پایان نامه درمورد تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

به شمار میآید. در ادبیات موجود، عدم وجود یک پاردایم غالب یا بیان قانع کننده واحدی که موجد پژوهشهای بعدی باشد، یا یک تئوری یکپارچه، کاملا مشهود است. نکته حائز اهمیت در ادبیات موجود در زمینه افشا، گستردگی این موضوع در حوزههایی چون حسابداری، مالی و اقتصادی است. با در نظر داشتن این موارد و ارزشمند بودن یک تئوری جامع در زمینه افشا، وریشیا پوشش کاملی از پژوهشهای نظری و ئتوریک مرتبط با افشا در حسابداری را مد نظر قرار داده و بر این اساس یک طبقهبندی از مدلهای گوناگون افشا را ارائه کرده است. با توجه به طبقهبندی صورت گرفته، سه گروه گسترده پژوهشی راجع به افشا در حسابداری توسط وی پیشنهاد گردیده است.
2-18-2- افشای مبتنی بر رابطه
چگونه افشا با تغییر اختلال در فعالیتهای سرمایهگذاران مختلفی که در بازار سرمایه به حداکثر کردن رفاه و ثروت فردی خویش میپردازند، ارتباط یا وابستگی دارد؟ این بخش با ترسیم آثار افشا بر اقدامات تجمعی سرمایهگذاران حقیقی یا نمایندگان سرمایهگذاران نهادی در بازار (هنگام افشا) به بررسی این مسئله میپردازد. به عنوان دو وجه متمایز رفتار کلی یا تجمعی که از اهمیت شایان توجهی در مطالعات این بخش برخوردار هستند، میتوان به ارتباط میان افشا و تغییر قیمت و ارتباط میان افشا و حجم معاملاتی اشاره کرد. در این گونه بررسیها، به بیان نمونهها و مثالهایی از بازارهای مالی با حضور نمایندگان سرمایهگذاران نهادی متنوع پرداخته میشود که سابقه آن حداقل به کارهای لینتر134 (1969) باز میشود.
2-18-3- افشای مبتنی بر اختیار
مسئله انتخاب معکوس، فروشندهای را که به طور همزمان عرضهکننده دارایی است و در مورد کیفیت آن دارایی نیز اطلاعاتی در اختیار دارد، مجبور به افشای کامل اطلاعات برای خریدار مینماید. دلیل این موضوع آن است که یک خریدار عقلایی، اطلاعات افشا نشده را به عنوان اطلاعات نامطلوب در بارهی ارزش یا کیفیت دارایی تفسیر نموده و به کاهش ارزش دارایی میپردازد تا جایی که فروشنده، علی رغم میل باطنی خود، به افشای اطلاعات اقدام مینماید. توسعه این ایده به حوزه گزارشدهی مالی دشوار نیست. حتی زمانی که بسیاری از گزارشهای مالی به صورت اجباری تهیه میشوند (برای مثال صورتهای مالی فصلی و سالیانه)، ممکن است مدیران هنوز از اطلاعاتی برخوردار باشند که الزامی برای افشای آنها وجود ندارد، لیکن در ارزشگذاری آتی شرکت مفید هستند. لذا این سوال همواره مطرح است که مدیران تحت چه شرایطی به افشا یا نگهداری این اطلاعات اضافی میپردازند؟
اگر هدف مدیر حداکثر کردن ارزش جاری شرکت باشد و افشای اطلاعات همراه با هزینه باشد، اطلاعاتی که افزایش ارزش جاری شرکت را به دنبال دارند، افشا شده و اطلاعاتی که بر ارزش جاری شرکت اثر نامطلوب دارند افشا نمیشود.
2-18-4- افشای مبتنی بر کارایی
سوال مطرح در این بخش این است که چه راهبرد افشایی بدون آگاهی قبلی از اطلاعات، ترجیح داده میشود؟ همانگونه که قبلا بحث شد، افشای مبتنی بر رابطه، مشروط بر برونزا بودن افشا است. افشای مبتنی بر اختیار نیز بر اصل درونزا بودن افشا مبتنی است. پس از بررسی این دو وجه از افشا، بررسی وجود ترتیبات یا راهبردهای افشا که دارای این جنبهها هستند، مناسب به نظر میرسد. در این راستا ترتیبات افشای کارا به آنهایی اشاره دارد که بدون هیچ قید و شرطی ترجیح داده میشوند. بحث کارایی در این جا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا عدم استفاده از مفهوم کارایی در برقراری ارتباط میان گزارشدهی مالی و اقتصاد، یک غفلت بزرگ محسوب میشود. البته این بدان معنی نیست که بحثهای مربوط به رابطه میان افشا و کارایی به تحقیقات حوزه حسابداری وارد نشده است. تئوریهایی در مورد نحوه تحت تاثیر قرار گرفتن رفاه اجتماعی توسط افشا، وجود دارد. به خصوص در این کارها، آن مقدار از افشا که در بازارهای رقابت کامل و مبادله مطلق به رفاه پارتو میانجامد، بررسی شده است. رفاه پارتو، معیار رفاهی قدرتمندی در شرایط اقتصادی مبادله مطلق به شمار میآید. شرایط ضعیف رفاه پارتو، مستلزم آن است که افشا، هیچ مشارکتکنندهای را در بازار، حتی در صورتی که سایر مشارکتکنندگان منتفع شوند، در شرایط یا وضعیت بدتر قرار ندهد.
به نظر میرسد پژوهشگران به نقش رفاهی افشا، توجه و علاقه بیشتری نشان دادهاند. از این منظر، دو رویکرد برای بررسی این موضوع وجود دارد. رویکرد اول، به فرض مبادله مطلق در اقتصاد اشاره دارد. بدین صورت که اگر تولید و مبادله مجزا باشند، شرایطی وجود داشته که تحت آن به سبب تغییر برنامههای تولید که به تخصیص کاراتر منابع انجامیده، افشا ترجیح داده شده است. در نتیجه، این رویکرد حاکی از آن است که شرایط کارای افشا، زمانی که همراه با تولید به کار برده شود، به رفاه پارتو میانجامد. رویکرد دوم، به فرض رایگان بودن کسب اطلاعات خصوصی اشاره میکند. بدین صورت که منفعت بالقوه از رایگان بودن افشای عمومی این است که میتواند از کسب اطلاعات خصوصی که دارای هزینه است، ممانعت کند. در نتیجه این رویکرد، با کاهش انگیزه برای کسب اطلاعات خصوصی، اطلاعات عمومی رایگان علی رغم آثار تسهیم ریسک معکوس، سرمایهگذاران را در وضعیت بهتری قرار میدهد.
با وجود این مطالب، مسئله مرتبط با فرض مبادله مطلق، لاینحل باقی میماند؛ به طوری که فرض کسب اطلاعات خصوصی رایگان، علاقه و توجه زیادی را در بین پژوهشگران حسابداری برانگیخته است. با وجود استقبال از کارهایی که افشا را به عنوان ابزاری برای ممانعت از به دست آوردن اطلاعات خصوصی معرفی میکند، این تحقیقات نیز از انتقاد مصون نمیباشد. در این جا ذکر سه نکته حائز اهمیت است. اول اینکه ، اگر عوامل بازار (سرمایهگذاران، سهامداران و…) به اندازه کافی متنوع باشند، کسب منفعت از افشا اگر بعید نباشد، بسیار مشکل است. بنابراین نتایج این رویکرد تنها در شرایطی که مشارکتکنندگان همگن باشند، کاربرد دارد. دوم، این که جنبه فنی تمامی مقالات موجود در این حوزه، یک دورهای بودن مدلهای آنهاست. یعنی، تصمیم به افشای عمومی توام با تصمیم به کسب اطلاعات خصوصی و تصمیم به متوازن کردن پرتفوی، اتخاذ میشود. در مورد نکته سوم باید توجه داشت که وقتی افشای عمومی رایگان نبوده و برای جذب سرمایه سهامداران رقابت وجود داشته باشد، شرکتها از انگیزه واقعی برای افشای بیشتر اطلاعات برخوردار هستند.
2-18-5- منافع افشا
منافع حاصل از افشای مالی، تقاضا برای استانداردهای حسابداری با کیفیت و سیستمهای افشا را تبیین میکند. ادبیات نظر ی موضوع نشان میدهد که هر دو نوع افشا، شامل اجباری یا اختیاری، عدم تقارن اطلاعاتی بین مشارکتکنندگان مطلع و غیر مطلع را کاهش میدهند (دیاموند135 و وریشیا، 1991).
کاهش عدم تقارن اطلاعاتی به نوبه خود با کم کردن شکاف قیمتهای خرید و فروش، افزایش حجم معاملات و سرانجام کاهش تغییرات بازده سهم، منجر به کاهش هزینه سرمایه میشود (لئوز136 و وریشیا، 2000). ارتباط بین این سه عامل و هزینه سرمایه به لحاظ نظری و تجربی توسط استول137 (1987)، گلوستن138 و میلگرام139 (1985)، آدماتی140 و پفلیدرر141 (1988) و آمیهود142 و مندلسون143 (1989و1986) تبیین گردیده است. مقرراتگذاران علی رغم این حقیقت که شواهد تجربی خیلی زیادی در خصوص اثر افشا بر هزینه سرمایه وجود ندارد، از این نتیجهگیری استقبال فراوانی نمودهاند.
لویت144 (1988) میگوید، “واقعیت این است که استانداردهای با کیفیت، هزینه سرمایه را پایین میآورد و این هدفی است که ما دنبال آن هستیم”. کاهش عدم تقارن اطلاعاتی همچنین مطابق با یکی از اهداف مراجع مقرراتگذار، یعنی گسترش حوزه فعالیت در زمینه حمایت از حقوق سرمایهگذاران است. توسعه افشا همچنین مورد نظر مشارکتکنندگان فعال در بازار که هزینهها و منافع فرصتهای مختلف سرمایهگذاری را مقایسه میکنند میباشد، زیرا با استفاده از اطلاعات افشا شده، سرمایههای کمیاب به فرصتهای مطمئن سرمایهگذاری هدایت میشود. این بهبود در کارایی تخصیصی را میتوان به عنوان یکی از نشانههای کاهش هزینه سرمایه برشمرد (کوچاری145، 2000).
2-19- ارتباط بین کیفیت افشاء ، عدم تقارن اطلاعاتی و ارزش شرکت
مشارکتکنندگان بازار همیشه به دنبال اطلاعات مالی با کیفیت بالا هستند، زبرا این اطلاعات عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت شرکت و سرمایهگذاران بیرونی را کاهش میدهد (کوچاری، 2000).
شواهد تجربی در کشور آمریکا مطابق با این نظر است که افشای اختیاری برای عموم، عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش میدهد و دسترسی شرکت به منابع مالی بیرونی با هزینه کمتر را تسهیل مینماید. تئوری موجود در خصوص افشای اختیاری ثابت میکند که سیاست افشای وسیع، ساز و کاری است که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران درونی و سرمایهگذاران بیرونی کاهش میدهد (فرانسیس و همکاران، 2005).
گلوستن و میلگرام (1985) رابطه بین افشای شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی را در غالب یک مدل ارائه کردند. مدل آنها نشان میدهد که عدم تقارن اطلاعاتی به تناسب افزایش سطح افشای شرکتی، کاهش مییابد. ولکر146 (1995) شواهدی تجربی را مطابق این نتیجه ارائه کرد. یافتههای او نشان میدهد که عدم تقارن اطلاعاتی (اندازهگیری شده به وسیله فاصله بین قیمت سفارشهای خرید و فروش) و نقدشوندگی بازار به تناسب افزایش سطح افشا به ترتیب کاهش و افزایش مییابند. لانگ147 و لاندهلم148 (1993) گزارش کردهاند که سطح افشای شرکتهای بزرگتر، شرکتهایی که عملکرد خوبی دارند، شرکتهایی که نسبتهای سودآوری پایینی دارند و شرکتهایی که اوراق بهادار منتشر میکنند، بالاتر است. آنها برای اندازهگیری عدم تقارن اطلاعاتی از همبستگی بین سودها و بازدهها استفاده کردند. همبستگی پایین نشان میدهد که با افشای اجباری سودها، اطلاعات اندک درباره ارزش شرکت به دست آمده است، بنابراین عدم تقارن اطلاعاتی باقی مانده زیاد است.
لانگ و لاندهلم (1993) این نتیجه را چنین تفسیر کردند که وقتی عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری وجود دارد، شرکتها انگیزه بیشتری دارند تا برای کاهش دادن انتخاب معکوس، اطلاعات بیشتری را افشا نمایند. نتایج آنها همچنین با پیش بینی نظری گلوستون و میلگرام (1985) مبنی بر اینکه افزایش افشا، با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط دارد، نیز مطابقت دارد. لانگ و لاندهلم (1996) شواهدی را ارائه کردند که نشان میدهد شرکتهایی که دارای سیاستهای افشا با آگاهی بخشی بیشتری هستند از تحلیلگران پیرو بیشتر، سودهای پیش بینی شده صحیحتر، پراکندگی کمتر در پیش بینی تحلیلگران و نوسانهای کمتری در پیش بینیهای اصلاح شده برخوردار هستند. اگر پراکندگی کمتر میان پیش بینیهای تحلیلگران معیار معتبری برای تقارن اطلاعاتی باشد، این نتایج حاکی از آن است که سیاستهای افشای آگاهی بخش، از عدم تقارن اطلاعاتی میکاهد.
شرکتها دارای انگیزههای متعددی برای افشای اطلاعات بیشتر هستند. وریشیا (1990 و1983) نشان میدهد حتی در صورتی که به علت پیامدهای بازار محصول، افشا هزینهبر باشد، مدیران برای تصحیح ارزشیابی کمتر قیمت سهم توسط بازار سرمایه، به صورت داوطلبانه افشای خود را افزایش میدهند. علاوه بر این، افزایش افشا میتواند واسطهگری برای سهام شرکت را در بازار سرمایه گسترش دهد. مطالعات انجام شده توسط باری و براون149 (1985 و1984)، مرتون150 (1987)، دیاموند و وریشیا (1991) و کیم و وریشیا (1994) نشان میدهد که افزایش افشای اختیاری، عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایهگذاران بیرونی و همچنین بین گروههای مختلف سرمایهگذاران را کاهش میدهد. از طرفی افزایش افشای اختیاری، نقد شوندگی سهام شرکت را بهبود بخشیده و آن را در میان سرمایهگذاران نهادی جذابتر میکند. هیلی و همکاران151 (1999) دریافتند که افزایش رتبه افشا، با افزایش بازدهی سهام شرکت، مالکیت نهادی، پیروی تحلیلگران و نقد شوندگی سهام توام است. در مجموع شرکتها به طرق مختلف از افزایش افشا منتفع میشوند. مدیرانی که خواهان افزایش ارزش شرکت خود هستند نیز ممکن است به انتقال اطلاعات برتر و خصوصی از طریق از طریق افزایش افشا مبادرت کنند. براون و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد صورتهای مالی، کیفیت گزارشگری، گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری مالی Next Entries پایان نامه درمورد ارزش شرکت، حاکمیت شرکتی، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران