پایان نامه درمورد تعریف بازی، کار کودک، منابع اطلاعاتی، مهارت حل مساله

دانلود پایان نامه ارشد

می شود.کسانی که براي رسیدن به هدف تلاش می کنند، انتظار تعمیم یافته اي دارند که این گونه تلاشها نتیجه بخش خواهند بود. افرادي که معتقدند می توانند سرنوشت خود را تعیین کنند در مقایسه با کسانی که معتقدند شانس، تقدیر یا افراد قدرتمند و مهم دیگري سرنوشت آنها را در اختیار دارند، در بسیاري از موقعیت ها به صورت متفاوتی رفتار می کنند.
با اشاره به تفکر انتقادي که به معنی غربالکردن و سازمانبندي کردن و شناخت بهتر و دقیق تر اطلاعات است، می توان گفت که تفکر انتقادي باعث برانگیختگی شناختی در فرد میشود تا بدین وسیله فرد بتواند عمل جداسازي اطلاعات و منابع اطلاعاتی درست و نادرست را به بهترین شیوهي ممکن انجام دهد. وقتی که شخصی داراي دو شناخت همزمان باشد که هر یک با دیگري متناقض باشد، میگویند که او داراي ناهماهنگی شناختی است. فرض بنیادي در نظریه ناهماهنگی شناختی این است که ناهمسازي، ناراحتی آفرین و ایجادکنند ه تنش است و براي کاهش این ناهماهنگی، با توجه به اهمیت شناخت ها براي فرد، وي تلاش می نماید با کاهش عناصر ناهمساز یا کاهش اهمیت عناصر ناهمساز این ناهماهنگی را کاهش دهد (صفارينیا، 1389)
ناسکویچ (2002) در بررسی اهمیت تفکر انتقادي بر این امر تأکید دارد که هنر تفکر انتقادي به طور طبیعی و خود به خود ایجاد نمی گردد، بلکه این نوع تفکر نیاز به طرح ریزي دقیق داشته و باید در برنامه هاي یادگیري در کلیه سطوح علمی به اجراي درست آن توجه گردد. اگر محافل علمی دنیا بر آن است تا فراگیران به شهروندان حساس و باهوش تبدیل گردند، باید اهمیت تفکرانتقادي به عنوان یک جزء حیاتی براي روند یادگیري آینده براي اساتید و مربیان مشخص گردد. بنابراین، تفکرانتقادي وسیله اي است که فراگیران با دارا بودن آن می توانند خود را با دانشها، نگرش ها و مهار تهاي مختلف مجهز کرده و سازگاري بهتر و مناسبتري با جهان در حال تغییر داشته باشند.
15-2- مهارتهای تفکر حل مسئله
مساله تعامل بين شخص و محيط است در آن بين تقاضا و خواسته محيط و امكانات و پاسخ هاي در دسترس فرد ناهماهنگي و عدم تعادل ادراك مي شود و روش فوري براي كاهش اين عدم تعادل در دسترس نيست. برخی متخصصان مسئله و حل مسئله را به شکلهای زیر تعریف کرده اند:
يك فرايند شناختي – رفتاري – عاطفي كه در آن فرد يا گروه تلاش مي كند راه حل يا شيوه مقابله موثري براي يك مساله خاص شناسايي يا كشف نمايد(جاناسن، 2008).
مهارت حل مساله رويكردي منظم و متوالي است كه به فرد كمك مي كند تا به طور موثري مسائل زندگي خود را حل كند(گانیه، 1985).
عبارت است از فرايند شناختي- رفتاری که توسط خود فرد هدايت مي شود و فرد سعي مي کند با کمک آن راه حل های مؤثر يا سازگارانه ای برای مسايل زندگي روزمره خويش پيدا کند.
مسئله ميتواند ناشي از يک مشکل بيروني باشد و يا از درون فرد نشأت گرفته باشد (مثل اهداف، نيازها يا تعهدات شخصي).
حل كردن مسئله يا مشكل فرايندي است براي كشف مراحل (توالي) صحيح راههايي كه به يك هدف يا يك راهحل منتهي ميشود. وقتي كه انسان با مسئلهاي روبرو ميشود، بايد بر موانع يا مشكلات موجود در رسيدن به هدفش غلبه يابد. اغلب مسئلهاي كه قرار است حل شود به محيط بيروني فرد مربوط ميشود. مانند مسائل جبري مثل رياضي و شيمي كه جواب مشخصي دارند و يا مسائل غير جبري مثل مشكلات اجتماعي كه جواب مشخص ندارند. عامل اصلي در حل هر دو مسائل فوق، كاربست تجربه قبلي (اصول، روشكار و اطلاعات) فرد براي رسيدن به راه حل و پاسخي است كه قبلاً آن را نميدانسته است. بنابراين منظور از اينكه فرد با مسئلهاي رو برو شده است يعني اين است كه فرد با موقعيت تازه مواجه شده است و تجربيات، مهارت و دانش او پيش نيازي براي عملكردش در آن موقعيت تازه محسوب ميشود.
زماني كه فرد با موقعيتي مواجه ميشود كه نميتواند با استفاده از اطلاعات و مهارتهاي فعلي خود به آن موقعيت پاسخ دهد گفته ميشود كه او با مسئله مواجه شده است. بر اين اساس ميتوان حل مسئله را به عنوان تشخيص و كاربرد دانش و مهارتهايي كه منجر به پاسخ صحيح فراگير به موقعيت داراي مسئله يا رسيدن او به هدف مورد نظرش ميشود تعريف كرد. حلمسئله از يك طرف به عنوان كاربست دانش و مهارتهاي قبلاً آموخته شده در موقعيتهاي تازه است و از طرف ديگر كسب مهارتها و اطلاعات تازه در زمينة حلمسئله است (سیف، 1387).
به عبارت ساده تر، حل مسئله صرفاً دانستن اطلاعات، اصول و روش كار نيست، بلكه مستلزم كاربست اصول و قواعد، دانش، روشها و فنون، تجهيزات و مهارتهاي تحليلي و آفريننده در موقعيتهاي مختلف از طرف فراگير است. بهعنوان مثال؛ توانایی تنظیم (فرمولبندی) خلاق و مستحکم نظریّه برای مسائل حل نشده در علم و تاریخ نوعي حل مسئله در سطح بالاتر محسوب ميشود. بنابراي روش حل مسئله موجب دوام بهتر آموخته ها ميشود. زيرا فراگير شخصاً آموخته هايش را سازمان ميدهد و در موقعيتهاي مختلف ميداند كه چه موقع و چگونه در مورد مسئله تصميم بگيرد و يا با آن برخورد كند. اينكه مسئله به چه شيوه ای حل شود و راه حل به چه شكلي اجرا ميشود، بستگي تام به نوع مسئله دارد. مسائل را ميتوان به لحاظ ساختارمندي ـ بيساختار، عيني ـ انتزاعي، ثبات ـ بيثباتي(پويايي) و سادگي ـ پيچيدگي طبقه بندي كرد(جاناسن، 1985).
16-2- الگوی آموزشی بازی تمرین
یکی از اساسی ترین و در عین حال رایجترین راه یادگیری فرهنگ و ارزشهای جامعه و مهارتهای اجتماعی کودکان، بازی است. کودکان در قالب بازی، نقش اجتماعی خود را یاد میگیرند (ویگوتسکی، 1978).
بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌رود. حتی در تمام مراحل عمرجریان دارد و البته که در دوران کودکی از شدت بیشتری برخوردار است و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد (کرنبرگ،1984).
مهم است بدانیم این یک روند است که باید طی شود بطوري که تاهفت سالگي بازي کار کودک محسوب مي شود. اگرفرزند در سنین کودکی خوب بازی نکند نمی تواند خوب تعلیم ببیند.
از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد بنابراين محروم کردن کودک ازاين نيازطبيعي موجب خسارت هاي روحي ورواني است که جبران آن غيرممکن يا مشکل است.
بازی وسیلهای برای رشد همه جانبه ی کودک است چراکه بازی انواع واقسام گوناگون داردوهرکدام مناسب با دوره ی سنی کودک است.بازی وسیله ای برای شناخت از خود وشناخت از دیگران است. بازی ارزش آموزشی دارد,کودک پیش از مدرسه خیلی از مسائل را ازطریق کاره های عملی یادمی گیرد این یادگیری عملی در ضمن بازی صورت می گیرد. لذا بسیار لازم است که علاوه بروالدین، مربیان نیز به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند.
شروع بازی را می توان به گذشته های دور ، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. درحقیقت بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است.
انسان از نظر زیستی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیرمایه ی تفکر است.
تشکیل اجتماعات اولیه ی بشری ، نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورد. در ابتدا بازیچه ی بشر، مواد و اشیای خام و طبیعی بود. قطعه ای سنگ ، به دست گرفتن آن، به حرکت در آوردن آن و سرانجام غلتاندن و یاپرتاب کردن آن، همه نوعی بازی محسوب می شد. رشد اجتماعی و ذهنی انسان و تسلط پیش رونده او برطبیعت، امکان دستکاری در اشیای طبیعی را به وجود آورد . و از این زمان اشیا به خواست انسان تغییر شکل دادند تا بتوانند اندیشه ی انسان را در شکل دهی به بازی، غنای بیشتری بخشند و روح او را راضی تر کنند. سنگ کاری های روی دیواره ی غارها و شباهت آن ها با مواد مورد نیاز بازی، به برداشت ما از قدمت بازی ارزش بیشتری خواهد بخشید.
ابداع زبان برای انتقال اندیشهها، تشکیل جوامع بزرگتر بشری و آسان ترشدن راه تبادل اطلاعات، بدعت جدیدتری را در بازی به وجود آورد . در واقع این دوران آغازگر بازی های خلاقانه تری است که نیاز به استفاده از زبان و کلمات برای انجام آن ها ضروری بود (رضا سیامک مهجور، صص 13 و 14).
17-2- تعریف بازی
بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. به عبارتی به هرگونه فعاليت جسمي يا ذهني هدفداري که به صورت فردي يا گروهي انجام پذيرد و موجب کسب لذت و اقناع نيازهاي کودک شود، بازي مي گويند. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند (پیاژه، 1970). کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازی ها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. از نظر پیاژه (1970) بازی می تواند شرایط و زمینه ای باشد که در روند تربیت کارساز بوده وموجب رشد وشکوفا سازی استعدادهای بالقوه ی کودک گردد.
پیاژه (1970) می گوید: بازی غریزه‌ای برای رشد و نمو استعدادها و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی است. شین و دیگران (2012) در مورد تأثير بازي بر رشد اجتماعي کودک مي گويد”بسياري از تعاملات فردي کودک پيش دبستاني درچارچوب بازي روي ميدهد و در روابط کودک با والدين خواهران و برادران و هم سالانش تأثير مي گذارد”.
18-2- تعریف بازی از نظر متخصصان
پیاژه (1970) بازی را فرآیندی برای آماده ساختن کودکان جهت ایفای نقش های بزرگسالان می داند.
ویگوتسکی (1978) مفهوم بازی را از دیدگاه اجتماعی اینگونه تعریف کرده است: بازی عبارتست از هر گونه فعالیت آزاد که با آگاهی کامل، در بیرون از حیطه زندگی عادی انجام می گیرد و خصوصیات زیر را داراست:
1. غیر جدی
2. با علایق مادی پیوند ندارد
3. در حدود و مرزهای متناسب با خودش محدود است
4. طبق قواعد مشخص انجام می گیرد.
کایوا (1984) در توصیف و تعریف بازی شرایط زیر را می گنجاند:
1. فرد آزاد و مسقل باشد
2. پایبند به قیود خاصی نباش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد خلاقيت، ايده، داراي، بيشتر Next Entries پایان نامه با موضوع کارآفرینی، آموزش کارآفرینی، مشاوره شغلی، یادگیری اجتماعی