پایان نامه درمورد توسعه مدل، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

عام براي سنجش ادراک کيفيت محيط مطرح شده است. اگرچه کمپل و همکارانش (1976) در برخي موارد بحث مي کنند که هم سنجه هاي ذهني و هم عيني براي ارزيابي کيفيت زندگي مهم مي باشند، اين مولفان اساساً با سنجه هاي ذهني سروکار داشتند.( Santos dela Cruz,2011,p:5) در مدل انگاشتي پيشنهاد شده توسط کمپل و همکارانش (1976) ، ارتباط متقابل بين سطوح رضايت در عرصه ها ، رضايت از زندگي به طور عام و رفتار نشان داده شده است. در اين مدل مانند بسياري از مدل هاي ديگر، رضايت از زندگي به طور عام ترکيبي از رضايت و عدم رضايت است که در تمام عرصه هاي خاص زندگي تجربه مي شود. هم رضايت از زندگي به طور عام و هم رضايت در عرصه هاي خاص ، براي شکل دهي به رفتار سازش پذير مي باشند .
کيفيت زندگي ادراک شده در عرصه هاي خاص ، توسط مشخصه هاي عيني عرصه ، مشخصه هاي ادراک شده عرصه ، ارزشگذاري فردي از اين مشخصه ها و رضايت مربوط به عرصه تعيين مي شود. مشخص هاي درک شده از هر عرصه ، وابسته به عرصه است ، اما با مشخصه هاي عيني محيطي متفاوت است. به اين معنا که ادراک فردي لزوماً متناسب با محيط واقعي نمي باشد. مدل کمپل همچنين ويژگي هاي فردي افراد را نيز در نظر مي گيرد، ويژگي هاي فردي اثرات مستقيمي بر مشخصه هاي درک شده از عرصه ، مشخصه هاي ارزشگذاري شده عرصه ، رضايت از عرصه و رضايت از زندگي به طور عام دارد. ويژگي هاي فردي داراي تعاملي متقابل و دوسويه با مشخصه هاي عيني عرصه مي باشند. بعلاوه، ويژگي هاي فردي بر مشخصه هاي ارزشگذاري شده از طريق استانداردهاي فردي مقايسه که به عنوان يک متغير مداخله کننده در نظر گرفته مي شود، اثر مي گذارند. (Kerce,2009,p:15).
مدل بر 4 اصل زير قرار گرفته است:
* تجارب مردم از ميانکنش آنها با ويژگي هاي عيني مشتق شده است.
* تجارب ذهني مردم با مشخصه هاي عيني متفاوت هستند.
* مردم به تجارب خود با مشخصه هاي عيني پاسخ مي دهند.
* سطح رضايت در عرصه هاي مختلف زندگي به تجربه عام کيفيت زندگي کمک ميکند(Marans,2011,p:13).

شکل شماره 1-2- مدل نمايش ارتباط بين رضايتمندي در عرصه ها و رضايتمندي از زندگي

ماخذ: Marans,2011

2-5-5-2- مدل مارانز و راجرز
بر اساس کار کمپل و همکارانش، مارانز و راجرز (1975) مدلي را پيشنهاد کردند که چنين روابطي را براي عرصه هاي مسکوني مختلف محيط هاي شهري به تصوير مي کشد و به فهم اينکه چگونه اين عرصه ها به همراه عرصه هاي ديگر کيفيت زندگي شهري را موجب مي شوند، کمک مي کند. (همان،ص14).

شکل شماره 2-2- مدل نشان دهنده روابط بين رضايت عرصه مسکوني و کيفيت زندگي

ماخذ: Marans,2011
پيش فرض مهم اين مدل است که کيفيت هر محيط جغرافيايي (به عنوان مثال شهر ، همسايگي، واحدمسکوني و غيره) نمي تواند تنها توسط يک سنجه مشخص شود بلکه سنجه هايي از ويژگي هاي گوناگون محيط مورد نياز است. آنها در ترکيب باهم کيفيت کلي محيط را منعکس مي کنند. دومين پيش فرض مهم اين است که کيفيت پديده اي ذهني است که زندگي ساکنان محيط را منعکس مي کند. شرايط عيني محيط ،خود کيفيت واقعي محيط را منعکس نمي کنند، بلکه مصداق آن شرايط براي ساکنان هستند(Marans,2002,p:75).
در سال 2002 مارانز مدلي را بسط داده که مي تواند روابط احساسات مردم درمورد همسايگيشان را شرح دهد( که رضايت از همسايگي ناميده مي شود). در اين مدل بر اينکه کيفيت يک مکان و يا يک زمينه جغرافيايي(شهر، همسايگي يا واحد مسکوني) پديده اي ذهني مي باشد، تاکيد شده بود(Marans,2011,p:14).
شکل شماره 3-2- مدل نمايش دهنده ارتباط بين شرايط عيني، پاسخ هاي ذهني و رضايت از همسايگي

3-5-5-2- مدل مارانز و موهال
مدل انگاشتي بعدي که توسط مارانز و موهال(1991) ارائه شده است ، نشان مي دهد که چگونه سلامت مي تواند به شماري شرايط عيني همراه با مجموعه اي از منابع آسايش که شامل کيفيت محيطي است متصل شود. وسايل آسايش زيست محيطي و شهري با کيفيت اجتماع و فعاليت هاي افراد، رضايتمندي هاو سلامت کالبدي مربوط مي باشند.
وسايل آسايش زيست محيطي شامل دو دسته از مشخصه هاي زير مي باشند:
* منابع تفريحي طبيعي( براي مثال، درياچه ها، رودخانه ها، تالاب ها، جنگل ها و زمين هاي پارک) ؛ و
* کيفيت محيط اطراف ( آب و هوا ، سر و صدا، و مواد زائد جامد و خطرناک).
* وسايل آسايش زيست شهري نيز شامل دو دسته از مشخصه هاي زير:
* منابع تفريحي انسان ساخت ( شامل استخرهاي شنا، مسيرهاي پياده روي و دوچرخه سواري، زمين هاي گلف) ؛ و
* منابع فرهنگي (شامل سينماها، تئاتر، کتابخانه، ارکستر، موزه ها، گالري ها ، تيم هاي ورزشي).
مدل فرض مي کند که درک و آگاهي از اين وسايل آسايش زيست محيطي و شهري، ارزشگذاري مردم و استفاده از آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. مدل همچنين نشان مي دهد که درمورد منابع تفريحي انسان ساخت و منابع تفريحي طبيعي ، استفاده يا عدم استفاده از آنها توسط يک فرد با سلامت کالبدي همراه است (همان، ص 17-16).
شکل شماره 4-2- مدل متصل کننده فعاليت ها ومنابع تفريحي به بهزيستي فردي (کيفيت زندگي) و کيفيت اجتماع

ماخذ: Marans,2011
4-5-5-2- مدل کستانزا و همکارانش
کستانزا و همکارانش (2007) ، کيفيت زندگي را با يکپارچگي هردو سنجه عيني و ذهني تعريف مي کنند(شکل شماره 5). اين مدل توضيح داد که نيازهاي انسان حاصل نخواهد شد مگر آنکه فرصتهاي (انساني، اجتماعي، سرمايه طبيعي و زمان) که پايه هايي براي سنجه هاي عيني هستند، از طريق سياست هاي اجراشونده دولت ارائه شود. با برآورده شدن نيازهاي انساني، بهزيستي ذهني که با واژگان خوشنودي، فايده و رفاه سنجه مي شود، بيشتر خواهد شد.
شکل شماره 5-2- کيفيت زندگي که بر، ارتباطات بين نيازهاي انساني، ادراکات ذهني از تامين نياز و فرصت هاي ارائه شده دلالت مي کند.

ماخذ: Santos dela Cruz,2011

کاستانزا و همکارانش مطرح مي کنند که اين مدل موارد زير را آشکار مي کند:
* ارتباطات بالقوه بين تحقق و اهميت نيازها
* اختلاف هاي احتمالي بين تحقق و اهميت گروهبندي بر اساس نوع سرمايه موردنياز براي تامين هر نياز.
* تنوع در وزن ها توسط مشخصه هاي جمعيت.
* تنوع در کيفيت زندگي عام

5-5-5-2- مدل تسفازقي
به طور مشابه تسفازقي (2006)، کيفيت زندگي شهري را با کاربرد دو ديدگاه عيني و ذهني مورد بررسي قرار مي دهد.
تسفازقي پيشنهاد کرد: از آنجايي که مطالعه کيفيت زندگي معمولاً در سطح منطقه و کشور انجام مي شود، تغييرات در مقياس بزرگ مطالعه کيفيت زندگي لازم است. توجه به کوچکترين واحد اداري مانند مقياس همسايگي مورد نياز است، زيرا برنامه هاي دولت در اين سطح اجرا مي شوند(Santos dela Cruz,2011,p:5-6)
شکل شماره 6-2- چارچوب مفهومي (تسفازقي،2009)

ماخذ: Santos dela Cruz,2011

6-5-5-2- منافع توسعه مدل هاي انگاشتي
رابطه بين کيفيت زندگي و محيط هاي شهري پيچيده مي باشد و رضايت مردم از زندگي کردن در همسايگي ها، شهرها، محدوده هاي بزرگ- شهري و حتي ساختمان هاي مسکوني توسط مشخصه هاي فردي آنها مانند ارزش هاي (فردي يا گروهي) ، انتظارات، ادراکات و ارزشگذاري ها و مشخصه هاي جمعيت شناختي و اجتماعي- اقتصادي آنها تحت تاثير قرار مي گيرد. نظرات مردم زماني که درمورد کيفيت زندگي خود به طور عام قضاوت مي کنند، متفاوت مي باشد و نيز افراد مختلف ممکن است در موقعيت يا محل مشابه، چيزها را به طور متفاوت درک کنند. منافع استفاده از رهيافت هاي مدل سازي که از مدل اصلي کمپل و همکارانش تکامل يافته است متعدد مي باشد که به صورت زير خلاصه شده است:
* مدل ها مي توانند تعداد زيادي از فاکتورهايي که استدلال مي شود بر سطوح رضايت زندگي شهري و همچنين مشخصه هاي فردي مردم تاثير گذار باشند، دربرگيرند.
* مدل ها مقايسه بين سطوح جغرافيايي متفاوت زندگي شهري را ممکن مي سازند. سطوح جغرافيايي متفاوت زندگي شهري در مدل هاي کيفيت زندگي اهميت دارد، زيرا برنامه ريزي مختلف، يعني سياست هاي ارائه خدمات و توسعه شهري مختلف مي تواند آماج سطوح متفاوت زندگي شهري باشد. وقتي که تنها يک سطح تحليل در يک مدل گنجانده شود، نتايج آن ممکن است گيج کننده باشد، زيرا سطوح ديگر تحليل کنترل نشده هستند.
* سرانجام مدل ها اين امکان را فراهم مي کنند که سطح رضايت در يک عرصه ، رضايت در عرصه هاي ديگر را تحت تاثير قرار دهد. چنين اتصالاتي بين عرصه هاي رضايت ” اثرات خارجي” ناميده مي شوند(Marans,2011,p:17-18).

6-2- جمع بندي و معرفي چارچوب انگاشتي پژوهش
1-6-2- هدف
هدف از اين بخش، ارائه يک جمع بندي از بازبيني هاي صورت گرفته در ارتباط با مباني نظري، تجربي و فني انگاشت کيفيت زندگي و انتخاب چارچوب نظري و فني مناسب براي بکارگيري در مورد پژوهي پايان نامه مي باشد.
2-6-2- روش کار
در راستاي جمع بندي و انتخاب چارچوب هاي نظري، تجربي و فني انگاشت کيفيت زندگي، فرايندي در چهار بخش اصلي بکار گرفته شد که عبارتند از:
بخش نخست- جمع بندي چارچوب هاي نظري انگاشت کيفيت زندگي: در اين بخش به جمع بندي ادبيات و اصول پايه تفکر درمورد انگاشت کيفيت زندگي پرداخته شده است.
بخش دوم- جمع بندي تجارب جهاني بکارگيري انگاشت کيفيت زندگي: جمع بندي تجارب جهاني به کارگيري انگاشت کيفيت زندگي، از دو وجه صورت گرفت، هم از نظر شاخص هاي بکار گرفته شده در کشورهاي بيشتر توسعه يافته و کمتر توسعه يافته و هم از نظر روش هاي بکار گرفته شده در سنجش کيفيت زندگي(عيني، ذهني، عيني و ذهني) .
بخش سوم- جمع بندي چارچوب هاي فني انگاشت کيفيت زندگي: اين بخش به جمع بندي روش ها و مدل هاي مختلف سنجش کيفيت زندگي پرداخته است.
بخش چهارم- معرفي چارچوب انگاشتي پژوهش: بر اساس جمع بندي هاي صورت گرفته در بخش هاي اول، دوم و سوم، در اين بخش به ارائه چارچوبي مناسب براي بکارگيري انگاشت کيفيت زندگي در مورد پژوهي پايان نامه (محلات منطقه 10 شهر تهران) پرداخته شده است.

3-6-2- جمع بندي چارچوب هاي نظري انگاشت کيفيت زندگي
واژه کيفيت زندگي سرچشمه روشني ندارد، انگاشت کيفيت زندگي مورد پذيرش عام مي باشد، اما يک تعريف پذيرفته شده عام ندارد و با توجه به حوزه کاربرد و نوع مطالعه، تعاريف متفاوتي از آن ارائه مي شود. فقدان يک تعريف استاندارد از اين انگاشت، موجب شده است که گه گاه واژه هايي مانند بهزيستي، خوشنودي، رضايت از زندگي و جزآن به جاي آن به کار روند. در بحث هاي مربوط به کيفيت زندگي، تنها زيستن مهم نيست ، بلکه کيفيت آن داراي اهميت است. کيفيت زندگي به شدت تحت تاثير زمان و مکان قرار دارد و عوامل تشکيل دهنده آن با توجه به دوره زماني و مکان جغرافيايي فرق خواهد کرد. همچنين، اين انگاشت تاحد زيادي تحت تاثير ارزش ها بوده و طبق ارزش هاي فردي، اجتماعي و ملي تعريف مي شود. ماهيت چند بعدي و پيچيده اين انگاشت، ارائه تعريفي واحد از آن، که مورد توافق همگان باشد را دشوار ساخته است. با اين وجود، در ارتباط با اين موضوع که، اين انگاشت داراي دو بعد عيني و ذهني مي باشد و کيفيت زندگي يک فرد به واقعيت هاي عيني و بيروني زندگي اش و دريافت ها و ادراکات ذهني و دروني او از اين عوامل و از خودش وابسته است، اتفاق نظر وجود دارد.
همچنين، انگاشت كيفيت زندگي شهري يكي از مفاهيمي بوده كه تأثير به سزايي در فرايند تحول ديدگاهها و روشهاي برنامه ريزي داشته است. تحت تأثير اين انگاشت، مباحث اجتماعي و كيفي رواج بيشتري در ادبيات برنامه ريزي شهري يافته است. درواقع، کيفيت زندگي در نواحي شهري، به طور فزاينده اي توسط برنامه ريزان در ارزيابي محيط شهري برسميت شناخته شده است. يکي از اهداف اصلي سياست هاي شهري، اين موضوع مي باشد: ايجاد کيفيت زندگي بهتر براي ساکنان.
مي توان اهميت مطالعه کيفيت زندگي در برنامه ريزي شهري را اينگونه بيان نمود:
برنامه ريزي شهري با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد کيفيت، عيني، ذهني، ارزشگذاري Next Entries پایان نامه درمورد حمل و نقل، اوقات فراغت، سازمان ملل متحد، سلامت روان