداری بین تحصیل و تولید وجود دارد.
چانگژنگ و جین39 (2009)، در مطالعهای به بررسی این اعتقاد در چین، که عدالت آموزشی دارای اثر منفی بر رشد اقتصادی است، میپردازد. در این بررسی از دادههای کلان چین برای دوره زمانی 1978 تا 2004 و از ضریب جینی آموزش به عنوان شاخص برابری آموزشی به منظور تعیین رابطه بین عدالت آموزشی و رشد اقتصادی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد عدالت آموزشی علاوه بر ترویج هماهنگی اجتماعی دارای اثرات مثبت بر کیفیت رشد اقتصادی میباشد و جهت علیت از ضریب جینی به سمت بهرهوری کل عوامل تولید میباشد.
مسترومارکو و قش40 (2009)، با استفاده از دادههای پنل 57 کشور در حال توسعه برای دوره 2000-1960 به بررسی کانالهای مهم اثرگذار بر بهرهوری پرداختهاند. نتایج حاصل بیانگر این است که FDI، واردات کالاهای سرمایهای، R&D و سرمایه انسانی همه کانالهای مهمی برای بهبود بهرهوری هستند، اما اثر سه عامل اول بستگی قطعی به سطح انباشت سرمایه انسانی دارد.
کیان و اسمیت41 (2008)، در مطالعهای نابرابری آموزشی را برای استانهای چین محاسبه کردهاند. آنها در این مطالعه نابرابریهای آموزشی شهری و روستایی را با استفاده از شاخص جینی مقایسه کردهاند. نتایج نشان میدهد علت عمده نابرابری آموزشی در چین ناشی از اختلاف دسترسی به تحصیل در بین مناطق شهری و روستایی در سال 2000 میباشد.
چن و گوپتا42 (2006)، در مقالهای به بررسی اثر متقابل میان درجه باز بودن اقتصاد و سرمایه انسانی در 20 کشور افریقایی طی دوره 2003- 1990 با استفاده از روش دادههای تابلویی پرداختهاند. طبق نتایج به دست آمده، اثر متقابل میان آموزش و بازبودن تجاری منفی و معنیدار است. این نتیجه بیانگر آن است که کشورهای مورد بررسی از لحاظ استانداردهای آموزشی در سطح بسیار پایینی قرار دارند، به طوری که با این سطح از سرمایه انسانی قادر به استفاده از سرریزهای دانش و تکنولوژیهای انتقال یافته از طریق گسترش بازبودگی نیستند.
آکینلو43 (2006)، تأثیرگذاری متغیرهای کلان بر TFP را در 34 کشور آفریقایی طی دوره 2002-1980 مورد مطالعه قرار داده است. آکینلو نشان داد بدهکاری خارجی، نرخ تورم، ارزش افزوده بخش کشاورزی به صورت درصدی از GDP، بهره نزول و انحراف نسبی قیمتهای محلی از نرخ نسبی مبادله تأثیر منفی و معنیدار بر TFP دارند. این در حالی است که سرمایه انسانی، نسبت صادرات به GDP، دارایی بخش خصوصی به صورت درصدی از GDP، سرمایهگذاری مستقیم خارجی به صورت درصدی از GDP و ارزش افزوده صنعت به صورت نسبتی از GDP تأثیر مثبت و معنیدار بر TFP دارند. در ضمن سیاستهایی که با هدف کاهش نرخ رشد جمعیت، کاهش بدهی، تسهیل تجارت خارجی، تثبیت قیمت و افزایش سهم بخش خصوصی طراحی میشوند، تأثیر مثبتی بر TFP دارند.
آسکاری و کاسمو44 (2004) ،در خلال دوره 2000-1985 عوامل تعیین کننده بهرهوری کل عوامل تولید اسپانیا را مورد ارزیابی قرار دادهاند. نتایج کار آنها نشان میدهد که فعالیتهای تحقیق و توسعه و سرمایهانسانی اثر مثبت بر بهرهوری دارد.
باریوکاسترو و دیگران45 (2002)، با استفاده از دادههای پنل 21 کشور OECD به بررسی رابطه بین R&D بین الملل، سرمایه انسانی و بهرهوری برای دوره زمانی 1966-1995 پرداختهاند. نتایج کار آنها نشان میدهد که سرمایه انسانی و R&D اثر مثبت بر بهرهوری دارد.
توماس و همکاران (2001)، داده های توزیع آموزش بارو و لی (1993) و داده های دوران تحصیل ساچاراپولس و آریاگادا46(1986) را به کار گرفتند تا ضریب جینی آموزش را بر اساس پیشرفت تحصیلی کشورها از 1960 تا 1990 اندازه گیری کنند. یافتههای آنان نشان داد که نابرابری آموزش در اغلب 85 کشور مورد مطالعه، طی دوره مورد بررسی کاهش یافته است. آنها دریافتند که یک ارتباط منفی بین ضریب جینی آموزش و میانگین سالهای تحصیل نیروی کار وجود دارد. به عبارت دیگر، کشورهایی که دارای سطوح تحصیلی بالاتری هستند توزیع آموزش عادلانهتری دارند. با اضافه نمودن تولید ناخالص ملی (GDP) سرانه در معادله، آنها بدین نتیجه رسیدند که میانگین سالهای تحصیل ارتباط مثبتی با GDP سرانه دارد در حالی که نابرابری آموزش با GDP سرانه ارتباط منفی دارد.
میلر و اوپادیا47 (2000)، در مطالعهای به بررسی اثرات باز بودن تجاری48، گرایش تجاری49 و سرمایه انسانی روی بهرهوری کل عوامل تولید برای 83 کشور توسعه یافته و در حال توسعه طی دوره 1960 تا 1989 پرداختهاند. آنها تعدادی از عوامل تعیین کننده بهرهوری کل عوامل تولید شامل شاخصهای باز بودن تجاری، گرایش تجاری و سرمایه انسانی را در نظر گرفتند. نتایج کار نشان داد هر قدر میزان باز بودن تجاری بیشتر باشد بهرهوری کل عوامل بیشتر افزایش خواهد یافت. کشوری که گرایش تجارت با خارج داشته باشد نیز بهرهوری بالاتری را تجربه میکند. در نهایت، سرمایه انسانی عموماً ارتباط مثبتی با بهرهوری کل عوامل تولید دارد. برای کشورهای فقیر سرمایه انسانی با بازبودن تجاری متقابلاً اثر میکنند تا به یک اثر مثبت منجر شوند.
لوپز و همکاران (1998)، ضرایب جینی 12 کشور آسیایی را برای دوره زمانی 1970 تا 1994 برآورد نمودند. آنها سعی کردند تا دریابند که چرا شواهد تجربی به طورکامل تأیید نمیکنند که یک رابطه مثبت قوی بین رشد و آموزش برقرار است. یافتههای آنان پیشنهاد میکند که توزیع آموزش نقش مهمی در روابط مذکور ایفا میکند؛ به طوری که یک توزیع آموزش نابرابر اثری منفی روی درآمد سرانه دارد. آنها پی بردند که اثر بی معنا یا حتی منفی آموزش روی رشد ناشی از عدم کنترل بر روی توزیع آموزش میباشد. بنابراین، حتی اگر متوسط آموزش بالا باشد، توزیع نابرابر آموزش موجب ارتباط ضعیف میان آموزش و رشد میشود. از میان سه کشور جنوب آسیا که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته بودند کشور فیلیپین بیشترین بهبود در عدالت آموزشی را داشت. ضریب جینی آموزش فیلیپین در سال1990، 309/0 بود که نسبت به سال 1970 که 368/0 بود یک کاهش 19 درصدی را نشان میداد. از سوی دیگر، ضریب جینی آموزش تایلند از 378/0 در 1980 تنها به میزان 6/8 درصد کاهش یافت.
بارو50 (1991) در مطالعهای با فرض این که کشورهایی که موجودی سرمایه انسانی بیشتری دارند، رشد بهرهوری بیشتری داشته و سریعتر رشد میکنند، به بررسی عوامل موثر بر رشد بر اساس اطلاعات 98 کشور جهان طی دوره 1985-1960 میپردازد و نتیجه کار وی نقش مهم و کلیدی سرمایه انسانی در رشد اقتصادی را از مجرای رشد بهرهوری کل عوامل تولید تایید میکند.
2-3-2- مطالعات داخلی
بهطور کلی، مطالعات صورت گرفته در رابطه با تحقیق حاضر به دو دسته تقسیم میشوند: دسته اول، مطالعاتی هستند که به اندازهگیری بهرهوری کل عوامل پرداختهاند. دسته دوم، مطالعاتی هستند که به ارتباط سرمایه انسانی با بهرهوری پرداختهاند.
آذربایجانی و مصطفایی (1390)، در مطالعهای به بررسی اثر نابرابری جنسیتی بر رشد اقتصادی و بهرهوری کل عوامل تولید در کشورهای منتخب طی دوره 1993 تا 2006 پرداختهاند. این مطالعه با اشاره به اینکه کاهش تبعیضهای جنسیتی نه فقط به سود زنان، بلکه همچنین به سود مردان، فرزندان و کل جامعه است، به دنبال بررسی اثر نابرابری جنسیتی بر رشد اقتصادی و بهرهوری کل عوامل تولید است و با استفاده از شاخصهای معتبر بینالمللی به عنوان معیارهای نابرابری جنسیتی؛ شاخص توسعه جنسیتی (GDI)، ارتقاء توانمندی جنسیتی (GEM) و شاخص نابرابری جنسیتی (GI) در توابع رشد از نوع کاب- داگلاس اثر آنها بر رشد اقتصادی و بهرهوری کل عوامل تولید را مورد تحلیل قرار داده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد هر چه نابرابری جنسیتی در عرصههای مختلف اقتصادی و اجتماعی نظیر حوزههای آموزش، سلامتی و اشتغال کمتر باشد، رشد اقتصادی پر شتابتر و مؤثرتری مشاهده خواهد شد. از سوی دیگر اثر کاهش نابرابری جنسیتی بر بهرهوری کل عوامل تولید مثبت بوده است به گونهای که با به کارگیری هر کدام از شاخصهای نابرابری جنسیتی در تابع تولید کل، متغیر بهرهوری افزایش یافته است.
احمدی و همکاران (1389)، در مطالعهای نقش سرمایه انسانی در ارتقاء بهرهوریکلعوامل تولید در اقتصاد ایران، برای دوره زمانی 1357 تا 1384 مورد ارزیابی قرار دادهاند. در این مطالعه، برای سرمایه انسانی دو بعد سلامت و آموزش در نظر گرفته شده است و اثر آنها در کنار سایر عوامل مؤثر بر سطح بهرهوری بررسی شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل با استفاده از روش خود توضیح با وقفههای گسترده51 (ARDL) نشان میدهد که، متوسط سالهای تحصیل نیروی کار و نسبت مخارج بهداشتی به تولید ناخالص داخلی( به عنوان جانشینهای سرمایه انسانی از نوع آموزش و سلامت) اثر مثبت و معنیدار بر سطح بهرهوری دارند. نتایج آزمون علیت نیز، وجود رابطه علی یک طرفه را از سوی سرمایه انسانی بر بهرهوریکل عوامل تولید تأیید مینماید.
برزانی و حاتمی (1389)، در مطالعهای به بررسی اثر برابری جنسیتی آموزشی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب درحالتوسعه طی دوره زمانی 2000 تا 2006 پرداختهاند. در این مقاله با استفاده از الگوی سیستم همزمان، اثر مستقیم و غیر مستقیم برابری جنسیتی آموزشی بر رشد اقتصادی بررسی شده است. نتایج برآورد مدل نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار برابری جنسیتی آموزشی بر رشد اقتصادی بوده است. بر اساس نتایج بهبود برابری جنسیتی آموزشی تسریع کننده رشد اقتصادی است که به طور مستقیم به واسطهی تأثیر آن بر انباشت سرمایهی انسانی و به طور غیر مستقیم از طریق تنظیم رشد جمعیت و توسعه سرمایهگذاری حاصل شده است.
علمی و جمشیدنژاد (1386)، در مطالعهای به بررسی اثر آموزش بر رشد اقتصادی ایران در سالهای 1350 تا 1382 پرداختهاند. در این مقاله، برای نشان دادن اثر آموزش بر رشد اقتصادی ایران در بعد نظری از مدل لوکاس استفاده شده است و در مطالعه کاربردی از میانگین سالهای آموزش نیروی کار شاغل به عنوان شاخص آموزش و سرمایه انسانی استفاده شده است. نتایج، حاکی از تأثیر مثبت و معنادار آموزش بر رشد اقتصادی ایران در طول دوره مورد بررسی است.
کمیجانی و صلاحی (1386)، نحوه اثرگذاری سرمایه انسانی، تحقیق و توسعه، فناوری اطلاعات و ارتباطات و صادرات را بر رشد اقتصادی و بهرهوری بخش صنعت ایران برای دوره زمانی 1384-1373 بررسی کردهاند. نتایج حاصله بیانگر این است که سرمایه فیزیکی بیشترین اثر را بر بهرهوری دارد و صادرات و سرمایه انسانی اثر معنیداری ندارد.
خالصی (1384)، در مطالعهای نقش مؤلفههای مهم اقتصاد نوین و سایر عوامل تعیین کننده در رشد بهرهوری کل را توضیح داده و با توجه به مؤلفههای یاد شده، راههای ارتقاء بهرهوری کل عوامل تولید را پیشنهاد میدهد. در این مطالعه، بهرهوری کل عوامل از تلفیق دو رویکرد حسابداری رشد و تخمین تابع تولید با بکارگیری تکنیکهای اقتصاد سنجی، محاسبه و سپس رابطه بین مؤلفههای اقتصاد نوین همچون تحقیق و توسعه، درجه بازبودن اقتصاد و سایر متغیرها مانند تورم و تغییرات ساختاری با بهرهوری کل عوامل با استفاده از تکنیک همجمعی برای دوره زمانی 1382-1338 بررسی شده است. یافتههای حاصل از تحقیق نشان میدهد که تحقیق و توسعه در قالب شاخص سهم شاغلان علمی، فنی و تخصصی و درجه بازبودن اقتصاد بر رشد بهرهوری کل اثر مثبت، اما تورم و تغییرات ساختاری در قالب شاخص سهم ارزش افزوده بخش صنعت از تولید ناخالص داخلی اثر منفی دارد. همچنین، عامل تحقیق و توسعه و درجه باز بودن اقتصاد به ترتیب بیشترین اثر بر ارتقاء بهرهوری کل را دارند به این معنا که بهبود تحقیق و توسعه، افزایش صادرات کالاها و خدمات و واردات کالاهای سرمایهای با فناوری جدید در راستای اقتصاد مبتنی بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نیروی کار، سرمایه انسانی، آموزش و پرورش، رشد اقتصادی Next Entries پایان نامه درمورد بهرهوری کل عوامل، ضریب جینی، آموزش عالی، دانشگاهها