پایان نامه درمورد حقوق کودک، حقوق بشر، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

مرد يکسان در حاکميت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي با رعايت موارين اسلام برخوردارند.” در اينجا افراد زن و مرد شامل کودکان هم مي شود، چون آن‌ها هم جزء افراد بشر محسوب مي‌شوند و در برابر قانون برابرند و بدون هيچ تبعيضي بايد در پناه قانون باشند، بايد حداکثر امکانات براي بقاء و پيشرفت آنان فراهم شود.
به نظر مي‌رسد که رعايت و اجراي درست و به موقع حقوق فرهنگي و اجتماعي، مزايايي را که در حق بر آموزش و حق بر سطح زندگي مناسب و رفاه و تأمين اجتماعي و حق بر مالکيت و کار از خود به ‌جا مي‌گذارند، باعث رشد فرهنگي و توسعه احترام و نظم جهاني مي شوند و جامعه مبتني بر قانون را ايجاد مي‌کند و زندگي براي افراد، مخصوصاً کودکان از لحاظ روحي و رواني و همچنين جسمي به درستي مهيا مي‌گردد و از آسيب‌هاي اجتماعي در امان خواهند بود، و برابري در جامعه حکم فرمايي خواهد کرد و در آينده نسلي سالم و کوشا پرورش مي يابد و کمتر با معضلات اجتماعي رو به رو خواهند شد.

4-1 جايگاه حقوق کودک در نظام حقوقي:
4-1-1 جايگاه حقوق کودک از نگاه قرآن
قرآن که جامع‌ترين منبع هدايتي بشريت است، درباره حقوق کودک آيه‌هاي فراواني را ذکر کرده است. و ساختارهاي مناسب براي تأمين حقوق کودک پيش بيني کرده است. مثلاً در درجه اول خانواده يعني پدر و مادر2 را در سوره بقره 233: “والوالدات يرضعين اولادهن حولين کاملين لحن ارادان يتم الرضاعه و علي المولودله رزقهن و کسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها لاتضار والده بولده ها و لامولدله بولده و علي الوارث مثل ذلک فان اردافصالاعن تراض منها و تساور فلاجناح عليهما و ان اردتم ان تستر ضعفوااولادکم فلاجناح عليکم اولاسلمتم ماله يتيم بالمعروف واتقوالله واعلمو ان الله بما تعملون بصير”
و مادران اولاد خودشان را دوسال تمام شير دهند، براي آن که بخواهد تمام شير دهند، و روزي و جامه مادران به اندازه معروف بر کساني است که فرزند براي آن‌ها زاييده شده، هيچ نفسي جز به اندازه گنجايش و طاقت او تکليف نمي‌شود، مادر به فرزندش زيان نرساند، و آن که فرزند براي او زاييده شده (يعني پدر) نيز به فرزندش زيان وارد نکند، برگردن وارث پدر نيز همين وظيفه است، پس اگر از روي تراضي و مشورت پدر و مادر اراده فصال نمودند با کي بر آن‌ها نيست و اگر بخواهيد براي فرزندانتان دايه بگيريد که آن ها را شير دهنده بزه (اي) بر شما نيست هرگاه تسليم کنيد به اندازه معروف آنچه داده‌ايد و از نافرماني خدا بپرهيزيد، به راستي که خدا به آنچه مي کنيد بيناست.
سپس در درجه دوم اطرافيان و دوستان يعني اجتماع را در سوره نساء آيه 6: ” وابتلواليتامي حتي اذا بلغو النکاح فان انستم منهم رشدا فاذفعوا اليهم اموالهم ولاتاکلوها اشرافا و بدارا ان يکبرو او من کان عينا فليشعف و من کان فقيرا فلياکل بالمعروف فاذاد فعتم اليهم اموالهم فاشهدوا عليهم و کفي بالله خسيبا”
و يتميان را (از جهت رشد فکري) امتحان کنيد تا وقتي که به سن ازدواج برسند پس اگر رشد فکري درآنان احساس کرديد اموالشان را به آنان واگذار کنيد و آن را از روي اسراف و براي پيشدستي کردن بر آنان که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان را بخواهند) خرج نکنيد. و هرکس که بي نياز باشد بايد (از مصرف مال يتيم) خودداري کند، و هرکس که نيازمند باشد بايد به طور پسنديده (از آن) مصرف کند، پس وقتي اموالشان را به آنان واگذار کرديد برآنان شاهد بگيريد و خدا براي حساب رسمي کافي است.
آنگاه در درجه سوم حکومت اسلامي را در سوره يوسف آيه21: ” وقال الذي اشتراه من مضرلامراته اکرمي مثواته عسي ان ينفعنا اونتحده ولدا او کذلک مکنا ليوسف في الارض ولنعلمه من تاويل الاحاديث والله غالب امره ولکن اکثر الناس لايعلمون”
و آن کس که از مصر خريدش: به همسرش «جايگاه او را گرامي بدار. باشد که به ما سودي رساند يا او را به فرزندي برگزينيم» و اين گونه يوسف را درآن سرزمين به مکنت و قدرت رسانديم {تا چنين و چنان کنيم} و تا به او از تعبير و تحليل روياها و رخدادها بياموزيم و خداوند برکار خويش توانا و پيروز است، ولي بيشتر مردم نمي‌دانند.
به نظر مي‌رسد که بيشترين تأکيد قرآن هم بر روي خانواده است و به پدران و مادران با بياني قاطع و صريح دستور مي‌دهد کاري نکنيد که باعث گرفتاري و بيماري و عقب افتادگي و نگون بختي کودکان ضعيف و ناتوان خويش بشويد، کردار و رفتار آن‌ها بايد به طور دقيق، منطبق با موازين تقوا و عدالت و انصاف باشد، زيرا کودکان، مولد خصوصيات جسمي و روحي و تربيتي والدين خود هستند. پس در نگهداري و تربيت آنان بايد کوشش فراوان کنند.
اما کنواسيون نسبت به چنين ساختارها از نظر درجه بندي و قرار گرفتن در جايگاه مناسب خودش دقت لازم را به کار نگرفته است و بيشترين تأکيد آن بر روي دولت‌ها و مجامع بين‌المللي است.

2-1-4 جايگاه حقوق کودک در ايران
کودکان جزء اقشار ضعيف و آسيب پذير جامعه هستند هيچ شک و شبهه‌اي وجود ندارد، زيرا آنان به تکامل عقلي و جسمي نرسيده‌اند، و نمي‌توانند به خوبي از خود دفاع کنند و محتاج به مراقبت‌ها و حمايت‌هاي حقوقي هستند. اين مشکلات در تمام کشورها وجود دارد ولي در کشورهاي در حال توسعه يا توسعه نيافته بايد توجه بيشتر به کودکان بشود. جايگاه کودکان حفظ گردد. زيرا جامعه موفق و پويا نتيجه نسلي سالم از هرحيث است که، مستلزم برنامه‌ريزي و قانونگذاري دقيق از دوران کودکي است.
مسائل و مشکلات اجتماعي مبتلا به کودکان و حل مشکلات و احقاق حقوق آنان و دوران کودکي ايده آل علاوه بر والدين به حقوق و قوانين موجود در جامعه بستگي دارد. اصل 3 قانون اساسي مقرر مي‌دارد:
” دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذکور در اصل دوم، که در جمهوري اسلامي ايران، نظامي است بر پايه ايمان به:
1. خداي يکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.
2. وحي الهي و نقش بنيادين ان در بيان قوانين.
3. معاد و نقش سازنده آن در سير تکاملي انسان به سوي خدا.
4. عدل خدا در خلقت و تشريع.
5. امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقلاب اسلامي.
6. کرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسئوليت او در برابر خدا که از راه:
الف) اجتهاد مستمر فقهاي جامع الشرايط براساس کتاب و سنت معصومين سلام الله عليهم اجمعين.
ب) استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها.
ج) نفي هرگونه ستمگري و ستمکشي و سلطه پذيري، قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تأمين مي‌کند.”
همه امکانات خود را براي امور زير به کار ببرد:
1. ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي براساس ايمان و تقوا و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي.
2. بالا بردن سطح اگاهي‌هاي عمومي در همه زمينه‌ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و وسايل ديگر.
3. آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي.
4. تقويت روح بررسي و تتبع و ابتکار در تمام زمينه‌هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراکز تحقيق و تشويق محققان.
5. طرد کامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.
6. محو هرگونه استبداد و خودکامگي و انحصارطلبي.
7. تأمين آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون.
8. مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش.
9. رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه‌هاي مادي و معنوي.
10. ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشکيلات غيرضروري.
11. تقويت کامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي کشور.
12. پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن موضوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسکن و کار و بهداشت و تعميم بيمه.
13. تأمين خودکفايي در علوم و فنون صنعت و کشاورزي و امور نظامي و مانند اين‌ها.
14. تأمين حقوق همه جانبه افراد زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
15. توسعه و تحکيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه مردم.
16. تنظيم سياست خارجي کشور براساس معيار‌هاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بي دريغ از مستضعفان جهان.
در پرتوي اين اصل از قانون اساسي مي‌توان در جهت ارتقاي حقوق کودک کوشيد و با همکاري دستگاه‌هاي دولتي و همه فعالان در عرصه حقوق کودک با استفاده از ابزارهاي کافي خدمات شايسته‌اي ارائه کرد. به نظر مي‌رسد چون ثبات اجتماعي و فرهنگي کشور مبني بر نهاد خانواده است، در فرهنگ و دين اسلام نهادها و سازمان‌هاي دولتي و خصوصي از جايگاه ارزشمند فرزندان در خانواده سخن به ميان آورده اند و تأکيد فراواني به ارزش والاي کودکان کرده‌اند.
به نظر مي‌رسد بايد قانون استثنائات را کنترل و از حقوق کودکان دفاع کند و بيشتر مورد حمايت معنوي خود قرار دهد، تا نسلي پويا را به جامعه ببخشاييم.
بر اين اساس فراهم کردن زمينه بهره‌مندي از حقوق براي کودک نه تنها به عنوان يک تکليف برعهده والدين است، بلکه جامعه بايد با توسعه سيستم‌هاي حمايتي و نظارتي نسبت به احقاق حقوق کودکان برنامه‌ريزي هدفدار را مورد توجه قرار دهد، تا اشکال مختلف بهره کشي، تجاوز، آسيب هاي رواني و جسمي و محروميت از آموزش کاهش پيدا کند. با اين اوصاف جايگاه حقوق کودک در ايران با وجود سازمان‌ها و نهادهايي که در سطح کشور وجود دارند، مثل سازمان بهزيستي که معاونت‌هاي تخصصي امور فرهنگي، پيشگيري و معاونت امور اجتماعي و معاونت امور توانبخشي را برعهده دارد، بتواند با حفظ ارزش‌ها و کرامت والاي انساني و تکيه بر مشارکت‌هاي مردمي و همکاري نزديک سازمان‌هاي زيربط در جهت گسترش خدمات توانبخشي و حمايتي، بازپروري و پيشگيري از معلوليت‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي و کمک به تأمين اجتماعي حداقل نيازهاي انساني گروه‌هاي کم درآمد اقدام نمايد و افتخار خدمت به نيازمندان، خانواده‌هاي بي‌سرپرست، ايتام، توانخواهان، سالمندان، معلولين و ساير اقشار آسيب پذير کشور را به نحو احسن داشته باشد. (متن اوليه سازمان بهزيستي ) تا ارزش کودکان را درجامعه انساني به همگان گوشزد کنند و کودکان را بيشتر مورد حمايت خود قرار دهند و به آنان به عنوان ساير اقشار جامعه توجّه اساسي نمايند. زيرا آنان در فرداي جامعه نقش اساسي و مهم را ايفا خواهند کرد.
3-1-4 جايگاه حقوق کودک دراسناد بين المللي
در اسناد بين المللي توجه جدي به مسائل و مشکلات کودکان شده است، به طوري که جامعه جهاني در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي مربوط به آن و ساير اسناد خواستار توجه دولت‌ها و مجامع بين‌المللي با مسائل مربوط به حقوق کودکان بي گناه و رفاه آنان شده‌اند. اهميت و جايگاه خاص کودکان سبب توجه روز افزون به آنان شده است. در چند دهه اخير بسياري از اسناد عام و اجلاس‌هاي حقوق بشري ضمناً يا مستقلاً به حقوق آن‌ها براي تأمين مصالح عاليه کودکان پرداخته و تکاليف و تعهداتي بردوش دولت‌ها و خانواده‌ها نهاده‌اند، عبارتند از: اعلاميه جهاني حقوق بشر(1948)، ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (1966)، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي (1966)، اعلاميه اسلامي حقوق بشر (1990)، اعلاميه هزاره‌ سازمان ملل متحد ضمن موضوعات متنوع، حقوق کودک را نيز مطرح کرده‌اند.
محور اصلي شماري از کنفرانس‌هاي بين المللي اسناد خاص که براي حقوق کودکان و بررسي نحوه‌ي ارتقاي آنان بوده است. از جمله: اجلاس‌ها و اعلاميه‌هاي تدوين شده در آن‌ها اشاره کرد، بيانيه‌ي تهران (1968)، (1996)، اعلاميه وين و برنامه اقدام (1993)، کنگره ي جهاني مقابله با سوء استفاده‌ي جنسي تجاري کودکان (1996)، اجلاس ويژه مجمع عمومي سازمان ملل متحد درمورد کودکان (2002)، اسناد بين المللي ديگر نيز موادي را به صورت خاص به کودکان اختصاص داده‌اند از قبيل: اعلاميه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد حقوق کودک، حقوق بشر، سازمان ملل Next Entries پایان نامه درمورد حقوق بشر، حقوق کودک، سازمان ملل