پایان نامه درمورد درگیری ذهنی، کاهش اضطراب، تعلیم و تربیت، ایمان و عقل

دانلود پایان نامه ارشد

شود.در حکایت دیگری از سعدی روح و عادات انسان را مثل چوب خشک و تر می داند که هر چه چوب خشک تر شود انعطافش هم کمتر می شود.پس اینجا نقش تعلیم و تربیت و عادت انسان به انجام معروفات و دوری از منکرات بسیار مهم است که باید شخص تمرین کند.122
بند اول: تعدیل شهوت جنسی
اساسا فکر گناه دل انسان را تیره می کند و پرده ای بر روی صفا و پاکی انسان کشیده می شود.اسلام درصدد این است که گناهان از سرچشمه خشک شوند و سرچشمه بسیاری از گناهان افکار،اندیشه ها و نیت آدمی است.دین می خواهد که گناهان را در نطفه خفه سازد و اینکه ما مدام می شنویم “الاعمالُ بالنیّات” این است که پایه تمام این مسائل اندیشه و نیت آدمی است.اندیشه خوب مهمتر از خود عمل است و از گناه و گناهان بعدی جلوگیری می کند.123 در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام آمده است: دو نفر مسلمانی که در نزاعی با هم بر روی یکدیگر شمشیر بکشند و یکی از آنها کشته شود فرمودند:هر دو در دوزخند.یکی از حاظران عرض کرد:یا رسول الله قاتل که معلوم است که به دوزخ می رود اما مقتول چرا؟فرمودند:بدان جهت که او نیز(آهنگ کشتن رفیقش را کرده بود)و اراده داشت او را بکشد.124 می بینیم که تا چه اندازه نیت اعمال در اسلام مهم است.حتی در جایی فکر زنا در حکم خود زنا دانسته شده است.پس لازم می آید که در این زمینه ما تعدیل داشته باشیم.
«وَ لا تَقرَبوا اَلزِّنی اِنَّهُ وَ کانَ فَاحِشَهٌ وُ ساءَ سَبیلاً: به زنا نزدیک نشوید،به درستی که کار بسیار زشت و بد راهی است.»125 در این آیه اشاره بسیار ظریفی برای باز داشتن انسان از عمل زنا شده است.این مفهوم اشاره به نزدیک نشدن دارد،یعنی حتی نباید به عوامل زمینه ساز زنا نزدیک شد.ما به طور روزمره با عوامل زیادی روبرو هستیم که ممکن است ذهن و فکر را به سمت عمل نامشروعی سوق دهد.شاید در بسیاری از مواقع یک درگیری ذهنی برای فرد ایجاد می شود و وسوسه می شود که عمل حرامی را انجام دهد و برای این کار توجیهات خود را دارد.عواملی که محرک ذهن آدمی است فراوان است که از جمله:چشم چرانی،پوشش نامناسب،گفت و گوی زنان و مردان بدون رعایت مرزهای شرعی،کتابهای بد آموز، فیلم های تحریک کننده،کانون های فساد،ازدواج نکردن و … همه این عوامل می تواند زمینه ای قرار بگیرد که فرد را به سمت زنا و عمل جنسی نامشروع سوق دهد.126
یکی از مواردی که باید بدان توجه شود ارضای صحیح نیاز هاست و اگر فرد نتواند به طریقی درست و صحیح نیاز خود را پاسخ دهد حتما طرق دیگری را برای کاهش آن انتخاب می نماید.بحث اخلاقی و زندگی با تعالی اخلاقی وقتی معنا دارد که فرد بتواند نیازهای دورنی و فیزیولوژیک خود را پاسخ گوید.بتواند تمایلات جنسی را ارضاء نماید گرسنگی و تشنگی را پاسخ دهد و سرپناهی برای زندگی کردن داشته باشد.آبراهام مزلو(Abraham Maslow) تئوری خود را بر این اساس قرار داده که هر انسانی یک سلسله نیاز دارد که باید برآورده شود و اگر برآورده نشود تظاهرات روانی،به برآورده نشدن یک یا چند نیاز اصلی نشان می دهد.او اعتقاد دارد که همانطور که کمبود آهن موجب کمبود کم خونی و کمبود ید باعث گواتر می شود کمبود هر یک از این نیاز ها و عدم ارضاء درست آن می تواند اختلالاتی را برای فرد به وجود آورد.127
غریزه جنسی آنچنان طوفانی در آدم به پا می کند که گاهی ایمان و عقل را به کنار می زند و تنها در صدد خاموش کردن این آتش سوزان از هر طریقی است.برخی از مفسران صبر بر شهوات را سخت ترین نوع صبر توصیف کرده اند.در این میان پای بسیار از افراد لغزیده،بسیار از اهل ایمان و تقوا که یک عمر لاف تقوا می زدند نیز در این دام گرفتار آمده اند.اما این غریضه را نمی توان سرکوب کرد و چیزی است که در نهاد تمام ابناء بشر گذارده شده است،پس باید آن را از راه درست تعدیل کرد.128 این طوفان ذهنی را می توان هدایت کرد و در کنترل خود درآورد.اگر ذهن تحریک نگردد هیچگاه کفه روان به سمت غریضه جنسی نمی رود.باید محیط ذهن را از زمینه چینی این موارد پاک کرد،توجیهات بی مورد،همداستان شدن با افراد دیگر خصوصا جوانان که توجیهات خاص خود را دارند،عدم توجه به مسائل جنسی،قرار نگرفتن در محیط های شهوت انگیز،استفاده از ورزش و سرگرم شدن به مسائل دیگر،قناعت در رفتار،ازدواج،وتقوا پیشه کردن از راه های متعادل ساختن ذهن و روان از نیروی عظیم شهوانی است.درباره ى غریزه ى جنسى نیز باید گفت كه برداشتن ضابطه ها،عشق واقعى را مى كُشد و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند.در این زمینه، هر چه عرضه بیشتر گردد،هوس و میل به تنوّع افزایش مى یابد.به گفته ى راسل در كتاب زناشویى و اخلاق، عطش روحى در مسایل جنسى غیر از حرارت جسمى است.آنچه با ارضا تسكین مى یابد،حرارت جسمى است نه عطش روحى.پس آزادى در مسایل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجامید؛زیرا هوس،سیرى ناپذیر است.
بند دوم: تعدیل خشم و غصب
خشم را اصولا به عنوان مقدمه ای از خشونت می شناسند.خشونت(agression)دارای مفهومی نسبی است که در تعیین مصادیق و نمونه های آن شدت و ضعف وجود دارد.خشونت داری دو قسمت است خشونت مادی و خشونت معنوی.پس صرف خشونت مادی مد نظر نیست.گاهی خشونت به صورت توهین نمایانگر می شود که نمونه ای از خشونت معنوی است.به هر روی قبل از پرداختن به خشونت و کنترل آن باید عامل زمینه ساز آن یعنی خشم را مدیریت کرد.یکی از توصیه های اکید اسلامی نیز در خصوص کنترل خشم مدارا با مردم است.به طوریکه خداوند به پیامبر گرامی خود می فرماید:«وَ لَو کُنتَ فَظاً غَلیظَ القَلبِ لِانفَظُوا مِن حَولِکَ:پیامبر اگر خشن بودی،مردم از گرد تو پراکنده می شدند.»129 از اوصاف مومنان این است که با مردم اهل مدارا هستند.130 نکته ای که در باب تعدیلات لازم به ذکر است این است که هیچ یک از این تعدیلات دفعتاً و به صورت آنی به دست نمی آید بلکه هر انسانی بر اساس تمکن و توانایی خود و استعدادهایش و به تدریج این امر حاصل را حاصل می کند.
اصلاح جامعه یا تربیت نفوس هم نمی شود بصورت یک بخشنامه درآید و از بالا به پایین دستور داده شود. بلکه باید با ایجاد زمینه های تربیتی به تدریج و در نهایت صبر و شکیبایی انجام پذیرد و از شتابزدگی و عجله کردن پرهیز گردد.کما اینکه در دعوت پیامبران نیز اصل تدرّج و اصلاح گام به گام را مشاهده می کنیم.در سیره پیامبر اسلام،دعوت در ابتدا مخفیانه بود بعد از آن کم کم احکام اسلامی برای آنان گفته شد. زیرا مردم آن دوره به بسیاری از امور جاهلی در آن زمان عادت کرده بودند و به یکباره جدا کردن آنان از آداب و رسوم جاهلی ممکن نبود.131 انسان باید مدام تمرین و تکرار کند تا یک فعل بد را به کنترل خود در آورد.باید تلاش کند تا عنان خشم و شهوت و نیروی جنسی در دستانش باشد.به این اصل “تدرّج تمکن” می گویند.«یَا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَ مَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانِ فَإِنَّهُ یَأمُرُ بِالفَحشَاءِ وَ المُنکَرِ:ای کسانی که ایمان آورده اید،از پی گامهای شیطان نروید،وهر که پای بر جای گاههای شیطان نهد(بداند که)او را به زشتکاری و کارهای ناپسند وا می دارد.»132 پس هرکس که پایش را جای گامهای شیطان بگذارد به تباهی و گمراهی کشیده می شود،زیرا شیطان به او می گوید که این کار را بکن و اگر چند بار به خواسته های وی پاسخ مثبت دهد دیگر پاسخ های بعدی برای او راحت تر می شود و حتی به یک عادت مبدل می گردد.پس خوب است که با مقاومت در برابر آن به تدریج خود را از این امور جدا کند.133 در مفاهیم دینی حلم در برابر غیظ قرار می گیرد.حلم به معنای تأنی و تأمل و عدم درنگ و شتاب است و حلیم کسی است که در مورد عمل ناحق دیگران زود عصبانی نمی شود و درصدد پاسخ بر نمی آید و از خود خویشتن داری نشان می دهد. اعتقاد این است که غیظ با تضعیف حلم که از شاخه های اعتماد به نفس است به وجود می آید.134 «وَ الکَاظِمینَ الغَیظ وَ العَافینَ عَنِ النّاسِ وَ اللهُ یَحِّبُ المُحسِنین:و آنان که خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند؛و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.135 آرامسازی روشی است که برخی از روان درمانگران از آن استفاده می کنند.این روش تکنیکی است که فرد بوسیله آن برای خود خلق آرامش می نماید.”جوزف ولپه” از روشی به نام ((منع متقابل)) یا (( درمان از طریق کاهش حساسیت انفعالی))استفاده نمود.در این روش روان درمانگر ابتدا از بیمار می خواهد که مریض حالت تمدد اعصاب داشته باشد و یکی از موارد اضطراب انگیز و خشم آور را از خود دور سازد.بعد از آن شروع به انگیختن اضطراب ها و خشم های خفیف،بعد شدید او می کند که حالت اضطراب یا خشم به او دست می دهد.بعد از او می خواهد که اضطراب و خشم را از خود دور سازد و به حالت تمدد اعصاب باز گردد.باز از او خواسته می شود که یک امر اضطراب برانگیز تر و خشم آور را به یاد بیاورد و باز به حالت تمدد اعصاب بازگردد.این روش آنقدر ادامه می یابد تا فرد در حالت تمدد اعصاب بتواند آن عمل مضطرب کننده و خشم برانگیز را کنترل کند و از آن رهایی یابد.این روش بوسیله شرطی کردن رفتاری فرد انجام می شود و کوشش روان درمانگر این است که میان موارد اضطراب برانگیز و حالت تمدد اعصاب رابطه ایجاد کند.میبینیم که نماز هم همین کارکرد را دارد انسانی که خشمگین یا مضطرب می شود با خواندن نماز و تمرکز بر مسئله دینی باعث آرامش و سکون او می شود و تا مدتی بعد از آن ادامه می یابد.آرامش بعد از نماز آرامشی مخالف اضطراب است.انسان در هنگام دعا و نیایش بعد از نماز مشکلاتش را با خدا در میان می گذارد و از طریق تمدد اعصاب و آرامش بعد از نماز بهتر می تواند با مشکلات خودش کنار بیاید.این است که روان درمانگران می گویند یادآوری مشکلات و بازگویی آنها توسط بیمار خود باعث کاهش اضطراب ناشی از آن و فرو بردن خشم ناشی از آن حادثه می گردد.136

بند سوم: تعدیل مال پرستی
میلیونری انگلیسی برای جواهرات و طلاهای خود که آنها را بصورت شمشهایی در آورده بود یک انبار زیرزمینی ساخته بود که تمام دیوارهای آن از آهن و فولاد ساخته شده بود بطوریکه از داخل قفل می شد و تنها یک کلید داشت که آنهم همیشه نزد خودش بود.روزی برای سرکشی به طلا و جواهرات خود وارد انبار شد و در را بست،غافل از اینکه کلید در خارج انبار مانده است.وبدین ترتیب در کنار شمشهای طلا و جواهرات خود از گرسنگی جان داد و داستان او ضرب المثل شد.137 اگر انسان دغدغه کسب مال را داشته باشد خودآگاه یا ناخودآگاه در ضمیر و افکار،حالاتی برای رسیدن به این منظور شکل می گیرد و او به هر طریق ممکن در صدد کسب مال بر می آید.در این راه ممکن است بسیاری از هنجارها را بشکند، از راه هایی وارد شود که شرعا مطلوب نیست و ممکن است حق عده ای را نیز ضایع گرداند.اما مشکل بزرگتر و اساسی تر چنین آدمی درگیری روح و روان وی با مسائل مادی است. بطوری که پول و مال جزئی از خوی وی شده و فرد هر کاری که می کند درصدد به دست آوردن مال یا حفظ منافع موجود خود است.این امر او را از بسیاری از امور باز می دارد و یک روح وابسته به مال به فرد تحویل می دهد.چنین انسانی با سخت گیری در معامله،عدم بخشش،فشار بر انسانهای مقروض،و شاید رباخواری خود و دیگران را نیز مستعد بسیاری از جرائم می کند.فردی که به وی مقروض است و در آستانه زندان دست به هر کاری می زند تا آبرو و خانواده او در خطر قرار نگیرند.حتی ممکن است که بسیاری از افراد نقشه قتل چنین فردی را بکشند،یا در صدد سرقت از وی برآیند که بیگمان محرک اصلی و ایجاد کننده انگیزه خود همان فرد است.«قُل مَتَعَ الدُّنیا قلیلٌ والاَخِرَهُ خَیرٌ لِّمَنِ التَّقَی:بگو سرمایه زندگی ناچیز است و سرمایه آخرت برای کسی که پرهیزکار باشد بهتر است.»138
بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر
آری گرفتاری حرص و آز تاریک ترین زندان درونی است که خلاقّیت و همت و خرد را تباه می کند و فرد را به موجودی در خدمت مال و دنیا قرار می دهد.از این رو دائما سفارش به این شده که هیچگاه مسخ مال و ثروت نشوید،این امور اموری ناپایدار است.«یا اَیُّها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ترک فعل، اصول اخلاقی، وجدان اخلاقی، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه درمورد باورهای دینی، میل جنسی، آرامش خاطر، قرآن کریم