پایان نامه درمورد سازمان ملل متحد، سازمان ملل، شاخص توسعه، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهاي صنعتي به قدري بهتر شده بود که سياستمداران و تصميم گيران مي توانستند خواست هاي عالي را در کار سياستگذاري جايگزين نمايند. استاندارد زيست که در آغاز سده ي بيستم ميلادي به عنوان سنتزي از احتياجات اساسي ابداع شد، خيلي سريع به هنجار عمومي پيشرفت اجتماعي مبدل گرديد و کيفيت زندگي در ادامه اين روند به بيان ملاحظات اجتماعي و زيست محيطي پرداخت و به سرعت به يک ابزار بازاريابي درعرصه اقتصاد جهاني تبديل شد. فرض بر اين بوده که جنبش کيفيت زندگي مي تواند به ترويج توسعه پايدار کمک کند و حساسيت ها را نسبت به ظرفيت مسکوني زمين و ظرفيت تحمل بشر افزايش دهد . کيفيت زندگي نماد پاسخ به نياز پست مدرنيسم است و در پي هنجار مشترکي براي مقابله با نابرابري ها مي باشد. در طول دهه 1970 ميلادي مطالعات و مشاهدات متعددي در زمينه کيفيت زندگي انجام شد. در اين زمان دو گرايش عمده بين پژوهشگران وجود داشت؛ عده اي با تکيه بر علوم اجتماعي و شاخص هاي جمعي، موضوع کيفيت زندگي را پيگيري مي کردند و عده اي با تکيه بر شاخص هاي فردي سعي در تکميل مطالعات خود داشتند (Mayers,1987,p:45).
در دهه 1980 ميلادي، مطالعات کيفيت زندگي در جهت رتبه بندي شهرها و مقايسه آنها ادامه پيدا کرد. نخستين بار دولت بريتانيا با در نظر گرفتن معيارهايي چون بهداشت، آموزش و اشتغال به رتبه بندي شهرها اقدام نمود. پس از آن در ايالت متحده آمريکا اقداماتي در جهت تهيه گزارش رتبه بندي سالانه شهرها انجام شد(Boyer And Savageau,1981). پس از اين گزارش توجه به انگاشت کيفيت زندگي در تمام عرصه هاي جغرافيايي، اجتماعي، برنامه ريزي و سياستگذاري افزايش يافت. در اواسط دهه 1980 ميلادي، بررسي هاي مرتبط با کيفيت زندگي به طور فزاينده اي بر مقياس هاي جغرافيايي کوچکتر همچون شهرها متمرکز شد. در اين زمان اهميت مطالعه کيفيت زندگي خرد شهري در کنار مطالعه کيفيت زندگي کل شهر مورد توجه قرار گرفت.
در طي دهه 1980 افزون بر تلاش در جهت رتبه بندي شهرها با استفاده از شاخص هاي کيفيت زندگي، مطالعاتي نيز در جهت ترکيب شاخص هاي مختلف و همچنين استفاده از شاخص هاي اقتصادي در کيفيت زندگي انجام شد. اولين نمونه اين فعاليتها در انگلستان و تحت عنوان BTI در سال 1988 صورت گرفته است.در همين زمان برنامه جوامع سالم توسط سازمان بهداشت جهاني نيز تدوين شد. اين برنامه دولت ها را به تلاش همگاني براي ارتقاء شرايط زندگي در سطح محلي ترغيب مي کرد و زمينه هاي توسعه شاخص هاي کيفيت زندگي را در سطح جامعه بين الملل فراهم مي ساخت(Mayers,1987,p:45). نخستين مقايسه بين المللي در زمينه کيفيت زندگي توسط کميته بحران جمعيت11 وابسته به سازمان ملل متحد در سال 1990 ميلادي انجام شد.
در طول دهه 1990 مطالعات درباره کيفيت زندگي به سمت رقابت شهرها متمايل گرديد. اين تغيير تمايل و سياستگذاري به دنبال انتقادهاي وارد بر رتبه بندي شهرها به وجود آمد و منتقدان خواستار استفاده مؤثرتر از انگاشت کيفيت زندگي در برنامه هاي توسعه و بهبود واقعي شرايط زندگي شدند. آنها معتقد بودند اين روش بيشتر بر پايه شاخص هاي هزينه هاي زندگي استوار شده است و کيفيت زندگي به طور واقعي در نظر نيامده است. در اين مطالعات با مراجعه به آرا مردم ، اهداف ارتقا کيفيت زندگي، ايجاد يک جامعه با نشاط، سالم، داراي وفاق اجتماعي و محيط زيست پايدار عنوان شده است و در تمامي آن ها با تأکيد بر توسعه پايدار، ارتقاي کيفيت مکاني، جذب نيروهاي انساني کارآمد و افزايش توان رقابت شهرها در عرصه اقتصاد جهاني به بررسي کيفيت زندگي در سطح شهرهاي مختلف پرداخته شده است .
در پي بحث کيفيت زندگي و به دنبال رونق مباحثي نظير اقتصاد جهاني، جهاني شدن و تقويت اقتصادهاي کوچک و محلي براي ورود به اين رقابت ها بحث رقابت شهرها نيز شکل گرفت. تغيير ماهيت فعاليتهاي اقتصادي و سازماندهي جديد آنها به ويژه در زمينه فعاليتهاي توليدي و افزايش بخشهاي خدماتي و ظرفيت هاي سرمايه گذاري باعث دگرگوني در انتخاب مکان براي سرمايه گذاري گرديد. به اين ترتيب مجموعه جديدي از ويژگيهاي مکاني و تعريف دسترسي به مکان به منظور استقرارفعاليت هاي اقتصادي پديد آمد(Micheal,2001). به اين ترتيب رقابت شهرها نه تنها بيانگر موقعيت آن ها در ظرفيت هاي موجود سرمايه هاي جهاني است بلکه سهم آن ها در رسيدن به دستاوردهاي رقابت جهاني را نيز مشخص مي کند، به اين معنا که شهرها براي کسب موقعيت بهتر در اقتصاد جهاني نيازمند ارتقا کيفيت مکاني و کيفيت زندگي هستند(Rogerson,1998).
پس از دهه 1990 ميلادي آنچه که در مبحث کيفيت زندگي مطرح شده است ارتقا سطح کيفيت زتدگي براي دستيابي به موقعيت بهتر در چرخه رقابت هاي اقتصادي مي باشد. اقتصاد نوين نيازمند سرمايه هاي انساني و تکنولوژيکي است و شرط دستيابي به آن بهبود کيفيت زندگي در سطح شهرها مي باشد.
در سده 21 ميلادي مفهوم رقابت دچار دگرگوني شده و از رقابت اقتصادي صرف به سمت رقابت شهرها و مناطق شهري متمايل شده است.مهمترين عرصه هاي رقابت اقتصادي در سده 21 ميلادي، ابتکارات و نوآوري، دانش، ارتقا فن آوري و نيروي کار متخصص هستند. ( Federation of Canadian Municipalities, 2002) . بنابراين مفهوم کيفيت زندگي در سده 21 ميلادي به سمت کيفيت مکاني و کيفيت زندگي شهري متمايل شده است اين تغيير رويکرد در هماهنگي کامل با نيازهاي اقتصادي امروز قرار دارد و هدف آن جذب، پرورش و نگهداري استعدادهاي خلاق مي باشد.
جدول زير تحول تاريخي شکل گيري انگاشت کيفيت زندگي را نشان مي دهد.

جدول شماره2-2- تحول تاريخي شکل گيري انگاشت کيفيت زندگي
دهه
تحول تاريخي شکل گيري انگاشت کيفيت زندگي
1950-1900
* بحث استاندارد زيست ، پسنديدگي و گسترش آن که دولت ها را موظف مي ساخت تا حداقلي از شرايط مادي و سلامتي را براي زندگي انسانها فراهم سازند.
1970-1950
* جايگزين نمودن انگاشت کيفيت زندگي به جاي استاندارد زيست در نتيجه توجه به ساير نيازهاي انسان چون عزت نفس، آموزش، معاشرت هاي اجتماعي، زيبايي شناسي و جز آن همراه با رشد سريع اقتصادي و توجه به جنبه هاي کيفي محيط زيست.
1980
* مطالعات کيفيت زندگي در جهت رتبه بندي شهرها و مقايسه آنها، درنتيجه افزايش توجه به انگاشت کيفيت زندگي در تمام عرصه هاي جغرافيايي، اجتماعي، برنامه ريزي و سياستگذاري.
* اهميت يافتن مطالعه کيفيت زندگي زيرنواحي شهري در کنار مطالعه کيفيت زندگي کل شهر .
1990
* درپي رونق مباحثي نظير اقتصاد جهاني، جهاني شدن و تقويت اقتصادهاي کوچک و محلي براي ورود به اين رقابت ها ، مطالعات درباره کيفيت زندگي به سمت رقابت شهرها متمايل گرديد، به اين معنا که شهرها براي کسب موقعيت بهتر در اقتصاد جهاني نيازمند ارتقا کيفيت مکاني و کيفيت زندگي هستند.
2000
* در نتيجه دگرگوني در مفهوم رقابت و تغيير مفهوم از رقابت اقتصادي صرف به سمت رقابت شهرها و مناطق شهري ، مفهوم کيفيت زندگي به سمت کيفيت مکاني و کيفيت زندگي شهري متمايل شده است.
ماخذ: نگارنده(تدوين و استنتاج از منابع مختلف)
سير تحول انگاشت کيفيت زندگي بر نحوه نگرش نسبت به گستردگي و موضوعات مرتبط با انگاشت کيفيت زندگي نيز اثرات مختلفي داشته است. بر اين اساس مطالعات مربوط به کيفيت زندگي را مي توان به سه گروه عمده تقسيم نمود:
جدول شماره 3-2- مطالعات مربوط به کيفيت زندگي

مطالعات مربوط به کيفيت زندگي
گروه اول
* مطالعاتي هستند که تا دهه 1960 ميلادي انجام مي شدند و صرفاً به موضوعات محيطي توجه مي کردند و موضوعات مربوط به زندگي شخصي را درمطالعات خود وارد نمي کردند، اين گروه به زمان تعريف کيفيت زندگي و جدا ساختن مفهوم استاندارد زيست از کيفيت زندگي تعلق دارند. به عبارت ديگربر اساس استاندارد زيست در اين دوران ، شرايط حداقلي براي همه حوزه هاي زندگي تعيين مي شد به طوري که سطح زندگي شهروندان نبايد پايين تر از آن قرار مي گرفت.
گروه دوم
* مطالعات هستند که علاوه بر موضوعات زيست محيطي و پيراموني به مشکلات جمعيتي و اجتماعي شهروندان نيز توجه مي کند. اين گروه از مطالعات در دوره زماني 1970 تا 1980 ميلادي انجام گرفت.
گروه سوم
* مطالعاتي هستند که به رضايت مندي شهروندان و ارتقا رفاه واقعي براي شهروندان نيز توجه دارد، مطالعات اين گروه مربوط به دهه ي 1990 و پس از آن مي شود تا قبل از اين مرحله نقش اصلي در انگاشت کيفيت زندگي، محيط زيست و معيارهاي اقتصادي و اجتماعي بوده اند ولي پس از آن نيازهاي دروني انسان نقش پررنگ تري پيدا کرد و اساس مطالعات مربوط به کيفيت زندگي توحه به رضايت شهروندان و آسايش آن ها در محيط پيرامون خودشان گرديد.
ماخذ: نگارنده(تدوين و استنتاج از منابع مختلف)

برخي از چارچوب هاي بين المللي و مجموعه اي از روشهاي پايه براي تحقيقات کيفيت زندگي كه بنياني براي معيار سنجش کلي کيفيت زندگي بنا نهادند عبارتند از :
الف) اعلاميه ونکوور درباره اسکان بشر، 1976 :
* بهبود کيفيت زندگي بشر اولين و مهمترين هدف هر سياست اسکان بشر مي باشد.
* توسعه اقتصادي بايد به ارضاء نيازهاي بشري منجر شود و وسيله اي ضروري در جهت دستيابي به کيفيت زندگي بهتر مي باشد.
ب) اعلاميه‌ كنفرانس‌ جهاني‌ اسكان‌ بشر، استانبول‌، 1996:
* براي‌ بهبود كيفيت‌ زندگي‌ در اسكان‌ بشر، بايستي‌، با بدتر شدن‌ اوضاعي‌ كه‌ در غالب‌ موارد، خصوصاً در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ نقطه‌ بحراني‌ رسيده‌ است‌، مبارزه‌ كنيم‌. بدين‌ منظور بايد بطور جامعي‌ از جمله‌ مصرف‌ الگوهاي‌ توليد ناپايدار خصوصاً در كشورهاي‌ صنعتي‌، تغييرات‌ ناپايدار جمعيت‌، شامل‌ ساختار و توزيع‌، دادن‌ اولويت‌ به‌ جمعيت‌ مازاد، بي‌ خانماني‌، فقر فزاينده‌، بيكاري‌، محروميت‌هاي‌ اجتماعي‌، عدم‌ ثبات‌ خانواده‌، منابع‌ ناكافي‌، كمبود ساختار و خدمات‌ اساسي‌، كمبود برنامه‌ريزي‌ كافي‌، عدم‌ امنيت‌ و خشونت‌ رو به‌ رشد، تنزل‌ محيط‌ زيست‌ و آسيب‌پذيري‌ رو به‌ رشد نسبت‌ به‌ امراض‌ را مورد بررسي‌ قرار دهيم‌.
* به منظور پايدار نگه داشتن محيط زيست جهاني و بهبود کيفيت زندگي در سکونتگاههاي بشري نياز به ترويج الگوهاي پايدار توليد، مصرف، حمل و نقل ، توسعه سکونتگاهها و جلوگيري از آلودگي وجود دارد.
پ) اعلاميه راجع به شهرها و ديگر مكانهاي اسکان بشردرهزاره جديد، 2001
ج) اهداف توسعه هزاره ، (MDGs)2001
د) شاخص توسعه انساني سازمان ملل متحد:
شاخص توسعه سازمان ملل متحد سه بعد اساسي را ترکيب مي کند که عبارتند از:
1- اميد به زندگي 12
2- نرخ سواد13
3- سرانه درآمد14 (Human Development Report(HDR),UNDP,1997).
ر) شاخص کيفيت زندگي واحد اطلاعات اکونوميست
ز) مطالعات انجام شده توسط موسسه تحقيقات سياسي کانادا15( CPRN) در سال 1996.

7-3-2- معرفي و تعريف انگاشت هاي مرتبط با انگاشت کيفيت زندگي
با توجه به تعاريف متفاوت ارائه شده ازکيفيت زندگي، مي توان مشاهده نمود کلماتي مانند رضايتمندي، بهزيستي، وقايع عيني، خوشنودي، شادي و رضايت از زندگي کلماتي کليدي مي باشندکه توسط پژوهشگران مختلف به کار برده شده اند. برخي از نويسندگان تمايل دارند کيفيت زندگي را با انگاشت هاي ديگر تلفيق کرده و انگاشت هاي متفاوتي را به جاي آن به کار ببرند. مهمترين انگاشت هاي گفته شده بهزيستي، خوشنودي و رضايت از زندگي مي باشند. همه اين انگاشت ها در برخي موارد در تبادل با انگاشت کيفيت زندگي به کار مي روند(Ilic,2010,p:54) . اين بخش با اين انگاشت ها به عنوان واحدهاي سازنده کيفيت زندگي سروکار دارد و به تعريف آنها مي پردازد.

1-7-3-2- انگاشت بهزيستي16
تعريف انگاشت بهزيستي مانند انگاشت کيفيت زندگي، دشوار مي باشد. بهزيستي يک احساس ذهني است. براي دهه ها، نماگرهاي اقتصادي نقش اساسي در تصميم گيري هاي سياسي بازي مي کردند. تحت اين پيش فرض که پول مهمترين محرک بهزيستي است. اما امروزه برخي محققان براين باورند که ثروتمند شدن جوامع در حال رشد و تفاوت هاي بهزيستي در ميان جوامع، کمتر به درآمد بستگي دارد و در اغلب موارد به عواملي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد قرن نوزدهم، سازمان ملل متحد، شاخص توسعه، سازمان ملل Next Entries پایان نامه درمورد فلسفه اخلاق، توسعه دانش، محل سکونت