پایان نامه درمورد رشد اجتماعی، پیش دبستانی، کودکان پیش دبستانی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

به روش و علوم مونته سوری است (مونته سوری، 1995).
این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیه‌ی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغه‌ی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد. وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، به گونه‌ای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود.
همه‌ی انسان‌ها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت می‌برند. کودکان هم این لذت را تجربه می‌کنند. برای مثال اگر کودکی با چهره‌ای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید، مربی می‌تواند به جای تهدید او به گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش می‌کند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد.
4-2- تربیت کودک و نقش بازی در آن
با آنکه میل به بازی در سنین بالا کم‌کم کاهش پیدا می‌کند و کارهای مهمی جای آن را می‌گیرد ولی به اعتقاد فروید تا سالهای پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل و ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. شاید کودک دلیل بازی کردن خود را نداند و یا آنکه نتواند برای آن علتی بیان کند ولی با این همه نتواند از بازی کردن دست بکشد. امروزه ثابت شده است که کودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب، رشد اجتماعی درست بی‌بهره هستند (سیمپسون، 2006).
5-2- نقش های تربیتی بازی در کودکان پیش دبستانی
بازی در بخش های مختلف شخصیت کودکان تأثیر فراوانی دارد که هرکدام از این بخش ها، خود می تواند تأثیرات شگرفی در روحیات کودکان داشته باشد. به نظر پیاژه (ترجمه کریمی، 1383) برخی از نقش های بازی کودکان به شرح ذیل است:
1-5-2- نقش بازی در رشد جسمانی کودک:
فعالیت های کودک از بدو تولد (دست و پازدن ، چنگ زدن ، گرفتن و…)، هر چند با اهداف مختلفی صورت می گیرد؛ اما لذت بازی گونه ای دارد . این لذت درکودک، رضایتی ایجاد می کندکه انگیزه حرکت و یافعالیت بعدی او می شود.
در بازی خصوصاً بازی های دوران کودکی (مانند دویدن ، پریدن ، خم شدن ، بالارفتن و …) کودک فعالیت جسمی می کند و این فعالیت ضمن تمرین حرکات بدنی ، نوعی ورزش محسوب شده ، برقدرت بدنی و چالاکی او می افزاید . و او را از حالت انفعال و انزوا می رهاند . کودکان به کمک بازی، عضلات خود را قوی می کنند و بسیاری ازمهارتهای حرکتی – روانی را که می تواند مقبولیت اجتماعی برای آن ها به ارمغان بیاورد، یاد می گیرند . در هنگام بازی جریان خون آزادتر و رفع مواد زائد آسان تر و بیشتر می شود. هم چنین، بازی باعث افزایش قدرت بدنی ،هماهنگی و تعادل بین اندامها ، ظرافت حرکات، افزایش استقامت و مقاومت بدن می شود. و کودک در مقابل بیماریها و خطرات محیطی محفوظ می ماند.
بازی از نظر جسمی، سبب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود. کودکانی که فرصت بازی داشته اند چُست و چالاکند و بهتر از دیگرکودکان برای رویارویی با سختی های زندگی آماده می شوند و به همین نسبت در برابر مشکلات و ناملایمات صبور و پایدارخواهند بود.
خلاصه ای از نقش بـــازي در رشد جسمـــي کـــودک:
• مـــوجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضاي مختلف بدن مي شود.
• باعث تقويت حواس کــــودک مي شود.
• نيـــرو و انرژي بدن را به بهتـــرين شکل مصرف مي کند.
• کـــودک به تــوانمندي هاي فکـــري و بدني خود آگاهـــي پيدا مي کند.
2-5-2- نقش بازی در رشد عقلانی کودک:
در بازی، کودک خود موقعیت های بازی را انتخاب می کند، وسایل بازی را می آزماید ، درگیر می شود، و برای حل مسائلش از اندوخته های دیگران استفاده می کند و به این ترتیب از لحاظ عقلانی متحول می شود. ضمن بروز ابتکار و خلاقیت به ارضای تمایلات درونی و عواطف دست می یابد. هم چنین، وقتی به تناسب ذوق و استعداد خود مسؤولیت و کاری را برعهده می گیرد، آمادگی برای پذیرش مسؤولیت و هماهنگی فعالیت های گروهی معطوف به هدف را نیز تمرین می کند.
3-5-2- نقش بازی در رشد عواطف کودک:
بازی، بهترین وسیله برای رشد و شکوفایی احساسات و بهترین راه برای پرورش عواطف اوست. در حین بازی است که او کیفیت بروز عواطف ، کنترل و ارضای مناسب آن را یاد می گیرد . هرچند، کودک میان واقعیت و بازی تفاوت قائل نیست، در عین حال، صداقت کودکانه را در بازی بروز می دهد . احساس ها ، تشویش ها و اضطراب های کودک در ضمن بازی حقیقی هستند.
خلاصه ای از نقش بازي در رشــد عاطفـي کــودک:
• نياز به بـــرتري جويـي را ارضا مي کند.
• موجب ابراز احساسات، عواطف، ترس ها و ترديدها، مهر و محبت، خشم و کينه و نگرانيها مي شود.
• تمايل به جنگجويــي و ستيـــزه گــــري را کم مي کند.
• «برون نگـري» کــودک را افــزايش مي دهد.
4-5-2- نقش بازی در رشد اجتماعی کودک:
نقش همسالان در اوایل دوران کودکی خیلی بارز نیست و کودکان به وجود هم سالان توجه چندانی ندارند؛ یعنی آن ها در کنار هم، ولی به صورت انفرادی بازی می کنند. از چهارده تا هیجده سالگی، کودک به تدریج توجه اش را از بازیچه به سوی هم بازی اش معطوف می کند.
نتایج تحقیقات و مشاهدات نشان می دهد، روابط اولیه ی اجتماعی کودک در محیط خانواده، نقش موثری در تعیین خط مشی رفتار و گرایش هایش نسبت به هم سالان خود دارد . رابطه ی کودک با مادر، عامل بسیارمهمی است . تعمیم رفتار از محیط خانواده به محیط های دیگر انجام خواهد گرفت . ارتباط با هم سالان ، دادوستد اجتماعی و علاقه به یکدیگر به تدریج رشد کرده و متحول می شود. کودکان در سنین 5 تا 7 سالگی باهم بازی می کنند؛ ولی هنوز تعداد کودکان شرکت کننده در بازی زیاد نبوده و نحوه ی بازی منسجم نیست. برای تربیت اخلاقی ، صفات انسانی و روحیه ی جمع گرایی، ضمن تشویق کودکان به داشتن دوستان صمیمی، می توان سازش اجتماعی، همکاری، هم بازی، نوع دوستی، گذشت، وفاداری، سعهی صدر و تحمل عقاید مختلف را به کودکان آموخت. کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود می پردازد. از طریق بازی نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن بر می دارد . همکاری و تشریک مساعی، رشد اجتماعی کودک با گروه را فرا می گیرد. در حقیقت از مشارکت گرم و صمیمی او با هم بازی ها و دنیای خیالی و شیرین کودکانه اش که عروسک نماد مادر و یک تکه چوب گوشی تلفن اوست و با آن رابطه برقرار می کند، آغاز می شود. بازی کمک می کند تا کودک بتواند با دسترسی به حقایق و واقعیت های پیرامونش، با خویشتن و دیگران بهتر سازگار شود. هرچه کودک بازی و مشارکت کند بیشتر درمی یابد در چه سطحی از کارآیی و ارزشمندی است و چه توقع و انتظاری می تواند از محیط اطراف خود داشته باشد. احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت (یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

نظر «کاپلان» دربارهی نقش بازی بر رشد اجتماعی کودک:
«بسیاری از تعاملات میان فردی کودکان پیش دبستانی در چهارچوب بازی روی می دهد و روابط کودکان با والدین ، خواهرها ، برادرها ، و هم سالان شان در مقطع پیش دبستانی به شدت متحول می شود.
بازی باعث می شود که کودک بتواند با دیگران رابطه ی صحیح برقرار ساخته و رفتار خود را متعادل کند.
کودک در بازی با هم بازی های خود ارتباط برقرارکرده و چگونگی ارتباط را نیز تجربه می کند و بارعایت مقررات بازی ، احترام به قوانین و مقررات اجتماعی، پذیرش انتقاد و همکاری گروهی را هم می آموزد . کودک در بازی های تخیلی با بازی کردن نقش های متفاوت اجتماعی از قبیل: سرپرستی عروسک خود، خانه داری ، جواب دادن به تلفن و زندگی کردن را تجربه می کند و خلاصه بسیاری از رفتارهای اجتماعی دیگر را ضمن بازی می آموزد. (شجاعی، 1378).
کودکانی که فرصت بازی های گروهی را دارند احساس همدلانه ی بیشتری از خود بروز می دهند . در یک بررسی، پژوهشگران، کودکان پیش دبستانی را مشاهده کردند که زمینه های مناسب برای بازی و ابراز احساس همدلانه را نداشتند. این کودکان در مقایسه با کودکانی که محیط مناسب و امکانات مطلوب برای بازی کردن را داشته اند، رشد عاطفی کمتری نشان دادند.
خلاصهای از نقش بازی در رشد اجتماعی:
• موجب ارتباط کودک با محيط بيرون مي شود و دنياي اجتماعي او را گسترش مي دهد.
• موجب شکـــوفايـــي استعدادهاي نهفته و بروز خلاقيت مي شود.
• همکاري، همياري و مشارکت کــودک توسعه مي يابد.
• با رعايت اصول و مقــــررات آشنا مي شود.
• همانند سازي با بـــــزرگسالان را مـــــي آموزد.
• با مفهــــوم سلسله مــــراتب آشنا شده و آنــــرا رعايت مي کند.
• رقابت را مي آموزد و شکست را بطور واقعــــي تجربه مي کند.
• قدرت ابراز وجود پيدا مي کند و از ترس، کمرويـي و خجالت بيهوده رها مي شود.
• حمايت از افــــراد ضعيف را مـــي آموزد.
6-2- خلاقيت
سال 1950 را مي توان نقطه عطفي در برخورد نسبت به مفهوم خلاقيت،ميزان و توزيع آن در افراد اجتماع تلقي نمود.در اين سال گيلفورد در كنگرة روان شناسان آمريكا كه خود رياست آن را برعهده داشت به دنبال يك سلسله تحقيقات و بررسيها اظهار داشت: خلاقيت نبايد فقط از زاوية مخصوص مربوط به اعمال و فرآورده هاي ابداعي موردتوجه قرارگيرد،بلكه بايد بطور قطعي يعني به عنوان استعداد ذهني بالقوه كه به درجات مختلف در همه افراد بشر اعم از كوچك و بزرگ وجود دارد مورد مطالعه قرارگيرد.(نريماني،1370)
به عقيده گيلفورد تا موقعي كه انسان به مشكلي برخورد نكند و زندگي او از روز عادات و يا بر مبناي دور زدن مشكلات سپري شود،خلاقيتي در كار نيست،ولي همين كه به مشكلي برخورد كرد و خواست آن را حل كند فرآيند فكري و اعمالي كه متعاقب آن براي حل مشكل ايجاد شود خلاقيت نام دارد.هرچه فرد هوشمندتر باشد كنجكاوي بيشتري دارد.انگيزه كنجكاوي زيربناي خلاقيت است،البته كنجكاوي واگرا،نه همگرا.با توجه به اينكه در اين سال و سالهاي متعاقب آن توجه زيادي به اين مسئله شده است ولي به نظر مي رسد كه هنوز انديشمندان در مورد خلاقيت و تعريف آن با همديگر اختلافات زيادي داشته باشند چراكه هر كدام به گونه اي آن را تعريف كرده است.براي مثال وارن1 (1934) درباره تعريف خلاقيت مي گويد:خلاقيت به منزلة ظرفيت پاره اي از افراد است در پديد آورندگان آنها قبلاً ناشناخته بوده اند.
استاين2 (1962) خلاقيت را اين گونه تعريف مي كند:خلاقيت منجر به ايجاد يك كارجديد مي شود كه در زمان خود به عنوان يك چيز قابل دفاع يا مفيد و خشنودكننده مورد قبول گروه قابل توجهي قرار مي گيرد. ايزنك3 (1979)مي گويد:خلاقيت ظرفيت ديدن روابط جديد،پديدآوردن انديشه هاي غيرمعمول و فاصله گرفتن از الگوهاي سنتي تفكر مي باشد (بهروزي 1375)
تورنس4 (1959) (نقل از كفايت 1373)در تعريف خلاقيت اظهار مي دارد:خلاقيت فرآيندي است مشتمل بر حساسيت به مسائل،كمبودها،تنگناها و ناهماهنگي ها،اين حساسيت در پي تشخيص مشكل يا مشكلاتي به وجود مي آيد و به دنبال آن جستجو براي يافتن راه حل هايي جهت رفع آن مشكلات و طرح فرضيه هايي براي اين منظور آغاز مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد دوران کودکی، تحلیل داده، پیش دبستانی، انعطاف پذیری Next Entries پایان نامه درمورد خلاقيت، ايده، داراي، بيشتر