پایان نامه درمورد تعریف دین، افکار عمومی، مالکیت معنوی، عملیات روانی

دانلود پایان نامه ارشد

ملی و تجاوز به حقوق مالکیت معنوی از جمله این موارد است. (زمانی،1381: 11)
(1-5-1-3) اثرات مثبت ماهواره
1- ماهواره امکان ارتباط نقاط مختلف جهان را تسریع می‌کند و به ما امکان می‌دهد تصاویر دورترین نقاط جهان را مستقیماً مشاهده کنیم.
2- ماهواره در زمینه‌های مختلف زمین‌شناسی، هواشناسی، نقشه‌برداری، گفت‌وگوهای تلفنی، تلکس، نمابر و… به ما یاری می‌دهد.
3- ماهواره وسیله‌ای است که ابنای بشر را با وجود اختلاف در نژاد، زبان، فرهنگ، نوع حکومت و غیره از احوال و اخبار یکدیگر آگاه می‌کند. امروزه بسیاری از برنامه‌ها و فیلم‌هایی که از طریق تلویزیون‌های داخلی پخش و عرضه می‌شود از طریق ماهواره ارسال می‌شود و در دسترس تمام جهان قرار می‌گیرند.
4- از طریق ماهواره می‌توان در کوتاه‌ترین زمان ممکن و بدون نیاز به طی مسافت به دورترین سرزمین جهان سفر کرد و از اخلاق و عادات مردم آن‌سوی دنیا مطلع شد.
5- سرعت و دقت ارائه اخبار
6- کم‌ هزینه بودن
7- جلوگیری از هدر رفتن منابع انسانی و نجات جان انسان‌ها
8- بهینه‌سازی ساختار اطلاع‌رسانی کشورها (ناجی، 1381: 113).
(1-5-1-4) اثرات منفی ماهواره
1- استفاده نظامی در زمان جنگ و افزایش ویرانی‌ها و خسارت‌ها.
2- ا یجاد تفرقه و اختلاف بین اقوام مختلف از طریق برنامه‌های هدفمند فرهنگی و تمدید کردن حاکمیت.
3- به راه انداختن تبلیغات سیاسی و عملیات روانی.
4- تهییج توده و تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها به نفع اهداف عده‌ای خاص
5- ب ه راه انداختن جنگ نرم علیه دولت‌ها و کودتا و تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در جهت تضعیف آن‌ها با ارائه اخبار ضدونقیض و تبلیغات منفی (ناجی،1381: 114).
(1-5-2) دین در معنای لغوی
دین در لغت به معنای قیدوبند، التزام، تعهد، تکریم، تقدس و شریعت، مذهب، ورع و پاداش، پیروی و تسلیم جزاست و در اصطلاح عبارت است از: اعتقاد به قوای لاهوتی و ماورای الطبیعی، سلسله قواعد اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در زمینه ارتباط با خود، انجام مناسک عبادی در جهت کسب تقرب خالق و جلب رضایت او به‌منظور تعالی روح (احمدزاده، ص 44-17).
(1-5-2-1) دین در تعریف جامعهشناسان
از گذشته‌ها دین در اذهان مردم باقی‌مانده اعتقاد به “وجود معنوی” و مافوق طبیعی است؛ اما این تعریف کامل و قانع‌کننده نیست. از دید دورکیم ((دین کلیتی از اعتقاد و مناسک است که با امور مقدس سروکار دارد. هرگاه اعضای یک جامعه با تکیه بر امر قدسی به شیوهای مشابه فکر و عمل کنند، به دینی مشترک اعتقاد دارند و عضو یک دستگاه دینی مشترک هستند.)) (فرهنگی،151:1389).
از نگاهی دیگر کلیفورد گیرتز معتقد است: ((دین نظامی است از نمادها و به‌گونه‌ای عمل می‌کند که در نزد انسان‌ها انگیزه‌ها و قابلیت‌هایی قدرتمند، عمیق و پایدار ایجاد می‌کند. این امر با شکل گرفتن مفاهیم نظم عمومی هستی و با واقعی جلوه کردن این مفاهیم به‌گونه‌ای انجام می‌گیرد که انگیزه‌ها و قابلیت‌های مذکور به نظر متکی بر واقعیت می‌آیند.)) از آنجا که دین حول محور قدسی شکل می‌گیرد، دین‌داری نیز با حقیقت قدسی پیوند می‌یابد و ویژگی امر قدسی، تعاملی است که از آن دو صفت بارز تجلی می‌یابد: جمال و جلال. دین، تجلی‌گاه صفات جمال و جلال خدا یا زیبایی و عظمت اوست، دین‌داری نیز حرکت به سمت امر متعالی است (صادقی،17:1387).
با توجه به متونی که در برگیرنده مطالب دینی است و در آن به توضیح و تفسیر دین‌داری پرداخته‌اند می‌توان این برداشت را داشته باشیم که اگر ما دین را به‌عنوان یک‌ نهاد اجتماعی تعریف کنیم، چهره بیرونی آن (نهادها و متون مربوط به بیرون اماکن، سازمان‌ها و…) می‌باشد ولی اگر به وجه درونی دین (ایمان) نظر افکنیم واقعیتی بیرون از آن را نمی‌توان مشاهده کرد. ایمان در رابطه فرد با امر مقدس و مورد باور او وجود و معنی پیدا می‌کند. یک پدیده عینی به نام برنامه دینی وجود ندارد تا مباحث ما پیرامون ان جریان پیدا کند. حال در عصر حاضر و در دنیای واقعی ما رسالتی که بسیاری از رسانه‌ها برای خویش قائل‌اند از نوع رسالت‌های دینی است. آن‌ها به‌زعم خویش، روح انسان معاصر را مورد خطاب قرار می‌دهند؛ می‌خواهند روشنگر بوده و به مردم آگاهی دهند و با این کار آن‌ها را تغییر داده، بر آن‌ها تاثیر بگذارند و الهامبخش آن‌ها باشند. رسانه‌ها نیز همانند نهادهای دینی، همیشه دارای مخاطبان خاص بوده‌اند و خواسته این مخاطبان آن است که برنامه ویژه‌ای برای آن‌ها تهیه و عرضه شود.
(1-5-2-2) تعریف دینداری و ارزش دینی
دین‌داری به معنای التزام عملی و ذهنی به باورهای دینی است. به‌عبارت ‌دیگر پیروی پیروان دین و زیر مجموعه‌های آن است. در تعریف دین‌داری باید گفت عبارت است از مجموعه شناخت‌ها، احساس‌های نسبتاً پایدار و مثبت نسبت به دین که در وضعیت عادی، طبیعی، اجتماعی و روانی در فرد و در کنش‌های وی نسبت به نیروی جذاب (خداوند) خود، جامعه و تاریخ به ظهور برسد (طالبان،11:1380). ساده‌تر می‌توان گفت: دین‌داری عبارت خواهد بود از پذیرش تمام یا بخشی از عقاید، اخلاقیات به‌نحوی‌که شخص دین‌دار خود را ملزم به تبعیت و رعایت از این مجموعه بداند (همان)
از نگاه جامعه شناسان تعریف دین‌داری با رویکرد جوهری عبارت است از ” نظامی سازمان‌یافته از باورها که به‌نوعی به حوزه‌های ماوراءالطبیعه (مابعد طبیعه) با قلمرو موجودات الهی و روحانی”.
و “دینی بودن” عنوان عامی است که به هر فرد یا پدیده‌ای که ارزش‌ها و نشانه‌های دین در آن متجلی باشد اطلاق می‌شود. تجلی ارزش‌ها و نشانه‌های دینی بودن فرد را می‌توان در نگرش، گرایش و کنش‌های آشکار و پنهان او شناسایی کرد. فرد متدین از یک‌سو، خود را ملزم به رعایت فرمان‌ها و توصیه‌های دینی می‌داند و از سوی دیگر، اهتمام و ممارست‌های دینی، او را به انسانی متفاوت با دیگران مبدل می‌سازد. بدین طریق می‌توان با دو نشانه او را از دیگران بازشناخت؛ یکی از طریق پایبندی و التزام دینی‌اش و دیگری پیامد دین‌داری و آثار تدیّن در فکر و جان و عمل فردی و اجتماعی او. پس دین‌داری به بیان کلی، یعنی داشتن اهتمام دینی به‌نحوی‌که نگرش، گرایش و کنش‌های فرد را متأثر سازد “(شجاعی زند، 1384: 36).
لذا با توجه به آنچه در بالا گفته شد میتوان اینگونه ارزشهای دینی را خلاصه کرد که ارزش، یکی از عناصر برجسته و اثرگذار فرهنگ است و فرهنگ نیز همچون هوایی است که تنفس اجتماعی بدون آن ممکن نخواهد بود و اگر در نگاه جامعه‌شناسان، فرهنگ، خشت‌های بنای اجتماعی است، ارزش‌ها ملاط آن خواهد بود،‌ زیرا اجزاء و عناصر فرهنگ به‌طور مستقیم از ارزش‌ها اثر می‌پذیرند و ارزش‌ها، باورداشت‌های ریشه‌داری است که اعضای جامعه یا گروه هنگام برخورد با پرسش‌ها درباره خوبی‌ها و بدی‌ها و امور مطلوب، آن‌ها را در نظر می‌گیرند. (کوئن،48:1370) از این‌رو، گروه‌های اجتماعی، بدون آن دچار اختلال در گفتار و رفتار اجتماعی می‌شوند و به تعبیر دورکیم، آنان (سردرگمی) پدید می‌آید. ارزش‌ها، چراغ هدایت هنجار (گفتار – رفتاری) هستند و بدون آن‌ها، جوامع توان شکل‌گیری و انسجام ندارند. بدیهی است اگر ارزش‌های موجود در جوامع، دینی باشد، موجب استحکام و استمرار زندگی اجتماعی برای اعضای آن خواهد شد. دینداری، باثبات و تغییرناپذیرند، چون مبتنی بر وحی هستند و در ذات خدا و اراده‌اش، تغییر و تبدیل راه ندارد. در مقابل، ارزش‌های اجتماعی ثبات و دوام کافی ندارند، چون متکی بر پذیرش عامه غالب افراد جامعه است. روشن است که با تغییر خواسته‌های افراد، ارزش بودن خود را از دست خواهد داد و دیگر ارزش‌ها جایگزین آن می‌شوند.
بنابراین ثبات لازم را ندارند و همواره در معرض دگرگونی هستند. البته دینی بودن ارزش‌ها منافاتی با اجتماعی شدن آن‌ها ندارد و آن، هنگامی است که دینداری را بیشتر افراد جامعه می‌پذیرند و رفتار و کارهای آن‌ها بر پایه دینداری شکل می‌گیرد. چنین ارزش‌های اجتماعی که رنگ دینی دارند، دارای ثبات و دوام‌اند، وگرنه هر ارزش اجتماعی نمی‌تواند به‌عنوان دینداری، کارایی داشته باشد و افراد اجتماع را آسوده‌خاطر سازد، چراکه در ارزش‌های اجتماعی، خواسته گروه غالب، ملاک است. در دینداری، انسانیت، ملاک است و در فرهنگ دینی، افراد از حقوق اجتماعی یکسانی برخوردارند. از این‌روست که اجتماع دینی پایدارتر است. البته اجتماعی که فقط نام دین را یدک نکشد و دین و دینداری به‌خوبی و بدون تبعیض اجرا شود. به‌ این‌ترتیب، دینداری برای جوامع انسانی امری حیاتی و ضروری است و به‌طور بدیهی، احیای این ارزش‌ها سبب بالندگی جوامع و نشاط‌آفرینی در زندگی اجتماعی افراد آن جوامع خواهد بود (مریجی، 271:1385).
(1-5-2-3) دینداری در جامعه
مقوله ارزش‌ها را می‌توان مبنای اصلی حیات اجتماعی هر جامعه دانست. در حقیقت با قضاوت‌های ارزشی است که هر جامعه جایگاه واقعی و آرمان آینده خود را ترسیم می‌کند. بنابراین مهم است که چه ارزش‌هایی در جامعه وجود داشته باشد، کدامشان رو به نابودی برود و چه ارزش‌های جدیدی ایجاد شود. از این نظر تغییر ارزش‌ها و یا ثبات آن‌ها یکی از موضوعات اساسی مورد توجه جامعهشناسان بوده است. در قبال مسئله تغییر ارزش دو رویکرد کلی را می‌توان از هم تفکیک کرد؛ قائل بودن به تغییر ارزش در برابر اعتقاد به ثبات و انتظام اجتماعی.
برخی جامعهشناسان معتقدند که ارزش‌ها در مقوله فرهنگ قرار می‌گیرند و تغییرات فرهنگی نیز مستلزم زمان، فرصت، فعالیت با اقدام است. افرادی چون دورکیم و پارسونز که پیرو نظم اجتماعی هستند برای حفظ یک نظام اجتماعی به حفظ و نگهداشت الگوها و ارزش‌های یک جامعه تأکید می‌ورزند. درحالی‌ که دسته‌ای دیگر به استقبال ارزش‌های نوظهور می‌روند و مواجهه، تأثیرپذیری و در نتیجه تغییر را گریزناپذیر می‌دانند.
از این‌رو یکی از محورهای اساسی جامعه یعنی دینداری، مورد توجه است که بر این اعتقادیم که یکی از محوری‌ترین موضوعات عصر حاضر در جوامع که به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است، همین دینداری کشورهاست. اگر افکار عمومی بر این باشد که دینداری در جامعه سست شده است این می‌تواند به‌عنوان یک مسئله اساسی مطرح شود، چرا که بسیاری از مسائل جامعه از هم متأثر می‌شوند.
در حال حاضر یکی از مهم‌ترین مسائلی که جامعه‌ی ما را به خود مشغول داشته است و هر از گاهی نیز با مصوبات جدیدی در مجلس پیرامون آن مواجه می‌شویم، موضوع ماهواره و تأثیر آن بر جامعه است. ماهواره در ایران از فروردین 1373 به یکی از کانونی‌ترین موضوعات مورد توجه جامعه تبدیل شد و ماهواره‌های پخش مستقیم دارای پیامدهای مختلفی برای مخاطبان بود (ارجمندی،83:1380). در واقع از آغاز ورود ماهواره به کشور، مجلس شورای اسلامی در سال 1373 آن را غیرقانونی اعلام کرد. هرچند در سال‌های بعد تلاش شد تا راه‌های دیگری برای جایگزینسازی استفاده از ماهواره طرح شود با این‌حال آنچه واقعی و عینی به نظر می‌رسد تداوم رشد استفاده از کانال‌های ماهواره‌ای توسط مردم است. به نظر می‌رسد گرایش به استفاده از ماهواره در واقع علل چند بعدی دارد. عللی که در کنار گسست نسلی باعث شد تا شاهد افزایش قارچ گونه‌ی دیش‌های ماهواره‌ای در کشور باشیم.
یکی از تحولات رخ ‌داده آن روندی که از آن به تکثرگرایی یاد می‌شود. به دلیل رشد سریع وسایل ارتباط‌جمعی مخاطب امروز انتخاب‌های بسیار زیادی روبروی خود دارد و این تنوع وسایل، تنوع فکری و هویتی را نیز با خود به دنبال می‌آورد.
فرهنگ تکثرگرایی امروز، مخاطبان ویژه‌ای را به وجود آورده که با مخاطبان در سده‌های گذشته تفاوت بسیاری دارند. اکنون دیگر مخاطبان را نمی‌توان به‌راحتی تهییج یا اقناع کرد، بلکه به‌اندازه‌ی پیچیدگی نهادها، پایگاه‌ها، نقش‌ها و روابط افراد نیز پیچیده شده‌اند (سورین و تانکارد،417:1381). در این رابطه، تلویزیون در ایران نقش بسیار مهمی بر عهده دارد و آن برآوردن انتظار جامعه‌ی ایرانی است تا هم بتواند از فشار رسانه‌های دیگر بکاهد و هم با توجه به ساخت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد رسانه‌های جمعی، انقلاب اسلامی، ایدئولوژی، عملیات روانی Next Entries پایان نامه درمورد هویت جنسی، هویت جنسیتی، میزان استفاده، اعتقادات دینی