پایان نامه درمورد تصویرسازی، زبان فارسی، جهان خارج، یکی بود و یکی نبود

دانلود پایان نامه ارشد

میان مردم دارند.
البته رابطه میان افسانه و اسطوره و تاریخ همواره مورد بحث بوده است، و نظرات متفاوتی در این خصوص مطرح شده است. گروهی تاریخ را مقدم بر اسطوره می‏دانند و گروهی اسطوره را مقدم بر تاریخ می‏دانند. «وقتی در دنبال جابجایی‏های ماقبل تاریخ اقوام و مهاجرت‏ها و اختلاط‏هایی که احیاناً در ادوار تاریخ حاصل می‏شود، اصل واقعیتی تاریخی فراموش شد، ماجرا تدریجاً به صورت اسطوره در می‏آید و برحسب میزان تأثیری که در حیات نسل‏ها باقی گذاشته است، در افواه خلق سیر و انتقال پیدا می‏کند، تا آنچه در اصل یک اسطوره‏ی توجیهی مبنی بر سعی در تفسیر یک پدیده‏ی طبیعی یا انسانی بوده است، تدریجاً به صورت یک واقعه تاریخ نقل می‏شود و نیروی تشخص یافته‏ی ماورای طبیعت در قالب یک شخص یا یک دوره‏ی مشخص عینی در اذهان تصویر می‏یابد و اسطوره به تاریخ تبدیل می‏گردد» (زرین‏کوب، 1369: 404-405). به همین دلیل برخی داستان‏ها که به ظاهر دروغ می‏باشند، می‏تواند گویای یک واقعه‏ی تاریخی واقعی باشند.
«افسانه، داستان‏ها و حکایت‏های مردمی است، که بر زبان‏ها روان است، اما هنوز به گونه پیکره فرهنگی و سازمان و سامان اندیشه‏ای، که اسطوره نامیده می‏شود، دیگرگون نشده است. افسانه‏ها، داستان‏هایی پراکنده نامیده می‏شود، دیگر گون نشده است. افسانه‏ها، داستان‏هایی پراکنده و بی‏سامانند که می‏توانند مایه‏ها و بنیادهای ساختاری شمرده شوند که سرانجام، اسطوره از آن‏ها پدید خواهد آمد» (کزازی، 1372: 3). همچنین در مورد وجه تمایزهای دیگر میان اسطوره و افسانه می‏توان بیان نمود که «قهرمانان اسطوره‏ها، الهی و دارای جنبه‏های فوق بشری می‏باشند و بشر فانی را زیر فشار توقعات خود، از پای در می‏آورند. چراکه هر قدر بشر فانی بکوشد، خود را با آنان همانند سازد، موفقیتی به دست نمی‏آورد و همواره پست‏تر از آن‏ها باقی خواهد ماند. به علاوه، مقصود از اسطوره تنها شکل دادن به «فراخود» است، در حالی که افسانه‏ی جن و پری سراسر شخصیت کودک را می‏سازد… بیان افسانه‏ی جن و پری برخلاف اسطوره، ساده و خودمانی است. افسانه‏ها هیچ توقع و الزامی را به کودک القاء نمی‏کند و نکته‏ها را به صورت درس اخلاق مطرح نمی‏سازد، بلکه به او اطمینان می‏بخشد و به آینده امید می‏دهد و … با این حال به خلاف اسطوره‏ها و حکایت‏ها، که سرشار از مطالب خردمندانه و آموزش‏دهنده رفتارهای درست در این جهان خامی می‏باشند، افسانه‏های جن و پر، به جهان خارج و واقعیت زندگی روزمره نمی‏پردازد و گرچه ممکن است به گونه‏ای واقع‏بینانه، آغاز شود و بسیاری از مطالب آن رنگ واقعیت هر روزه راداشته باشد، اما مورد نظر افسانه‏های جن و پری، دادن اطلاعات مفید درباره جهان خارج نیست، بلکه نشان دادن فراگردهای درونی است که در وجود آدمی در کار می‏باشند» (بتلهایم، 1389: 14-15).

2-4-1-1 ویژگی‏های افسانه
در مورد ویژگی‏های افسانه می‏توان بیان نمود که چهار ویـژگی «پایان خـوش»، «خوب و بـد مطلق» (نیکی‌ و پلیدی)، «اشد مجازات پلیدکار» و «جادو و عناصر سحرآمیز» ویژگی‌های شاخص افسانه‏ها هستند.
«بنابه بررسی محتوایی، تمامی افسانه‌ها پایانی خـوش دارنـد کـه درواقع، تجلی برترین سعادت و کامیابی برای قهرمان بـه‌شمار‌ مـی‌آید. در‌ بـسیاری از افـسانه‌ها بـیش از یـکی از مصداق‌های زیر، پایان خوش افسانه را تشکیل می‌دهد. برای مثال، قهرمان هم شاهدختی را به همسری گرفته و هم بر تخت شاهی می‌نشیند. مصداق‌های پایان خوش سه‌گونه‌اند:
الف) به‌ همسری شاهزاده/ شاهدخت/ دختر‌ یا پسر ایده‌ال درآمدن.
ب) بر تـخت شاهی نشستن.
ج) به ثروت رسیدن یا نزد خانواده بازگشتن و به‌خوبی‌ و خوشی زندگی کردن» (عندلیب، 1380: 130).
از آن‌جا که مفاهیم مجرد «نیکی و پلیدی»، در قالب شخصیت‌ای نـیک‌کار و پلیـدکار نمود‌ عینی می‌یابد، برای بررسی عینی‌ این‌ ویژگی، به ثبت نیک‌کاران و پلیدکاران پرداخته شد که با توجه به بررسی محتوای افسانه‌ها، به این صورت تقسیم‌بندی می‌شود: الف) قهرمان ب) پلیدکار ج) موجودات انسانی یا حیوانی نـیک، کمک‌کننده بـه قهرمان.
در بررسی نیک‌کاران و پلیدکاران، هم‌چنین مفاهیمی زیر بخش، مربوط به قهرمان تشخیص داده شد که عبارتند از:
1. فریبکاری 2. به لباس مبدل درآمدن 3. باز پیدایی (همان: 131).
مجازات پلیدکار، به‌طور معمول، پس از پیروزی قهرمان بـر پلیـدکار صورت می‌گیرد که‌ در‌ بـیشتر مـوارد، به شدیدترین وجه اجرا می‌شود، اما موارد نادری نیز ثبت شده که در آن‏ها اگرچه پیشنهاد شدیدترین مجازات داده می‌شود، پلیدکار مورد بخشش قرار می‌گیرد و یا مواردی که پلیدکار، بدون‌ پیشنهاد‌ در مورد مجازات، بخشوده می‌شود.
عـوامل و عـناصر جادویی و سحرآمیز، به‌طور معمول، چنان در روند داستان پدیدار می‌شود که در خدمت قهرمان و درجهت دستیابی او به مقصود‌ قرار‌ گیرند. مصداق‌های گوناگون جادو و عوامل سحرآمیز، چهارگونه‌اند:
الف) اشیای جادویی(با خواص جادویی)
ب) از شکلی به شکل دیگر بدل شدن
ج) افسون/غیب/طلسم
د) اجزا و عـناصر سـحرآمیز حیوانات و مـوجودات افسانه‌ای (موی دیو، موی اسب، پر سیمرغ‌ و…) (همان: 131).
قهرمان زمانی که دچار ناامنی و مشکلات می‏شود، دست به چاره‏اندیشی زده و روند افسانه شکل می‏گیرد. او موانع را با کمک دیگران یا به تنهایی رفع می‏کند و نظم از بین رفته در زندگی خود را مجدداً برقرار می‏کند.
یکی از وجوه تمایز افسانه و اسطوره در طریقه‏ی نوع روند حوادث است. اسطوره، از مجموعه حوادثی ساخته می‏شود که علارغم غیرواقعی بودن، بسیار اعجاب‏انگیز و باشکوه‏اند و برای افراد عادی امکان اتفاق افتادن آن حوادث وجود ندارد و شخصیت‏های آن حتماً دارای ویژگی‏های منحصربه فردی هستند، ولی افسانه‏ها با این‏که حوادثی خارق‏‏العاده هستند، اما غیرممکن نیستند و ممکن است برای هر فردی اتفاق بیفتد. «و از این مهم‏تر، تفاوت در نحوه‏ی پایان ‏ یافتن این دو نوع داستان است، که در اسطوره تقریباً همیشه غم‏انگیز و در قصه‏ی پریان همیشه شاد است» (بتلهایم، 1381: 45). البته افسانه‏هایی نیز وجود دارد که در این زمینه دارای استثنا هستند، ولی قاعده عمومی این دسته داستان‏‏ها بر پایه‏ی پایان خوش است.
قهرمانان موجودانی شکست‏ناپذیر و نامیرا هستند. ابهام زمان و مکان، ویژگی تمام افسانه‏های ملل مختلف است. هیچ افسانه‏ای خود را در بند زمان و مکان خاص محصور نکرده است. همین ویژگی به افسانه‏ها امکان داده است که همیشه فرازمانی و فرامکانی باشند. افسانه‏های ایرانی در زمان بسیاری دوری اتفاق می‏افتادند که «یکی بود و یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود» است و دوره‏ای که انسان با جانوران مختلف تکلم کرده و جادو در زندگی آن‏ها نقش داشته است، برمی‏گردد. در این افسانه‏ها شخصیت‏ها برای رسیدن به هدف خود مبارزه می‏کنند و «این پیام که مبارزه با مشکلات بی‏امان زندگی اجتناب‏ناپذیر است، بخش ذاتی هستی بشر است – اما، اگر شخص از این مشکلات نهراسد و نگریزد، بلکه مردانه با ناملایمات غیر منتظره و اغلب ناعادلانه‏ی زندگی رودررو شود، همه‏ی موانع را از راه برمی‏دارد و سرانجام پیروز از میدان بیرون می‏آید» (همان: 7).
از ویژگی دیگر افسانه‏ها می‏توان به تجرد قهرمان داستان اشاره نمود. تجرد یکی از ویژگی‏های عام اکثر افسانه‏هاست. قهرمان، فرد است، یعنی یک، یکه و تنهاست. دو شدن (زوج شدن)، تکامل را حاصل می‏کند و تقریباً تمام این قهرمانان مجرد، در انتهای افسانه‏ها متأهل می‏شوند (پراپ، 1368: 53).
از ویژگی دیگر افسانه‏ها می‏توان به قرار دادن دوراهی‏هایی که در مسیر زندگی برای شخص پدید می‏آید، اشاره کرد. این به کودک امکان می‏دهد که با مشکل، در اساسی‏ترین شکل آن، درگیر شود و با موقعیت‏های خاص در زندگی آشنا شود و بیاموزد که نباید شانه خالی کند و باید به دنبال چاره‏اندیشی و رفع مشکلات برآید.
افسانه‏ها، تصاویری خیال‏پردازانه برای رفع مشکلات ارائه می‏دهند. زمانی که قهرمان دچار مشکلی می‏شود که غالباً نیز این مشکلات چندان اهمیتی در دنیای واقعی نداد، حوادث خارق‏العاده و نیروهای عظیم به کمک او می‏آیند، مانند قصه‏ی سیندرلا که تنها به دلیل حسادت خواهرانش برایش اتفاقاتی فراتر از واقعیت روی می‏دهد.
نکته‏ای که در افسانه‏ها جلب توجه می‏نماید، قبول تمام تصاویر تخیلی از جانب کودکان و مخاطبان این رده است. «قصه‏ی پریان در مسیری همساز با تفکرات و تجربه‏های کودک از جهان پیش می‏رود، از همین‏روست که کودک این قصه‏ها را باور می‏کند. کودک از قصه‏ی پریان آرامشی بس بیشتر کسب می‏کند تا از استدلال‏های بزرگ‏تر که می‏کوشند براساس دیدگاه‏های خود به او آرامش دهند. کودک به آن‏چه قصه‏ی پریان می‏گویند اعتماد می‏کند، زیرا دید قصه از جهان با دید او همساز است» (بتلهایم، 1381: 56). به عبارتی کودک مرز مشخصی بین اشیا و جانداران نمی‏شناسد و هر چیزی در هستی دارای حیات و حرکت چون ما است؛ به همین دلیل ساخت تصاویر متحرک از اشیا و اتفاقات خارق‏العاده در دنیای کودک بسیار ساده روی می‏دهد.

2-4-1-2 دگردیسی در افسانه
در نگاه کودک هیچ چیز مطلق صد درصد نیست، بلکه هر چیزی که خوب باشد می‏تواند در لحظه‏ای کوتاه تبدیل به چیزی بد شود. مثلاً در داستان «شنل قرمزی» جای مادربزرگ مهربان را ناگهان گرگی می‏گیرد. مادربزرگ تا زمانی که مهربان و دوست‏داشتنی است و از کودک حمایت می‏کند، خوب باقی می‏ماند، اما زمانی که کودک از او درخواست کند و مورد مخالفت مادربزرگ قرار گیرد، همان مادربزرگ مهربان تبدیل به گرگ می‏شود. دو شخصیت گرگ و مادربزرگ در نگاه کودک یکی هستند، ولی دو چهره متفاوت و دو شخص مجزا هستند. «کودک که بین این جلوه‏های متفاوت هیچ‏گونه همنوایی نمی‏بیند، مادر بزرگ را واقعاً به صورت دو موجود جدا از هم می‏بیند، مهربان و تهدیدگر. او در واقع همان مادربزرگ و گرگ است. کودک، به بیانی، با دوپاره کردن او می‏تواند تصویر مادربزرگ خوب را حفظ کند» (همان: 84). این تفکیک شخصیت در نگاه کودکان تنها برای حفظ جنبه‏ی خوب شخصیت دوست‏داشتنی آن‏‏هاست. این تصویرسازی نه تنها در داستان‏های مربوط به کودکان روی می‏دهد بلکه در دنیای واقعی آن‏‏ها نیز نمود می‏یابد.
کودکی که مورد خشم و شماتت مادر مهربان خود قرار می‏گیرد، در فرایندی مادر خود را اسیر چنگال نامادری بدذات تصویر می‏کند که نامادری بدجنس جای مادر مهربان او را گرفته است و توسط این تصویرسازی، چهره‏ی مادر مهربان خود را حفظ می‏کند و خشم و عصبانیت مادر را در قالب نامادری می‏بیند. «تصور نامادری بدجنس نه تنها مادر خوب را در امان نگاه می‏دارد، بلکه مانع می‏شود کودک به سبب افکار و آرزوهای خشماگینش نسبت به او احساس گناه کند، احساس گناهی که به رابطه‏ی خوب او با مادر به شدت لطمه می‏زند» (همان: 86).

2-4-2 حکایت
حکایت یکی از قدیمی‏ترین گونه‏های ادبی رایج در زبان فارسی است که در بین اقشار مختلف جامعه رسوخ کرده و مورد استفاده قرار می‏گیرد. در دوران اخیر، در مورد انواع داستان مطالعات بیشتری صورت گرفته است و وجه تمایز هر شاخه از داستان مشخص گردیده است. «بهتر است اصولاً داستان قبل از قرن هجدهم در اروپا (به استثنای رابله و سروانتس) و داستان قبل از مشروطیت را در ایران، «حکایت» بنامیم تا قصه؛ چرا که قصه در مورد قهرمان یا قهرمانان داستان خود روشی انتخاب می‏کند… در حالی که داستان‏های دوران فئودالیسم، حکایت‏هایی هستند که در آن‏ها اشخاص داستان نه فقط خودشان غیرواقعی هستند، بلکه در یک حالت گریز از مرکز، همیشه در حال فرار از واقعیت محیط هستند و به همین دلیل حوادث داستان غیرقابل وقوع و از نظر هنر داستان‏نویسی قهرمان‏ها غیر قابل دفاع به نظر می‏آیند» (براهنی، 1368: 28).
حکایت از واژه‏ی عربی از «حَکَیَ» است. حکایت در زبان فارسی با فعل «کردن» به معنی «نقل کردن، قصه گفتن، بیان حال کسی کردن و سرگذشت کسی را روایت کردن» به کار می‏رود (فرهنگ فارسی معین: ذیل واژه‏ی حکایت). از لحاظ ادبی نیز به نوعی داستان که غالباً

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ادبیات کودکان، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، دریای خزر Next Entries پایان نامه درمورد ادبیات داستانی، روانشناسی، قصه‌های عامیانه، هند و اروپایی