پایان نامه درمورد زنان مسلمان، طعام اهل کتاب، عقد نکاح

دانلود پایان نامه ارشد

دوستي نشان دهند هر چند آنان پدران يا فرزندان اينان باشند)
در اين آيه از هر گونه ابراز محبت نسبت به کافران منع شده و طبيعي است که ازدواج موجب محبت مي شود بنابراين به اين نتيجه مي رسيم که ازدواج با زنان اهل کتاب که زمينه ساز محبت به آنان مي شود، جايز نخواهد بود.
نقد و بررسي
آيه فوق هيچ گونه دلالتي بر ممنوع بودن ازدواج با اهل کتاب ندارد، زيرا اين آيه دوستي و
محبت ديني را منع مي کند نه محبت عاطفي را، شاهد آن ذيل آيه است که مي فرمايد: “و لو کانوا آباء هم و ابناء هم…” و روشن است که با پدر و مادر محبت ديني ممنوع است نه محبت عاطفي.
علاوه بر آن، ازدواج هميشه موجب محبت نمي باشد، بلکه گاهي براي رفع حاجت جنسي است و اين گونه ازدواج ها چه بسا موجب محبت نباشد.
لازم به ذکر است که قائلين به حرمت ازدواج با اهل کتاب علاوه بر دو آيه فوق به برخي از آيات ديگر همانند آيه مبارکه سوره حشر که در مورد عدم همسان بودن اهل جهنم و اهل بهشت است نيز استدلال کرده اند.
4- ” لا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ”177
در اين آيه شريفه به طور مطلق مساوات بين کفار و مؤمنان نفي شده است و چون اطلاق نفي، متقضي نفي از تمام وجوه است زناشويي نيز در دايرة شمول آن جاي مي گيرد، بنابراين مسلمان نبايد با کافر زناشويي کند.178
بايد در مورد اين آيه بگوييم که استدلال به اين آيه براي بحث ما امکان پذير نيست، زيرا:
در ذيل آيه مي بينيم که آيه به مراتب اخروي اهل بهشت و جهنم ناظر است و به اموري از قبيل ازدواج نظر ندارد. و از طرفي بر فرض اينکه اين امور را نيز شامل شود، آيه دلالتي بر حرمت ندارد، چون يکسان نبودن، مساوق حرمت نمي باشد، و بر فرض اينکه بر حرمت هم آيه دلالت بکند، بايد بگوييم در صورتي قابل تمسک است که دليلي بر جواز در دست نباشد.
5- “أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الاخِرَةِ وَ مَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ “179
آنها (کافران) کساني مي باشند که اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و ضايع شده و هيچ کس آنها را ( براي نجات از عذاب خدا) ياري نخواهد کرد.
حبط به معناي بطلان است و عمل حبط شده ، يعني عملي که بي اثر است پس هر عملي که کافر انجام دهد باطل است و اثري بر آن مترتّب نخواهد شد، بنابراين ازدواج با زنان يهودي و نصراني صحـــيح نمي باشد چون عقد اين ازدواج به خاطر اينکه يک طرفــش توسط کافر محقق مي شود باطل و بي اثر است. فخر رازي اين استدلال را از تفسير طبري نقل کرده است.180
در جواب استدلال بالا بايد بگوييم که منظور از حبط در اين گونه از آيات اين است که عمل کافر در سعادت دنيوي و اخروي او تأثيري ندارد، اما مراد از حبط اين نيست که آثار اجتماعي و قرار دادي اعمال کافر هم بي تأثير باشد. زيرا ما شاهد هستيم که اهل شرع سيره آنها بر اين بوده که هميشه با آنها معامله مي کردند و اموال ايشان را در مقابل ثمن مالک مي شدند و خود رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلّم، و نمايندگان ايشان با بسياري از کفار عقد ذمه مي بستند، بنابر اين عقد نکاحي که توسط کافر منعقد مي شود اگر از نظر شرعي ممنوع نباشد بي اثر نيست.
لذا با توجه به اين که اين گونه آيات دلالتي بر مدعا ندارد و بر فرض تمام بودن دلالت به وسيله آيه حل تخصيص مي خورند از طرح و نقد و بررسي کلي آنها خود داري مي کنم.
گفتارپنجم : دسته دوم:
که قائل به جواز مطلق اين نوع ازدواج هستند و طبق نظر آنها ازدواج با زنان اهل کتاب همانند ازدواج با زنان مسلمان به طور مطلق جايز است.
از قائلين به اين نظريه افراد زير را مي توان نام برد:
محمد حسن نجفي،181 سيد ابوالحسن اصفهاني،182 محقق خوانساري.183
دلايل قائلين به اين نظريه از آيات قرآن
آيه اي که دال بر حـــلال بودن ازدواج با زنان اهــــل کتاب است آيه ذيل مي باشد که مي فرمايد: “الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَ طَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ”184
(امروز چيزهاي پاکيزه براي شما حلال شده و هم چنين طعام اهل کتاب براي شما حلال است و طعام شما براي آنان حلال، و (نيز) زنان پاکدامن مسلمان و اهل کتاب بر شما حلالند، هنگامي که مهر آنان را بپردازيد و پاکدامن باشيد، نه زناکار و نه دوست پنهاني و نامشروع گيريد و هر کس به دين اسلام کافر شود عمل خود را تباه نموده و در آخرت از زيانکاران خواهد بود.)
بند اول : مفهوم شناسي واژگان آيه
محصنات: اين واژه از ماده حصن به معناي حفظ نگهداري است و همچنين محصَن به هر چيزي گفته مي شود که محفــوظ و دور از دسترس باشد. احصــان هنگامي که در مورد انسان به کار مي رود به معناي عفّـــت است چرا که عفت، انسان را از دسترس ديگران و لغزيدن در فحشا حفظ مي کند، و نيز به هر چيزي که انسان را از فحشا دور کند احصان گفته مي شود همانند ازدواج.185
مسافحين: اين واژه از ماده سفح به معناي ريختن و هدر دادن است. سفخ الماء او الدّم يعني آن را ريخت و هدر داد. اين ماده وقتي در باب مفاعله به کار برود به معناي عمل نامشروع زنا است که بين زن و مرد انجام مي شود چرا که در زنا ايجـــاد نسل مقصود نيست و گويا مني هدر مي رود.186
اخدان: جمع خِدن به معناي دوست و مصاحب است و هنگامي که به جاريه اضافه شود
به معناي مردي است که با او در خفا دوستي مي کند.187
در آيه شريفه خداوند متعال به طور واضح و روشن زنان پاکدامن اهل کتاب را در رديف زنان پاکدامن مؤمن ذکر کرده و با يک سبک و سياق به حلال بودن ازدواج با آنان حکم مي کند و تعبير بسيار شيواي “اليوم احل لکم…” استحکام و نسخ ناپذيري و نظارت بر حرمت پيشين را نشان مي دهد. افرادي که به حرمت ازدواج با اهل کتاب معتقدند، آيه فوق را توجيه کرده اند و گروهي از آنان آيه را به آن دسته از اهل کتاب که مسلمان شده اند، حمل کرده اند.188 در مورد اين حمل از سوي اين گونه از افراد بايد بگوييم که اين حمل خلاف ظاهر است، زيرا نيازمند تقدير و تصرف در ظاهر آيه است و به فرض چشم پوشي از آن، بر خلاف نظر مفسران نيز هست، زيرا مفسران اتفاق نظر دارند که آيه در مورد اهل کتاب نازل شده است.189
گروهي ديگر از افراد قائل به حرمت ازدواج با اهل کتاب اين آيه را منسوخ مي دانند. از اين گروه دسته اي ناسخ آن را آيه (لا تمسکوا بعصم الکوافر) ميدانند.190 اين گروه براي اثبات مدعاي خويش به چند روايت استدلال کرده اند، همانند روايت زراره که مي گويد: (سألت ابا جعفر عليه السلام عن قول الله عزوجل “و المحصنات من الذين اوتو الکتاب من قبلکم” فقال هي منسوخه بقوله “و لاتمسکوا بعصم الکوافر”191 و همچنين روايت هاي مسعده بن صدقه و خبر ابن بصير نيز بر همين مطلب دلالت دارند. دسته ديگري ناسخ اين آيه را آيه “لا تنحکوا المشرکات” مي دانند و اين دسته نيز به چند روايت متوسل گرديده اند، همانند روايت حسن به جهم و ابي الجارود که دلالت دارند ناسخ آيه مورد بحث آيه شريفه (لا تنحکوا المشرکات) است.
بند دوم : نقد و بررسي روايات در باب نسخ آيه
براي اثبات ادعاي نسخ آيه مورد بحث، به جز رواياتي که نقل شد دليل ديگري وجود ندارد، و از طرفي برخي از اين روايات از نظر فقهي شرايط حجّيت را ندارند همانند: روايات سعده بن صدقه و ابي الجارود و ابي بصير، که دو روايت اول مرسله هستند و و روايت ابي بصير نيز در سلسله سندش احمد بن محمد السياري است که بيشتر دانشمندان رجالي آن را تضعيف کرده اند.192
روايت زراره و روايت حسن بن جهم نيز، مفهوم هر يک از اين دو با منطوق ديگري معارض است، زيرا اولي مي گويد ناسخ آيه “لا تمسکوا بعصم الکوافر” است و دومي دلالت دارد که ناسخ “لا تنکحوا المشرکات” است. معقول نيست يک شيئي بعد از نسخ و ارتفاعش دوباره بخواهد نسخ و رفع شود. بنابراين هر دو روايت به خاطر تعارض ساقط مي شوند و از حجيت مي افتند.193
بند سوم : ديدگاه فقهاء (اهل سنت و شيعه) درباره آيات ازدواج با غيرمسلمان
1- محمد بن ادريس شافعي، رئيس مذهب فرق? شافعيه از اهل سنت،194مي نويسد:
زنان اهل کتاب (اعم از حربي و معاهد) بر مسلمانان حلالند هر چند ما ترجيح مي دهيم که مرد مسلمان با زنان غير معاهد از اهل کتاب ازدواج نکند، چه اين که ممکن است فرزندان او به رقّيت گرفتار آيند، همچنان که ازدواج با زن مسلماني که در ميان اهل حرب حضور دارد، مکروه است، زيرا ممکن است فرزندان شخص، اسير کفار شوند و به بردگي گرفته شوند و از نظر عقيدتي نيز در معرض خطر قرار گيرند. با اين حال، ازدواج آنان حرام نيست.
ازدواج با کنيزان از اهل کتاب جايز نيست، چرا که در سور? مائده، مقصود از “محصنات” زنان آزاده هستند و ازدواج با بردگان مسلمان، مشروط به دو شرط است: يکي عدم قدرت بر ازدواج، و ديگري نيـــاز شديد به ازدواج، و اين خود حاکي از عـــدم جواز ازدواج با کنيـــزان غيرمسلمان مي باشد.195 پس از اين که ازدواج با مجــــوسيان و بت پرستان را ممنـــوع مي داند، سامره و صائبين را مجاز مي شمارد، زيرا به اعتقاد شافعي، سامره قومي از يهود و صائبين قومي از مسيحيت هستند196.
همچنين شافعي در اختلاف نظر فقها را در مورد آيه دهم سور? ممتحنه را ذکر مي کند، که بعضي جمل? “وَ لا تُمسکُوا بِعصَمِ الکوافِرِ” را ناظر به زنان مشرک مکه دانسته اند و بعضي آن را به معناي عام گرفته و ازدواج با هم? زنان غيرمسلمان را به حکم اين آي? شريفه ممـــنوع دانسته اند197.
ازدواج با زنان اهل کتاب براي هر مسلماني جايز است، زيرا آي? سور? مائده به صورت مطلق، آن را حلال دانسته است، هر چند ترجيح با عدم ازدواج است.
چنان که در روايتي از جابر بن عبدالله نقل شده که گفته است:
در دوران فتح، در کوفه با زنان اهل کتاب ازدواج کرديم، به دليل اينکه زنان مسلمان در آن جا کمتر وجود داشتند، ولي پس از بازگشت به مدينه، آنها را طلاق داديم.
جابر همچنين مي گويد: مرد مسلمان از زن کتابي ارث نمي برد و بالعکس، و زنان اهل کتاب بر ما حلالند و زنان ما بر آنها حرام هستند.
2- فقيه معروف حنفي، شمس الدين سرخسي، در آغاز کتاب نکاح، ضمن اين که کفو بودن را شرط صحت نکاح دانسته و از نظر ابوحنيفه ازدواج مرد غير عرب با زن عرب را صحـــيح نمي داند، ازدواج برد? مسلمان با زن آزاد را نيز بر اساس همين شرط، باطل مي داند، ولي ازدواج مرد مسلمان با زنان اهل کتاب را به حکم آي? پنجم از سور? مائده جايز دانسته و در مورد زنان مجوسي، اين ازدواج را صحيح نمي داند؛ چه اين که به اعتقاد سرخسي، مجوسيان از اهل کتاب نيستند.198
3- همچنين فقيه معروف حنفي، ابن قدامه، مي نويسد: علماي اسلام بر جواز ازدواج با زنان اهل کتاب اجماع دارند و تنها اماميّه به استناد آي? “وَ لا تُمسِکُوا بِعصَمِ الکَوافِرِ” و آي? “وَ لا تَنکحوا المُشرکاتِ” ازدواج با آنان را جايز ندانسته اند. دليل ما بر جـــواز، آي? سوره مائده است که مي فرمايد: “وَ المُحصَناتُ مِنَ الَّذين اُوتُوا الکِتابَ مِن قَبلِکُم.”199
بعضي از علما آي? سور? مائده را منسوخ به آي? 221 بقره و 10 ممتحنه دانسته اند، ولي اين مطلب صحيح نيست، زيرا واژ? مشرکات، شامل اهل کتاب نمي شود، زيرا از واژ? مشرک به مفهوم اصطلاحي آن، تنها بت پرستان قصد مي شده است و سور? ممتحنه عام است و سور? مائده خاص، و لذا نسخ مفهوم ندارد، ولي از آن جا که عمر از اين گونه ازدواج منع مي کرده است، ازدواج با بيگانگان از اهل کتاب مکروه خواهد بود.
ولي در عين حال ابن قدامه معتقد است که واژ? “اُوتُوا الکِتابَ” تنها شامل يهوديان و مسيحيان مي شود، و اما اصناف ديگر اعم از مجوسي و صائبي و… همانند مشرکان، ازدواج با آنها جايز نخواهد بود؛ چه اين که آي? “لا تُمسکوا بِعِصمِ الکوافِرِ”

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نکاح با اهل کتاب، انتخاب همسر، امام صادق Next Entries پایان نامه درمورد سوره بقره، حرمت نکاح