پایان نامه درمورد تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

الدر المنثور(المتوفى: 911هـ ق).
لازم به ذکر است که برخی از کتابها، مورد بررسی قرار گرفت، اما شواهد لازم در آنها یافت نشد؛ از جمله:
مجمعالزواید(المتوفى: 807 هـ ق)؛ المنتظم(المتوفى: 597هـ ق)؛ معرفهالصحابهلأبی نعیم(متوفى: 430هـ ق)؛ بهجه المجالس(المتوفى: 463هـ ق).296
در ادامه سعی شد، شواهدِ مرتبطِ بدست آمده، در 13 دسته گنجانده شوند.
1. سوالات تفسیری از اهلکتاب
2. سوالات حاوی افعال و اعمال
3. سوالات حاوی مسائل فکری و اعتقادی
4. رفع اختلاف قرائت قرآن، توسط رأی اهلکتاب
5. شواهد در توصیف پیامبر(و امت ایشان
6. انذار و نصیحتهای درخواستی عمر از کعب
7. نقلهای مستقل و بدون مقدمهی کعب
8. اعطاء برخی مقامات از جانب کعب
9. غیبگویی های کعب نسبت به عمر و تأیید او
10. اعلم مردم از دیدگاه کعب
11. آموزههای کعبالاحبار برای صحابه
12. بزرگداشت شهرهای خاص توسط کعب
13. نمونههایی از داستان سرائیهای کعب297
4-2-1-سوالات تفسیری از اهلکتاب
مجموعه سوالاتی که به تفسیر آیهای از قرآن پرداخته در این قسمت، از دیگر منابع اهلسنت میآید.
4-2-1-1- کعبالاحبار
در مورد آیه (56 نساء) کعبالاحبار گفته است، من تفسیری از این آیه دارم که مربوط به قبل از اسلام است. عمر در پاسخ به او میگوید: بگو، اما زمانی سخن تو را تصدیق می کنم که با سخن پیامبر تطبیق کند. کعب گفت: پوست آنها را یکصد و بیست بار در هر ساعت تغییر خواهیم داد. عمر گفت: من همین سخن را از رسول اکرم شنیدم.298
همانطور که مشاهده میکنید کعب برای مخاطب سوال ایجاد کرده و زمانیکه کنجکاوی طرف مقابل را برانگیخت، اقدام به پاسخگویی میکند و در کمال شگفتی و تعجب پاسخ او شامل تفسیر آیهای از قرآن است آن هم از منبعی، مربوط به قبل از اسلام. از این موارد کم نیستند.299 البته در این مورد معیار بودن کلام پیامبر( برای تأیید سخن کعب مشاهده میشود.
گاهی مراجعات به جایی میرسد که شاهد گزارشهایی از همسر پیامبر(، به کعبالاحبار برای رسیدن به جوابِ سوالی تفسیری در مورد اسرافیل میشویم.300

گزارشی وجود دارد از معاویه که جویای مفهوم آیهی (إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ(301 از کعبالاحبار است.302 در مراجعهای دیگر، دربارهی کلمهی “قصیر” از کعب پرسش میکند.303 و همینطور او معنای کلمهی “ذالقرنین”304 را از اومیپرسد.305
در گزارشی دیگر، معاویه علت پرسش چنین سوالاتی را از کعب با صراحت، علم زیاد او بیان میکند.306
سیوطی در تفسیر خود گزارش میدهد ابنعباس برای فهم تفسیر آیهی نور به نزد کعبالاحبار رفته و از او سوال میپرسد.307 سپس سیوطی به نقل اقوال گوناگون پرداخته، اما مانند ترمذی ( که در صفحات قبل گذشت) عکس العمل نشان نمی دهد.308
در نقلی دیگر که بین عطاءبنیسار309 و کعبالاحبار در مورد تفسیر آیهای از قرآن گزارش شده است میخوانیم:
کعب گفت: اگر کسی شرب خمر کرده باشد و بمیرد، در آخرت از آن شراب نوشانده نخواهد شد اگر چه داخل بهشت شود. عطاءبنیسار گفت: اما خداوند فرموده، برای آنها در بهشت هر چه طلب کنند هست؛ کعب گفت: آن شخص چنین مواردی را فراموش کرده و طلب نمیکند.310
با وجود چنین روایتی آیا باز هم موافقان مراجعه به اهلکتاب، میتوانند ادعا کنند سوالات از آنها، نگران کننده نبوده است؟
4-2-1-2- ابنعباس
در منابع مورد بررسی سوالاتی موجود است که ابنعباس از کعبالاحبارمیپرسد؛ در فصل دوم از محال بودن انتساب چنین اتهامی به ابنعباس صحبت شد و کلام بزرگان را در این خصوص مطرح کردیم به هر حال چنین روایاتی که ابنعباس را جویای سوال از علمای اهلکتابنشان میدهد در منابع اهل سنت فروان است. لذا برای اثبات اساسی بودن پرسش صحابه از اهلکتاب آنها را جمع آوری کردیم تا این موضوع، روشن شود که سوالات صحابه از اهلکتاب سوالات جزئی نبوده است.
در “الدرالمنثور” سیوطی روایتی نقل میکند که در آن ابنعباس حیران در جواب چهار سوال مانده تا اینکه آن چهار سوال را از کعبالاحبارمیپرسد و به او جواب میدهد.311
او از این چهار سوال ابنعباس به دو مورد اشاره کرده است. سوال در مورد قوم “تبع”312 است و آیهی (وَ أَلْقَيْنا عَلى‏ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ(،313 نکته جالب اینجاست که هر دوی این سوالات به نوعی به یهود و قوم یهود باز میگردد چرا که ذیل این آیه در تفسیر “روح المعانی” آمده است که:
“تبع” پادشاهی بود كهدر يكى از سفرهاى كشورگشايىهای خود نزديك”مدينه” آمد. او براى علماى يهود كه ساكن آن سرزمين بودند پيام فرستاد كه من اين سرزمين را ويران مى‏كنم تا هيچ يهودى در آن نماند تا آیين عرب در اينجا حاكم شود. ” شامول” يهودى كه اعلم علماى يهود در آنجا بود، گفت: اى پادشاه، اينجا شهرى است كه هجرتگاه پيامبرى از دودمان اسماعيل است كه در مكّه متولد مى‏شود، سپس بخشى از اوصاف پيامبر اسلام( را برشمرد، “تبع” كه گويا سابقهی ذهنى در اينباره داشت، گفت: بنابراين من اقدام به تخريب اين شهر نخواهم كرد. 314
همچنین سوال کعب در مورد آیه (وَأَلْقَيْنا . . . ( که به صورت واضح به حکومت سلیمان، مقتدرترین پادشاه یهود مربوط میشود. سیوطی به صورت بسیط روایات مختلف حول این آیه را از زبان افراد مختلف نقل میکند که همه در مورد حضرت سلیمان( و حکومت اوست.
آیا پرسیدن این دو سوال که پاسخی جز بیان فضایل یهود ندارد، از کعبالاحبار توسط ابنعباس میتواند اتفاقی باشد؟
در جایی ابنعباس از کعبالاحبار در مورد “ام الکتاب”315میپرسد و ابنعباس با شنیدن جواب آن را پذیرفته و تأیید میکند.316
ابنعباس دربارهی تفسیر آیه 32 سوره فاطر و سوره مطففین از کعبالاحبار سوال میپرسد317 در جایی دیگر فردی معنای کلمه “مرجان” را از کعبالاحبار جویا میشود؛318 و موارد بسیاری در این زمینه وجود دارد.319
پرسش این سوالات از چشم موافقان مراجعه به اهلکتاب چه جایگاهی دارد؟ آیا پاسخ این سوالات، در برداشت ما از معنای آیه تأثیرگذار نخواهد بود؟ آیا در جامعه آن روزِ مسلمانان هیچ فردِ دیگری غیر از کعبالاحبار نبوده است که ابنعباس به او نیز مراجعه کند؟
در روایت موجود در سنن دارمی میخوانیم که ابنعباس از کعب در مورد صفات رسولاکرمدر تورات سوال میکند و اسباب یک سخنرانی چند خطه را برای کعب فراهم میآورد.320
صفات پیامبر در آیات قرآن بیان شده است(وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ(321 این آیه جامع صفات قرآنی پیامبر است. حال اگر داستان بالا صحت داشته باشد و ابن عباس از کعبالاحبار آن صفات را در خواست کند بسیار جای تعجب خواهد بود. از طرفی آیا پرسیدن صفات رسولاکرم آنهم از تورات سوالی جزئیست و قابل اعتنا نمیباشد؟
کجای این قبیل سوالات از جمله مواردی است که ترس اختلاط از آنها دیگر وجود ندارد؟
به نظر میآید که باید با دیدی واقعبینانه و به دور از تعصبات و تعلقات، موارد را مطرح، و ماجرا را رصد کرد. هر چند این وقایع از جانب ابنعباس برای ما پذیرفته شده نیست، اما لازم بود این شواهد برای پاسخگویی به توجیهاتِ مراجعاتِ اهلسنت، استخراج شود و مشخص شود که مراجعاتِ ابنعباس به اهلکتاب با چه محتوایی بوده است و آنان به فرض صحت در چنین وقایعی، چرا سکوت اختیار کردند؟
4-2-1-3-عبدالله بن عمرو بن عاص
سیوطی مباحثه عبداللهبنعمروبنعاص با کعبالاحبار را در مورد تفسیر آیهای از قرآن گزارش کرده است. عبداللهبنعمروبنعاص نظر خود را برای کعبالاحبار مطرح میکند و کعب نظر او را تأیید کرده و میگوید: «بله، آیا ندیدی قول خداوند متعال را که فرموده است: (خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُوراً (322». 323
گزارشی موجود است که در آن کعبالاحبار، عبداللهبنعمروبنعاص را که در حال فتوا دادن است با فرستادن پیکی از عذاب خدا میترساند، عبداللهبنعمروبنعاص با گفتن “صدق کعب” او را تأیید کرده و همان پیک را به نزد کعب برمیگرداند تا سوالی از او با این مضمون بپرسد، که ارواح مسلمین و مشرکین کجا جمع میشوند؟ کعب با دقت پاسخ میدهد، زمانی که پاسخ به گوش عبداللهبنعمروبنعاص میرسد او میگوید: درست گفت، او عالم است، پس از او بپرسید.324
همانطور که میبینید این دو عامل طرفدار اهلکتاب، کعبالاحبار و عبداللهبنعمروبنعاص در جامعهی مسلمین در حال تاخت و تاز و تفسیر قرآن و پاسخ به سوالات مردم هستند، در اغلب موارد هم یکدیگر را تأیید میکنند. تا اینجا سوال کردنهای کعبالاحباراز دیگران از دو حالت خارج نبوده، یا در صدد تبین یکی از مفاهیم مورد نظر خود برای دیگران و یا در صدد تأیید همدستان خود در بین مردم است به مورد زیر توجه کنید.
کعب وارد مکه شد، عبداللهبنعمروبنعاص آنجا بود. کعب گفت از او سه چیز بپرسید، اگر پاسخ شما را داد او عالم است؛ از او دربارهی آنچه که خداوند از بهشت، آن را در زمین قرار داده است، بپرسید؟ همینطور از اولین چیزی که در زمین مستقر شده، و اولین درختی که در زمین کاشته شده است. عبداللهبنعمروبنعاص در پاسخ، اولی را حجر الاسود است، دومی را برهوتی که کفارِ سرگردان در آن رفت و آمد میکنند، و سومی را درخت تمشک وحشی، که حضرت موسی( عصایش را از آن ساخت، دانست. کعب با شنیدن پاسخهای عبدالله گفت: ولله که او راست میگوید.325
باز هم شاهد تأیید دو عامل اهلکتاب از یکدیگر هستیم. سوالی که کعب با واسطه از عبداللهبنعمروبنعاص میپرسد و با شنیدن جواب، او را با قسم جلاله ای تأیید میکند. به نظر حضور این واسطهها، کار تبلیغاتی این دو عاملِ اهلکتاب را بهتر و فراگیرتر به سرانجام میرساند.
4-2-2-سوالات حاوی افعال و اعمال
پارهای از روایات حاوی سوالات عملی است که سعی شده ذیل این عنوان جمعآوری شوند.
4-2-2-1- کعبالاحبار
در کتاب ابن عساکر، گزارشی وجود دارد که در آن معاویه را در چگونگی انفاق درمانده نشان داده است، از قضا کعبالاحبار را ملاقات کرده و کعب با راهنماییهای خود او را از سردرگمی نجات میدهد.326
از نمونه شواهد، این مورد است که کعب گفت: اگر این آیه در مورد امتی غیر از این امت نازل میشد مردم قدر دانسته، آن روز را پیدا کرده و دور هم جمع میشدند و عید اعلام میکردند. عمر پرسید: کدام آیه منظور توست؟ کعب گفت: آیه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ(،327 عمر گفت: من زمان و مکان نزول این آیه را می دانم، در روز جمعه، روز عرفه بود و هر دو روز برای ما الحمدلله عید است.328
شگفتانگیزتر از آن دیدن خلیفهی مسلمانان، عثمان است که سوالی از چگونگی استفاده از زکات و وظایف مودَی را در حضور ابوذر از کعبالاحبارمیپرسد و جواب میگیرد، ابوذر از پاسخ کعب برآشفته شده و با عصای خود به سینه کعبالاحبار میکوبد؛ در نتیجهی انجام چنین عملی، عثمان او را به ربذه تبعید میکند.329
در ادامه داستان محاوره و اختلاف نظر معاویه و ابوذر بر سر تفسیر آیهی (وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لايُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ(330 میآید. اختلاف بر سر این است که ابوذر حوزهی مفهومی آیه را دربارهی مسلمانان، و معاویه آن را درباره کفار و اهلکتاب میداند.
در تفاسیر شیعه اینطور نقل شده است که:
اين آيه از جهت نظم لفظى با آيات قبل كه اهل كتاب را مذمت مى‏كرد و احبار و رهبان ايشان را در خوردن مال مردم به باطل و جلوگيرى از راه خدا توبيخ مى‏نمود، متصل مى‏باشد، اما در لفظ و ظاهر آن هيچ دليلى بر دلالت آیه در خصوص اهل كتاب نمیباشد. پس نمى‏توان گفت كه آيه شريفه فقط درباره اهل كتاب نازل شده، و تنها احتكار پول و حبس آن را بر ايشان حرام كرده، ومسلمانان مى‏توانند طلا و نقره‏ها را رويهم انباشته نموده و هر طور كه بخواهند در اموال خود رفتار نمايند. آيه شريفه عموم احتكار كنندگان را به عذاب شديدى تهديد مى‏كند.331
طبرسی هر دو نظر را مطرح کرده ولی با عمومیت وعدهی الهی در حق خلافکاران موافق است. گروهی که آن را استئناف گرفته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سه طلاقه، حل اختلاف، اسرائیلیات، عمربنخطاب Next Entries پایان نامه درمورد دولت اسلامی، اختلاف قرائات، علامه طباطبایی، اعتبار بخشی