پایان نامه درمورد تفکر انتقادی، ارزیابی اطلاعات، ویژگی های اساسی، مراکز آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

انتقادی، مهارتهای تفکر خلاق و حل مسئله وجود دارد. مهارتهای تفکر خلاق را توضیح دادیم و در ادامه مهارتهای تفکر انتقادی و حل مسئله را بررسی خواهیم کرد.
14-2- مهارتهای تفکر انتقادی
تفکر انتقادي يکي از لغات مبهم يا رمز واژه هاي عصر ما محسوب ميشود که علي رغم ابهامي که در معناي آن وجود دارد، ديگران را تحت تاثير قرار مي دهد. ريشه هاي امروزي آن را ميتوان در انديشه هاي جان ديويي که تفکر بازتابي را در اوايل قرن بيستم مطرح نمود، یافت. جان دیویی تفکر انعکاسي را توجه دقيق، فعالانه و مستمر به اطلاعات و زمينه هاي حمايت کننده از آن و درنظرگرفتن نتايج و تبعات آن اطلاعات تعريف مي کند (ازکان، 2010). از این جهت جان ديويي بهعنوان پدر تفکر انتقادي مدرن در نظر گرفته مي شود.
تفکر انتقادي یکی از توانش هاي مهم شناختی و به مثابه یکی از مهارتهاي افراد متفکر است که در به چالش کشیدن مسائل نقش اساسی دارد (الدر و پال، 2007). ريچارد پاول، تفکر انتقادي را توانايي دستيابي به نتايج منطقي مبتني بر مشاهده اطلاعات مي داند (کویینگ، جینپا و یان، 2010). تفکر انتقادي به عنوان يک فرآيند شناختي اساسي براي رشد و بهره مندي از دانش در نظر گرفته مي شود و اين نوع از تفکر براي حل مساله و تصميم گيري در هر بافتي، خواه اجتماعي، باليني، اخلاقي، مديريتي و خواه سياسي قابل کاربرد است (گول و همکاران، 2010). مايورانا (1993) مي نويسد: هدف از تفكر انتقادی فهميدن مسائل، ارزيابي ديدگاهها وحل مشكلات است. آن چه كه درهر سه حيطه مشترك است، سئوال پرسيدن است. پس مي توان گفت تفكرانتقادی سئوال يا جستجويي جهت فهميدن، ارزيابي كردن و حل مسئله است (فاولر، 2005؛ به نقل از قریب، 1385). نوريس، تفکر انتقادي را اين گونه تعريف ميکند که دانشجويان همه دانش قبلي خود را در يک موضوع خاص مرور کنند و مهارت هاي تفکر خودشان را ارزيابي کرده و تغيير رفتار دهند. به عبارتي، تفکر انتقادي به عنوان شکاکيت بهنجار قلمداد میشود. افراد برخوردار از تفکر انتقادي داراي ويژگي هاي؛ پذيرندگي در برابر ايده هاي جديد، انعطاف پذيري، تمايل به تغيير، نوآوري، خلاقيت، تحليلي بودن، جسارت، خستگي ناپذيري، اشتياق، پرانرژي بودن، خطرپذيري، برخورداري از معرفت، کارداني، مشاهده گري و تفکر هستند. تفکر انتقادي به عنوان يک فرآيند شناختي اساسي براي رشد و بهره مندي از دانش در نظر گرفته مي شود و اين نوع از تفکر براي حل مساله و تصميم گيري در هر بافتي، خواه اجتماعي، باليني، اخلاقي، مديريتي و خواه سياسي قابل کاربرد است.
به نظر سیف (1390) برخی از مواردی که تفکر انتقادی در آن صدق میکند به شرح طیل است:
• درک و فهم و تفسیر مسائل
• تشخیص و تحلیل سؤالها
• تشخیص و کاربرد منطق (قیاس ، استقراء، استنباط)
• نتیجه گیری معقول از اطلاعات حاصل از منابع مختلف
• تمایز بین حقیقت و عقیده
• قضاوت در باره اعتبار و سندیت منابع
• تصمیم گیری درباره اعمال مختلف
• تشخیص فرضهای بیان نشده (یک نظر یا بیان)
• تشخیص بیانات قالبی
• توانایی طرح سوال و پاسخ به آن
علاقه به توسعه توانايي تفكر انتقادي در عرصه زندگی، پديدهاي جديد نيست و منشاء چنين علاقه اي به مكتب افلاطون بر ميگردد. تفكر، تفكر تاملي و تفكر انتقادي سالهاي متمادي موضوع بحث متخصصان است. تفكر انتقادي به معني پرسيدن بوده، و ازتوانايي تجزيه و تحليل كردن گرفته شده است. تفكر انتقادي توانايي فكري ارزندهاي است كه فراگيران از طريق آن ميتوانند شنيده ها، خوانده ها، انديشه ها و اعتقادات مختلفي را كه در زندگي با آن روبرو هستند، ارزشيابي كنند و درباره آنها تصميمهاي مختلفي بگيرند. تفكر انتقادي يكي از مهارت هاي پيچيده يا تفكر سطح بالا است و به صورتهاي مختلفي تعريف شده است. تفكر انتقادي رشد پيوسته و منطقي الگوهاي استدلال را دربر ميگيرد و به فرد كمك ميكند تا حقيقت را جستجو كند. تفكر انتقادي همان تصميمگيري دقيق و بازانديشي براي رد يا قبول يا به تعويق انداختن قضاوت است.
توانايي و گرايش فرد براي سنجش نتايج امور و تصميم گيري درباره آنها بر اساس شواهد، يا ارزشيابي نتايج از راه وارسي منطقي و منظم مسائل، شواهد و راه حلها يا توانايي اخذ تصميمات منطقي، از جمله تعاريف ارائه شده براي تفكر انتقادي هستند. بديهي است كه هدف از تفكر انتقادي همان تفكر انديشمندانه است. به عبارت ديگر تفكر هنگامي انتقادي است كه متفكر، بحث مورد نظر را به دقت تحليل كند و دلايل و شواهد معتبر را استخراج نموده و به نتايج معتبر برسد. توانايي فهم و تفسير مسائل، تشخيص و تحليل مسأله، تشخيص و كاربرد منطق، نتيجه گيري معقول از اطلاعات حاصل از منابع مختلف، تمايز بين حقايق از عقايد، داوري درباره اعتبار منابع، تصميم گيري درباره اعمال مختلف، تشخيص فرضهاي بيان نشده، تشخيص بيانات كليشه اي و قالبي، تشخيص نظام هاي ارزشي و عقيدتي مختلف و طرح سؤال و پاسخگويي به آن از موارد تفكر انتقادي است. اين نوع تفكر، يك نوع فعاليت شناختي و تلاش سازمان يافته مغزي جهت درك و ارزيابي يافته ها و پديده ها و روابط موجود بين آنها است كه بر پايه مهارت هايي از قبيل استدلال، و تجزيه و تحليل استوار بوده كه فرد بر اين اساس در نهايت به باور و عملكرد خاص خودش می رسد.
به نظر ساير انديشمندان تفكر انتقادي عبارتست از تفكر تاملي و مستدل جهت تصميم گيري در مورد انچه اعتقاد داريم يا انجام مي دهيم. طبق اين ديدگاه، تفكر انتقادي فعاليتي عملي است كه نيازمند خلاقيت و تشخيص فرضيات، سؤالات، گزينه ها، و راه هاي آزمودن است.
تفكر انتقادي مهارت انديشيدن است و به عنوان ابزار يادگيري است كه دانشجويان را با هنر دليل و منطق آموزش داده و آمادگي آنها را براي مواجهه با موقعيت هاي پوياي خارج از كلاس راه هاي پرورش تفكر انتقادي درس افزايش مي دهد.
متفكران انتقادي نگرش هاي خاصي دارند كه براي تفكر انتقادي حياتي است. اين افراد براي توسعه نگرش هاي خود شامل استقلال در تفكر، ذهنيت منصفانه، بينش نسبت به خود محوري و جامعه محوري، تواضع، عدم قضاوت سريع، جرات، صداقت، پشتكار، انضباط، اعتماد به نفس در استدلال، علاقمندي به جستجو و كنكاش در تفكرات و احساسات، مسؤوليت و اختيار، كنجكاوي، قبول خطر، انسجام فكري، خلاقيت و همدلي تلاش مي كنند.
در اواخر سال 1980 معتبرترين تعريف تفكر انتقادي توسط گروهي از نظريه پردازان ارائه و توسط انجمن فلسفه امريكا منتشر شد. ويژگي هاي متفكر انتقادي عبارتند از: عادت كنجكاوي، آگاهي خوب، استدلال مطمئن، ذهن باز، انعطاف پذير، منصف بودن در ارزيابي، صداقت در مواجهه با خطاهاي شخصي، احتياط در قضاوت، اراده بررسي مجدد، شفاف بودن درباره مسأله، مرحله بندي موضوعات پيچيده، كوشا بودن در جستجوي اطلاعات مرتبط، داشتن عملكرد عقلاني در گزينش معيارها، تمركز بر اكتشاف و اصرار بر نتايج هر چه دقيق تر متناسب با موضوع و برنامه.
آنچه در ساير فهرستهاي ارائه شده در مورد تفكر انتقادي به معني كشف و قضاوت جلوه بيشتري دارد تأكيد بر تناقض ها، به عنوان عنصر اصلي در تفكر انتقادي است. قضاوت كردن را با پنج ويژگي تفاوت قائل شدن، كشف كردن، تعبير و تفسير كردن، تشخيص دادن و تعيين كردن مي توان متمايز ساخت. اگر افراد بخواهند تفكر انتقادي داشته باشند بايستي پيش فرض ها، عقايد، گزاره ها، معاني، كابردهاي كلمات، عبارات و مباحث را بررسي نمايند.
یکی از ویژگی های اساسی انسان آگاهی از رفتار خود و برخورداری از نیروی تفکر است .به عبارت دیگر انسان می تواند از رفتار خود اگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور متفاوت از نیروی تفکر خود استفاده کند (شریعتمداری، 1379). مایرز، ترجمۀ ابیلی (1383) از آنجا که تفکر انتقادی این کار را برای فرد ممکن می سازد تا حقیقت را در میان به هم ریختگی حوادث و اطلاعاتی جستجو کند که همه روزه وی را احاطه می کند و به هدفش که رسیدن به کامل ترین درک ممکن است، دست یابد (جانسون، 2002).
تفکر انتقادی به منزلۀ مهارت اساسی برای مشارکت عاقلانه در یک جامعۀ دموکراتیک شناخته شده و در دنیای مدرن تجارت به منزلۀ مهارت ضروری مورد حمایت است. به نظر آندولینا (2001) فرد دارای تفکر انتقادی باید از مدارک و شواهد موجود بالاترین درک را داشته باشد و درک کردن فرد را قادر می سازد تا نظرات و معانی را که در ورای هر چیز مهم وجود دارد آشکار سازد. به نظر جانسون (2002) تفکر انتقادی حتی در موقعیت های روزمره، تفاوت واقعی میان موفقیت و شکست در هر کار را به مرز می نمایاند و به موفقیت یاری می رساند.
به نظر آندولینا (2001) تفکر انتقادی از طریق ایجاد روابط معقول میان انسانها و تصمیم گیری بر اساس تحلیل عناصر یک موقعیت و تفکیک عناصر مطلوب از نامطلوب، زندگی توأم با آرامش و مهربانی را به ارمغان می آورد، بنابراین اگر مدارس ما در آموزش این امر مهم ناموفق باشند، جامعۀ ما و در نهایت جامعۀ جهانی شکست خواهد خورد.
به طور کلی در زمینۀ اهمیت تفکر انتقادی در زندگی انسان به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
• تفکر انتقادی یکی از ابعاد اساسی وجود انسان است و پرورش آن سبب رشد آدمی می شود.
• تفکر انتقادی منطبق با ویژگی های عقلانی انسان مانند کنجکاوی و ترقی طلبی است.
در دوره مدرن امروزي که با افزایش زیاد از حد دانش روبهرو است، مسأله دانش اختصاصی کسب شده توسط فرد از اهمیت کمتري برخوردار است، زیرا آنچه به طور مشهود اهمیت بیشتري دارد این است که افراد ضمن فعالیت هاي فکري، مهار تهایی را بدست آورند که آنها را قادر به جذب و هضم دانش جدید ساخته و در ارزیابی اطلاعات فراوانی که در کار با آن روبهرو هستند، یاري نماید.
استریون (2004) تفکر انتقادي را فرآیند منظم، هوشمندانه، فعالانه و ماهرانه در مفهوم سازي، کاربرد، تجزیه و تحلیل و ارزشیابی اطلاعات جمع آوري شده یا پدید آمده از طریق مشاهده، تجربه، تفکر و استدلال می داند. بر اساس نظر والش و پائول (2009) تفکر انتقادي مهارتی است که ممکن است در هر فردي پیشرفت پیدا کرده و یا بهبود یابد. به هر حال تفکر انتقادي ضرورتاً با رشد افراد همراه نیست، بلکه باید آموزش داده شود. براي طرفداران آموزش پذیربودن تفکر انتقادي، اساسی ترین پیش فرض این است که فراگیران میتوانند بهتر فکر کنند، به شرطی که مراکز آموزشی بتوانند تفکر را به آنها آموزش دهند. بنینگ (2006) تفکر انتقادي فرآیند نظامدار جداسازي واقعیت از خیال است. این نوع تفکر، ابزاري کارا، براي پیدا کردن بهترین مسیر در لابلاي فوران اطلاعات روزانه به حساب می آید، چرا که از بین میلیو نها اطلاعاتی که روزانه به ذهن می رسد تنها اندکی از آنها نیازمند توجه بوده و ارزش ملحق شدن به ذخایر قبلی ذهن را دارا می باشند. اتصال این اطلاعات غربال شده و سازمانبندي شده در نهایت باعث ایجاد آن چیزي می شود که موفقیت نام دارد و اساس تمایز انسانهاي اندیشمند از عموم مردم است. مارزانو (به نقل از نصیري، 1389) تفکر انتقادي را تفکري می دانند که به ارزشیابی و قضاوت درباره راهبردها و تولیدات فکري می پردازد.
یانگ بلود و بیتز (2006) استدلال می کنند که قسمت عمده رفتار و شخصیت فرد تفکر انتقادي است. پس تفکر انتقادي ابعاد گوناگون زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. امروزه روانشناسان اجتماعی به بررسی تفکر و ادراکاتی که مردم نسبت به خود داشته و به وسیله آن رفتارشان را هدایت می کنند پرداخته اند. تفکر و ادراك نسبت به خود منجر به رفتار متناسب با آن تفکر و ادراك می شود. انسانها با توجه به نگرش و تفکر خویش حادث هها را به عوامل درونی یا بیرونی نسبت می دهند و عللی که مردم حوادث را به آنها نسبت می دهند، تأثیر وسیعی بر واکنش هاي آنها نسبت به وقایع دارد. به عقیده راتر، یکی از ابعادي که افراد را از یکدیگر متمایز می کند، میزان کنترلی است که تصور می کنند بر رویدادهاي زندگی خود دارند. به عبارت دیگر، میزان اعتقاد انسانها برکنترل رویدادهاي مؤثر زندگی، عاملی است که سبب تمایز آنها از یکدیگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد خلاقيت، ايده، داراي، بيشتر Next Entries پایان نامه با موضوع کارآفرینی، آموزش کارآفرینی، مشاوره شغلی، یادگیری اجتماعی