پایان نامه درمورد زبان عربی، آداب و رسوم، آرامش خاطر، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

دليلي بر اين سخن است. لذا لازم دانستم که به این موضوع مهم بپردازم.
6. روش تحقیق
روش تجزيه و تحليل اين پژوهش، روش توصيفي ـ تحليلي و روش گردآوري اطلاعات و مطالعات آن، کتابخانهاي است و دامنهی تحقيق نيز آيات و روايات اسلامي و همچنین کتب فیلسوفان مسلمان و علمای اخلاق است. در سير مباحث از يک سو آيات و روايات مربوط به بحث را مورد استفاده قرار داده و از سوي ديگر دیدگاه‌های ارائه‌شده از سوي علما و انديشمندان مسلمان را ملحوظ خواهيم کرد و از تفاسير معتبر و نيز منابع ارزشمند ديگری که با موضوع تناسب دارد، استفاده خواهيم نمود.
در نگارش اين تحقيق تا حد توان تلاش شده است به منابع مهم هم در عرصهی اخلاق و نيز متون ديني (آيات و روايات) مراجعه شود. البته بيشتر مباحث تحقيق بر استفاده از آيات و روايات معتبر تمرکز يافته است. بعضي از آيات و روايات، در لابهلاي مطالب تکرار شده‌اند. هدف از اين کار برداشت نکات جديد از زاويههاي گوناگون بوده و درعین‌حال براي اختصار، از تفصيل و بررسي بسياري از مطالب خودداري شده است.
به سير منطقي مباحث در تحقیق توجه شده است. بدينسان که ابتدا به مفهوم عهد پرداخته و سپس اقسام عهد را آوردهايم و به دنبال آن به بسط موضوع وفاي به عهد در اخلاق پرداخته شده است و در ادامه به شرایط و احکام وفای به عهد از نظر فقهی، اخلاقی و حقوقی پرداخته شده است.
7. چينش مطالب
پژوهش حاضر در چهار فصل تنظيم شده است:
نخست به کلياتي ميپردازيم که نسبت به جنبههاي گوناگون موضوع عمومیت دارد و می‌توان به عنوان مدخل به آن نگريست. سپس به تعريفات و بررسي مفاهيم کليدي تحقيق مثل: ، وفا، عهد، اخلاق و سیره ميپردازيم.
در فصل دوم، بحث اقسام عهد و یا همان وفای به عهد را بیان خواهیم کرد.
در فصل سوم، وفای به عهد در اخلاق و رابطه آن را با فضایل دیگر توضیح خواهیم داد.
و سرانجام در فصل چهارم شرایط و احکام وفای به عهد را بررسی خواهیم کرد.

فصل اول
کليات

پيش از آن که به وفاي عهد بپردازيم سزاوار است برخي از واژگان کليدي را که ارتباط تنگاتنگ با موضوع پژوهش دارد و از مقومات بحث به شمار ميرود تعريف نماييم و توضيح دهيم تا از مباحث نتيجه بهتري گرفته باشيم.
1-1. معنا و مفهوم وفاي به عهد
وفا از عاليترين فضائل اخلاقي و نشانه پاكي سرشت و سلامتي طبع است. اسلام نسبت به وفا و وفاداري اهميت كم نظيري قائل شده است. وفا عـامل اطمينان مردم به همديگر است زيرا هيچ اجتماعي بدون آن، سر و سامان نخواهد يافت.
1-1-1. معنای لغوی وفا
وفاء از ريشه «وفي» و به معناي چيزي را به تمام کردن و کمال رساندن است.1راغب اصفهاني ذيل اين واژه مينويسد: واژهي «وَفي» هنگامي به کار ميرود که شيء به نهايت کمال خود برسد. بنابراين وقتي گفته ميشود: «وَفي بِعَهدِهِ» يا «أوفي بَعَهدِهِ» يعني عهد و پيمانش را به کمال رساند و آن را بي کم و کاست انجام داد.2
1-1-2. معنای اصطلاحی وفا
«وفا» در اصطلاح به معناي به جا آوردن وعده و به سر بردن دوستي و عهد و پيمان آمده و ضد غدر به کار رفته است که به معناي ترک است.3 در جای دیگر وفا به انجام اعمالي آمده است که انسان تعهد كرده باشد.4
از این تعاریف چنین برمیآید که وفا بيشتر همراه با قيد عهد و پيمان ذكر ميشود و هنگامی که گفته ميشود يک انسان وفادار است منظور کسي است که در نگاهداشت پيمان، پابرجا و استوار است و منظور از وفاداري صاحب وفا بودن است که از مصاديق آن ميتوان وفاداري در دوستي و زناشويي و خدمت به مردم را برشمرد. وفا کردن نيز به معناي به جا آوردن وعده و عهد است5 که اين واژهها از مشتقات واژهی وفا ميباشند.
مرحوم نراقي واژهی وفا را از جنبهی روابط با مردم (با ذکر اصطلاح «دوستي با برادران») و به اين واژه نه با نگاه اخلاق بلکه از منظر دین نگاه میکند؛ بدين معنا که اگر در دوستي با مردم وفادار هستيم صرفاً بدين خاطر است که در راه خدا اين پايبندي محقق ميشود. در تعريف ايشان اشارهاي به کلي بودن اين واژه نداشته است، اينکه ممکن است انسان نسبت به مردم، خود و يا خداوند عهدي ببندد و خود را مقيد به وفاي آن بداند. وي در جامع السعادات بیان میکند که وفا دوستي تام نسبت به برادران در راه خدا و وفاي نسبت به آن‌هاست و آن را در مقابل جفا آورده است.6
امام محمد غزالي از ديگر علماي بزرگ اخلاق نيز لفظ وفا و وفاداري را نسبت به دوستان به کار می‌برد و شرايطي براي«وفاي دوست» ذکر ميکند ازجمله: به متعلقين دوست شفقت کند، دشمن دوست خود را دشمن خود بداند، پس از مرگ دوستان خود از اهل و فرزندان و دوستان او غافل نشود، اگر به مقامي و حشمتي و ولايتي برسد بر دوستان تکبر نورزد .7
در کل ميتوان نتيجه گرفت که وفا آن است که انسان خود را از لحاظ اخلاقي ملزم به انجام عهد و پيمان و وعدهها و واجباتي که بر او هستند، بداند. عهد و پيمانهايي که با خدا يا مردم و حتي خويشتن بسته است به انجام برساند و در وعدههايي که به خدا، مردم و خويشتن داده است غدر و خيانت ننمايد.8 در قرآن کريم اين واژه همراه با مشتقاتش در شصت و شش مورد در ضمن شصت و پنج آيهي قرآن کريم ذکر شده است.
1-1-3. معنای عهد
واژه‌ی «عهد» نیز داراي معاني و تعاريف گوناگوني است که از آن جمله می‌توان به موارد زير اشاره کرد:
1-1-3-1. معنای لغوی عهد
این واژه در لغت به معنای اندرز، وصيت، پيمان نمودن با کسي، پيمان بستن و شرط نمودن و حفظ کردن و رعايت نمودن چيزي در حالتهاي مختلف» آمده است.9در جای دیگر اين واژه به معنای «وفادارى، تضمين و پشتوانه،آرامش خاطر، سفارش، پيمان، سوگند» آمده است.10
راغب در مفردات عهد را نگهداري يک چيز و رعايت آن در همه حال آورده است.11خليل بن احمد نيز عهد را به «وصيت» و «پيمان» معنا نموده است12 و در لسان العرب «ميثاق» و «سوگند» را براي معناي اين واژه برگزيدهاند.13در جای دیگر نيز از عهد به معناي«اعتراف» و «ضمانت» ياد شده است.14
1-1-3-2. معنای اصطلاحی عهد
اصل «عهد» نگهداري و مراقبت و مراعات دائم و پيگيري است که از شخص در مورد چيزي به عمل آيد و پيمان را از آن جهت عهد میگويند که لازم المراعات است و اگر به معني امر و توصيه و غيره ميآيد از جهت لزوم حفظ آنهاست.15 مثلاً در آيهي«وَعَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ …»16کلمه «عَهِدنا» به معني «دستور داديم و امر کرديم» است ولي چون دستور اکيد و لازم المراعات است لذا با تعبير عَهِدنا آورده شده است. همچنين در آیه‌ی«أَلَمْ‏ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَفلا تَعْبُدُواالشَّيْطانَ‏»17 واژهی عهد به معني توصيهي لازم الحفظ است.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان از مجمع‌البیان انتقاد نموده و نوشته است: «صاحب مجمع‌البیان مقصود از عهد را وفاي به آن ميداند همچنان که گفته ميشود «فلاني عهد ندارد» مقصود اين است که به عهد خود وفا نميکند» این بدین معناست که این واژه را می‌توان به جای وفا بکار برد که تعریفی اشتباه است.18
در قرآن کريم واژهي عهد و مشتقاتش چهل و پنج مرتبه به صورتهاي گوناگون (امري– توصيفي و غيره) در هفت موضوع آمده است: الف) امانت (بقره/ 124)؛ ب) پيمان ( بقره /80 )؛ ج) دستور و امر (طه / 115)، (نحل / 91) و (بقره / 40)؛ د) سوگند (نحل /91 )؛ ه‍)توحيد و موحد بودن (مريم / 78 )؛ و) امانت‌داری (اعراف / 102)؛ ز) اندرز کردن ( يس / 60 ).19
باید گفت که در کتب لغت منظور از وفاي به عهد «به سر بردن عهد و پيمان و نشکستن آن»20 و «پايبندي به عهد و به پايان رسانيدن آن»21 ذکر شده است. واژهی «وفاء عهد» عربی است. هرچند در زبان عربی واژههای مختلفی هم معنی با وفاء عهد آمده است از جمله اصطلاحات قَضَا [قضي‏] العَهْدَ (عهدراوفاكرد) و خَفْر بِالْعَهْدِ (به عهد و پيمان وفا کرد)22 اما بیش‌ترین کاربرد در زبان عربی نیز همین اصطلاح «وفاء عهد» است که در قرآن کریم نمونههای زیادی از این اصطلاح را شاهدیم. در زبان انگلیسی نیز از این اصطلاح بیشتر «keeping Promise» به معنی وفای به عهد و «loyalty» و به معنی وفاداری و همچنین به معنی پایبندی و استمرار بر وفا یاد می‌شود. 23
در نهایت میتوان گفت که وفای به عهد بدین معناست که عهد بدون کم و کاست و مطابق وعده انجام شود. به عبارتی دیگر «عهد» به هر معنایی که باشد و باهر طرفی که منعقد گردد (خواه با خداوند، خواه با خلق و خواه با خویشتن)، وفای به آن، عبارت است از اینکه به طور کامل رعایت و اجرا گردد و نهایت اهتمام در حفظ و پایداری آن صورت گيرد.
نقطهی مقابل وفاي عهد، نفاق و خیانت و غدر و مكر و نيرنگ است كه دلالت بر پيمان و عهدشکنی دارد که همان ترك عهد و فريب است.
1-2. معنا و مفهوم اخلاق
هدف و فلسفهي دين اسلام را ميتوان استقرار اخلاق دانست. پيامبر گرامي اسلام که خداوند او را با نيکوترين صفت «خُلُقٍ عَظيم»24 نام ميبرد، در مورد هدف از بعثتش ميفرمايد: «انّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مکارمَ الأخلاقِ؛ برانگيخته شدم تا مکارم اخلاق را به اتمام برسانم». و اين نشانگر اهتمام دين اسلام به اخلاق است.25
1-2-1. معنای لغوی اخلاق
اخلاق واژه‌ي عربي و صيغه‌ي جمع است، مفرد آن «خُلْق» بر وزن «قُفْل» و «خُلُقْ» بر وزن «اُفُق» است. به گفته‌ راغب اصفهاني، اين دو واژه در اصل به يك ريشه بازمي‌گردند؛ «خَلْقْ» به معناي شكل و هيئت و صورتي كه انسان با چشم مي‌بيند و «خُلْق» به معناي قوا و ويژگي‌ها و صفات دروني انسان است كه تنها با ديدهي بصيرت و غیرقابل ظاهر درک است.26 در قرآن کريم نيز واژهی خلق به همين معنا به کار رفته است. خداي تعالي ميفرمايد: «وَ إِنَّکَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ و راستي که تو را خويي والاست»27 و در آيهاي ديگر نيز ميفرمايد: « إن هَذَا إِلَّا خُلُقُ الأوَّلِينَ؛ اين جز شيوه ي پيشينيان نيست».28 جوهري نيزدر صحاح اللغه آورده است «خَلق و خُلق يعني سجيه و سرشت.»29بنابراين، مي‌توان گفت اخلاق «مجموعه‌ صفات روحي و باطني انسان است.»
بنا بر آنچه گفته شد، «خُلق» شكل دروني انسان است، چنان‌كه «خَلْق» شكل ظاهري و صوري اشياست. غرايز و ملكات و صفات روحي و باطني كه در انسان است، اخلاق ناميده مي‌شود و به اعمال و رفتاري كه از خلقيات ناشي مي‌شود نيز اخلاق يا رفتار اخلاقي مي‌گويند. اين اخلاق به دو بخش تقسيم مي‌شود: «ملكاتي كه سرچشمه‌ پديد آمدن كارهاي نيكوست و اخلاق خوب و ملكات فضيله ناميده مي‌شود» ‌و «آنها كه منشأ اعمال نادرست است و به آن اخلاق بد و ملكات رذيله مي‌گويند».30
گاهی اخلاق را بر اساس آثارش تعريف كرده و گفتهاند: «گاه فعلي كه از انسان سر مي‌زند، شكل مستمر و دايمي ندارد، ولي هنگامي كه فعلي به‌طور مستمر و دايم از كسي سر مي‌زند، همچون كمك كردن به فقرا و محرومين، به اين دليل است كه يك ريشه‌ دروني و باطني در اعماق جان و روح او دارد كه آن ريشه را خُلْق و اخلاق مي‌نامند».31 اين خلق خاص که براي فرد دروني شده، بدون هيچ تفکري از او سر ميزند.
در زبان انگليسي، واژههاي «Ethics» به معناي اخلاق و «Morals» به معناي اصول اخلاقي، به ترتيب از واژههاي يوناني و لاتين Ethiconو Moralize مشتق شده‌اند که بر آداب و رسوم و قواعد و موازين و ويژگيهاي مختص گروههاي اجتماعي دلالت دارند.32
البته معناي لغوي اخلاق، هم شامل صفات نيکو و پسنديده مانند شجاعت و کرامت و هم شامل صفات زشت و ناپسندي مثل ترسويي و لئامت ميشود. همان‌گونه که برخي انسانها داراي خلق نيک سخاوتمند، برخي ديگر نيز گرفتار خلق ناپسند بخل ميباشند.
1-2-2. معنای اصطلاحی اخلاق
در نظر علماي اخلاق مسلمان، اخلاق عبارت است از ملکه‌ي نفساني که بر اثر تکرار يک عمل به وجود مي‌آيد که اگر آن ملکه به دنبال تکرار فعل نيک، حاصل آمده شود، «خُلق حسن» ناميده مي‌شود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اخلاق اسلامی، فضایل اخلاقی، فقهی و حقوقی، گناهان کبیره Next Entries پایان نامه درمورد رفتار انسان، آرامش خاطر