پایان نامه درمورد تحلیل داده، بیمارستان، کدگذاری باز، حمایت خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

و علاقهی وی برای ادامهی مصاحبه انجام شد، که در تمامی موارد شامل یک جلسه بود. با دو نفر از مشارکتکنندکان به کرات در طی جلسات غیررسمی ملاقات شد. مدت جلسات مصاحبه بین 30 تا 120 دقیقه و بهطور متوسط در حدود یک ساعت بود.
نمونههایی از سئولات اولیه شامل موارد ذیل بودند:
1. در صورت امکان مختصری در مورد زندگی خودتان قبل از اینکه بسوزید؛ تعریف کنید.
2. زندگی خودتان را بعد از سوختگی شرح دهید(تجارب خود را از مشکلات و راه حلهایی که بکار میبردید).
3. احساس و تجارب زمان سوختن و بستری شدن در بیمارستان، و پس از آن در منزل و جامعه را شرح دهید.(درمانها، تغییراتی که در روند طبیعی زندگی تجربه میکردید).
در ادامه با مشخص شدن طبقات اولیه سوالات نیز در جهت تکمیل و غنی شدن طبقات و کشف ارتباط طبقات با یکدیگر و با طبقه مرکزی هدایت میشد. نمونههایی از این سوالات شامل موارد ذیل میباشد:
1. وقتی میخواستید برای اولین بار در جمع حاضر شوید چه احساس داشتید؟ خاطرات آن روزها را تعریف کنید.
2. سوختگی در کل چه تاثیری بر زندگی خصوصی و اجتماعی شما گذاشت؟ چطور با آن کنار آمدید؟
3. حضور شما در اجتماع و جامعه پس از سالها چگونه است؟
4. سوختگی چه تاثیری بر درک شما از خودتان گذاشت؟
5. آیا سوختگی و رنج حاصل از آن همه در جهت ضعیف کردن بدن و روح شما بود یا اینکه نه تاثیراتی بر عکس هم داشت؟ در این صورت چگونه؟ توضیح دهید.
6. بازگشت بعد از سوختگی برای شما چه معنی دارد؟
مشاهده: محقق همچنین طی چندین جلسه، به مشاهدهی عملکرد و ارتباط پرستاران و پرسنل بخش با بیماران مبتلا به سوختگی و همراهان ایشان در جهت چگونگی ارتباطات بینفردی از یک سو و شرایط بیماران در هنگام پانسمان، حمام و سایر مراقبتهای نسبتاً تهاجمی؛ پرداخت. این مشاهدات پس از ارائهی معرفی نامه به دفتر پرستاری و هماهنگی دفتر با مسئولین بخشهای سوختگی و ترمیمی مردان و زنان صورت میگرفت. این مشاهدات در شیفتهای صبح و عصر انجام شد. مرکزیت این مشاهدات بر چگونگی درد و رنج جسمی،روحی و معنوی بیمار و خانواده در فضای بخشها بود. فعالیت اصلی محقق در همهی این جلسات، مشاهده بود. البته قبل از خروج از بخش گفتگوهای غیر رسمی با پرستاران و بیماران و یا همراهیان بیماران صورت میگرفت که در بدنهی تحقیق قابل استفاده و کمک کننده بود. دادههای حاصل از این گفتگوها در تأییدپذیری یافتهها و مفروضات پیشین حاصل از دادهها موثر بود. محقق در هنگام مشاهده، یادداشت بر میداشت و پس از پایان مشاهده؛ در همان روز آن را به طور مشروح ثبت و از آن به عنوان داده و یا یادآور استفاده میکرد.
کوربین و استراوس، 2008 در این خصوص نوشتن یادداشتهای مشاهدهای38 که حوادث واقعی را توصیف میکند، یادداشتهای نظری39 که به افکار محقق در خصوص آن حوادث میپردازد و یادداشتهای روششناسی40 که به جنبهی رویههای تحقیق اشاره دارد، را توصیه میکنند. درواقع یادداشتهای مشاهدهای در بردارندهی مفهوم یادداشت در عرصه و یادداشتهای نظری همان یادآورها هستند. همچنین پیشنهاد میشود، یادآورها میتوانند بر اساس این یادداشتهای مشاهدهای نیز نوشته شوند(67).
در این مطالعه نیز ثبت یادآور و یادداشت عرصه از مواردی بود که در حین جمعآوری و تجزیه تحلیل دادهها مد نظر قرار گرفت.به عنوان مثال، نمونهای از یادداشت در عرصه در ذیل آمده است.

یادداشت عرصه- بخش سوختگی زنان
در بخش سوختگی برای ملاقات با یکی از همکاران پرستار زمانی رسیدم که وی مشغول پانسمان بود. به دلیل سابقهآموزش در این بخش و آشنایی قبلی با محیط، با پوشیدن گان، منهم وارد اتاق شدم. بیماری با درصد سوختگی زیاد روی دست پرستار خم شده بود و فریاد میکشید «تو رو خدا یک کم آرومتر!» زیر گوش پرستار گفتم: مسکن دریافت کرده؟ جواب داد:«آره بابا این اصلا همینجوره! هنوز دستت بههش نخورده داد و بیداد راه میاندازه» سرم رو بلند کردم و چشمم به نگاه نگران و ملتمس همراه بیمار افتاد که یکی لازم بود از خودش مراقبت کنه!.

این وضعیت کدهای: «درد و رنج فراموشنشدنی»، «ناکافی بودن مسکن»، «رفتار پرسنل»، «دلواپسی برای خانواده» و «فشار روحی بر همراهان بیمار» که قبلاً نیز در طی مصاحبهها ایجاد شده بود؛ را تأیید میکرد. بر اساس این یادداشت عرصه و نیز برخی کدهای دیگر که دربردارنده چنین مفاهیمی بودند، یادآور زیر به عنوان مثال آورده شد:

یادآور: تداوم درد و درک نشدن از سوی پرستاران
درد شدید ترین دریافت حسی ناخوشایند در طول مدت بستری بویژه قبل از انجام گرفت است. با وجودی که پرستاران ذکر میکنند، پروتکول بیمارستان را برای تسکین درد بیماران رعایت میکنند اما از آنجا که این مداخله بر اساس فرایند پرستاری نیست، لذا عدم کنترل و ارزیابی شدت درد قبل و بعد از تجویز مسکن مانعی برای درک تجربه زجر آور بیماران توسط بعضی از پرستاران است
نمونهگیری تئوریک:
جیآن در سال2004، بیان میکند: «انجام مقایسات بین و میان گروهی از دادهها موجب تقویت صحت، سطح دقت41 و تنوع42 میشود. برای اینکه قابلیت تعمیم تئوری خلق شده به بستر زمینهی تحت مطالعه مناسبتر باشد باید به نمونهگیری مطلوبی پرداخت»(72). در این راستا، بر اساس کدهای استخراجی جهت نیاز به تکمیل ارتباطات بینابینی برخی از طبقات و تکمیل قطعات گمشدهی برخی از طبقات اصلی و تکمیل سیر مفروضات منتج از تحلیلهای قبلی؛ پژوهشگر مبادرت به نمونهگیری نظری کرد. با توجه به یادآورهای نگارش شده، ازآنجا که به نظر میرسید، ویژگیهای فردی – اجتماعی و وضعیت آسیب سوختگی و عوارض مانده و همچنین مدت زمان پس از سوختگی متغیرهای مهم و تأثیرگذاری در بازگشت بیماران به جامعه بودند، لذا در انتخاب سایر مشارکتکنندگان سعیشد، حداکثر تنوع بر اساس متغییرهای مربوطه درنظر گرفته شود تا بتوان به بررسی فرضیههای ایجاد شده در ذهن (یادآورها) پرداخت. همچنین با پدیدار شدن مراحل بازگشت در هنگام تجزیه تحلیل دادهها با توجه به اینکه تجارب مشارکتکنندگان، اطلاعات لازم برای مراحل حاد و بستری را پوشش نمی داد، لذا دو پرستار و یک پزشک نیز وارد مطالعه شدند. از آنجا که حمایت خانواده به عنوان یک کد مهم از تجزیه تحلیل دادهها نمایان شد. جهت تکمیل اطلاعات از دو نفر از اطرافیان نزدیک قربانیان سوختگی نیز مصاحبه بعمل آمد.
همچنین برای بعد دهی43 و تنظیم منطقی ویژگی زیر گروهها و ترمیم قطعات پنداشتی در دسته بندی و خوشهبندی طبقات؛ به نمونهگیری از دو بیوگرافی بدست آمده از مبتلایان به سوختگی، سایتهای خبری مرتبط موجود با زمینه و متون دیگر نیز پرداخته شد که حاصل آن؛ خوشهبندی منطقی، علمی و در عینحال مبتنی بر دادههای تحقیق بود. این حالت اخیر عموما در مورد طبقهی «ماتریکس خود» صورت گرفت، که درفصل چهارم به تفضیل بیشتری در مورد آن خواهیم پرداخت. مدت مصاحبه در این مرحله نیز از 30 دقیقه تا 90 دقیقه متغییر بود. در این مرحله، با توجه به نوع مصاحبه شوندگان، محدودیتهای زیادی برای تماسهای بعدی وجود داشت، به همین دلیل در جریان مصاحبه، موضوعات کلیدی مطرح شده توسط مصاحبهشوندگان یادداشت و بعد از پایان هر قطعهای از مصاحبه، ضمن خلاصه سازی از صحبتهای مصاحبه شونده؛ نکات کلیدی مورد برداشت مصاحبهگر به آنها بازخورد داده میشد. این موارد یا تأیید میشد و یا ممکن بود که مورد بحث بیشتر و دقیقتری قرار بگیرد که خود اینحالت نیز به روایی کار از نظر پژوهشگر میافزود؛ چراکه تمام ادراکات، دیدگاهها و تجربیات مصاحبه شوندگان، مورد کنکاش و بحث عمیق قرار میگرفت. بهعلاوه، از دید پژوهشگر، خود این رویکرد، موجبات یک نوع از حالت «بازنگری» را نیز در برداشتها فراهم میکرد و ابعاد بیشتری از پیش مفروضات پژوهشگر را به چالش و بحث میکشاند. در مجموع یافتههای این تحقیق از 23 مورد مصاحبهی باز، عمیق و نیمه ساختار فردی و تعدادی یادداشتهای در عرصه و برخی از مستندات بدست آمده از مشارکتکنندگان و قربانیان سوختگی(بیوگرافی و خاطرهنویسی)، نوشتههای درج شده در مجلات در خصوص زندگی پس از سوختگی و امثال آن فراهم آمد.

روش تجزیه و تحلیل دادهها
تجزیه و تحلیل در گرانددتئوری عموماً به معنی کدگذاری میباشد(30). در این رویکرد تجزيه و تحليل دادهها همزمان با جمعآوري اطلاعات است. دادههاي جديد همزمان با تمام دادهها مقايسه میشود تا محوريت مطلوب در بين دادهها آشكار گردد. دادهها به دقت به كوچكترين اجزای ممكن شكسته ميشوند، تفاوت و تشابهات مقايسه ميگردد. طبقه بندي با اطلاق كدهاي جداگانه و مرور مكرر و ادغام كدهاي مشابه انجام ميگيرد(67). هدف گرانددتئوري، شناخت رفتارهاي متقابل و نمادين و پاسخ به سوال معروف «اينجا چه ميگذرد؟ دادهها به ما چه ميگويند؟»44 است .روشنسازی و تعريف كردن طبقات در نيل به اين هدف گرانددتئوري بسيار موثر است(30). در اين پژوهش، روش تحليلي كوربین و اشتراوس (2008) که شامل كدگذاري هاي باز، محوري و انتخابي است به عنوان چارچوب اصلی هدايت تجزيه و تحليل مورد استفاده قرار گرفت (68).

کدگذاری
در طول اجرای پژوهش با روش گراندد تئوری، فرایندهای جمعآوری دادهها، کدگذاری و تجزیه و تحلیل به صورت همزمان انجام میشود. به موازات جمعآوری دادهها، پژوهشگر کدگذاری را آغاز کرد. در این مرحله، پژوهشگر باید دادهها را خط به خط بررسی نموده، فرآیندهای موجود در آنها را تعیین کرده و الگوهای زیر بنایی را مفهومپردازی کند. کدگذاری در سه سطح انجام میشود:
سطح اول و دوم، کدگذاری باز و محوری
در كدگذاري باز؛ خواندن خطبهخط دادهها، خط كشيدن زير عبارات و واژههاي كليدي و نوشتن آنها در حاشيه صفحه در ستون تنظيم شده به اين منظور و ادغام مرتب آنها با توجه به تشابه مفهومي انجام گرفت. این کدها را کدهای اساسی یا پایه45 مینامند، زیرا از خود دادههای اصلی و از کلمات به کار برده شده توسط مصاحبه شونده، برای کدگذاری استفاده میشود. از همان آغاز کدگذاری، پژوهشگر تلاش میکند تا حداکثر ممکن طبقات را خلق، دائما آنها را با هم مقایسه نماید. در این مطالعه کدگذاری با استفاده از نرم افزارMAXQDA 10 انجام شد(تصویر1-3).

تصویر 1-3
نمونهای از کد گذاری سطح اول با استفاده از سیستم کدگذاری نرم افزار MAXQDA 10
ابتدا متن مصاحبهها چندینبار بازخوانی شد تا نوعی ادراک کلی از معانی موجود در آنها به دست آید. از دو روش کد کذاری در این مرحله استفاده شد. یکی با استفاده از زبان و کلمات فرد مصاحبه شونده46 و دیگری کدهایی که محقق بر اساس مفاهیم موجود در دادهها میساخت.در حقیقت کدگذاری باز فرآیند شکستن دادهها به قسمتهای مجزا با هدف پردازش مفهوم و طبقهبندی آنهاست(72). در حقیقت حرکتی از یک دامنه عینی به انتزاعی یعنی حرکتی رو به بالا از یک داده تجربی به مفهومی انتزاعیتر صورت گرفت. در عین حال، حرکت از سمت انتزاع به عینیت نیز به طور مرتب مورد بازبینی قرار میگرفت تا مشخص شود که آیا کدهای داده شده با دادههای خام تناسب دارد یا خیر. سپس با انجام مقایسههای مداوم و طرح سوالات تسلسلی، فرآیند عنوان گذاری یا تعیین برچسب مفهومی هدایت شد که سبب افزایش انتزاع و سطح پنداشتی مستتر در دادهها گردید.
به عنوان مثال، از متن زیر:
« بعد که اومدیم خونه ، باز خواهرانم تقسیمکار کرده بودند. مثلا هر بار که فیزیوتراپ می یومد، دستهام حسابی زخمی میشد و زخمهام خونریزی میکرد. ملافههام همیشه خونی می شد. خواهر بزرگترم میبرد آنها را میشست تا مادرم زیاد ناراحت نشه. هرکسی یک جوری همکاری میکرد، بالاخره اون اوایل درد جسمانی نمی گذاره آدم زیاد در مورد بقیهی چیز ها فکر کنه، اما بعد که یکم درد های جسمانی تخفیف پیدا می کنه خوب اون یکی دردها به سراغ آدم می یاد..»

کدهای«بازگشت به منزل»، «تقسیمکار برای مراقبت از بیمار»، «خونریزی از زخمهابه دنبال فیزیوتراپی»، «خونیشدن ملافههای بیمار»، «شستشوی ملافههای بیمارتوسط خواهر بزرگتتر»، «جراحت در محل گرفتها به دنبال فیزیوتراپی»، «تخفیف درد با مرور زمان»، «بروز نوع دیگری ازدرد» و «همکاری خانواده» به عنوان کدهای In-Vivo و کد «راهبردهای خانواده» به عنوان کد ساخته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد کیفیت زندگی، بیمارستان، وضعیت اقتصادی، تحلیل داده Next Entries پایان نامه درمورد بیماران مبتلا، کدگذاری باز، مکانیابی، بازگشت به خویش