پایان نامه درمورد بیت المال، امیرالمومنین، فرمانبرداری، اجرای احکام

دانلود پایان نامه ارشد

او بر میدارد.
آنچه که میشود برداشت کرد این است که موافقان این قبیل مراجعات برای رفع اتهام از خلیفه اول و دوم -که غالب روایات مراجعه متعلق به آنهاست و اسناد این مراجعات در فصول بعدی خواهد آمد- این همه قلم فرسایی میکنند در حالی که توجیه بودن دلایل ایشان آشکار است، زیرا هیچگونه سندی برای هیچ یک از دلایل خود اقامه نکردهاند.
در عوض روایات بسیاری از استقبال خلیفهی اول و دوم از قصه سرایان وجود دارد. لازم به ذکر است که حجم قابل توجه این داستانها در تفاسیر، نشان از تأثیرگذاری چندین سالهی علمای اهلکتاب دارد که در سایهی حکومت خلفای ارشد حاصل شد و توانستند افکارشان را گسترش دهند.

فصل سوم:
صحابه و چگونگی موضعگیری آنان در قبال مراجعه به اهل کتاب

بعد از بررسی دلایل موافقان مراجعه به اهلکتاب و هم چنین مخالفتهای قاطع این مراجعات، لازم است مروری مختصر بر احوال صحابه صورت پذیرد و متعاقب آن شواهدی از این مراجعات ارائه شود موضوع مورد کنکاش در این پژوهش نیازی به بررسی صحابه در حد گسترده را ندارد لذا تا حد امکان سعی میشود مختصر و مرتبط با موضوع، برخی صحابه و دیگران بررسی شوند.
3-1- صحابه و چگونگی موضع گیری آنان در قبال مراجعه به اهلکتاب
اقوال پیامبر( دال بر عدم مراجعه به اهلکتاب و بینیازی از آنان، ثابت شده است اما میزان اطاعت صحابه از این دستور باید مورد بررسی قرار گیرد. میزان اطاعتپذیری و فرمانبرداری آنان از حکومت با پیروی از دستورات پیامبر( رابطهای جالب توجه دارد. با توجه به این قول سه گروه از صحابه و معتمدین آنان، چون کعبالاحبار خواهیم داشت.
گروه اول افرادی که مطیع اوامر رسولاکرم( در حیات و بعد از حیات ایشان بودند و در تعامل با اوامر نبوی موضعی صریح و روشن داشتند.
گروه دوم افرادی که مانند گروه اول بودند اما موضع ملایم و نامحسوسی داشته و کاری نمیکردند که با سیاستهای نبوی درگیر شوند و مطیع فرمان پیامبر( بودند.
گروه سوم افرادی بودند که به شدت سنت پیامبر(را برای تحکیم عقاید خود تبدیل و تغییر میدادند.
در این بخش سعی شده از هر گروه، فردی را که گزارش بیشتری از او نسبت به اهلکتاب وجود دارد، مورد بررسی قرار گیرد. این تقسیمبندی با توجه به شواهد و منابع صورت پذیرفته است.
3-1-1-گروه اول
ذیل این گروه به بررسی برخی صحابه خواهیم پرداخت که در اطاعت از فرمان رسولاکرم( مشهور بوده و در طول عمر خود کمترین گزارشی که نشان از بیتوجهی آنها نسبت به دستورات رسولاکرم( باشد وجود ندارد. از جمله این افراد ابوذرغفاری، عبداللهبنمسعود و حذیفهبنیمان میباشد.
3-1-1-1-ابوذر غفاری (م:32 ه ق)88
ابوذر در گروه اول قرار میگیرد؛ از زندگی ابوذر گزارشهایی وجود دارد که بسیار جالب توجه و ارزشمند است. اما ما در این مختصر قصد مطرح کردن همهی ابعاد زندگی او را نداریم بلکه قصد ما بیان آن ابعادی از زندگی ابوذر است که ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با اهلکتاب دارد.
ابوذر از جمله افرادی است که بسیار گوش به فرمان رسولاکرم( بوده و از فرمان ایشان تخطی نکرده و اهتمام بسیار در جلب رضایت رسولاکرم( داشته است. در مورد او در روایات چنین آمده است که:
«ابوذرغفارى در محضر پيغمبر خدا( شخصى را تحقير كرد و گفت: اى فرزند زن سياهپوست- و مادر او سياهپوست بود- رسولخدا( به ابوذر فرمود: اى ابوذر! او را به جهت مادرش تحقير و سرزنش مى‏كنى؟ پس بعد از آن جريان ابوذر سر و صورت خود را مرتب آغشته به خاك مى‏كرد تا رسولخدا( از او راضى گشت».89
این روایت خود جای بررسی فراوان دارد. از آنجایی که ابوذر از جمله صحابهی خاص رسولاکرم( بود و پیامبر( او را اینگونه خطاب کرده بود که «یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّکَ‏ مِنَّا أَهْلَ‏ الْبَیْت»90 ظن آن است که روایت بالا نوعی داستانِ ساختگی برای مخدوش کردن چهرهی بااخلاق این صحابی بزرگ باشد. در برخی کتابهای اهل سنت هم به فضائلِ کثیر این صحابی اشاره شده است.91 روایتی را طبرانی در کتاب خود گزارش داده که در آن اخلاق ابوذر را مانند اخلاق حضرت عیسی ( دانسته است. 92
بر فرضِ صحت روایت، باز هم ابوذر را میبینیم که سعی در جلب رضایت رسولخدا( دارد و این اطاعت او از پیامبر( فقط مختص به زمان حیات پیامبر( نبود، بلکه بعد از پیامبر( نیز همچنان کمر به انجام فرامین او بسته بود و با جدیت، این مهم را دنبال میکرد. چنانچه روایات، او را شخصی زاهد معرفی میکند و به همین سبب معاویه پیوسته به دنبال راهی برای همراه کردن ابوذر با خود بود و چون اغلب در این موارد جواب مطلوب را نمیگرفت سعی در متهم کردن ابوذر داشت و دست آخر چون نتوانست جلوی فعالیتهای او را بگیرد مجبور به صدور فرمان تبعید او به ربذه شد.93
اما شاید یکی از مفاخرات ابوذر در زندگیش همین باشد که در هنگام تبعیدش به ربذه، اهل بیت رسولاکرم( -که شامل امیرالمومنین علی (، امام حسن(و امام حسین ( بودند- با وجود دستور عثمان مبنی بر عدم مشایعت ابوذر، او را همراهی کرده و حتی جملاتی در دفاع از او بر زبان جاری ساختند.94 به نظر میرسد موارد فوق حاکی از آن است که رفتار و مسلک ابوذر مورد تأیید امام علی( و اهل بیت رسولاکرم( بوده است؛ این تأیید از آنجا اهمیت دارد که علی( از جمله داعیهداران و عاملان به سنت رسولاکرم( بوده و در تمام دوران حیات خود، از سنت پیامبر(کوچکترین تخطی نکرده است؛ آنگونه که از خوردن غذایی که پیامبر ( در طول زندگی خود نخورده بود امتناع میکرد،95 چه رسد به انجام عملی که پیامبر آن را نهی کرده باشد. همین تأییدات ابوذر توسط صحابهی نامدار پیامبر(، رفتار او را برای ما حائز اهمیت میکند.
در روایت آمده است که وی با صراحت در برابر کعبالاحبار و فتاوای او به مقابله بر خاسته و به تکذیب او پرداخت و در مقابل چشمان خلیفه، وی را به همگان یهودی معرفی کرد و با عصای خود بر سینه کعب زد و او را مجروح ساخت. با دقت در این گزارش تاریخی به راحتی میتوان منش او را در مقابل اهلکتاب دریافت.
«روزی ابوذر به مجلس عثمان رفت. عثمان گفت: به نظر شما آیا اگر کسی زکات مالش را داده باشد، در آن حقی برای غیر او هست؟ کعب گفت: نه، ای امیرمومنان! ابوذر به سینهی کعب زد و گفت: دروغ گفتی ای یهودی زاده. سپس این آیه را خواند: ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ. وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكين. . (96 عثمان گفت: آیا به نظر شما اشکالی دارد که از بیت المال مسلمانان چیزی برداریم و آن را در پیشامدهایی که برایمان رخ میدهد خرج کنیم و بخشی از آن را نیز به شما بدهیم؟ کعبالاحبار گفت: اشکالی ندارد. ابوذر عصای خود را بلند کرد و به سینه کعب زد و گفت: ای یهودی! چقدر تو در اظهارنظر کردن دربارهی دین ما گستاخی! عثمان به او گفت: چقدر تو برای من آزار دهندهای. از من دور شو. تو ما را ناراحت کردی». 97
نکتهی قابل توجهی در این گزارش وجود دارد که عامل اولیهی شکلگیری این پژوهش است؛ چرا باید صحابهی پیشکسوت پیامبر( چنین سوال مهم و اساسی را از یک یهودی تازه مسلمان چون کعبالاحبار بپرسد؟ افزون بر آن اگر به ادعای ذهبی، صحابه در مقابل گفتههای این یهودیان تازه مسلمان موضع نقادانه داشتند، 98 چرا نه تنها هیچ سخنی از عثمان مبنی برنقادانه بودن نگاهش نسبت به کلام کعب صادر نشده است، بلکه در مقابل نقد ابوذر برآشفته و او را تبعید میکند؟ از محتوای این روایت اینگونه برمیآید که عملکرد ابوذر پیوسته متناسب با آموزههای اعتقادی از خاندان وحی بوده است؛ به علت ایستادگی و مقاومت در برابر سیاستهای خلافت، مصائبی را تحمل و در نهایت با تبعید به دستور خلیفه سوم و شهادتش در ربذه مبارزه خود را به سرانجام رسانید. 99
این واقعه موضع صریح و قاطع ابوذر را در قبال انحرافات خلافت نشان میدهد. شگفت این است که خلفا وضعیت را به گونهای رقم زده بودند که خودشان و دیگران احکام اسلامی و چگونگی تطبیق آنهارا از امثال کعب جویا میشدند.
3-1-1-2-عبدالله بن مسعود(م: 32ه ق)100
ابن مسعود هم داستانی مشابه ابوذر دارد. در گزارشها آمده است که ابن مسعود از طرف خلیفه دوم و سوم متولی بیت المال و جانشین خلفا در کوفه گردید؛ ولی در دوران خلافت عمر بعد از مدتی اختلاف بین خلیفه دوم و ابن مسعود بالا گرفت101 تا جایی که تا زمان کشته شدن عمر او در زندان به سرمیبرد. 102
در زمان عثمان نیز درگیری او شدت یافت، تا این که عثمان او را از کوفه فراخواند و آنگاه که به مدینه رسید، عثمان روی منبر سخنرانی میکرد، نزاع لفظی بین آن دو درگرفت و عثمان دستور داد با ضرب و شتم او را از مسجد بیرون کردند، به طوری که به شدت مجروح شد و عاقبت در سال 32 وفات کرد و عماریاسر بر او نماز خواهد و زبیر او را شبانه دفن کرد، بدون اینکه عثمان را آگاه کند و محتوای نزاع لفظی آنها بر سر قرآنهایی بود که عثمان قصد جمعآوری آنها را داشت و ابنمسعود حاضر به تسلیم قرآن خود به عثمان نبود. 103
نکتهی جالب اینجا است که خلیفهی سوم برای امری با ابنمسعود به جدال برخاسته که خود او به همراه خلیفهی دوم برای ابنمسعود ناقل پیامی از جانب رسولخدا( با این عبارات است:
«هر کس میخواهد قرآن را به طور کامل آن چنان که نازل شده است قرائت کند، قرائت عبداللهبنمسعود را بخواند». 104
شگفت این است که در این فاصلهی زمانی چه شده که قرآن ابنمسعود هم جزء قرآنهایی میشود که باید سوخته یا محو شود؟ پاسخ این سوال بیانگر مسیری است که حاکمیت وقت طیکرده و در آن مسیر صحابهی ارزشمند و توصیه شدهیرسولخدا( بیحرمت شدند و به جای آن، افراد تازه مسلمانی از اهلکتاب چون کعبالاحبار دارای جایگاه و شأن اجتماعی میشوند؛ تا جایی که خود خلفا و مردم برای پرسش سوالات خود به آنها مراجعه میکنند.
در گزارشها آمده است که ابن مسعود تا آخرین لحظه از عمرش از عثمان ناراضی بود و از ترس آنکه مبادا بعد از مرگش توطئه کرده و او را از طرفداران خود جلوه دهند مانند حضرت زهرا (س) وصیت کرده است که او را شبانه دفن کنند تا هر توطئهی بعد از مرگ خود را خنثی کند.105
از اسودبنهلال نقل شده صحیفهای از احادیث را نزد عبدالله بن مسعود بردند. وی دستور داد آنها را محو کنند و بعد گفت: به این دلیل، اهلکتاب هلاک شدند که کتاب خدا را پشت سر نهادند. 106 از ابنمسعود نقل شده: دربارهی هیچ چیزی از اهلکتاب سوال نکنید؛ زیرا آنان هرگز شما را هدایت نمیکنند درحالیکه خودشان گمراه هستند و این بدان جهت است که مبادا شما حقی را تکذیب کنید و یا باطلی را تصدیق نمایید؛ پس اگر ناچارید که از آنان مطلبی بپرسید، خوب در آن بنگرید و آنچه را که موافق کتاب خدا است، بپذیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا است، دور افکنید. 107
3-1-1-3-حذیفه بن یمان(م: 36 ه ق)108
وی از جمله اصحاب پیامبر( و علی( است که در برابر یاوهگوییهای کعبالاحبار ایستاد و وی را تکذیب کرد. به حذیفه خبر رسید که کعب میگوید: آسمان بر محوری همچون آسیاب میچرخد. وی گفت: کعب دروغ گفته است؛ زیرا خداوند خود میفرماید، ما آسمان ها و زمین را نگاه میداریم تا فرو نیافتند.109
خلاصه
در این دسته افرادی چون ابوذر، ابنمسعود و حذیفهبنیمان قرار دارند، این افراد در قبال حکومت و دستورات خلاف سنتشان موضعی آشکار داشته و طبق گزارشات به دست آمده در مخالفتهای صریح این دسته، با حکومت شکی نیست.در مجموع میتوان گفت که این افراد صحابهای هستند که در اجرای فرامین رسولاکرم( تردید به خود راه نمیدادند؛ آنها با دستگاه حکومتی و با روش اجرای احکامِ دینی که حکام در میان مردم داشتند با مشکل مواجه شده و به صراحت اعلام مخالفت میکردند و این ابراز مخالفتهای بی پرده، منجر به شهادت و یا حصر آنها میشد.
3-1-2-گروه دوم
این گروه شامل افرادی هستند که علاوه بر اطاعت از رسولاکرم( با حکومت هم در تعامل بوده ولی ارزشهای اعتقادی خود را در این تعاملات دچار انحراف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اسرائیلیات، زمان پیامبر، قرآن کریم، عمربنخطاب Next Entries پایان نامه درمورد تفسیر قرآن، رحمت الهی، امیرالمومنین، افکار عمومی