پایان نامه درمورد تعریف دین، رادیو و تلویزیون، افکار عمومی، چندگانگی هویتی

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی ایرانی که جامعه‌ای معتقد به دینداری است، اوقات فراغت آن‌ها را تا حد زیادی تلویزیون پر می‌کند، پاسخگو باشد. از طرف دیگر “مخاطب” مفهوم محوری همه اشکال و گونه‌های مختلف ارتباطات نوشتاری، صوتی، تصویری و … برای همه‌ی گروه‌های سنی و تخصصی در هر شرایط زمانی و مکانی است.
مخاطبشناسی و شناخت انتظار آنان یکی از عرصه‌های مهم پژوهش در ارتباطات هست (میر سعید قاضی و اسماعیلی، 12:1381). مخاطب و آشنایی با انتظارها و خواسته‌های آن، کلید درک بسیاری از اسرار مربوط به شیوه‌ی کار رسانه‌ها و تأثیر آنان و ماندگاری ارتباطات اجتماعی است (مک کوایل، 98:1380).
(1-5-2-4) دینداری در جامعه ایران
مجله اکونومیست در سال 1994/1373 در ویژه‌نامه‌ای با ابراز نگرانی از این موضوع که در ایرانی که انقلاب در آن رخ ‌داده است و تلویزیون آن در جهت اقناع و تأثیر بر مردمانش رقیبی برای رسانه‌های دیگر محسوب می‌شود. لذا برای مهار این جریان سه پیشنهاد را مطرح نمود، یکی از این پیشنهادها بر داشتن مرزهای اخلاقی مخصوصاً در روابط زنان و مردان با استفاده از اهرم رسانه‌ها بود (خجسته، 1384:87).
و در عصر حاضر که عصر فنّاوری ارتباطات و توسعه وسایل ارتباط‌جمعی است. در این وضعیت سخن از مدرن است و اضمحلال نظام‌های معرفتی ثابت و تخریب پایه‌های فرهنگی سنتی و ذهن بی‌خانمان و چندگانگی هویتی و…
سخن دینداری همواره بر مبانی فرازمانی، فرامکانی و فراروایتی استوار بوده و ریشه درگذشته داشته است. در این اوضاع هجوم رسانه‌های جمعی بر زندگی چگونه می‌توان انتظار تثبیت هویت‌های فردی، جمعی و ارزش‌های آنان را داشت؟ انقلاب اسلامی ایران رادیو و تلویزیون را در خدمت تبلیغ دین قرار داده و دغدغه آن جذب مخاطب، روگرداندن آن از وسایل ارتباط‌جمعی بیگانه، دغدغه تفریح و سرگرمی مردم را داشته است. بنابراین ابزار سنتی تبلیغ دین و ارزش‌هایش قرار داده شد.
هویت اجتماعی متأثر از فرهنگ جامعه است و فرهنگ دارای عناصر اصلی باورها، ارزش‌ها و هنجارها است به‌نحوی‌که ارزش‌ها تجلی‌گاه باورها و هنجارها، تجلی‌گاه ارزش‌ها بوده و به‌عبارت‌دیگر باور خاستگاه ارزش‌ها و ارزش‌ها خاستگاه هنجارها هست، رسانه‌ها با ناهم‌سویی با این فرآیند حاکم بر جامعه می‌توانند تغییراتی را در هویت بخشی جامعه به وجود آورند.
تغییرات بر اساس عنصر هنجار، ارزش و باور و بر اساس تغییرات بنیادین می‌تواند آشفتگی هویتی، بحران هویت و تغییر و دگرگونی هویت تقسیم کرد.
(1-5-2-5) نقش رسانهها و تغییر ارزشها
یکی از مشخصات برجسته دوران ما جایگاهی است که وسایل ارتباطی در زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ملل به دست آورده‌اند. مارشال مک لوهان جامعه‌شناس معروف کانادایی که آثارش درباره تأثیر وسایل ارتباط‌جمعی در چند سال اخیر شهرت جهانی یافته، معتقد است که اگر فنّاوری یک دوران، مصنوع فکر و عمل انسان است می‌توان گفت که انسان هر عصر هم به سهم خود مصنوع فنّاوری زمانی خود می‌باشد. وسایل ارتباط‌جمعی نه‌فقط در حالات و تصورات و ادراکات انسان مؤثر است؛ بلکه در سیستم اعصاب و ادراکات احساسی انسان نیز تأثیر گذاشته و او به‌طور ناخودآگاه وضع خود را از جنبه‌های مختلف با وسایل ارتباط جمعی منطبق کرده است ((نراقی،485،سال12).
ابتدا لازم است از خود بپرسیم، آیا رسانه‌های همگانی، ارزش‌های اجتماعی را منعکس می‌کنند یا برعکس، آن‌ها خود پیشگام تغییر ارزشهای اجتماعی هستند؟
رابرت مرتون جامعه‌شناس معروف آمریکایی در این مورد می‌گوید: رسانه‌ها می‌توانند در دراز مدت ساختارهای ارزشی را بسازند یا دگرگون کنند. اورث راجرز محقق آمریکایی نیز معتقد است که ارتباطات عامل دگرگونی اجتماعی هستند. چرا که تأثیر رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای بر افکار عمومی از دیگر رسانه‌ها وسیع‌تر و عمیق‌تر است (کاظم زاده،124:1371). رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای به‌سرعت می‌توانند طیف وسیعی از اعضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. این دو رسانه می‌توانند موانع زمانی و مکانی را برطرف سازند و امواج خود را راحتی به دورافتاده‌ترین نقاط کشور ارسال دارند. این رسانه‌ها پیامشان دیداری و شنیداری است و برای دریافت پیام آن‌ها پیام‌گیر نیازی به سواد خواندن و نوشتن ندارد و در نتیجه می‌تواند برای بخش وسیعی از اعضای جامعه درحال‌توسعه، نقش یک آموزشگاه مؤثر را ایفا کند. این رسانه‌ها در حوزه زندگی خصوصی پیام گیران قرار دارند و بخش اعظم لحظه‌های زندگی افراد با آن‌هاست. به‌علاوه چون این دو رسانه به‌صورت شفاهی و عینی با پیام گیران ارتباط برقرار می‌کنند، تأثیر آن‌ها از لحاظ روانی عمیق است. همچنین استفاده از این دو رسانه ارزان‌تر و میسرتر است. تلویزیون و ماهواره با ارائه تصویر، جاذبه بیشتری دارد و بعد تازه‌ای به پیام می‌دهد، چشم‌ها را به خود خیره می‌کند و فهم پیام را آسان می‌سازد و به دلیل وجود تصویر، اطلاعات کامل‌تر و درک عمیق‌تر به تماشاگرمی‌دهد. حقیقت این است که وسایل نیرومند سخن‌پراکنی، به‌تنهایی قدرت ایجاد تحولات بزرگ را در افکار عمومی ندارند و یا به‌ندرت دارند، ولی می‌توانند به‌طور مؤثر جریان‌های فکری و ارزش‌ها موجود را تقویت کنند و چنانچه در توده مردم آمادگی برای تحول در افکار، ارزش‌ها و اندیشه‌ها وجود داشته باشد حتی قادرند این تحول را جهت بدهند. این آمادگی خود به عوامل گوناگون وابسته است مانند بحران‌هایی که اعتقادات جامعه را نسبت به‌نظام موجود سست می‌کند. در این حالت فرد هر چه کمتر در گروهی ریشه داشته باشد، بیشتر به شنیدن دلایل مخالفان رغبت نشان می‌دهد و قابل پیش‌بینی است که وقتی ارزش‌های جامعه بی‌ثبات بخصوص دینداری که سبب پیوند بیشتر افراد جامعه به هم می‌شود و انسجام گروهی ضعیف شد میل به تغییر هم در جامعه تشدید می‌شود و همین وضع قدرت رسانه‌های همگانی را برای ایجاد جهت‌گیری‌های تازه فکری در جامعه تقویت می‌کند و یا حداقل به افرادی که در جامعه نفوذ کلام دارند و می‌توانند از تمایل و آمادگی جامعه برای پذیرش عقاید و ارزش‌های تازه بهره‌برداری کنند، امکان ارتباط با مردم می‌دهد تا حرفشان را بزنند. در حقیقت سیلاب اطلاعاتی که به‌وسیله رسانه‌های همگانی جاری می‌شود به‌تدریج جامعه را در خود غرق می‌شوند و افراد هم که خواهی‌نخواهی در این جو اطلاعاتی تنفس می‌کنند از آن تغذیه می‌کنند و به‌تدریج در جریان امور قرار می‌گیرند؛ و این اطلاعات را برای سایر افراد بازگو می‌کنند. تمام این عوامل هرچند نامحسوس و مبهم با نظر آینده، بر هنجارهای رفتاری ما اثر می‌گذارند ولی اثر آن‌ها آن‌قدر آرام و سطحی است که نمی‌توان آن را القا فکر به‌صورت مستقیم دانست. در تمثیل این فرآیند می‌توان گفت: همان‌طور که رودهای بزرگ از پیوستن جویبارها به وجود می‌آیند و رویدادهای بزرگ از به هم پیوستن رویدادهای کوچک پدید می‌آیند، پیام‌های رسانه‌های همگانی نیز به‌تدریج با پیوستن به هم ما را در خود غرق می‌کنند و در روش زندگی و شیوه عمل و ارزش‌های مورد احترام ما تغییر ایجاد می‌کنند و در نتیجه این تأثیر قوی اما نامحسوس، در ما اعتقادات تازه‌ای به وجود می‌آورد.
برای مثال در برخی از کشورهای رو به توسعه، تلویزیون و ماهواره آگاهانه یا ناآگاهانه به تبعیت از شیوه غربی در جهت مصرف‌گرایی بی‌رویه، فردگرایی، خشونت، برتری‌طلبی فردی، تشابه با برنامه‌های کشورهای غربی قدم برمی‌دارند و به‌طورکلی گرایش به روزمرگی و ساختارهای اجتماعی ایستا، عقب‌ماندگی را تبلیغ می‌کنند که این‌ها خود نوعی هموار کردن راه تهاجم فرهنگی به شمار می‌آید حال انسان هرچه بیشتر در معرض این رسانه‌ها قرار بگیرد احتمال بیشتر این است که از آن تأثیر بپذیرد اما گروهی هستند که با تقویت دینداری سنتی خود در برابر این تغییرها ایستادگی نشان می‌دهند و تغییری در هنجارهای رفتاری و دینداری آن‌ها رخ نمی‌دهد ولی از این دیدگاه، شیوه‌ها، ارزش‌ها و نهادهای اجتماعی غربی بدون توجه به فرهنگ محلی، تبلیغ می‌شود. حال می‌شد این موارد را به شکل مدل زیر نشان داد. یعنی نشان داد که رسانه‌ها می‌توانند در تغییر عناصر و دینداری مؤثر باشند یا نباشند.

شکل ‏01 مدلی برای تبیین نقش رسانه‌ها در تغییر عناصر و دینداری
از آنجا که دانشگاه به‌عنوان یکی از حساس‌ترین دوران زندگی دانشجو محسوب می‌شود و محل پرورش و تکامل شخصیت اجتماعی فرد است. چرا که زمانی در مراحل زندگی آنان پدید می‌آید که در اوج چالش‌های هویتی و فکری است و در این محیط مجموعه‌ای از بایدها، نبایدها و نقش‌هایی در ارتباط با دیگران را فرامی‌گیرد. آنچه در محیط علمی – فرهنگی مانند دانشگاه بسیار مورد توجه است. توجه به ارزش‌های اجتماعی و در رأس آن (حداقل در جامعه ایران) دینداری است و همان‌طور که اشاره شد ارزش‌ها از اساسی‌ترین عناصر یک نظام اجتماعی است که از طریق کنترل و هدایت آن‌ها می‌توان جامعه را به زوال یا تعالی کشاند. لذا بررسی تأثیر رسانه‌ها (در این پژوهش ماهواره‌ها) بر ارزش‌های اجتماعی (دینداری) مورد توجه قرار می‌گیرد چرا که با ورود آن در بین دانشجویان دینداری تحت تأثیر قرارگرفته و موجب می‌شود شاهد تغییراتی در رفتار و باورها و گفتمان نسل دانشجو باشیم چرا که بزرگان ارتباطات معتقدند که رسانه‌ها فواصل را از بین برده‌اند.
(1-5-3) رویکرد دینداری (کارکردی، جوهری)
از آنجاکه تعریف دین و تعریف عملیاتی دین‌داری همواره مورد اختلاف در بین جامعهشناسان دین بوده است. دو رویکرد اصلی را می‌توان در ادبیات مربوط به تعریف دین متمایز نمود: رویکرد کارکردی و رویکرد جوهری تعاریف کارکردی دین، عمدتاً دین را به‌عنوان پدیده‌ای در نظر می‌گیرد که عهده‌دار کارکردهای اجتماعی و یا روانی خاص مثل انسجام اجتماعی، نظام معنایی فراگیر؛ یا معنای غایی است و با این کارکردها شناسایی می‌شود. تعاریف جوهری از دین، به همان ترتیبی که مردم عادی آن را می‌فهمند نگاه می‌کنند. در نتیجه، بر طبق این تعاریف، اصولاً دین عبارت است از باورها و عباداتی که ناظر به موجودات مقدس متعالی و الگوهای اجتماعی ارتباط با آن‌ها است. در این تحقیق تعریف جوهری دین مبنای کار قرارگرفته است که با “تعریف مردمی دین” در جوامع اسلامی همخوانی دارد. بر این اساس، دین‌داری عبارت است از میزان علاقه و احترام افراد به دین.
تعریف عملیاتی دین‌داری هم از مسائل مناقشه برانگیز در بین جامعه شناسان دینی بوده است؛ بحث اصلی در این بوده است که آیا دین‌داری پدیده‌ای یک‌بعدی و یا چندبعدی است و مناسب‌ترین ابعاد آن کدامند؟ و در حال حاضر، پس از تحقیقات بسیار، پژوهشگران تقریبا به دیدگاه واحدی نزدیک شده‌اند و به سمت پذیرش چند بعدی بودن دین تمایل دارند (سراج زاده،166،1383).
(1-5-3-1) مدل کلارک و استارک
مباحث کلارک و استارک در مورد چند بعدی بودن دین، توجه پژوهشگران را به چندبعدی بودن تعریف دین‌داری جلب کرد؛ بنابراین این موضوع با نام این دو پیوند خورده است.
به‌رغم بعضی از انتقادات، مدل کلارک و استارک مدلی است که یا به‌طور کامل و یا بخشی از آن، اغلب توسط پژوهشگران حوزه‌های مختلف جامعه‌شناسی به کار می‌رود؛ بنابراین در این تحقیق هم مدل کلارک و استارک با اسلام تطبیق داده‌شده و برای سنجش دین‌داری به‌کاررفته است.
کلارک و استارک ویژگی‌های مرتبط با دین‌داری را حول پنج بعد زیر جمع‌بندی کرده‌اند که در این بررسی بدان استناد شده است. این پنج بعد به شرح زیر است.
الف) بعد دین‌داری
1- بعد اعتقادی یا باور دینی که نوعی ادراک فردی برخاسته از معرفت دینی است که درباره حقانیت اصول دینی به فرد بینش خاص می‌دهد. در واقع این بعد دربرگیرنده باورهایی است که انتظار می‌رود یک فرد با توجه به دین خاص خود به آن‌ها اعتقاد داشته باشد.
2- بعد مناسکی و اعمال دینی که مشتمل بر دو دسته هست؛ یکی تحت عنوان شعائر و مناسک مطرح است و عبارت است از آداب‌ورسوم و مراسمی که هر دین از پیروان خود انتظار دارد که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد توانمندسازی، مهارت زندگی، باورهای دینی، عملیات روانی Next Entries پایان نامه درمورد افکار عمومی، رادیو و تلویزیون، دگرگونی ارزشی، روابط عمومی