پایان نامه درمورد سرمایه انسانی، بهرهوری کل عوامل، ضریب جینی، نیروی کار

دانلود پایان نامه ارشد

.
1-6- روش تحقيق
مطالعه حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش تجزیه و تحلیل از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی میباشد. آمار و اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانهای جمعآوری شده است. در این مطالعه ضریب جینی آموزش به عنوان شاخصی برای بیان نابرابری آموزشی، برای افراد 15 سال به بالا، با استفاده از مطالعه توماس و همکاران11(2001)، محاسبه شده است. در ادامه، با بهرهگیری از داده های سری زمانی ایران طی دوره 1390-1349 و رهیافت اقتصاد سنجی ARDL، میزان نابرابری آموزشی و رابطه تجربی آن با بهرهوری کل عوامل تولید مورد آزمون قرار گرفته است. در این بررسی از نرمافزارهای Eviews 6 و Microfit 4.0 و Matlab 6.5 استفاده شده است.
دلیل انتخاب رهیافت ARDL این است که متغیرهای مؤثر بر بهرهوری کل عوامل تولید معمولاً با تأخیر عمل میکنند؛ بنابراین باید مدلی برای برآورد استفاده شود که پویاییهای کوتاهمدت را به بلندمدت مرتبط سازد. همچنین سریهای زمانی مورد بررسی ایستا ( انباشته از صفر) نبوده و مرتبة انباشتگی آنها نیز مختلف میباشد، لذا استفاده از روشهای حداقل مربعات معمولی12 ، خود رگرسیون برداری13 و همانباشتگی14 کاربرد نخواهد داشت؛ بنابراین استفاده از رهیافت ARDL به لحاظ عدم در نظر گرفتن مرتبة انباشتگی متغیرها و قابلیت تحلیل نتایج آن در کوتاهمدت و بلندمدت، میتواند بهترین الگو جهت تخمین ضرایب مدلهای کوتاهمدت و بلندمدت باشد (بیژنی، 1386).
1-7- تعريف مفاهيم
متغیرهای اصلی در مطالعه حاضر بهرهوری کل عوامل تولید و ضریب جینی آموزشی است که در ادامه تعریف مفهومی این متغیرها بیان شده است. شایان ذکر است که تعریف عملیاتی این متغیرها در کنار سایر متغیرهای مورد استفاده، در فصل چهارم این مطالعه ذکر شده است.
1-7-1- بهرهوری کل عوامل تولید
در ادبیات اقتصادی برای بهرهوری مفاهیم متعددی توسط اقتصاددانان، مؤسسات و سازمانهای بینالمللی ارایه شده است. در اوایل دههی 1900 بهرهوری را رابطه بین ستانده و عوامل به کار گرفته شده در تولید تعریف کردند. در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا15 (OECD)، تعریف دقیقتری از بهرهوری ارایه نمود و آن را نسبت ستانده به یکی از عوامل تولید معرفی کرد. عوامل تولید ممکن است سرمایه، کار، موادخام، انرژی و مواد دیگر باشد. سازمان بهرهوری اروپا16 (EPA) آن را درجه استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید معرفی میکند و معتقد است که بهرهوری قبل از هر چیز یک دیدگاه فکری است.
در یک نگاه کلی، بهرهوری استفاده بهینه از منابع تولیدی، نیرویکار، سرمایه، تجهیزات و تسهیلات، انرژی، مواد و مدیریت به طور علمی، کاهش هزینههای تولید، از بین بردن ضایعات، گسترش بازارها و غیره جهت بهبود سطح کیفیت زندگی و توسعه اقتصادی است که به طور کلی از نسبت تولید کالاها و خدمات و یا مجموعهای از کالاها و خدمات به یک یا چند عامل مؤثر در تولید آن کالاها و خدمات به دست میآید (عسگری و همکاران، 1388،ص 7-5).
بهرهوری را میتوان ترکیبی از کارایی و اثربخشی17 دانست. کارایی به مفهوم صحیح انجام دادن کار است و با استفاده مفید از منابع ارتباط دارد، یعنی این که از حداقل نهادهها حداکثر محصول برداشت شود. اثربخشی به مفهوم کار صحیح میباشد. یعنی ممکن است با مصرف کمتر نهادهها محصول بیشتری تولید کرد ولی این محصول کیفیت مطلوب مورد نظر مصرفکننده را نداشته باشد. در این حالت کارایی واقع شده، اما چون محصول فاقد کیفیت لازم است، از این رو اثربخش نبوده و نمیتواند رضایت مصرفکننده را جلب نماید. به این ترتیب تحقق کارایی و اثربخشی هر کدام به تنهایی موجب افزایش بهرهوری نخواهند شد.
با افزایش بهرهوری در فرایند تولید میتوان با استفاده سطح معینی از نهادهها به تولید بیشتری دست یافت. از نهادههای مهم تولید، عامل نیروی کار و عامل سرمایه هستند، به همین جهت دو مفهوم بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه در حقیقت استفاده بهینه از عوامل نیرویکار و سرمایه را نشان میدهد. همچنین بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) استفاده بهینه از ترکیب عوامل مذکور را نشان میدهد. رشد بهرهوریکلعوامل، علاوه بر رشد کمی نهادههای تولید، یکی از منابع مهم تامینکننده رشد اقتصادی در سطح کلان میباشد و در واقع به نوعی مدیریت استفاده از منابع تولید را نشان میدهد (مقدم تبریزی، ولیزاده، 1385).
بهرهوری کل عوامل تولید، تغییرات تولید را در ارتباط با تغییرات مجموعهای از عوامل تولید یا نهادهها بررسی میکند. در واقع این رویکرد، تغییرات آن دسته از عواملی را که بیشترین نقش را در فرایند تولید دارند در نظر میگیرد و میتواند چگونگی استفاده مفید و مولد از عوامل تولید را به درستی تشریح کند (عسگری و همکاران، 1383، ص 7-5).
1-7-2- ضریب جینی آموزش
ضریب جینی، توزیع نسبی آموزش میان یک جامعه را اندازه میگیرد. معیار ضریب جینی آموزش تابعی از سالهای تحصیل و سطوح مختلف تحصیلات، درصد جمعیت مربوط به هر یک از سطوح پیشرفت تحصیلی و متوسط پیشرفت آموزشی جامعه است. مقدار ضریب جینی آموزش بین صفر و یک میباشد. مقدار صفر نشان میدهد که همه افراد جامعه دارای میزان تحصیلات یکسانی هستند که این به معنای برابری کامل در توزیع آموزش است. مقدار یک نشان میدهد که آموزش تماماً به یک نفر اختصاص یافته است و سایر افراد جامعه از آموزش محروم هستند که این بیانگر نابرابری کامل در توزیع آموزش است. صفر و یک دو مقدار حدّی هستند و تنها به لحاظ تئوری امکان پذیر میباشند و در دنیای واقعی رخ نمیدهند.
1-8- محدوديتهاي تحقيق
یکی از مهمترین محدودیتهای این تحقیق در کشور، عدم دسترسی به دادههای سالانه متغیرهای میانگین سالهای تحصیل و نسبت جمعیت با سطح خاصی از تحصیلات میباشد و این آمار در سایت بارو و لی به صورت پنج ساله گزارش شده است به همین دلیل بعد از محاسبه شاخص جینی آموزش، برای به دست آوردن دادههای سالانه، از درونیابی استفاده شده است. همچنین به علت نبود آمار، دوره ابتدایی و راهنمایی با هم آورده شده است.
1-9- سازماندهي تحقيق
این مطالعه در قالب شش فصل به شرح زیر تنظیم شده است:
ابتدا در فصل اول کلیات تحقیق ارائه شده است. فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق (مبانی نظری و پیشینة تحقیق) دارد. فصل سوم به بررسی توصیفی متغیرها اختصاص دارد. در فصل چهارم مدل مورد استفاده و جامعه آماری تحقیق معرفی شده است. در فصل پنجم یافتههای تحقیق ارائه و تحلیل شده است و در فصل پایانی نیز نتایج و پیشنهادها ارائه شده است.

2-1- مقدمه
هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر کاهش نابرابریهای آموزشی، به عنوان یکی از ارکان شاکله سرمایه انسانی بر بهرهوری کل عوامل تولید در ایران است. در این فصل مبانی نظری و مطالعات تجربی موجود در این زمینه مرور و بررسی شده است. مطالب این فصل در چهار قسمت تنظیم شده است. پس از مرور مبانی نظری، در قسمت سوم مطالعات تجربی در این حوزه بیان شده است. در قسمت پایانی نیز جمعبندی کلی از این مطالعات و وجه تمایز مطالعه حاضر نسبت به مطالعات تجربی موجود ارائه شده است.
2-2- مبانی نظری
توجه بیش از حد دانش اقتصاد به جوانب مادی و معیارهای قابل اندازهگیری در تولید و توزیع محصول در طی سالهای قبل از دهه 1950، به کمتوجهی و غفلت نسبت به مفهوم سرمایه انسانی در ادبیات اقتصادی آن دوره منجر گردیده است. در چارچوب این تفکر اقتصاددانان، انسانها، نیروی کار متجانسی را تشکیل میدادند که کاملاً قابل جانشینی یکدیگر بوده و هیچ تفاوت چشمگیری بین آنها وجود ندارد. در حقیقت بعد از دهه 1950 بود که تغییرات کیفی در نیروی کار به صورت مهارتها و تخصصهای ناشی از سرمایهگذاریهای آموزشی مطرح و به تدریج مفهوم سرمایه انسانی در تحلیلهای اقتصادی از اهمیت شایستهای بهرهمند شد (عمادزاده، 1388،ص 18).
مفهوم گسترده سرمایه انسانی جنبههای ذاتی انسانها نظیر توانمندیها، مهارتها و استعدادهای ذاتی، آموزش، تجربه و سلامت را در برمیگیرد. سرمایه انسانی، به کیفیت انسانها و کیفیت تواناییهای فردی میپردازد. تشکیل سرمایه انسانی، ارتقاء و بهبود ظرفیت تولیدی افراد را مورد مطالعه قرار میدهد. سرمایه انسانی مکمل سرمایههای فیزیکی است، و همانند سرمایههای فیزیکی بهرهوری تولید را افزایش میدهد. استفاده بیشتر از سرمایه انسانی موجب خواهد شد که کارائی سرمایههای فیزیکی نیز افزون گردد. بخش مهمی از سرمایهگذاری در سرمایه انسانی، به انواع آموزش و بهداشت و درمان اختصاص مییابد. سرمایهگذاری در ظرفیتهای تولیدی، فکری و جسمی مردم حجم سرمایه انسانی جامعه را توسعه و زمینههای رشد را ممکن و میسر میسازد (همان، ص 39).
با توجه به اینکه فرایند تولید به طور فزایندهای دانش محور شده است، اهمیت سرمایه انسانی به عنوان یک عامل تولید با گذر زمان افزایش یافته است. امروزه، تعداد نسبتاً کمی از مشاغل وجود دارند که صرفاً با وظایف مکانیکی- فیزیکی سر و کار داشته باشد و تعداد قابل توجه و رو به رشدی از مشاغل برای تولید کالاها و خدماتی که روز به روز پیچیدهتر میشوند نیاز به استفاده از دانش و مهارتهای تخصصی دارند. این مسئله در مورد تولید دانش کاربردی18 که زیربنای پیشرفت فنّی19 است نیز صادق میباشد، پیشرفت فنیای که رفته رفته وابستگی بیشتری به فعالیتهای تحقیق و توسعه پیدا کرده و با علم نظری بیشتر گره خورده است و در نتیجه مهارت محورتر شده است. به علاوه، کاهش هزینههای حمل و نقل و ارتباطات، باعث افزایش بیشتر و بیشتر فعالیتها برای رقابت خارجی، افزایش سرعت تغییر ساختاری و قرار دادن جایزه و پاداش بیشتر برای ظرفیت نوآوری20 و قابلیت تطبیق بنگاهها و کارگران شده است (فونته، 2006).
هاربینسون در این زمینه اظهار میدارد: « منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل میدهد. سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولید هستند، در حالی که انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایهها را متراکم میسازند، از منابع طبیعی بهرهبرداری میکنند، سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را میسازند و توسعه ملی را به جلو میبرند. به وضوح، کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهرهبرداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد» (عمادزاده، 1388).
توزیع آموزش در میان یک جامعه مسئله مهمی است که دلالتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. از یک سو، کارگر یک عامل تولید ضروری برای تولیدات اقتصادی بوده و از سوی دیگر، سطح مهارت مورد نیاز نیروی کار عمدتاً از طریق آموزش رسمی ارتقاء مییابد. بنابراین، توزیع آموزش با توجه به اثراتی که روی رشد اقتصادی دارد حائز اهمیت است. به علاوه، مشخص شده است که سطح آموزش به لحاظ آماری با تعدادی از شاخصهای اقتصادی و اجتماعی از قبیل نرخهای جرم21، سلامت و درآمد ارتباط دارد. ارتباط بین آموزش و این شاخصها، خواه مستقیم باشد و خواه غیرمستقیم، آموزش و توزیع آن را به یک عنصر سیاستی کلیدی و مهم تبدیل میسازد ( بنت22، 2011).
2-2-1- دیدگاههای اقتصاددانان مختلف در مورد اهمیت اقتصادی آموزش و سرمایه انسانی
در این قسمت دیدگاههای بنیادین اقتصاددانانی که به اهمیت سرمایهگذاری در آموزش پرداختهاند، مطرح شده است. ابتدا اهمیت اقتصادی آموزش از دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک از قبیل آدام اسمیت، جان استوارت میل، آلفرد مارشال و فننیوتن بیان شده است. با توجه به اینکه عمدهترین پیشرفت اقتصاد آموزش بعد از سالهای 1950 بوده است در این راستا دیدگاههای اقتصاددانان معاصر مانند کوزنتس، تئودور شولتز و لوئیس ارائه شده است.
2-2-1-1- دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک
آدام اسمیت23
آدام اسمیت از معتبرترین اقتصاددانان کلاسیک است که اهمیت اقتصادی آموزش را مد نظر قرار داده است. او در قسمتهای مختلف کتاب ثروت ملل که در سال 1776 منتشر ساخت، بر نقش کار در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد بهرهوری کل عوامل، سرمایه انسانی، ضریب جینی، نیروی کار Next Entries پایان نامه درمورد نیروی کار، بهرهوری کل عوامل، رشد اقتصادی، سرمایه انسانی