پایان نامه درمورد حاشیه نشینی، توسعه پایدار، توسعه پاید

دانلود پایان نامه ارشد

مسئله اجتماعی نمایان شد و هنوز ادامه دارد (افتخاری راد، 1380: 50).
ب :حاشیه نشینی بعد از انقلاب
در سال 1359 جمعیت ایران به 37,700,000 نفر بالغ گردید و نرخ مهاجرت روستایی نیز همگام با آن 1% افزایش یافت جنگ بعنوان یکی از مهمترین عوامل مهاجرتی برای ساکنین جنوب و غرب کشور، هجوم آنها به مناطق مرکزی و شرقی کشور به حساب می آمد با نگاهی به ساکنین مناطق حاشیه نشین در خواهیم یافت آنها مهاجرینی هستند که به خاطر اصطحکاک و فرسودگی شیوه تولید دستیابی و بازده پایین تولیدات در اثر بی توجهی دولت و درگیر بودن آنها با مسائل مهم تری از بحران، به شهرها هجوم آورده اند. بعد از انقلاب بالا رفتن قیمت زمین، مصالح ساختمانی، وام های با بهره فراوان، اجاره های سنگین عواملی بود که اقشار کم درآمد جامعه که نسل دوم از مهاجرین روستایی بودند نتوانند در شهرها ساکن باشند و به همین خاطر به حاشیه شهرها رفته و شاید در آینده (که هیچ گاه نمی آید) بتوانند به متن برگردند. البته مهاجرت به خارج بعد از انقلاب تحت الشعاع دو جریان بزرگ قرار داشت که تابع اوضاع و احوال عصر خود بوده و در گسترش حاشیه نشینی و به تبع بالا رفتن میزان بزهکاری تاثیر داشت (مهاجرین، 1387: 41 – 40).
کودتای مارکیستی در افغانستان و اشغال آن توسط شوروی سبب مهاجرت افغانها به داخل کشور که از تعداد مهاجران آمار درستی در دست نیست اما در سال 1988 یونسکو طی آماری که منتشر کرد تعداد کل پناهندگان که در ایران زندگی می کنند را 2,830,000 نفر برآورد کرد که از این عده 2,350,000 نفر آن آوارگان افغانی و 70,000 نفر از آن کردها و عراقی را تشکل می دادند (1988)
در اواخر دهه 60 که اقتصاد ما، اقتصاد جنگ بود، تولیدات پایین، دبی کیفیت، عدم توازن عرضه و تقاضا افزایش نقدینگی، تورم، شغل های کاذب، ترس از سرمایه گذاری، عدم امید به ادامه حیات نظام و از همه مهمتر افزایش سریع جمعیت که طی 7 سال بیش از 20 میلیون به جمعیت ایران اضافه شد و در دهه های 70 که دوران بعد از جنگ را تجربه کردیم حکومت تا حدودی به اوضاع مسلط شد و باید شاهد عمران و آبادانی شهرها و بازگشت مهاجران جنگ زده به شهرهایشان، اما این عمران و آبادانی با سرعت کمی صورت گرفته و نه تنها جنگ زده ها حاضر به بازگشت نبودند بلکه شهرها و روستاهای خود را محل زندگی نمی دانستند. در نیمه نخست دهۀ هشتاد هم هنوز برنامه های عمرانی و سیاست ها و راهکارهای مثبتی برای سر و شکل دادن به مناطق حاشیه نشینی صورت نگرفته است باید اذعان داشت که قبل از انقلاب با سیاست های غلط و نسنجیده دولت ها بستر و شرایط پدیده حاشیه نشینی را فراهم کردند و بعد از انقلاب نیز به جای جلوگیری از ادامه و گسترش آن زمینه را برای توسعه پایدار آن فراهم کردند ( مهاجرین، 1387: 42)

2-14.ويژگيهاي حاشيه نشينان
اسكان غير رسمي، شيوه و فضاي حاصلي از زندگي شهري است كه در تمامي يا غالب جهات سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، كالبدي، حقوقي، سابقه استقرار و نحوه شكل گيري و سير تحولات تاريخي با بخش هاي مجاور تفاوت اساسي دارد. مسكن هاي غير معمول خيابانها و كوچه هاي تنگ و باريك، مشكلات زيست محيطي و بهداشتي، فزوني و تراكم بالاي جمعيت، فقر فرهنگي و آسيب پذيري بالا در برابر حوادث طبيعي، سطح پايين برخورداري از امكانات و تسهيلات زندگي، عدم برخورداري از امكانات، تأسيسات و خدمات شهري، اشتغال غالب در مشاغل غير رسمي، تصرف غير قانوني زمين و … از ويژگيهاي اسكان غير رسمي مي باشد. عمده ترين ملاك عدم رسميت ويژگي هاي مسكن و مالكيت بر زمين مي باشد (كمانرودي 1376: 18).
زندگي حاشيه اي از يك سو مي تواند تهديدها و مسائلي براي نظام شهري ايجاد كند و از سوي ديگر زندگي حاشيه اي و در حاشيه ماندن مسائل و مشكلات عديده اي براي مناطق به دنبال داشته است. مهمترين مشكلات زندگي خانوادگي در محلات حاشيه نشين عبارت اند از بيكاري و نداشتنشغل دائم سرپرست خانوار مشكل مالي و كمبود درآمد؛ نداشتن خانه و مسكن مناسب؛ محيط بد اجتماعي و فرهنگي اين محلات؛ عدم رسيدگي شهرداري؛ كمبود امكانات رفاهي و تفريحي براي فرزندان؛ انحرافات اجتماعي زياد از جمله اعتياد، نبود امنيت (به ويژه براي دختران) و همچنين در بيان مهمترين مسائل و مشكلات محلات حاشيه نشين به مواردي نظير آسفالت نبودن كوچه ها، كمبود بهداشت و سرپوش نبودن رودخانه ها و فاضلاب هاي محله؛ كمبود امكانات رفاهي، فرهنگي و آموزشي، عدم رسيدگي شهرداري به اين محلات؛ نداشتن آب لوله كشي؛ شلوغي محله ها؛ تراكم جمعيتي زياد، بافت روستايي چند قومي و فرهنگي بودن محله و … مي باشد. (فدايي، 1388: 31)
2-14-1. نمونه هايي از اوصاف عمومي زندگي حاشيه نشيني
1- چهره نامطلوب شهري
عمده ترين نماي حاشيه نشيني چهره ظاهري آن است كه احساس وجدان آدمي را مي آزارد ساختمان هايي با نماي آجري كم دوام فرسوده، معابر و گذرگاه هاي پر پيچ و خم و كم عرض بودن آنها بدون رعايت اصول معماري، ديوار نويسي كه اغلب دل مشغولي عاطفي و روحي جوانان، ناسيوناليستي جوي پر آب و گذريده، وجود موش و حشرات موذي، دست انداز در خيابانها و … جملگي از بي كيفيت بودن سيماي شهري در اين منطقه دارد.
2- پايين بودن سطح بهداشت عمومي و سلامتي رواني و جسمي
اين مناطق به دليل نبودن بيمارستان، درمانگاه ها از ابتدايي ترين تجهيزات پزشكي از لحاظ بهداشت عمومي، نبودن حمام در برخي خانه ها، عدم رعايت بهداشت خصوصي، انباشت زباله ها و عدم دفع به موقع آنها، عدم دفع فاضلاب، آلودگي محيط، دور بودن از خدمات اورژانس و آتش نشاني بعلت دور بودن از خدمات شهري.
3- فقدان شغل مناسب و درآمد كافي
حاشيه نشينان از داشتن شغل مناسب محروم هستند چرا كه اغلب فاقد مهارت و تخصص و يا مدرك تحصيلي هستند به همين دليل رو به مشاغل كاذب روي مي آورند. از جمله گدايي، دست فروشي، كوپن فروشي، نان خشك جمع كن، قاچاق مواد مخدر، مشروبات الكلي، سرقت، اخاذي، اخفاي مال مسروقه از جمله مشاغل اينان به حساب مي آيد.
4- وجود خرده فرهنگ هاي خاص در اين مناطق
هر خانواري كه به اين مناطق مي آيد با خود فرهنگ خاصي آن هم با توجه به فرهنگ غالب در شهر يا روستا يا عشيره خود به همراه دارد اين فرهنگ ها پس از مدتي در فرهنگ قديمي تر ذوب مي شوند هر چند برخي خرده فرهنگ ها دير حل مي شوند و حتي هيچ گاه ممكن است از فرد جدا نشود عمده خرده فرهنگ هاي موجود گويش و ادبيات اين مناطق است، نوع رانندگي، نوع لباس پوشيدن، نوع مراسم عروسي، پايبندي به اصول لوتي گري ولاتي، رفيق بازي، نگهداري برخي حيوانات و هزاران مسئله ديگر كه انسان را به تأمل وا مي دارد.
5- تراكم جمعيت
تركيب سني جمعيت در اين مناطق نشان مي دهد كه به دليل جوان بودن رؤساي خانواده ها و عدم رعايت و تنظيم خانواده و علاقه وافر به فرزند پسر و يا افزايش فقر شهري و … همه و همه دست به دست هم داده تا عليرغم جمعيت زياد و مساحت كم منازل و كم عرض بودن خيابان شاهد تراكم جمعيت و اصطكاك بيشتر افراد در اين مناطق باشيم.
6- فقدان يا كم بودن امكانات آموزشي و رفاهي
پايين بودن سطح سواد و تحصيلات نبود مدارس، كافي نبودن فضاي آموزشي مناسب نسبت به تعداد دانش آموزان، دور بودن مدارس در اين مناطق باعث شده كه بگويم امكانات اين مناطق ضعيف است بعلاوه برخورد خشن و تند حتي از نوع فيزيكي از ويژگيهاي اين مناطق مي باشد.
7- گستردگي فقر
براي مفهوم فقر چنين آمده است «مردمي كه قادر به بهره برداري از يك زندگي شايسته نباشند فقير هستند. (سرلك، 1383: 204) يا در جايي ديگر آمده است «فقر عبارتست از نداشتن غذاي كافي، كمبود آب آشاميدني، مراقبتهاي نامناسب، شركت فعال ننمودن در فرايندهاي تصميم گيري» (همان منبع)
8- فراواني مواد مخدر و رقم اعتياد
از عوامل گرايش به اعتياد، فقر، بيكاري، فقدان برنامه صحيح جهت پر كردن اوقات فراغت نابرابري اقتصادي و اجتماعي، در دست رس بودن مواد مخدر، همه از عوامل گرايش ساكنين حاشيه و آمار اعتياد آن است.

9- منبع و مركز انحرافات و كجروي هاي اجتماعي
طبق آمار رسمي از زندانهاي اهواز، از 1468 از زندانيان شهر اهواز 486 نفر از آنان از ساكنين حاشيه شهر هستند كه حدود 12/33 درصد حاشيه نشينان هستند.
2-14-2. رشد حاشیه نشینی
امروزه در جهان توسعه خواهی تبدیل به جنبشی فراگیر و جهانی شده است اغلب دولت ها و ملت ها خواهان توسعه هستند اما مراد از توسعه در این میان متفاوت است. از گذراندن امور روزمره تا فراغت ها از فقر مطلق تا بهبود دسترسی به خدمات اساسی اقتصادی و اجتماعی و نیز بهبود مستمر و ارتقای مداوم کیفیت زندگی در این معقوله می گنجد در یک تعریف کلی و ناظر به توسعه برنامه ریزی شده تمام تلاش های صورت گرفته برای «حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب» مصداق توسعه است.در دوران معاصر نظریه های متفاوتی در این زمینه ارائه شده ابتدا نظریه رشد اقتصادی به عنوان یک ایده آل مطرح شد و کشورهای کمتر توسعه یافته (به قول برخی از نظریه پردازان عقب نگه داشته شده) الگوی رشد کشورهای فاتح و پیروز در جنگ را کعبه آمال خویش ساختند. براساس برآوردهای سازمانهای بین المللی فعال در زمینه اسکان بشر حدود یک میلیارد نفر از جمعیت جهان اکنون در زاغه ها و حاشیه های شهری یا به صورت اسکان غیر رسمی زندگی می کنند با توجه به این نکته که اکنون در آغاز قرن بیست و یکم حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و شهرنشینی بستر انواع تضادها و تعارض های اجتماعی در هر کشوری است و به تعبیری شهر در هر کشوری به محل تمرکز ثروت و انباشت فقر تبدیل شده است. (ماهنامه شوراها، 1388: 28).
مجموعه دستاوردهای فوق متفکران و صاحبنظران توسعه را بر آن داشت تا در برداشت های قبلی خود تجدید نظر کنند در برداشت های جدید، توسعه با شاخص های رشد یا حتی کاهش نسبی فقر تعریف نمی شد و مراد از آن الگویی جامع و همه جانبه بود که به آن توسعه پایدارمی گفتند این نگرش در دهۀ 1970 با اعلامیه کوکویک مطرح شد که در آن به رابطه بین محیط و توسعه پرداخته شد این اصطلاح به منظور تحلیل و بررسی روابط بین متغیرهای اقتصادی اجتماعی و منابع طبیعی و محیط زیست بشر، به عنوان پایه و اساس هر گونه توسعه مورد توجه قرار گرفت. توسعه پایدار به معنای آن است که آموزه هایی درباره اکولوژی می تواند و بباید روندهای اقتصادی به کار گرفته شود که شامل ایده های استراتژی حفاظت محیط جهانی و ایجاد محیطی منطقی است که در آن ادعای توسعه به منظور پیشبرد کیفیت همه جنبه های حیات مورد چالش و آزمایش قرار می گیرد. (رادکلیفت30، 1373: 43)
منظور از توسعه پایدار، حفاظت صرف از محیط زیست نیست بلکه مفهوم جدیدی از رشد اقتصادی است که عدالت و امکانات زندگی را برای تمامی مردم جهان و به تعداد اندکی از افراد برگزیده است (ازکیا و دیگران، 1382: 59)
فرایند تصور نظریات و رهیافت های توسعه نشان می دهد که هر چه به زمان حاضر نزدیک می شویم دو تغییر عمده در برنامه های توسعه مشاهده می شود.
الف) از «یکسو نگری» به «همه جانبه نگری» سوق پیدا می کند.
ب) از جنبه های فنی کاسته شده و بر جنبه های زیست محیطی، اجتماعی و انسانی افزوده می شود و از جمله جنبه های مهم تأمین حداقل نیاز برای اجرای توسعه پایدار موارد زیر است:
1-حذف فقر
2-کاهش رشد جمعیت
3-توزیع منطقی منابع
4-داشتن مردمی سالم و آموزش دیده
5-تمرکز زدایی
6-برقراری سیستم های تجاری آزاد
 2-14-3 .پیامدهای حاشیه نشینی
اهم پیامدها و نتایج حاشیه نشینی در مناطق حاشیه نشین و جامعه آماری
1- حاشیه نشینی و امنیت
1-1 فرهنگ فقر و فقر فرهنگی چهره اصلی شیوه زندگی حاشیه نشینان را نمودار می سازد.
2-1 جمعیت جوان، زیاد و متراکم، فقر، تزلزل شغلی، کم سوادی و بی سوادی وترک تحصیل، شرارت، نزاعها و درگیری ها و خشنوت های مستمر، کمبود امکانات تفریحی، ضعف بهداشت، اعتیاد، فحشا، معاملات غیرقانون، در حاشیه بودن، آشفتگی و افسردگی و … در مجمع حاشیه نشین را به کجروی های حرفه ای سوق می دهند و منطقه حاشیه نشین را به لحاظ منکراتی کاملا فعال می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد حاشیه نشینی، توسعه شهر، مکان گزینی Next Entries پایان نامه درمورد حاشیه نشینی، مواد مخدر، امنیت عمومی