پایان نامه درمورد دارایی ها، دارایی های نامشهود، ارزش بازار، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

نشان مي دهد.
نسبت گردش مجموع دارائيها
‏گردش مجموع دارائيها، عبارت است از نسبت فروش به مجموع دارائيهاي شرکت. توانايي ايجاد ‏حداکثر توليد و سود از حداقل سرمايه گذاري، بخش مهمي از تصوير سوددهي يک شرکت است. ‏دارائيهايي که مورد بهره برداري قرار نگرفته اند يا به نحوي اشتباه بکار گرفته شده اند، هزينه هاي مالي و ‏مخارج تعمير و نگهداري را افزايش مي دهند. افزايش گردش مجموع دارائيها، مي تواند باعث کاهش ‏هزينه ها و افزايش سود صاحبان سهام شود. در محاسبه گردش مجموع دارائيها، به سه روش مي توان دارائيها را تعريف و مشخص کرد: (وکيلي فرد ، 1374)
‏‏‏‏‏2-2-7-4-7- بازده واقعي سالانه سهام
‏معيارهاي مربوط به اندازه گيري ثروت آفريني براي سهامداران، که روي عملکرد قيمت سهم شرکت تمرکز مي کنند، به دنبال تعيين ميزان افزايش ثروت سهامداران از يک دوره به دوره بعد، بر مبناي سود سهام دريافتي آنها و افزايش در قيمت سهم شرکت هستند. اساساً، اينگونه معيارها، ارزيابي مي کنند که اگر سرمايه گذار، سهم را در آغاز دوره خريداري نموده و آن را در پايان دوره به فروش برساند، چگونه عمل کرده است. اين نوع معيارهاي اندازه گيري ثروت آفريني براي سهامداران معيارهاي اندازه گيري مبتني بر عملکرد تجاري ناميده مي شود.
‏بازده واقعي سالانه، به کليه عوايد و مزاياي متعلق به سهام در طول يکسال اطلاق مي شود که از دو قسمت تشکيل مي شود: اول، سود و مزاياي پرداختي شامل سود نقدي و مزاياي حاصل از افزايش سرمايه و دوم، افزايش قيمت يا ارزش بازار سرمايه.) جانس20 ، 2000)
در رابطه با تعیین بهترین معیار ارزيابی عملکرد تاکنون تحقیقات فراوانی انجام شده است اما یک شاخص مطلق و ایده آل برای سنجش عملکرد شرکتها معرفی نشده است.
2-2-7-5 رویکرد حسابداری تحقیق
2-2-7-5-1- نسبت بازده دارائیها (ROA)
نرخ بازده دارائی ها (ROA) یکی از نسبت های مالی است که از طریق تقسیم سود خالص بعلاوه هزینه بهره به مجموع دارائی ها بدست می آید. ROA به مهارت های تولید و  فروش شرکت مربوط می شود و بوسیله ساختار مالی شرکت تحت تاثیر قرار نمی گیرد. بدلیل استفاده از سود حسابداری در محاسبه نرخ بازده دارائی ها، ایرادهایی که بر سود حسابداری وارد است، بر این معیار نیز وارد میباشد. با توجه به اینکه دارائی ها در تراز نامه به خالص ارزش دفتری نشان داده می شوند، بنابراین ارزش واقعی دارائی ها ممکن است بسیار پائین تر یا بالاتر از ارزش های دفتری آنها باشد، بنابراین ROA پایین ضروتاً به این مفهوم نیست که دارائی ها باید در جای دیگری بکار گرفته شوند. همچنین ROA بالا به این مفهوم نیست که شرکت می بایست نسبت به خرید همان دارائی ها و کسب بازده بیشتر اقدام نماید. (جهانخانی و سجادی، 1374)
2-2-7-5-2- نسبت بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام یکی از نسبت های مالی است که از طریق تقسیم سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام بدست می آید، بنابراین همه ایرادهایی که به سود حسابداری وارد  شد، به این معیار نیز وارد می باشد. سود حسابداری با توجه به روش های گوناگون حسابداری و همچنین برآورد های حسابداری تحت تاثیر قرار می گیرد. بعبارتی مدیریت می تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداری و در نتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) را تغییر دهد. (جهانخانی و سجادی، 1374)
2-2-7-5-3- نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام (MBVR)
این نسبت از طریق تقسیم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتری همان سهم بدست می آید. ارزش دفتری هر سهم نشان دهنده ارزش های تاریخی است. از طرفی ارزش بازار هر سهم انعکاسی از جریان های نقدی آتی می باشد که عاید شرکت خواهد شد، بنابراین اگر شرکتی دارای مدیریت و سازماندهی باشد که با کارآیی کامل به وظایف و نقش های خود عمل کند دراین صورت ارزش بازار، بزرگتر از ارزش های تاریخی و دفتری خواهد بود و این نسبت افزایش پیدا می کند. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم طرز تفکر سرمایه گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنمای آتی شرکت را بیان می کند.

2-3- پیشینه تحقیق
2-3-1- تحقیقات خارجی
لو و سوگیانیس(1996) اولین کسانی بودند که در مورد سرمایه گذاری ، مستهلک کردن و ارزش ارتباطی هزینه های تحقیق و توسعه تحقیق کردند . در زمان آن ها اصول پذیرفته شده حسابداری ، حسابداران را ملزم می کرد که تمام هزینه های تحقیق و توسعه را به دلیل نبود قابلیت اعتماد و عینیت در صورتحساب سود و زیان هزینه کنند . آن ها برای انجام تحقیقشان سرمایه نمونه بزرگی از شرکت ها را تخمین زدند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه ای کردن هزینه های تحقیق و توسعه برای سهامداران ، دارای ارزش ارتباطی است .
جوآخیم و هنری (2000) ، به بررسی چالش های حسابداری دارایی های نامشهود در اسکاندیناوی ، انگلستان و آمریکا پرداختند . از نظر آن ها ، یکی از بزرگترین چالش های پیش روی گزارشگری مالی ارتقای نحوه حسابداری و شناسایی دارایی های نامشهود است . به طور قراردادی مخارج انجام شده برای اکتساب دارایی های نامشهود مانند دانش ، طراحی ، گواهی نامه و اجازه نامه ها و نام های تجاری به عنوان هزینه های دوره شناسایی می شوند و به ارزش دفتری سرمایه ای نمی شوند . این روش برخورد با دارایی های نامشهود به طور روز افزونی ارزش ارتباطی گزارش های مالی را کاهش می دهد ، چراکه در اقتصاد امروزه اهمیت دارایی های نامشهود به طور روبه رشدی در حال افزایش است . منابع نامشهودی که برخی شرایط لازم برای شناسایی به عنوان دارایی را دارند ، باید سرمایهای شوند و مخارج اکتساب آن ها باید در طی عمر مفید آن ها مستهلک گردد . آن ها بحث کردند که چنان چه به حسابداران اجازه داده شود که هزینه های مربوط به اکتساب دارایی های نامشهودی که قبلاً در صورت سود و زیان شناسایی شده بود را برگردانند و به عنوان دارایی ثبت و مستهلک کنند، ارزش ارتباطی داده های حسابداری را افزایش می دهد .
وون چوی و همکاران (2000) در تحقیق مشابهی با موضوع ارزشگذاری بازار دارایی های نامشهود به این نتیجه رسیدند که بازار به طور مثبتی به داراییهای نامشهود گزارش شده واکنش نشان میدهد، اما ارزشی را که برای هردلار سرمایه گذاری شده در دارایی های نامشهود در نظر می گیرد کمتر از ارزش هر دلار سرمایه گذاری شده در دیگر دارایی هاست. مطالعه آن ها رابطه بین میزان گزارش شده دارایی های نامشهود ، هزینه های استهلاک مرتبط با آن دارایی های نامشهود و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام را مورد بررسی قرار می دهد . آن ها از مفاهیم بیانیه شماره 17 هیأت اصول حسابداری که در آن ذکر شده شرکت ها باید دارایی های نامشهود خود را در دوره ای 40 ساله یا در عمر اقتصادی دارایی، هرکدام که کوتاه تر باشد مستهلک کنند، استفاده کردند. این الزامات حسابداری برای مدت زیادی محل بحث و مجادله بوده است، بحث اصلی این است که آیا میزان گزارش شده دارایی های نامشهود در ترازنامه نشان دهنده مزایای آتی آن ها می باشد یا خیر . یک سوال مرتبط اینست که آیا میزان استهلاک گزارش شده ی سالانه دارایی های نامشهود نشان دهنده میزان واقعی کاهش ارزش آن ها هست یا خیر . این مقاله مدارک تجربی در این رابطه که آیا میزان دارایی های نامشهود گزارش شده و هزینه استهلاک مرتبط آن ها در ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت منعکس می کند ارایه میکند که این مدارک برای استفادهکنندگان صورتهای مالی برای تصمیمگیری و برای قانون گذاران حسابداری در امر طراحی سیاست های جدید گزارشگری مالی مفید خواهد بود. آن ها به این نتیجه رسیدند که بازار واکنش منفی کمتری به هزینه استهلاک دارایی های نامشهود در مقایسه با دیگر هزینه ها نشان می دهد .
لو (2001) در تحقیقی تحت عنوان «دارایی های نامشهود: مدیریت ، اندازه گیری و گزارشگری» بیان می کند که رشد و ثروت در اقتصاد امروزه به طور اولیه توسط دارایی های نامشهود (فکری) ایجاد می شوند . سطح روبه افزایش انتخاب و استفاده از ابزار های جدید اطلاعاتی منجر به این شده است که دارایی های نامشهود به امر مهمی در رابطه با ارزشگذاری شرکت تبدیل شوند .
گودوین و احمد (2006) ، با توجه به اینکه تحقیقات اخیر انجام شده در آمریکا نشان دهنده این بود که عایدات گزارش شده شرکت های آمریکایی فاقد ارزش ارتباطی است ، پیشنهاد کردند که عدم شناسایی دارایی های نامشهود توسط این شرکت ها دلیل عمده افت ارزش ارتباطی عایدات در شرکت های آمریکایی هست . آن ها برای اثبات دلیل خود ارزش ارتباطی عایدات شرکت های استرالیایی را محاسبه کردند . در شرکت های استرالیایی شناسایی دارایی نامشهود ممنوع نشده است . با استفاده از چندین مدل نتیجه تحقیق آن ها نشان داد که در یک شرکت متوسط اثر ضعیفی از افت ارزش ارتباطی عایدات وجود دارد . به هرحال شرکت هایی که دارایی های نامشهود را سرمایه ای میکنند ارزش ارتباطی روبه رشد و قوی تری دارند . آن ها تفاوت در ارزش ارتباطی عایدات شرکتهایی که دارایی های نامشهود را سرمایه ای نمی کنند با آن شرکت هایی که دارایی نامشهود را سرمایه ای می کنند محاسبه کردند و به این نتیجه رسیدند که این تفاوت در اواخر دهه 1990 روبه رشد بوده است .
سریرام (2008) ، با اهداف آزمون رابطه ترکیب دارایی یک شرکت ( دارایی های نامشهود در مقابل دارایی های مشهود) در ارزیابی سلامت مالی شرکت ، تحقیقی تحت عنوان «ارتباط دارایی نامشهود با ارزیابی سلامت مالی » انجام داد . او در این تحقیق بحث کرد که ارزش هر دارایی تابعی از استفاده موثری است که از دارایی می شود . او شرکت هایی که دارایی های سنتی و فیزیکی را نگهداری میکردند با شرکت های خدمات تکنولوژی که میزان بالایی دارایی های نامشهود نگهداری می کنند مقایسه کرد . نتایج تحقیق او نشان داد که در زمان ارزیابی شرکت هایی که دارایی های نامشهود با اهمیتی دارند، ارائه اطلاعات در مورد داراییهای نامشهود برای ارزیابی سلامت مالی آن ها ضروری است .
زقال و مالول (2011) ، روش برخورد حسابداری با دارایی های نامشهود را مورد بررسی قرار دادند . آن ها اعلام کردند که دارایی های نامشهود به اصلی ترین منبع ایجاد ارزش برای بیشتر شرکت ها و بخش های اقتصادی تبدیل شده است . ولی این سرمایه گذاری ها به ندرت با استانداردهای فعلی حسابداری تحت عنوان دارایی ها شناسایی می شوند . آن ها مقاله هایی در مورد شناسایی نشدن ارزش ارتباطی دارایی های نامشهود ، تخصیص منابع در بازار سرمایه ، رشد سرمایه گذاری ها در دارایی های نامشهود و ارزش بازار شرکت توسط استانداردهای حسابداری فعلی را مورد بررسی قرار دادند . آن ها همچنین مطالعات تجربی در مورد افشای اختیاری دارایی های نامشهود را مورد بازبینی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که افشای اختیاری این موارد می تواند تأثیر منفی عواقب عدم شناسایی شدن دارایی های نامشهود در ترازنامه را به حداقل برساند .
لیاو(2011)مطالعه ای در خصوص تغییرات قیمت سهام وگزارشگری دارایی های نامشهود انجام داد . نتایج نشان داد که حاکمیت شرکتی اثر مثبت و معناداری روی گزارشگری دارایی های نامشهود دارد.
کنگ و گری (2011) به امر گزارشگری دارایی های نامشهود ، گزارشگری داوطلبانه و ارزش بازار شرکت ها پرداختند. با مطالعه تعداد 200 شرکت دریافتند که عوامل نوع صنعت ، نسبت قیمت به ارزش دفتری، شرایط و سیستم قانونی هر کشور به طور با اهمیتی بر گزارشگری دارایی های نامشهود موثرند.
آراتو و یامادا (2012) پژوهشی در راستای دارایی نامشهود و ارزش شرکت را با توجه به مکتب نئوکلاسیک ها در ژاپن انجام دادند . شرکت های ژاپنی در سال های بین 1980 تا 1990بررسی کردند . نتایج نشان داد که خالص ارزش شرکت های بزرگ ژاپنی ، تقریباً برابر با ارزش بازارسهام واقعی حقوق صاحبان سهام آنهاست .
هیگینز(2013) به مطالعه این موضوع پرداخت که آیا تحلیل گران بورس از اطلاعات دارایی های نامشهود برای پیش بینی سود شرکت ها بهره می برند یا خیر؟ بدین منظور با استفاده از روش سری زمانی ، اطلاعات شرکت ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد .

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد عملکرد شرکت، ارزش سهام، ارزش شرکت، ارزش بازار سهام Next Entries پایان نامه درمورد دارایی ها، دارایی های نامشهود، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران