پایان نامه درمورد رفتار متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

های ازونی شده به رتروگراده شدن کمتر از نمونه های نشاسته طبیعی بود. نتایج نشان داد که درصد ژلاتینه شدن گرانول های نشاسته ازونی شده به طور معنی داری بیشتر از نمونه های شاهد بود که آن ها دلیل این مسئله را تضعیف پیوند های هیدروژنی بین مولکول های نشاسته و همچنین تجزیه ساختار پلیمری نشاسته در اثر فرایند ازونی شدن بیان کردند.
هو و همکاران (2014) اثر رتروگراده شدن ساده، دوگانه و سه گانه را بر خواص ساختاری نشاسته گندم مومی بررسی نمودند. نتایج آن ها نشان داد که محدوده دمای ژلاتینه شدن و آنتالپی ژلاتینه شدن نمونه های نشاسته رتروگراده شده دوگانه، دارای کمترین مقدار بودند. در مقایسه با نمونه طبیعی، الگوی پراش اشعه ایکس نشاسته های رتروگراده شده، از نوع A به نوع B تغییر یافت و میزان کریستاله بودن نسبی به طور معنی داری کاهش پیدا کرد. نتایج حاصل از تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی نشان داد که در مقایسه با نمونه های رتروگراده شده ساده و سه گانه، تصاویر سطح نمونه های رتروگراده شده دوگانه، ساختاری شبکه مانند با تعداد زیادی فضای خالی را نشان داد.
هلال و همکاران (2015) ساختار، شکل ظاهری و عملکرد نشاسته های استیله شده و اکسید شده جو را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که با افزایش کاتالیست های استیله کننده، میزان این استخلاف در نشاسته استیله شده افزایش پیدا کرد. همچنین میزان گروه های کربونیل و کربوکسیل در نشاسته های اکسید شده با افزایش سطح کلرین فعال افزایش یافت. استیله کردن سبب افزایش خاصیت آبدوستی نشاسته ها شد و اکسید کردن نشاسته جو باعث کاهش رتروگراده شدن و ویسکوزیته گردید.

2-2. خصوصیات رئولوژیکی نشاسته های طبیعی و اصلاح شده
اوانس و هیسمن (1979) به مطالعه رئولوژی برشی پایای ژل نشاسته سیب زمینی پرداختند. آن ها دریافتند که نمودار جریان این نوع ژل در تنش های برشی پائین به خوبی با استفاده از مدل رئولوژیکی هرشل-بالکلی قابل بیان است.
عبدالرحیم و همکاران (1995) خصوصیات رئولوژیکی برشی پایای نشاسته ذرت مومی فسفریله شده را به عنوان تابعی از غلظت (3 تا 6 درصد) و دما (بین 60 تا 140 درجه سانتیگراد) مطالعه نمودند. نتایج نشان داد که ضریب قوام (k) و شاخص جریان (n)، هر دو تحت تاثیر غلظت و دما قرار گرفتند، به طوری که افزایش دما سبب کاهش ضریب قوام و افزایش شاخص جریان گردید و افزایش غلظت باعث افزایش ضریب قوام گردید، در حالی که اثر مشخصی بر شاخص جریان نداشت. همچنین نتایج نشان داد که در غلظت پائین (3 درصد) مدل بینگهام برازش خوبی را با داده های آزمایشگاهی نشان داد، در حالی که در غلظت بالاتر (6 درصد) مدل هرشل-بالکلی دارای نتایج بهتری بود.
بتانکور-آنکونا و همکاران (1997) خصوصیات رئولوژیکی نشاسته استیله شده Canavalia ensiformis را مطالعه کردند. آن ها افزایش ویسکوزیته ظاهری را در نتیجه‌ی استیله کردن بیان کردند. آن ها دلیل این مسئله را افزایش ظرفیت نگهداری آب در پی استیله کردن و ایجاد ساختار منسجم تر ژل تشکیل شده و در نتیجه مقاومت بیشتر در برابر تنش برشی اعلام کردند.
بلکبرن و همکاران (1984) به مطالعه مکانیسم مسوول کاهش قند خون به سبب حضور صمغ گوار پرداختند. آن ها بیان کردند که دو مکانیسم برای این عمل قابل بررسی است. اول اینکه پلی ساکارید های ویسکوز سبب تاخیر در خروج معدوی می شوند و سبب کاهش سرعت ورود مواد به روده می گردند و دوم اینکه پلی ساکارید های ویسکوز تحمل گلوکز را به وسیله کاهش سرعت جذب آن در روده کوچک بهبود می بخشد.
نگوین و همکاران (1998) خواص رئولوژیکی وابسته به زمان و مستقل از زمان خمیر نشاسته های معمولی و مومی ذرت را بررسی نمودند. نتایج آن ها نشان داد که خمیر نشاسته ها بسیار وابسته به زمان (تیکسوتروپ) و تضعیف شونده با برش (سودوپلاستیک) بودند، به طوری که ویسکوزیته آن ها با زمان و تنش برشی کاهش زیادی یافت. نتایج آن ها نشان داد که مدل کنتیک ساختار درجه سوم و مدل قانون توان به ترتیب دارای برازش خوبی با داده های آزمایشگاهی آزمون های وابسته به زمان و مستقل از زمان داشتند. آن ها همچنین بیان کردند که اگر چه خمیر های هر دو نشاسته دارای خواص رئولوژیکی یکسانی در یک غلظت و دما بودند، ولی نشاسته ذرت معمولی در شرایط عادی ویسکوزتر بود ولی تحت شرایط تنش برشی پایا نسبت به نشاسته مومی با سرعت بیشتری ساختارش شکسته و تضعیف شد.
تکانته و دوبلیر (1999) بیان کردند که دیسپرسیون های نشاسته ذرت مومی فسفریله شده در دمای 60 درجه سانتیگراد رفتاری جامد گونه را از خود نشان دادند که این رفتار با کاهش غلظت نشاسته، در حضور هیدروکلوئید کاپا-کاراگینان و نمک کلرید پتاسیم تضعیف شد. در دمای 25 درجه سانتیگراد این رفتار نیز مشاهده شد، ولی در این دما میزان G’ بیشتر از دمای قبل بوده و افزایش غلظت نیز سبب افزایش این فاکتور گردید.
هسو و همکاران (2000) رئولوژی دینامیک سوسپاسیون نشاسته های برنج مومی و ایندیکا را حین ژلاتینه شدن مطالعه نمودند. نتایج آن ها نشان داد که فرایند ژلاتینه شدن شامل چها ناحیه یِ تبدیل سوسپانسیون به سُل، سُل به ژل، تخریب ساختار و تقویت ساختار بود. افزایش مدول ذخیره (G’) از دمای 47 درجه سانتیگراد آغاز گردید. برای نشاسته برنج ایندیکا ماکزیمم مقدار G’ بالاتر و کاهش این مقدار آرامتر از نشاسته برنج مومی بود، که دلیل این مسئله محتوای بالاتر آمیلوز بیان گردید.
الملح و همکاران (2000) اثر افزودن گلوکز را به سیستم های حاوی نشاسته گندم بررسی کردند. در این سیستم غلظت نشاسته ثابت و 5 درصد (وزنی/وزنی) بوده و غلظت های گلوکز بین 0 تا 6 درصد متغیر بود. این سیستم تا دمای 80 درجه سانتیگراد حرارت داده شد. از مدل هرشل-بالکلی برای بیان رفتار جریان استفاده شد. نتایج نشان داد که شاخص رفتار جریان (n) با افزایش غلظت گلوکز به یک نزدیک شده و معادله هرشل-بالکلی به معادله بینگهام تبدیل گردید.
لاگاریجو و آلوارز (2001) گزارش کردند که دیسپرسیون های نشاسته‌ی ژلاتینه شده، در سرعت های برشی کم، وجود تنش تسلیم را نشان دادند. نتایج نشان داده است که این تنش تسلیم به غلظت نشاسته استفاده شده (باهاتاچاریا و باهاتاچاریا، 1996) و نحوه و روش ژلاتینه کردن نشاسته ها بستگی دارد (دوبلیر و همکاران، 1987).
روزالینا و باهاتچاریا (2002) اثر غلظت و اصلاح شیمیایی نشاسته را بر روی خواص رئولوژیکی دینامیک ژل های آن مطالعه کردند. نشاسته های بکار رفته شامل نشاسته طبیعی، نشاسته‌ی هیدروکسی پروپیله-فسفریله شده در حد متوسط، نشاسته‌ی هیدروکسی پروپیله-فسفریله شده در درجه بالا و نشاسته فسفریله شده‌ی ذرت بودند. نتایج نشان داد که ژل همه نشاسته ها در دامنه غلظتی بین 6 تا 10 درصد دارای خواص ویسکوالاستیک بودند. هر دو مدول الاستیک (G’) و ویسکوز (G”) یک وابستگی جزئی را به فرکانس از خود نشان دادند. بر اساس طیف مکانیکی بدست آمده توسط آن ها، ژل های نشاسته های ذکر شده در دسته‌ی ژل های ضعیف قرار گرفتند. مدول ویسکوز نسبت به مدول الاستیک وابستگی بیشتری را به فرکانس از خود نشان داد. افزایش غلظت سبب افزایش مدول تنش تعادلی (Ge) گردید. نتایج نشان داد که ژل های با درجات بالاتر فسفریله شدن، مقاومت بیشتری را در برابر تنش از خود نشان دادند.
سینگ و همکاران (2003) بیان کردند که حین حرارت دادن نشاسته های ذرت، سیب زمینی و گندم، مدول های ذخیره (G’) و افت (G″) ابتدا تا یک مقدار ماکزیمم افزایش یافته و با ادامه فرایند حرارتی افت کردند. آن ها همچنین گزارش کردند که نشاسته سیب زمینی دارای بالاترین پیک های مربوط به مدول های افت و ذخیره بوده و همچنین کمترین مقدار tan δ را در بین نشاسته های ذکر شده دارا بود.
کیم و یو (2006) اثر غلظت های مختلف صمغ زانتان را بر رفتار رئولوژیکی دینامیک و پایای سیستم مخلوط نشاسته برنج و صمغ زانتان مطالعه کردند. نتایج آن ها نشان داد که مخلوط های نشاسته برنج و صمغ زانتان در دمای 25 درجه سانتیگراد به شدت دارای رفتار تضعیف شونده با برش بودند (24/0-13/0n =) و ضریب قوام و ویسکوزیته ظاهری، با افزایش غلظت صمغ زانتان افزایش یافتند. مدول های ذخیره و افت نیز با افزایش غلظت زانتان افزایش پیدا کردند. همچنین نتایج نشان داد که ویسکوزیته دینامیک و ظاهری در برخی از غلظت های صمغ زانتان از قانون انطباق14 Cox-Merz با بکارگیری فاکتور انتقال آلفا پیروی کرد.
سینگ و همکاران (2007) بیان کردند که رفتار رئولوژیکی خمیر های نشاسته به محتوای آمیلوز، توزیع اندازه گرانول ها، شکل گرانول ها و رفتار متقابل بین گرانول ها بستگی دارد.
کائور و همکاران (2008) به مطالعه رئولوژی دینامیک سیستم های مخلوط صمغ کاسیا با نشاسته های مومی، آمیلوز بالا، معمولی و مومی فسفریله شده ذرت و همچنین نشاسته سیب زمینی پرداختند. بر اساس نتایج بدست آمده، مقادیر G’ و G″ سیستم مخلوط صمغ با نشاسته ذرت در طی فرایند حرارت دهی با افزایش میزان غلظت صمغ کاهش یافتند. همچنین مقادیر tan δ سیستم های صمغ-نشاسته در هر دو سیکل حرارت دهی و سرد کردن، بالاتر از سیستم نشاسته به تنهایی بود که نشان دهنده بالاتر بودن مدول افت از مدول ذخیره بود. نتایج آن ها نشان داد که مقادیر G’ و G″ تمام ژل های نشاسته ذرت حاوی صمغ کاسیا مقادیر بالاتری را حین آزمون روبش فرکانس نشان دادند.
لوپز و همکاران (2010) به مطالعه خواص رئولوژیکی خمیر های نشاسته های طبیعی، استیله شده، استیله-فسفریله شده، هیدروکسی پروپیله-فسفریله شده و اصلاح شده‌ی اسیدی ذرت پرداختند. نتایج آنها نشان داد که رئولوژی دینامیک نشاسته های اصلاح شده تحت تاثیر زمان نگهداریِ پس از ژلاتینه شدن قرار نگرفت، در حالی که نشاسته طبیعی با گذشت زمان ساختار سفتی تری را از خود نشان داد.
چو و یو (2010) خصوصیات ویسکوالاستیک خمیر نشاسته سیب زمینی شیرین را در حضور قند های مختلف مطالعه کردند. روبش فرکانس نمونه ها در دمای 20 درجه سانتیگراد نشان داد که تمام مخلوط های قند و نشاسته بیشتر الاستیک بودند تا ویسکوز، و مدول ذخیره (G’) در تمام فرکانس ها بالاتر از مدول افت (G″) قرار داشت. هر دو مدول G’ و G″ با افزایش غلظت قند های مورد استفاده از 10 به 20 درصد افزایش یافتند. بر اساس نتایج آن ها مقدار مدول G’ مخلوط های قند و نشاسته در طی مدت نگهداری به این ترتیب کاهش یافت:
پنتوز (زایلوز) هگزوز (گلوکز و فروکتوز) نمونه کنترل دی ساکارید (ساکارز)
که نشان داد زایلوز دارای بیشترین توانایی در به تعویق انداختن رتراگراده شدن نشاسته سیب زمینی شیرین بود.
لی و یو (2011) به مطالعه خصوصیات رئولوژیکی برشی دینامیک و پایای نشاسته هیدروکسی پروپیله سیب زمینی شیرین به عنوان تابعی از درجه‌ی جانشینی پرداختند. نتایج آن ها نشان داد که ضریب قوام (k)، ویسکوزیته ظاهری، تنش تسلیم بدست آمده از مدل کسون، ویسکوزیته کمپلکس (η*) و مدول های افت (G″) و ذخیره (G’) این نشاسته با افزایش درجه جانشینی گروه هیدروکسی پروپیل کاهش یافت، در حالی که مقادیر شاخص رفتار جریان (n) و تانژانت سیگما (tan δ) (نسبت مدول افت به ذخیره) افزایش پیدا کردند.
کیم و یو (2011) به بررسی تاثیر گالاکتومانان ها (صمغ های گوار و لوبیای اقاقیا) در غلظت های مختلف، بر خصوصیات رئولوژیکی خمیر نشاسته نوعی بلوط پرداختند. نتایج آزمون های رئولوژیکی تنش برشی دینامیک و پایا نشان داد که مقادیر شاخص جریان (k)، ویسکوزیته ظاهری، تنش تسلیم کسون، مدول های دینامیک (G’ و G″) و ویسکوزیته کمپلکس (η*) مخلوط های نشاسته و گالاکتومانان ها بسیار بیشتر از این مقادیر برای نمونه شاهد (بدون صمغ) بودند، به طوری که با افزایش غلظت صمغ های استفاده شده این مقادیر نیز افزایش یافتند.
کیم و بمیلر (2012) اثر اضافه کردن هیدروکلوئید های مختلف را بر خواص ویسکوالاستیک خمیر نشاسته‌ی نخود تجاری بررسی کردند. نتایج نشان داد که هر دو سیستم نشاسته به تنهایی و ترکیب نشاسته با هیدروکلوئید ها، خصوصیات سیستم های ژل مانند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مورفولوژی، ظرفیت جذب Next Entries پایان نامه درمورد مواد غذایی، دینامیکی، مدل پیشنهادی، فیزیولوژی