پایان نامه درمورد زبان فارسی، نقش ارتباطی، جانشین سازی، عناصر زبانی

دانلود پایان نامه ارشد

وزن او بین 18 تا 24 کیلوست. در طول دوره ی دبستان در شرایط عادی، هر سال بایستی حدود 7 سانتی متر و 4 کیلو گرم به قد و وزن او اضافه شود؛ به طوری که در پایان دورهی ابتدایی قدی حدود 150 سانتی متر و وزنی حدود 40 کیلوگرم داشته باشد.
2-10-2:ویژگی های حرکتی: در دوره ی ابتدایی، قدرت بدنی، تحمل پذیری جسمانی ، چالاکی، سرعت عمل و هماهنگی حرکات دانش آموزان افزایش قابل ملاحظه ای می یابد، آن ها رفته رفته توان تحمل نشستن چندین ساعت روی نیمکت مدرسه را به دست می آورند؛ از قدرت عضلانی کافی جهت انجام حرکات لازم در مدرسه برخوردار می شوند؛ چالاکی فوق العاده ای از خود نشان می دهند؛ سرعت عمل کافی جهت انجام حرکات ظریف و پیچیده ای از جمله نوشتن، علامت گذاری، رسم تصاویر و از این قبل را به دست می آورند و در نهایت می توانند بین حرکات اعضای مختلف بدن تا اندازه ی زیادی هماهنگی ایجاد کنند.
2-10-3: ویژگی های عاطفی و اجتماعی: اضطراب و تنش درونی، آفت هرگونه یادگیری است دانش آموزی که با نگرانی و اضطراب زیاد وارد مدرسه شود و در کلاس حضور یابد، در یادگیری مهارت های خواندن و نوشتن و دیگر مهارت های درسی موفق نخواهد شد. کودکان دوره ی دبستان روحی بسیار حساس دارند. از هرگونه شماتت، تمسخر و تحقیر به شدت می رنجند و کوچک ترین تهدید آن ها را عصبی و خشمگین می سازد. دلهره یکی از ویژگی هایی است که همیشه همراه کودکان است. و این مسائل با اتگیزش تحصلی دانش آموزان ارتباط تنگاتنگ دارد ؛ در این سن، کودک دچار ترس های بی اساس و توهم زاست. در این دوره کودک این پندار را که اشیاء هم مانند حیوانات، دارای روح هستند کنار می گذارد. در واقع رشد عاطفی و اجتماعی کودک در دوره ی ابتدایی بسیار سریع است و معلمان و همکلاسی ها در آن نقش دارند. کودک در مدرسه علاوه بر آموختن خواندن و نوشتن مطالب و روش های جدید، تعامل اجتماعی را می آموزد. در حقیقت، مدرسه، اجتماعی شدن کودک را سرعت می بخشد. دانش آموزان دبستانی به رقابت با یکدیگر علاقه ی فراوانی دارند و می خواهند گوی سبقت را از دیگران بربایند. معلم می تواند از این ویژگی رقابت آن ها استفاده کند و از طریق مختلف، یادگیری مهارت های زبانی و دیگر مهات ها را گسترش دهد( ذوالفقاری و همکاران، 1392).
2-10-4:ویژگی های ذهنی: دورهی دبستان، کودک به تدریج مهارت های ذهنی خود را از جمله مهارت حل مسئله را گسترش می دهد. تجربیات وسیعی که کودک در این دوره کسب می کند، به وی امکان میدهد که بتواند رابطهی علت و معلولی بین پدیده ها را بهتر از سال های بیش از دبستان درک کند.رشد ذهنی کودک در سن 7 تا 12 سالگی در مرحله «عملیات محسوس یا عینی» قرار دارد که در آن کودک توانایی انجام اعمال منطقی را کسب می کند و می تواند درباره ی امکان اعمال مختلف و نتایج حاصل از آن ها فکر کند و نیازی به انجام دادن اعمال از طریق آزمایش و خطا ندارد. اما باید توجه داشت که کودک دبستانی هنوز قادر به حل کردن مسائل انتزاعی نیست و فقط از عهده ی حل کردن مسائل عینی برمی آید. به طور مثال می تواند محسوسات را «طبقه بندی» کند. برای نمونه او می تواند نشانه های زبانی را بر حسب شباهت یا تفاوت آن ها دسته بندی کند؛ مثل دسته بندی حروف بی نقطه یا کلمات تشدیددار(ذوالفقاری و همکاران،1392).
2-10-5:ویژگی های زبان
همهی انسان ها بدون توجه به زبان پدر و مادر خود، در هر جامعهی زبانی که به دنیا می آیند با استفاده از موهبت الهی قوهی زبان همان جامعه را می آموزند. برای مثال یک کودک آلمانی اگر در کشوری فارسی زبان و یک کودک ژاپنی در کشوری انگلیسی زبان قرار گیرد، بدون توجه به زبان ملی خود، به ترتیب به زبان های فارسی و انگلیسی مسلط می شود.این توانایی عمومی انسان را «قوه ی نطق» می نامیم. «قوه ی نطق یا بیان» یک ویژگی است که همهی انسان ها از آن برخوردارند و تبلور این قوه به صورت «زبان » های مختلف بشری (حدود چهار تا پنج هزار زبان) دیده می شود.
برخی از ویژگی های زبان به شرح زیر است.
الف) قرار دادی بودن عناصر زبانی: یکی از ویژگی های اصلی و مهم زبان های بشری «قرادادی بودن» آنهاست؛ بدین معنی که بین صورت و معنای عناصر زبانی رابطه ی ذاتی وجود ندارد، بلکه رابطه ی بین عناصر زبانی و معانی آن ها رابطه ای قرا دادی است. مثل دلالت لفظ اسب بر معنای اسب در زبان فارسی. این رابطه ی لفظ و معنا در هر جامعه ی زبانی متفاوت است(یار محمدی، 1390).
ب) روابط هم نشینی و جانشینی: در سطح آوایی با تعویض و جانشین سازی صامت های آغازین، کلمات مختلفی از قبیل بار، تار، جار، دار، زار، سار، کار، عار، لار، غار، نار، یار و.. ساخته می شود؛ در سطح صرفی با جانشین سازی شناسه های مختلف یک عنصر زبانی از لحاظ شخصی و شمار تغییر می کنند؛ مانند آمدم، آمدی، آمد، آمدیم، آمدید، آمدند و در سطح نحوی جمله های زیر را با جانشین سازی عناصر مختلف که همگی نقش گروه اسمی را ایفا می کنند، پیام زبانی ارائه می شود:
1- فردوسی، زبان فارسی را زنده کرد.
2- حکیم طوس، زبان فارسی را زنده کرد.
3- حماسه سرای نامی ایران، زبان فارسی را زنده کرد.
4- او، زبان فارسی را زنده کرد..
ج) شبکه ای بودن زبان: زبان ها از جمله زبان فارسی، مجموعه ای پراکنده از آواها، واژه ها و جمله ها نیستند، بلکه هر زبان «شبکه ای» است از عناصر و روابط که بر روی هم نظام زبان را به وجود می آورند. به عبارت دیگر، زبان نظامی است متشکل از عناصر و قواعدی که زیربنای گفته ها و نوشته های ما را تشکیل می دهد. در هر امری که به زبان مربوط می شود، از جمله آموزش خواندن و نوشتن باید به شبکه ای بود ن زبان توجه مبذول داریم.د) خلاقیت زبانی: زبان های انسانی برخلاف دیگر نظام های ارتباطی دارای این ویژگی منحصر به فرد است که انسان را قادر می سازد برای تولید و درک پیام های نامحدود در موقعیت های مختلف زمانی، مکانی و روابط و شرایط اجتماعی متفاوت از قوایی نامحدود برخوردار باشد. این توان نامحدود را به اصطلاح «خلاقیت» می نامیم. زبان های انسانی با توجه به این که تنها از چند عنصر آوایی محدود (مثلاً زبان فارسی از 23 صامت و 6 مصوت) و تعداد محدودی واژه تشکیل می شوند، قادر است تعداد نامحدودی «جمله» بسازند؛ جمله هایی که برای نخستین بار گفته و شنیده می شند و طبعاً حامل پیام های تازه ای هستند. این جمله ها طبق قواعد خاص نحوی هر زبان ساخته می شوند، امکا تعداد این ترکیبات نامحدود است. در آموزش های زبان فارسی، می توان با روش های علمی و با پرورش قوه ی خلاقیت دانش آموزان ، با آموزش های لازم و انجام تمرین های کافی، آنان را در سطح تولید جمله های شفاهی و مکتوب به حد خودکفایی رساند؛ در این صورت است که یکی از مهم ترین اهداف آموزش دبستانی تحقق عملی می یابد(ذوالفقاری و همکاران، 1392).
2-11:نقش های زبان
2-11-1: نقش ارتباطی: نخستین و اساسی ترین نقش زبان ایجاد ارتباط بین انسان هاست. زندگی و حیات انسان دارای صبغهی اجتماعی است و این ویژگی باعث می شود که به ابزاری کارآمد و پویا برای برقراری ارتباط نیاز داشته باشد.اکثر رسانه های ارتباطی از زبان به عنوان مهم ترین ابزار انتقال اطلاعات استفاده می کنند. رادیو، تلویزیون، تلفن و وسایلی از این قبیل، بر اساس زبان شفاهی و رسانه هایی مثل رایانه، دورنویس، کتاب، مجله، روزنامه و غیره بر اساس زبان مکتوب طرح ریزی و ساخته شده اند(یار محمدی، 1390).
2-11-2: تکیه گاه اندیشه: علاوه بر نقش ارتباطی که انسان را با جامعه پیوند می دهد زبان در قبال انسان نقشی درونی و روان شناختی نیز ایفا می کند که به علت این نقش، زبان «تکیه گاه اندیشه» محسوب می شود. با کمی تأمل مشخص می شود که اکثر فعالیت های ذهنی ما در قالب زبان شکل می گیرد و شاید بتوان گفت زبان در ساخت و تحول اندیشه های ما نقش اساسی ایفا می کند.تفاوت های فردی کودکان نیز یکی از دلایل ارتباط زبان و اندیشه است. معمولاً کودکانی که بر اثر شرایط خانوادگی و اجتماعی بر زبان گفتاری تسلط بیش تری کسب کرده اند، در جذب پیام های مربیان و ابراز اندیشه و عقاید خود بهتر عمل می کنند.
2-11-3: نقش عاطفی (حدیث نفس): گاهی همهی ما بدون این که شنونده یا خواننده ی خاصی را در نظر داشته باشیم از امکانات زبان گفتاری یا نوشتاری سود برده و الفاظی را بر زبان آورده یا بر روی کاغذ مینویسیم، در این حال واکنش شنوندگان برای ما اهمیتی ندارد ،چرا که در این حال ما از زبان برای حدیث نفس و به اصطلاح «درد دل خود» استفاده می کنیم(یار محمدی، 1390).
2-11-3: نقش هنری: هنگامی که از زبان در نقش ارتباطی آن استفاده می کنیم، عناصری ساده و بی پیرایه و در بیش تر موارد صریح و بی ابهام را به کار می گیریم، اما انسان در ارضای حسن زیبایی شناختی خود علاوه بر خدمت گرفتن عناصری مانند سنگ در مجسمه سازی و رنگ در نقاشی از زبان نیز در ساخت آثار هنری سود می جوید. نقش هنری زبان در ادبیات (شعر، داستان، رمان و نمایشنامه) متجلی می شود شاید به این علت باشد که در تعریف ادبیات آن را «هنر کلامی» می خوانند(ذوالفقاری و همکاران، 1392).
2-12: مهارت های گفتاری :(گوش دادن و صحبت کردن)
گوش دادن: بررسی هایی که درباره ی مدت زمان صرف شده در ارتباطات زبانی صورت گرفته، نشانگر این است که مردم ، بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن می کنند. به طور متوسط ، 45 درصد از زمان ارتباط، صرف گوش دادن، 30 درصد صرف صحبت کردن، 16 درصد صرف خواندن و9 درصد صرف نوشتن می شود(ذوالفقاری و همکاران، 1392).با این وجود، آن چه مشهود است در برنامه های زبان آموزی، توجه چندانی به مهارت گوش دادن نمی شود و برنامه ها بیشتر بر خواندن و نوشتن و صحبت کردن تأکید دارند. در حالی که باید دانست فرایندیاددهی – یادگیری، بدون توجه کافی به پرورش مهارت گوش دادن از درجهی موفقیت زیادی برخوردار نخواهد شد. در یادگیری زبان اول گوش دادن اولین مهارت زبانی است که آموخته می شود همهی ما قبل از صحبت کردن، گوش دادن را آموخته ایم و سپس صحبت کردن، خواندن و نوشتن را یاد گرفته ایم.
زبان شناسان معمولاً بین شنیدن و گوش دادن تمایز قائل می شوند. شنیدن امری طبیعی است و نیاز به یادگیری ندارد ولی گوش دادن مهارتی است که خود دارای خرده مهارت های قابل یادگیری می باشد. در واقع، شنیدن، فعالیتی زیستی (جسمی) و گوش دادن، فرایندی ذهنی است.
مهارت گوش دادن دارای چهار مرحله متواالی است:
1- شنیدن:
2- دقت و تمرکز مداوم حواس:
3- درک و فهم پیام:
4- تعبیر پیام: پردازش و جذب نهایی منظور گوینده(زندی، 1391).
انجام این مراحل منجر به عکس العمل مناسب در برابر شنیده ها می شود. مثل ابراز توافق مخالفت، پرسش و… بدیهی است دو مرحله ی اول یعنی «شنیدن» و «دقت و تمرکز حواس» امری است که به خصوصیات زیستی- روانی شنونده بستگی دارد. دارا بودن دستگاه شنوایی سالم و انگیزه ای کافی، جهت دقت و تمرکز حواس، لازمه ی انجام صحیح این دو مرحله است اما مرحله ی سوم و چهارم؛ «یعنی» توانایی دریافت پیام و تعبیر آن به مهارت های فراوان و تجربه کافی از موقعیت اجتماعی ارتباط بستگی دارد. بدین ترتیب اگر شنونده ای پیام های گوینده را به خوبی بشنود و دقت کافی هم داشته باشد ولی به زبان او تسلط نداشته باشد، از دریافت پیام عاجزانه می ماند و هم چنین اگر به آن زبان مسلط هم باشد ولی پیام ها در سطح درک ذهنی او نباشد (مثلاً صحبت های یک فیلسوف برای یک فرد کم سواد) تعبیر درست پیام صورت نمی گیرد. از طرفی اگر شنونده درک صحیح از زبان و موقعیت اجتماعی ارتباط نداشته باشد در تعبیر صحیح پیام عاجز می ماند.گوش دادن به عوامل زیادی نیاز دارد: 1- عوامل «برون فردی» مثل صدای رسای گوینده، لهجه ی گوینده، محتوای مطلب، رسانه (شخص، ضبط صوت و.. )سرعت و سرو صدای محیط 2- عوامل «درون فردی» شامل سلامت ذهنی و جسمی شنونده، اطلاعات و تجربیات قبلی وی در بینش شنونده نسبت به گوینده.بنابراین، معلمان باید زمینه ی لازم را برای تحقق عوامل یادشده، فراهم کنند. آنان باید ضمن تدریس با صدای رسا، سعی کنند تا حد ممکن از لهجه ی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد فرایند آموزش، برنامه درسی، یادگیری مشارکتی، نیروی انسانی Next Entries پایان نامه درمورد روش ترکیبی، آموزش مهارت، مهارت خواندن، عناصر زبانی