پایان نامه درمورد ترک فعل، اصول اخلاقی، وجدان اخلاقی، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

اختیارتان قرار داد.«(هود/61)یا حضرت ابراهیم(ع) نیز برای بت پرستان به توصیف نعمت های پروردگار می پردازد تا از این طریق مقایسه خالق یکتا با بتهای کور و کر را به آنان بفهماند تا حقیقت را بشناسند:«او کسی است که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می کند و کسی است که مرا غذا می دهد و سیراب می کند و هنگامی که بیمار می شوم اوست که مرا شفا می دهد و کسی که مرا می میراند و سپس زنده می کند.»109
لازمه شکرگزاری پذیرش این نکته است،که هر چه که نعمت و روزی است از جانب خداوند به عنوان تنها منبع خیر و بخشش به انسانهاست.انسان شاکر دارای روانی منعطف نیز هست.این شکرگزاری باعث می شود بدانیم که نعمت از کجا آمده و به چه علت آمده است و در زمین به دنبال علت های مادی آن نباشیم.حس شکرگزاری به انسان امید می دهد که به طور حتم این دنیا براساس نظم و ترتیب آفریده شده و هرچیزی به اندازه مقّدر خود فرستاده می شود و دست و پا زدن های بیش از حد ما بی مورد است.هر آنچه سهم من است به من داده خواهد شد، اگر قدر و شکر نعمت های الهی را به جا آورم.به علاوه باعث می شود که اگر هم دوباره نعمتی خواستیم فقط از خداوند آن را طلب کنیم و از غیر او نخواهیم.به عبارت دیگر عوامل دیگری را در زندگی موثر در برآورده کردن خواسته ها ندانیم.و در آخر اینکه نوعی حس رضایت و قناعت به فرد القا می کند که هرگاه هرچیز بخواهد در درگاه الهی یافت می شود و زیاده از حق خود را طلب نکند و حس سرکشی و طغیان را از فرد به در می کند.
بند چهارم: تقویت اراده و بهداشت روانی
اراده یک کیفیت نفسانی است که برای انجام یک فعل یا ترک فعل مورد استفاده قرار می گیرد.برای تحقق یافتن هر فعل یا ترک فعلی باید یکسری مقدمات وجود داشته باشد که در نبود آنها جرم انجام نمی گیرد.این عوامل عبارتند از:تصور فعل یا ترک فعل،میل و رغبت،تصدیق،عزم و شوق موکد،اراده یا بعضی طلب و اختیار گویند.یعنی انسان تصویری از فعل یا ترک فعلی که می خواهد انجام دهد یا ترک کند در ذهن خود مجسم می کندبعد از آن مرحله تصدیق و سنجش،برآورد سود و زیان آن عمل،مرحله تصمیم و بالاخره تصمیم خود را به مرحله اجرا می گذارد.اما همه انسانها در برخورد با یک پدیده خواه مجرمانه و غیر از آن از یک اراده واحد برخوردار نیستند و بر حسب نوع،تعلیم و تربیت،اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی متفاوت هستند.110
هدف اسلام این است که ایمان به معاد و حساب روز جزا و کیفر اخروی را در دل مردم تقویت کند و آنها را از کیفر روز قیامت بیم دهد.اسلام با بیان این حقیقت که هیچ عملی بی حساب نمی ماند به طرز صحیحی در خلوت و جلوت جلوی مردم را از ارتکاب به گناه می گیرد و سدّ محکمی میان آنان و گناه ایجاد می کند و انسان را در برابر شهوات و غرائظ چون کوه محکم پابرجا و استوار می سازد.چنانچه در حدیث آمده است:«اَلمومِنُ کَالجَبَلِ الراسِّخ لا تَحَرَّکَََه العَواصِف:مومن چون کوه محکمی است که بادهای سخت او را نلرزاند»زیرا اگر ایمان به کیفر روز جزا در کار نباشد قوانین اجتماعی تنها در ظاهر می تواند تا حدودی جلوی تجاوزات را آنهم به طور ناقص بگیرند.امّا وقتی که گناهکار در خلوت وسایل گناه برایش آماده شود و از رسوایی و اطلاع یافتن مجریان قانون نیز آسوده خاطر باشد،چه قدرتی جز ایمان می تواند جلوی او از ارتکاب به گناه را بگیرد؟گذشته از اینکه برخی از قوانین جزایی دنیا در اثر نقصی که دارند برای بزهکار ایجاد ترس و وحشت نمی کنند تا جلوی او را از ارتکاب گناه یا جرم در انظار بگیرد.111 روانپزشکان وقتی با یک بیمار روبرو می شوند برای گشودن عقده های درونی و رفع بیماری او ابتدا از طریق تجزیه و تحلیل عوامل بیماری وارد می شوند و سپس با برنامه های علمی در صدد احیای شخصیت و تقویت روح وی بر می آیند و با بیان یک سلسله مطالب روانی،او را به خودشناسی وا می دارند.البته جای انکار نیست که این برنامه های علمی تا حدودی می تواند بیماریهای روحی را درمان کند.،اما چنانچه در موارد دیگر نیز مشاهده شده فاقد آن نیرویی است که بتواند در برابر طغیان احساسات درونی مقاومت کند و مثل زده اند همچون چراغ کم فروغی است که در برابر طوفانی سهمگین قرار گیرد و یا مانند تخته چوبی است که در مسیر سیل بنیان کنی واقع شود.از این رو بسیار دیده شده است که یک بیمار روانی پس از ماه ها تمرین و تلقینات روحی و به کار بستن دستورات اساتید اهل فن،باز در وقت هجوم همان بیماری قدرت دفاع نداشته و به بیماری دچار گشته است.اسلام همانطور که برای رفع همه گرفتاریها و نگرانیها و عقده های روحی ابتدا نیروی ایمان به خدا را که ریشه فطری دارد در وجود انسان تقویت می کند سپس او را به پناه آن سنگر محکم می برد و از آن نیروی عظیم برای رفع مشکلات و نگرانیها استفاده می کند.دین برای درمان شخص گناهکار نیز که به بیماری گناه دچار شده است و پس از ابتلای به این بیماری احساس حقارت و شکست و زبونی در خود می کند،ابتدا او را به پناه خدا می برد و به لطف وی امیدوارش می کند و در دلش شوق و امیدی ایجاد کرده،به آمرزش و استغفار از وی وادارش می سازد و سپس از برنامه های علمی روانی نیز کمک می گیرد و نیروی اراده و تصمیم بر ترک گناه را در او ایجاد می کند.112
بسیاری از جرائم بر مبنای یکسری عادات شکل می گیرند.بعضی از این عادت را حتی خود فرد نمی داند که چرا انجام می دهد و تنها توجیه او این است که چون دیگران این کار را می کنند من نیز باید آن را انجام دهم. مثلا ما در مصرف سیگار،قلیان یا مشروبات الکلی می بینیم که فرد در نگاه به دیگران آن کار را انجام می دهد یا در مقام تعارف و رودربایستی با طرف دیگر و به اصطلاح عام،همرنگ جماعت شدن دست به آن عمل می زند.چه، می ترسد که اگر آن عمل را انجام ندهد مورد تحقیر یا تمسخر و یا طرد آنان واقع شود.
انسان باید هر چه بیشتر در تقویت اراده خود کوشش کند.باید آنقدر حرّیت و استقلال برای خود قائل باشد که اسیر و بسته هیچ مسئله ای واقع نگردد.قدرت نه گفتن را در خود تقویت کند.به جای اینکه دیگران به او بگویند چه بکند او راه درست را به دیگران نشان دهد113 و در این راه از چیزی نهراسد.اینگونه است که یک شخصیت با اراده و سالم و کسی که در برابر انواع فریب ها و نیرنگ ها و لذتهای واهی مقاوم و مصون است تربیت می شود.انسانی که نگارنده در این پژوهش آرزوی برآمدن آن را دارد.
«فَاذا عَزَمتَ فَتَوکّّلَ عَلی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِلین: آنچه خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام بده و خدا آنان که بر او اعتماد کنند دوست دارد و همه رایاری کند»114 اساس مباحث در علم اخلاق و روانشناسی اراده می باشد.اراده به عنوان یک بعد از ابعاد وجودی انسان که از تجلیات نفس به شمار می آید که در تکوین و تکامل شخصیت فرد نقش مهمی دارد.اراده به عنوان علل تامه و نهایی یک گفتار و رفتار در کنار دیگر عوامل که علل ناقصه هستند شکل می گیرد و به یک فعل و یا رفتار قوام می دهد.از طرفی اراده نقش مهمی در جهت دهی به رفتار آدمیان دارد،فلذا خوسازی زمانی معنا و مفهوم پیدا می کند که انسان عنصری به نام اراده داشته باشد و هر چه این اراده محکمتر شخصیت فرد خودساخته تر و دارای بهداشت روانی مناسبتر خواهد بود.115

گفتار سوم: باورهای دینی و بهداشت اخلاقی
«أِنَّمَا بُعثتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الأَخلاقِ116»در اسلام عمل اخلاقی را بر مبنای پاداش و کیفر شاخص بندی می کنند.اینکه عملی در آخرت مجازات یا پاداش داشته باشد خوب یا بد تلقی می گردد اعم از اینکه در این دنیا مجازات یا پاداش داشته باشد.پس عملی اخلاقی است که در آن جهان پاداش داشته باشد.117 برخی معتقدند که هر فعل اخلاقی مساوی است با فعل دینی، یعنی هر کاری اخلاقی است دینی هم هست.از جمله ویل دورانت معتقد بود که اخلاق قدیم اخلاقی دینی بود و هر عملی که فرد می کرد خواه اخلاقی یا غیر اخلاقی مبتنی بر ترس و طمع آنجهانی بود.مثلا می گفت:که راست بگو و اگر دروغ بگویی در جهان دیگری مجازات می شوی.اما از نظر راسل اخلاق هیچ ریشه ای در روح و دین ندارد و ریشه در منفعت جویی انسان دارد.چون انسان همواره به دنبال منفعت است باید به او بگویی که اگر فلان عمل اخلاقی را انجام دادی فلان پاداش را در جهان دیگر دریافت خواهی کرد.به تعبیر دیگر«اخلاق دینی نمی خواهد از احساسات منفعت جویانه افراد استفاده کند بلکه می خواهد از احساسات خداپرستانه ای که در هر انسانی به طور طبیعی و فطری هست استفاده نماید.»118 در مکتب عدالت مطلق نیز بسیار بر اصول اخلاقی تاکید می شود.در این مکتب تلاش برای رسیدن به سعادت وقتی دارای ارزش خواهد بود که بر پایه اصول اخلاقی بنا شده باشد.انسانی که دستخوش شهوات نفس است هرگز سعادت حقیقی را نخواهد شناخت.زندگی کردن بر مبنای اصول اخلاقی و اخلاق مداری باعث می شود که انسان عادل باشد و زندگی عادلانه غایت حقیقی انسان است.بر همین مبنا اعتقاد به نظریه کفاره و دیدن نتایج اعمال در همین دنیا رادارند.119
اسلام برای پرورش اخلاق و در رأس امور قرار گرفتن وجدان اخلاقی برنامه های منظمی دارد.البته که همه این موارد باید از کودکی و نوجوانی فرد آغاز شود.در اولین قدم و در هنگام شور و نشاط یادگیری و جستجو کردن فرد را علاقه مند به یادگیری و شناخت تعالیم دینی می نماید و با استدلال و برهان و با تکیه بر نیروی فطرت وجود خداوند را اثبات می نماید و یک شخصیت معنوی را برای فرد پایه گذاری می کند.سپس با بر شمردن صفات رحمانی و بخشندگی و مهربانی خداوند او را هر چه بیشتر به سمت دین سوق می دهد و به انجام تکالیف دینی علاقه مند تر می کند.بعد از اینکه جوان در دایره دینداران قرار گرفت و خود را یک مومن به دستورات الهی یافت هر چه بیشتر نسبت به دستورات دینی معتقدتر و به همان نسبت در مقابل اعمالی که بر خلاف این دستورات هستند مقاومت می نماید.ضمن اینکه یک ترسی هم در صورت عدم انجام این فرایض و مجازات در دل او می نشیند.به این موارد باید یک نفس لوامه را نیز اضافه کنیم که به او نهیب می زند.همه اینها در ساختن یک انسان اخلاقی و انسانی که به راحتی تن به رذیلت نمی دهد بسیار موثر است.120 از دیدگاه یونگ روانشاس،انسان دارای چهار بعد است:بعد عقلی،بعد دینی،استعداد اخلاقی،بعد هنری و ذوقی یا بعد زیبایی.یکی از این ابعاد استعداد اخلاقی یا تعبیر به وجدان اخلاقی می کنند.امری است که در عمق سرشت و فطرت انسانها جای دارد،مثل اینکه می داند که کار بد، بد است،باید دیگران را دوست بدارد،همواره حقیقت را بگوید و اگر نگوید باعث سرزنش وجدان اخلاقی می شود.یا اگر ظلمی به دیگران بکند رنج می برد.در نهاد بشر این مسائل وجود دارد.یعنی بشر می داند که چه امری اخلاقی است و چه امری اخلاقی نیست.اما غبار غفلت و فراموشی و توجیهات آن را می پوشاند و فرد رفتارهایی بر خلاف اخلاق و متضاد با سرشت و فطرت خود انجام می دهد.121
اسلام به نقش تعلیم و تربیت بسیار حساس بوده و اعتقاد دارد که فرد باید دائم به اصلاح و تربیت خود بپردازد و لحظه ای از خود غافل نشود. زیرا عدم توجه به این مسائل زیان های جبران ناپذیری دارد.آری باید خوب بودن را تمرین کرد و هر لحظه مراقب رفتار و کردار خود باشیم.به قول شیخ محمود شبستری در کتاب گلشن راز:
زِنو هر لحظه ایمان تازه گردان مسلمان شو مسلمان شو مسلمان
در داستان خاربن و خارکن مولوی می بینیم که شخصی خاری را در سر راه مردم می کارد که هرکه از آنجا رد می شود آسیب می بیند و او را عتاب و نفرین می کند.شخص خارکن کندن آن را به سال بعد موکول می کند و سالهای بعد تا اینکه آن به درخت تناوری تبدیل می شود و ریشه می کند و توان خارکن هم رو به تحلیل می رود و دیگر نمی تواند آن را بکند.
خاربن در قوت و برخاستن خارکن در سستی و در کاستن
حالات و عادات انسان نیز اینگونه است. اگر انسان نسبت به عادات بد و زشت خود بی تفاوت باشد از تکرار یک عمل کمکم به عنوان ملکه ذهن بر سریر سلطنت انسان می نشیند و حاکم دل فرد می شود. حال هر چه که می گذرد جدا شدن از آن سخت تر و رنج بردن مردم بیشتر می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد بهداشت روان، بهداشت روانی، زندگی روزمره، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه درمورد درگیری ذهنی، کاهش اضطراب، تعلیم و تربیت، ایمان و عقل