پایان نامه درمورد بین النهرین، فرهنگ اسلامی، آسیای جنوب غربی

دانلود پایان نامه ارشد

«در این مراتب ما ابتدا با سلسله عقول مجرده یا ملائکه، که کاملا از مادّه جدایند، مواجه می‌شویم. در مرتبه دوّم عقول فلکی وجود دارند، که باعث حرکت می‌شوند. در مرتبه سوم، طبیعت قرار دارد، که شامل قوایی است در بطن اجسام که منشأء هر گونه حرکت است، و در نهایت، عالم جسمانی قرار دارد که همین عالم مادّه است. از این مراتب، حقایق چهارگانه‌ای ساخته می‌شود که اساس عالم را تشکیل می‌دهند. ابن سینا بر این اساس و از مجموع تطبیق مراتب تکوین عالم باالفبای عربی به جدولی می‌رسد که سه اقنوم عقل، نفس و طبیعت را به وجود خالق اضافه کرده و بدین صورت این حقایق چهارگانه را اصل عالم قرار داده است. گفته می‌شود ارقام جدول ابن سینا مربوط به مربّع مشهور یو است که از چین به دیار اسلامی آمده و مربوط به دوره مینگ تانگ است، مربّع ی که گفته می‌شود اساس قصر امپراتور چین بوده است.»274
معبدی که نصر از آن یاد می‌کند، استوپای سه طبقه‌ای است که در سال 1420 در زمان امپراطور یونگله از سلسله مینگ در جنوب شهر ممنوعه در معبدی به نام معبد بهشت ساخته شده است و یکی از مهم‌ترین معابد بودییسم در چین (پکن) است. این معبد مثال دقیقی برای استفاده از ماندالا است. سقف این استوپا با چهار ستون که نماد چهار فصل است نگه داشته می‌شود، 12 ردیف پله نماد 12 ماه تشکیل دهنده یک سال هستند.
در شمای رسم شده از طرح ساختمان مقّدس دیگری که به دستور امپراتور مینگ تانگ ساخته شده است، دایره بیرونی، الهی و نشان‌دهنده پلت فرم معبد است. مربّع داخلی، که شامل نه مربّع در یک مربّع است، نشان‌دهنده معبد زمینی است. دایره بخش مرکزی، سمبولی از مینو است.

در سرزمین‌های بین النهرین و ایران نیز این نوع معماری مقّدس به صورتی دیگر رواج داشته است. زیگورات‌ها نمونه کهن قرار دادن پلن معماری بر اساس مربّع هستند. و به صورت کوه واره ساخته می‌شدند. از دیر باز، کوه نمادی بوده برای گذر از یک مرحله و همنشینی با ایزدان. باورهای مختلفی نسبت به کوه‌ها وجود دارد: «بالای هر کوهی خدا ایستاده است»، فرود آمدن کشتی نوح بر کوه و یا سخن گفتن خدا با پیامبران در این وادی مقّدس که نخستین معبد انسان بوده و هست.
بعدها هم معابد بر بالای کوه‌ها یا شبیه به کوه‌ها ساخته شده است‌. معماری بناهای کوه‌مانند در سرزمین‌هایی که به طور طبیعی فاقد کوه بوده‌ بیشتر مشهود است؛ از جمله ۳۲ زیگوراتی که در منطقه بین‌النهرین و فلات ایران شناسایی شده است‌.
زیگورات‌ها معروف‌ترین ساختمان‌های سومری هستند. زمین‌های مسطح با معبدهایی درارتفاع. این گونه زیگورات‌ها شاید الهام بخش برای سازندگان برج بابل بوده است. این زیگورات‌ها با ارتفاع‌های بسیار بلند با آجرهای ساخته شده از گل نپخته ساخته می‌شدند. این ساختمان‌ها از پایین به بالا از نظر عرض کوچکتر و کوچکتر می‌شوند معبد اصلی در مرتفع‌ترین نقطۀ این ساختمان است. پلکان‌هایی در اطراف برای دسترسی به معبد وجود دارد.
در اصل زیگورات‌ها بناهای خشتی توپری هستند که به شکل پلکانی ساخته می‌شدند، آنها از خاک آفریده شده و به سوی آسمان پیش می‌روند. موقعیت قرارگیری آنها به شکلی است که چهار‌گوشه آنها رو به چهار جهت اصلی باشد. عمدتا سه، پنج یا هفت طبقه با ارتفاع تا ۱۰۰ متر که سر برافراشته‌اند و از رنگ سیاه در طبقه پایین به رنگ طلایی در بالاترین طبقه می‌رسند.
زیگورات طبقات مجزّایی داشته که راههای دسترسی متفاوتی دارند و اجازه ورود به هر طبقه از دروازه ورودی آن مشخص بوده است. وجود طاقهای گهواره‌ای در پلکان‌ها و راهروها، ساخت یک سیتم پیشرفته آبرسانی و تصفیه آب جهت شرب عبادتگران، وجود آفتاب سنجهای آجری جهت رصد و استخراج تقویم آفتابی و تعییین اعتدال‌های بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی و تعیین فصل‌ها، متن مشترک نقش بسته بر روی تعداد زیادی از ۵۰۰۰ آجر نوشته‌دار و امکان چیزی شبیه به صنعت چاپ در آنها، وجود سکوهایی که محراب، قربانگاه، پایه مجسمه و یا تریبون سخنرانی خوانده شده‌اند، از جمله شگفتی‌های این معابد زیبای تاریخی است. برخی از این زیگوراتها مانند زیگورات اور و بابل و مردوخ از چهار تا پنچ هزار سال قدمت دارند. زیگورات دیگری نیز به نام زیگورات «لارسا» وجود دارد که نام با مسمایی دارد: لارسا به معنای خانه پیوند آسمان و زمین است.

نزدیک‌ترین معماری به معماری مقّدس بین النهرین را می‌توان در آمریکای جنوبی سراغ گرفت. در این معماری نیز آن نقشه ازلیِ پایه‌های مربّع شکل و رو به بالا نمایان شده است.
تمدّن مایا یکی از عالی‌ترین تمدّن‌های آمریکای میانه در دوران کلاسیک به شمار می‌رود. قوم مایا پدیدآورنده یکی از تمدّن‌های بسیار پیشرفته آمریکای مرکزی بوده که دست‌آوردهای بسیار چشمگیری در هنر، معماری، ستاره‌شناسی و ریاضیات داشته است.
باوجود آن‌که تمدّن مایا در برخی از زمینه‌ها بسیار ساده و ابتدایی بود، امّا در عرصه معماری بسیار پیشرفته بود و آثار باقی‌مانده حاکی از نوعی معماری تکامل‌یافته آیینی است که به صورت عمده برای برگزاری مراسم آیینی مورد استفاده قرار می‌گرفت. بسیاری از مراسم و جشن‌های آنان با رویدادهای کیهانی مرتبط بود، به همین سبب در زمینه‌ نجوم به پیشرفت‌های شگرفی دست‌یافته بودند و محاسبات دقیقی از وضع فلکی انجام می‌دادند چنان‌که برای مثال یک سال خورشیدی را معادل 2420/365 روز محاسبه می‌کردند، این محاسبه تنها به اندازه 0002/0 از محاسبه امروز کم‌تر است.
بسیاری از معابد نخستین مایا به شکل زیگورات‌های ساده و کوچک و معابد دوره‌های نهایی به صورت زیگورات‌های بسیار مرتفع ساخته می‌شدند. مراکز شهری آنان غالبا به‌ شکل یک مرکز آیینی بزرگ متشکّل از چند زیگورات، میدان‌هایی برای برگزاری مراسم، یک یا چند کاخ و در مواردی فضاهای تجاری به وجود می‌آمد. بسیاری از معابد و سایر ساختمان‌های مهم مایا از جمله بسیاری از کاخ‌های‌ آنان متناسب با اهدف و کاربردهای نجومی طراحی بنا می‌شدند و از آنها برای محاسبه و حفظ زمان‌ها و اوقات‌ مقّدس استفاده می‌کردند. از این جهت به برخی از بناهای آیینی کهن ایران شباهت داشتند. چنان‌که بسیاری از چهار‌طاقی‌ها و کاخ‌ها از جمله برخی از کاخ‌های واقع در صفه تخت جمشید(پارسه)متناسب با کارکردهای نجومی طراحی شکل می‌گرفتند‌.
در برخی از زیگورات‌ها مقبره یک کاهن یا شخصی عالی‌مقام قرار داشت که در بعضی از نمونه‌ها آن را در اتاقی‌ در بالاترین نقطه معبد قرار می‌دادند و در برخی از زیگورات‌ها، مقبره در درون زیگورات جای داشت، وضعی همانند اهرام مصر، که شاید به سبب توسعه و تحوّل و گسترش معبد، چنین اتفاقی روی می‌داد، چنان‌که در چند مورد شواهدی از چگونگی توسعه یک معبد وجود دارد.275
در سنّت بودایی نیز پاگوداها و استوپا‌ها معماری مقّدسی هستند که از این هندسه مقّدس پیروی می‌کنند.
استوپا قدیمی‌ترین بنای مذهب بودیسم است و در ابتدا تنها شامل تپه‌ای گنبدی شکل بوده که از گل و یا در مکانهای کم آب از توده‌ای سنگ ساخته می‌شده است تا پوششی بر آثار مقّدس بودا باشد. در تعریفی ابتدایی، از استوپا به عنوان معماری خاصّی که جهت یادبود شخص بودا بنا گردیده نام برده شده است. ساختار این بناها گنبدی بر پایه‌ای گرد یا چهارگوش که بر بالای آن یک فضای مربّع شکل به نام «هارمیکا» و یک دکل بلند به نام «یاستی» قرار دارد تشکیل شده است. هم‌چنین در بعضی از نمونه‌های آن دورتا دور گنبد را نرده سنگی و چهار دروازه محاط می‌کند.
البته مجموع این عناصر همچون بیشتر آثار هنری هند جنبه نمادین دارند: استوپا خود از جمله سمبول‌های نیمه شمایلی در هنر بودایی است. امّا نکته مهم درباره استوپا عبارت است از مغایر بودن درک و شناخت ابتدایی ما از تعریف معماری محصور کردن فضا جهت رفع نیازهای انسانی و ویژگی مجسمه وار استوپا.

زیرا استوپاها گنبدهای توپری هستند که فاقد فضای کاربری متعارف در معماری می‌باشند. به دیگر عبارت
استوپاها فرم‌های گنبدی شکل بزرگی هستند که فضا را اشغال کرده‌اند. بر این اساس به نظر می‌رسد اطلاق واژه مجسمه به جای معماری به این پدیده فرهنگی–هنری صحیح‌تر باشد.
ضمن این که علاوه بر حالت تندیس وار فرم کلّی استوپا، ما می‌توانیم نقش برجسته‌ها و فرم‌های پویایی را بر روی دروازه‌ها مشاهده کنیم که این نیز از عوامل مضاعف ساختار تندیس وار استوپا می‌باشد.
از این رو به نظر می‌رسد می‌توان از مقایسه آثاری چون استوپا با پیکره‌های محیطی در مجسمه سازی و هم‌چنین پیکره‌های مسکونی در معماری مرز مبهم شناخت آثار معماری – مجسمه را مورد مطالعه بیشتر قرار داد. استوپا را شاید بهترین نمونه برای تطبیق اشکال مربّع که پایه استوپا است و دایره که گنبد روی آن است بتوان نام برد.
امروزه در متون غربی، وجه تمایز واضحی میان استوپا و پاگودا وجود ندارد. امّا در کل، استوپا بناییست که توسط بوداییان هند و آسیای جنوب غربی ساخته می‌شود و پاگودا به بناهای بودایی ساخته شده در آسیای شرقی اشاره می‌کند که می‌تواند دارای درب ورودی بوده و حتّی مورد مصارف غیرمذهبی قرار گیرد.

یادداشتها

1. هرمتیکا به نوشته‌هایی اطلاق می‌شود که «تدریجا در طی قرون متمادی به ویژه در قرون نخستین میلادی به صورت مجموعه‌ای از نوشته‌ها و قطعات پدید آمدند. محتوا و مضمون این نوشته‌ها نوعا آموزه‌های مشابه یا مسالک سری و باطنی بوده و به لحاظ صوری نیز از ادبیات رمزی و کنایی برخوردار بود و غالبا بر عنصر معرفت و دریافت حقیقت تمرکز داشت.»
جمع آوری این نوشته‌ها «یقینا در زمان‌های متاخر به ویژه در طی قرون دوّم و سوم میلادی در اسکندریه» انجام گرفته است. جایی که محل تلاقی و رشد تفکّرات دینی و رمزی و مکاتب فیثاغوری کلندانی رواقی گنوسی و ادیان و آیین‌هایی نظیر یهودیت و زردشت و مسیحیّت و دین کهن مصریان بود. این سنّت بیشتر با نهضت ترجمه وارد تفکّر مسلمانان شد. «ثابت ابن قرّه از زمره مترجمان بیت الحکمه بود که خود یک صائبی بوده و در دفاع از عقاید و آیین خویش،» رساله‌هایی نوشته است.
در میان مسلمانان صوفیه را مهم‌ترین وارثان سنّت هرمسی هستند. چهره‌هایی مانند ذوالنون مصری منصور حلاج و شهاب الدین سهرودی (شیخ مقتول) را ذیل این سنّت تعریف می‌کنند. علوم هرمسی مانند طب و نجوم و کیمیا و علوم غریبه طلسمات از علومی هستند که به میان مسلمانان راه یافته‌. هرمس را بانی حکمت می‌دانند.در فرهنگ اسلامی تلاشها و کنجکاوی‌های بسیاری برای نشان دادن نسبتهایی بین ادریس و هرمس انجام شده است. مثلا اخوان‌الصفا از جمله کسانی هستند که ادریس را همان «هرمس حکیم» می‌دانند و اینکه او قبل از طوفان نوح نزد آغاثوذیمون یا همان شیث نبی در شهر منف مصر درس می‌خوانده است و طوفان را پیش بینی می‌کند و به آسمان عروج می‌کند. ابن‌عربی نیز ادریس را همان الیاس نبی می‌داند و جایگاهش را در فلک ههشتم یا فلک الافلاک می‌داند. این فلک که حد میانی افلاک پانزده گانه است جامع اوصاف افلاک و حد اعلای منزلت وجودی توصیف شده است. آناندا کومارسوامی در کتاب فلسفه هنر مسیحی و شرقی معتقد است که هرمس در یک تحلیل نهایی کسی بیش از بودا یا مسیح نیست؛ او درواقع شخص خاصّی نیست، بلکه نمادی است از انسان جهانی و صورت نوعی بشر.
2. شوئون در مقاله «حضرات پنجگانه الهی» در رابطه با «مطلق نسبی» چنین توضیح می‌دهد: اصل وجود‌شناختی در رابطه با آنچه می‌آفریند و بر آن حکومت می‌کند نقش مطلق را بازی می‌کند ولی در مواجهه با اصل فوقِ وجود‌شناختی، نسبی است، یعنی در ارتباط با عقل که این نسبیت را درک می‌کند و در طبیعت عمیقش به ورای مایا می‌رود، نه وجوداً بلکه توسط ذاتش. ترجمه از دکتر محمود بینای مطلق، جام نو و می‌کهن، ص 439.
3. مولانا معتقد است که صورت از بی‌صورتی (خداوند) پدید می‌آید. وی گاهی می‌گوید که این خداوند است که خود را در صور مختلف در صوری که می‌خواهد یا می‌پسندد، آشکار می‌کند:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مرکز عالم، فلسفه اسلامی، هنر و معماری Next Entries پایان نامه درمورد کوماراسوامی، یونان باستان، غزلیات حافظ