پایان نامه درمورد خلاقيت، ايده، داراي، بيشتر

دانلود پایان نامه ارشد

تخيل كودك را تا زماني كه رشد فكرش به مرحله اي برسد كه بتواند خود را در مسير تفكر منطقي قراردهد تشويق و ترغيب كنند.تخيل را زيربناي خلاقيت مي دانند زيرا هرچه قدر شخص را بتواند راجع به موضوعي تا آنجا كه ممكن است مطالب تازه در ذهن خود بپرورد همانقدر امكان انتخاب او بيشتر است.اما تخيلي كه زيربناي خلاقيت مي باشد محدود است و در آن امكانات اجرائي مطالب پرورده شده مورد نظر قرارمي گيرد.تورنس مي گويد تفاوت عمده بين تفكر تخيلي بيماران رواني و فكر خلاق شخص سالم در اين است كه اوّلي جلوه قوه تخيل خود را رها مي كند و هرگز درصدد وارسي و تجديد نظر تخيلات خود برنمي آيد در صورتي كه دومي خود را محدود مي سازد و فقط دربارة موضوع معيني به ايده هاي خود را ارزيابي كند و فقط بدنبال ايده هائي را بگيرد كه آسان تر و بهتر به هدف مورد نظر مي رسد.بازده اين تخيل نقاشي ها،تصاوير،گفتارها و حركات في البداهه كودكان است كه در جاي خود نوعي خلاقيت ابتدائي محسوب مي شود.(محمد اسماعیل، 1385).
11-2- نقش مدرسه در بارور كردن خلاقيت
ترديدي كه استفاده صحيح و جهت دار از استعدادهاي نهاني كودكان خلاق در پيشرفت جامعه نقش مهمي دارد.مدارس وظيفه دارند كه جهت پرورش افكار خلاق و رشد توانايي هاي دانش آموزان كوشش كنند.مدير و معلمان مدرسه بايد محيط مناسب جهت تحقيق،بررسي ورشد افكار خلاق ايجاد كنند.بيهوده نيست كه مي گويند: «معلم دانش آموزان خلاق خود بايد خلاق باشند.» (نيسان،مريم السادات و ديگران 1377)
درباره رفتار مناسب با دانش آموزان خلاق،كارشناسان آموزشي توصيه هاي زير را داشته اند:
1. بهتر است پيشنهادات و انديشه هاي جديد دانش آموزان مورد انتقاد و يا ارزشيابي قرار نگيرند تا عقايد و نظريات علمي به راحتي ابراز شود.
2. عصبانيت و نگراني در مقابل پاسخ بي ربط دانش آموزان بي مورد است چراكه از بين رفتن استعدادهاي نهاني را به همراه دارد.
3. بايد با دانش آموزان صادقانه رفتار كرد زيرا زماني مي رسد كه معلمان مجبور مي شوند بگويند«نمي دانم»بنابراين بهتر است آنان را در گفتن حقايق آزاد بگذارند.
4. دانش آموزان را بايد با صميميت و به همان صورت كه هستند پذيرفت و دستورالعمل ها را مطابق علايق آنها تنظيم كرد.
در مدرسه يك گروه قوي و پشتيبان مي تواند در معلم احساس امنيت پديد آورد.هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در يك محيط آموزشي مديريت تك روي كند و به معلمان و دانش آموزان اهميت ندهد.او بايد با كليه مربيان و حتي دانش آموزان همكاري همه جانبه داشته باشد . بدين ترتيب مدرسه كانوني جهت يادگيري و پرورش افكار خلاق خواهد بود،امروزه اغلب روان شناسان و علماي تعليم و تربيت عقيده دارند كه كودكان خلاق گذشته از استفاده از برنامه هاي رسمي مدارس بايد از نوعي آموزش انعطاف پذير غيررسمي نيز بهره مند شوند تا بتوانند خلاقيت خويش را رشد دهند و شكوفا سازند تورنس پديد آورنده آزمونهاي خلاقيت عقيده دارد كه محيط آموزش غيررسمي استعداد خلاقيت را در شاگردان پرورش مي دهد و بر اساس آزمونهايي كه در مورد خلاقيت انجام داده تاكيد مي كند كه سيستم اعمال قدرت بدون انعطاف‌، انگيزه انديشيدن را در شاگردان ازبين مي برد.اوگيل وي رابطه خلاقيت و محتوي برنامه هاي درسي را به شرح زير خلاصه كرد:
1. محيطهاي آموزشي بيش از اندازه آزاد و يا رسمي براي خلاقيت نسبتاً مضر خواهند بود.مدارس بسياررسمي امكان فردگرا بودن شاگرد را از ميان مي برد و محيط هاي بيش از اندازه غيررسمي از لحاظ ايجاد ارتباط هاي مناسب،ضعيف و نارسا خواهند بود خلاصه اينكه هر دو اين محيط ها هرگز نخواهند توانست خلاقيت را در شاگرد بطور رسمي به وجودآورند.
2. محيطي كه هم آزادي بيان و هم ارتباط سالم را تامين كند.از لحاظ پرورش خلاقيت بهترين محيط محسوب مي شود به ويژه اگر پاداشهايي نيز براي رفتارهاي خلاق در نظر گرفته شود.
3. محيطي كه فاقد برنامه باشد،در آن نابساماني امري طبيعي بوده و بدترين محيط ممكنه است.
4. اصولاً تنها محيط هايي كه بيش از اندازه آزاد ويا بيش از اندازه رسمي باشند از نظر پرورش خلاقيت مضرند،زيرا فعاليتهاي چندان به انجام درست تكاليف مدرسه بستگي ندارند.(نيسان،مريم السادات و ديگران 1377).
12-2- ويژگيهاي كودكان خلاق
تا سال 1960 در اغلب كتب و نشريه هاي مربوط به تعليم و تربيت ويژگيهاي كودكان تيزهوش و خلاق يكجا مورد بحث قرار مي گرفت.پس از آنكه گيلفورد نظريه جدا بودن تيزهوشي و خلاقيت را مطرح كرد و اين نظر بعداً مورد تأئيد روان شناسان ديگر نيز قرار گرفت كه ويژگيهاي كودكان خلاق را جدا بررسي كند.كودكان و دانش آموزان خلاق در سه مورد داراي ويژگي هاي مشخص اند كه اين سه مورد عبارتنداز:
1- كنجكاوي 2- پشتكار 3- نياز به استقلال
1- كنجكاوي: يكي از ويژگي هاي طبيعي يك كودك خلاق تمايل شديد او به سئوال كردن است.هر ناشناخته اي او را به پرسش وا مي دارد و از آنجايي كه ميل شديدي به آگاهي بر مسايل نامفهوم و غيرمعمول دارد لذا پرسشهايش زياد،مكررو پشت سر هم مي باشد.معلم شايسته و آگاه به سرعت متوجه وجود شاگرد خلاق مي شود.آلبرت انشتين به سبب پرسشهاي زياد و پي درپي و ذهن جستجوگرش مورد سرزنش معلمان خود واقع شد و ناراحتي هاي زيادي را تحمل كرد.كنجكاوي بيش از حد باعث بروز اختلاف بين او و معلم علومش شد و سرانجام به اخراج او از مدرسه منجر شد،بعد از كلاس معلم راجع به اثر بدي كه سئوالات مكرر انشتين روي ساير شاگردانش گذاشته بود صحبت كرد و گفت كه او باعث از بين بردن احترام معلم نزد سايرين شده است.او ليستي از سئوالات انشتين را كه شامل موارد زير بود تهيه كرد:
چرا نمي توانيم حركت زمين را احساس كنيم؟فضا چيست و چه چيزي موجب مي شود كه زمين در هنگام حركت تكه تكه نشود؟باعث تأسف است كه چنين معلماني قارد به تشخيص خلاقيت در شاگردان خود نيستند.اساس هر تفكر خلاق،قدرت درك ناشناخته هاي علمي،تشخيص فضاهاي خالي دانش بشري و درك مسايل و نقصهاست.چنين سئوالاتي نبايد موجب ترس و وحشت معلمان شود و تصوير از بين رفتن احترام آنان را نگران سازد.(نيسان،حيدري پاك،نيكرو 1377)
2- پشتكار: يكي از نشانه هاي سطوح بالاي خلاقيت پافشاري،پشتكار و مقاومت در مقابل سختيها براي رسيدن به هدف است.زندگاني بيشتر مخترعين از پشتكار آنان حكايت مي كند به عنوان مثال نام اديسون در دوران نوجواني بارها با مشكلاتي طاقت فرسا روبه رو شد.از جمله به علت انفجاري كه در آزمايشگاهش در قطار به وقوع پيوست كار خود را از دست داد.(نيسان،مريم السادات و ديگران 1377)
3- نياز به استقلال: كودك خلاق در صورت سازش با محيط باز هم خود را آزاد و مستقل نمي بيند و احساس فشار مي كند.او در بيرون از مدرسه علاقه زياد به ساختن و يا ابداع و اختراع وسايل جديد دارد.اگر خلاقيت و نوآوري اش در زمينه ادبيات باشد كتابخانه را رها نمي كند،بيشتر اوقات مي خواند و مي نويسد و گاه آثاري شگرف و ارزشمند و جاوداني پديد مي آورد(نيسان،مريم السادات و ديگران 1377)
علاوه بر ويژگي هاي گفته شده، همچنين روان شناسان به يك سري ويژگي هاي ديگر اين افراد اشاره مي كنند كه به طور اجمال آنها را ذكر مي كنيم.اين ويژگيها عبارتند از: شك گرايي، بازيگوشي، اعتماد به نفس، آگاهي ، شوخ طبعي و…
1. شك گرايي: بيشتر مردم درباره ايده هاي خود محافظه كارند.بدين معني كه به آنچه كه قبلاً آزمايش شده و شناخته شده اعتماد دارند.اما به چيزهايي تازه و جديد اعتماد ندارند.در حالي كه يك فرد خلاق نسبت به ايده هاي پذيرفته شده مشكوك است و ايده هاي تازه را كمتر مورد ترديد قرار مي دهد.شك گرايي وي،او را از باورهاي قراردادي رها مي كند.در حالي كه زودباوري وي نسبت به انديشه هاي تازه او را در معرض مخاطرات فكري كشف خلاق قرار مي دهد.(بهروزي 1375).
2. بازيگوشي فكري:فرد خلاق،في النفسه به كاوش ايده ها مي پردازد و با آنها بازي مي كند تا ببيند به كجا منتهي مي شود.اين ويژگي با تسلط او ارتباط دارد.او به طور طبيعي با ايده ها بازي مي كند،زيرا بشتر از اشخاص معمولي آنها را به وجود مي آورد.(بهروزي 1375)
3. اعتماد به نفس:فرد خلاق نسبت به ارزش كار خود داراي اطميناني دروني است.او ممكن است احساس رسالت كند يا حتي سرنوشت خود را از پيش تعيين شده بداند.البته ايمان به سرنوشت،دليل بر وجود نيروي خلاق نيست.اين نكته درست نيست كه فرد خلاق هرگز افسرده نمي شود بسياري از اشخاص به ويژه در هنرها،غالباً بدين دليل دچار افسردگي هاي شديد مي شوند كه اثر آنها انتظاراتشان را برآورده نمي كند.فرد خلاق غالباً بدين دليل دچار افسردگي هاي شديد مي شود كه اثر آنها انتظاراتشان را برآورده نمي كند.فرد خلاق غالباً سرسخت ترين نقاد خود است.در واقع اگر قرار باشد كه او به طور موثري در اثرش تجديد نظر كند بايستي اين چنين باشد زيرا افراد معدودي هستند كه به اندازه كافي از نيات او جانبداري كرده و نمي توانند به طور موثري وي را راهنمايي كنند.بنابراين وقتي مي گوييم شخص خلاق داراي اطمينان دروني است منظور اين است كه وي داراي ايماني قوي به چيزهايي است كه در صورت وجود فرصت و شانس مي تواند انجام دهد نه لزوماً ايمان به آنچه كه انجام داده است و در نهايت به وسيله ايمان به نيروي خلاق خود دوام مي آورد.
4. آگاهي:فرد خلاق بيشتر از حد معمول،نسبت به محيط خود حساس است.وي چيزهايي مانند رنگ،بافت و واكنش هاي شخصي،قطعات خبري روزنامه ها و مانند آنها را در مي يابد كه ديگران متوجه آنها نمي شوند.او بيشتر از ديگران دست به تجربه مي زند و به گفته راجرز29 (1961)بيشتر پذيراي محيط خويش است.خلاقيت نيازمند تازگي ارتباط،درك تازه از چيزهايي بديهي است.هر دو نوع توانايي نيازمند آگاهي فوق العاده از محيط است.اما همانگونه كه آفرينشگر رشد مي كند،ممكن است آگاهي او به يك يا چند زمينه محدود شود مثلاً نابغه غالباً نسبت به چيزهاي معمولي بي توجه است و آگاهي خود را به تجارب معدودي معطوف مي سازد.
5. شوخ طبعي:شخص خلاق همچنين داراي شوخ طبعي است و به گفته روان شناسان مي تواند در برابر ناسازگاري در معني و مفهوم به گونه اي خود جوش واكنش نشان دهد.چراكه نسبت به اشخاص معمولي معناي زيادتري را در يك موقعيت مي يابد كه بسياري از آنها غيرعادي و زيركانه است.از ديدگاه روانكاوي دليل ديگر اين است كه خود(EGO ) او بسيار انعطاف پذير است و از اين رو مي تواند از ذهن نيمه آگاه عقب نشيني كند كه اجازه برقرار كردن ارتباط تازه اي را به وي مي دهد كه اساس شوخ طبعي اوست.اين شوخ طبعي كمتر نشانه اي است از سطحي بودن عواطف را دارد و بيشتر نشانگر ژرف گرايي است كه بدين طريق راه ابراز جستجو مي كند.شوخ طبعي آفرينشگر را در ابراز احساساتش توانا مي سازد كه شخص معمولي آن را پس مي زند.پژوهشگران در داستانها،نقاشي ها و شرح حال دانش آموزان خلاق،به خشونت و پرخاش اشاره كرده اند كه در مورد دانش آموزان داراي بهره هوشي بالا كمتر مشاهده كرده اند و البته اين خشونت نه تنها متوجه اشخاص و چيزهاي نزديك به دانش آموزان مانند خانواده اش مي باشد بلكه انتقاد اجتماعي وسيع تري را بر مي گيرد به عنوان نمونه دانش آموزاني بسيار خلاق هستند كه شعارهاي ساختگي و نادرست را به تمسخر مي گيرند.(بهروزي 1375)
13-2- مهارتهای تفکر
یکی از گسترده ترین مطالعات در حوزه علوم رفتاری مربوط به شیوه های تفکر انسان است. متخصصان علوم رفتاري بر این باورند که یکی از ویژگی هاي اساسی انسان امروز، آگاهی از رفتار خود و برخورداري از نیروي تفکر است. به همین جهت این محققان، انسان را موجود متفکري می دانند که می تواند در شرایط سخت و دشوار زندگی با به کارگیري از توانش هاي شناختی خود بر آن شرایط فائق آید (گانتور، 2007). دانشمندان، بشر را داراي چهار نوع تفکر می دانند که عبارتند از تفکر فلسفی، تفکر انتقادي، تفکر خلاق و تفکر شهودي. متخصصان (جاناسن، 2004، جانسون لیرد به نقل سیف، 1393) انواع تفکر را براساس عملکرد آن و با توجه به حل مسئله طبقه بندی کرده‌اند. بنابراین علاوه بر مهارتهای تفکر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد پیش دبستانی، کودکان پیش دبستانی، انعطاف پذیری، تفکر انتقادی Next Entries پایان نامه درمورد تعریف بازی، کار کودک، منابع اطلاعاتی، مهارت حل مساله