پایان نامه درمورد بدریخت انگاری بدن، فراشناختی، افسردگی اساسی، اختلال افسردگی اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ن اختلال در کودکان/نوجوانان و بزرگسالان عمدتأ مشابه باشند. اختلال BDD در سالخوردگان نیز روی می دهد اما در مورد این اختلال در این گروه سنی، اطلاعات کمی وجود دارد. افرادی که شروع قبل از 18 سالگی اختلال بدریخت انگاری بدن دارند در مقایسه با افرادی که شروع بزرگسالی دارند، به احتمال بیشتری دست به خودکشی می زنند و همزمانی اختلالات بیشتر و شروع اختلال تدریجی(مزمن) دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-34- موضوعات تشخیصی وابسته به فرهنگ
اختلال بدریخت انگاری بدن به صورت بین المللی گزارش شده است. به نظر می رسد که شباهت های این اختلال در بین نژادها و فرهنگ های مختلف بیشتر از تفاوت هاست، اما ارزش ها و ترجیحات فرهنگی می توانند تا اندازه ای بر محتوای نشانه ها تأثیر بگذارند. Taijin kyofusho، که در نظام تشخیصی سنتی ژاپن وارد شده است، نوع فرعی دارد که شبیه اختلال بدریخت انگاری بدن است:shubo-kyofu(فوبی بدن بدشکل) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
2-35- موضوعات تشخیصی وابسته به جنسیت
به نظر می رسد که از لحاظ اغلب ویژگی های بالینی، شباهت ها در مردان و زنان بیشتر از تفاوت هاست. برای مثال، نفرت از قسمت های بدن، انواع رفتارهای تکراری، شدت نشانه، گرایش به خودکشی، همزمانی اختلالات، روند بیماری، و قرار گرفتن تحت عمل های زیبایی برای اختلال بدریخت انگاری بدن. با این حال، مردان به احتمال بیشتری اشتغال ذهنی تناسلی دارند و زنان بیشتر احتمال دارد که اختلال خوردن همزمان داشته باشند. بدشکلی عضله تقریبأ به طور انحصاری در مردان روی می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-36- خطر خودکشی
میزان اندیشه پردازی خودکشی و اقدامات خودکشی در بزرگسالان و کودکان/نوجوانان مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن بالاست. به علاوه، به نظر می رسد که خطر خودکشی در نوجوانان بالا باشد. تعداد قابل ملاحظه ای از افراد، اندیشه پردازی خودکشی یا اقدامات خودکشی را عمدتأ به نگرانی هایی درباره ظاهر نسبت می دهند. افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن عوامل خطر متعددی برای به انجام رساندن خودکشی دارند، که میزان بالای اندیشه پردازی خودکشی و اقدامات خودکشی، خصوصیات جمعیت شناختی مرتبط با خودکشی، و میزان بالای اختلال افسردگی اساسی همزمان از آن جمله هستند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-37- تشخیص افتراقی
در تشخیص افتراقی این اختلال باید این موارد و اختلالات در نظر گرفته شوند: نگرانی های طبیعی در مورد ظاهر و نقایص جسمانی کاملأ محسوس، اختلالات خوردن، وسواس فکری-عملی و اختلالات مربوط دیگر، اختلال اضطراب بیماری، اختلال افسردگی اساسی، اختلالات اضطرابی، اختلالات روان پریشی(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-38- همزمانی اختلالات
اختلال افسردگی اساسی متداول ترین اختلال همزمان است، به طوری که شروع آن معمولأ بعد از اختلال بدریخت انگاری بدن است. اختلال اضطراب اجتماعی، OCD، و اختلالات مرتبط با مواد همزمان نیز شایع است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-39- درمان

2-40- دارو درمانی
بازدارنده های اختصاصی بازجذب سروتونین(SSRIs). بدون شک درمان انتخابی برای اختلال بدریخت انگاری بدن، (SSRIs)ها هستند. فیلیپس(2002) در یک مطالعه با استفاده از طرح دوسو کور83 با گره کنترل که دارونما دریافت کرده بودند، داروی فلوکستین را به مدت 12 هفته بر روی 67 بیمار مبتلا به BDD آزمایش کرد. نتایج نشان داد که فلوکستین به طور معنی داری نسبت به دارونما علائم اختلال بدریخت انگاری بدن و عملکرد روزانه را بهبود بخشید(میزان پاسخ 53 در مقابل 18 درصد). فیلیپس(2003) در مطالعه دیگری داروی سیتالوپرام را به مدت 12 هفته بر روی علائم 15 بیمار مبتلا به BDD مورد آزمایش قرار داد. نتایج نشان داد که سیتالوپرام به طور معنی داری کیفیت زندگی و عملکرد روزانه این بیماران را بهبود بخشید(میزان پاسخ 73 درصد بود). همین پژوهشگر در طرح دیگری با داروی فلوکسامین که به مدت 16 هفته، بر روی علائم 30 بیمار مبتلا به BDD انجام داد. میزان پاسخ بیماران به فلوکسامین 63 درصد بود. همچنین پریوگی84(1997) نیز داروی فلوکسامین را به مدت 10 هفته بر روی علائم 15 بیمار مبتلا به بدریخت انگاری بدن مورد آزمایش قرار داد. که میزان پاسخ بیماران به فلوکسامین 67 درصد بود(ربیعی، 3 139).
افرادی که به درمان با SSRIsها پاسخ می دهند بهبود کلی در زمینه های: اشتغال ذهنی، توانایی مقاومت و کنترل افکار وسواسی، درد هیجانی،کاهش رفتارهای جستجو و کسب اطمینان، بهبود عملکرد روزانه، کاهش رفتارهای اجتنابی، افزایش بینش نسبت به بیماری از خود نشان می دهند(ربیعی، 1390).

2-41- درمان شناختی-رفتاری(CBT)
درمان شناختی- رفتاری یکی از بهترین درمان ها از لحاظ اثر بخشی و تحقیقات انجام شده، برای اختلال بدریخت انگاری بدن می باشد(نظیر اوغلو و خیملانی-پتال، 2003،ویل، 2004،بوردنر، 2007، فیلیپس،2009). جنبه شناختی CBT بر روی افکار و باورها(شناخت ها) متمرکز است. هدف آن شناسایی، ارزیابی، و تغییر سبک های تفکر غیر منطقی و خود شکن می باشد. جنبه رفتاری درمان CBT بر روی رفتارهای مسئله ساز مثل وارسی خود در آینه و اجتناب از موقعیت های اجتماعی متمرکز است.
مطالعات مختلف نشان می دهند که CBT برای بهبود علائم اختلال بدریخت انگاری بدن در اکثر افراد اثربخش بوده است. ویل85(1996)، در یک مطالعه نیمه تجربی با گروه گواه در یک درمان فردی بر روی 19 بیمار مبتلا به BDD در 12 جلسه هفتگی به مدت یک ساعت، به این نتیجه رسید که گروه درمان نسبت به گروه کنترل بهبودی معناداری در علائم داشتند. روزن86(1996)، در یک مطالعه نیمه تجربی با گروه گواه در درمان گروهی بر روی 54 بیمار مبتلا به BDD در 8 جلسه هفتگی به مدت دو ساعت، به این نتیجه رسید که گروه تجربی(با اندازه اثر80%) نسبت به گروه کنترل بهبودی معنی داری در علائم اختلال داشتند. نظیر اوغلو(1993،1996)، در یک مطالعه موردی(سری زمانی) در درمان انفرادی بر روی 5 بیمار مبتلا به BDD در سری اول و 17 بیمار در سری دوم، در 12 جلسه هفتگی یک ساعته، به این نتیجه رسید که CBT به طور معنی داری علائم 4 بیمار را در سری اول و 12 بیمار در سری دوم را کاهش داده است(ربیعی،1390).
با این حال CBT با درمان های دیگر مقایسه نشده تا نشان داده شود که آیا CBT برای اختلال بدریخت انگاری بدن نسبت به سایر درمان ها برتری دارد یا نه؟ ولی معمولأ CBT در بین درمان های روانشناختی، درمان انتخابی برای این اختلال می باشد.

2-42- درمان فراشناختی
به طور کلی مفهوم سازی اصلی درمان فراشناختی برای بیماران مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن بر پایه مدل فراشناختی ولز برای اختلال برای اختلال وسواس فکری-عملی است که به وسیله ربیعی(1388) برای اختلال بدشکلی بدن طراحی و تدوین شد. ربیعی و همکاران(1388) نشان دادند که بیماران مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن نسبت به افراد سالم در مولفه های فراشناختی( راهبردهای کنترل فراشناختی) در آمیختگی افکار[عینیت بخشیدن به افکار]، باورهای مثبت و منفی فراشناختی)، مشکلات قابل توجهی دارند. هدف کلی درمان فراشناختی این است که بیماران به شیوه ی پردازش فراشناختی معطوف شوند و به پذیرش بی طرفانه ای از افکار مزاحم بدون ارتباط با پردازش بیشتر یا عمل دست یابند. همچنین هدف درمان را از توقف افکار مزاحم به یادگیری این نکته معطوف می سازد که نیازی نیست بر پایه ی افکار وسواسی یا دیگر انواع افکار مزاحم عمل نمود. بیماران باید شیوه های فراشناختی جدید و برخورد با افکار مزاحم را بیاموزند(ربیعی و همکاران،1393).

2-43- اختلال احتکار(ذخیره کردن)
اختلال احتکار یا ذخیره کردن با مشکل مداوم دور انداختن اموال یا دل کندن از آنها، صرف نظر از ارزش واقعی آنها، در نتیجه نیاز خیالی نیرومند به ذخیره کردن اجناس و ناراحتی مرتبط با دور انداختن آنها مشخص می شود. اختلال احتکار با جمع کردن طبیعی تفاوت دارد. برای مثال، نشانه های اختلال احتکار به انباشته شدن تعداد زیادی اموال منجر می شود که به قدری مکان های زندگی را پر می کند و به هم می ریزد که از مصرف آنها به طور قابل ملاحظه ای چشم پوشی می شود. نوع اکتساب افراطی اختلال ذخیره کردن، که اغلب اما نه همه افراد مبتلا به اختلال ذخیره کردن را توصیف می کند، از جمع آوری، خریدن، یا دزدیدن بیش از حد اجناس تشکیل می شود که مورد نیاز نیستند یا جایی برای نگهداری آنها وجود ندارد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

ملاک های تشخیصی اختلال ذخیره کردن(احتکار) براساسDSM-5
ملاک های تشخیصی (42F)3/300

الف. مشکل مداوم در دور انداختن اموال یا دل کندن از آنها، صرف نظر از ارزش واقعی آنها.
ب. این مشکل ناشی از نیاز خیالی به ذخیره کردن اجناس و ناراحتی مرتبط با دور انداختن آنهاست.
پ. مشکل دور انداختن اموال به انباشتن اموال منجر می شود که مکان های زندگی فعال را متراکم و به هم ریخته می کند و به طور قابل ملاحظه ای موجب صرف نظر کردن از مصرف آنها می شود. اگر مکان های زندگی به هم ریخته نباشد، فقط به علت مداخله افراد ثالث است(مثل اعضای خانواده، نظافتچی ها، صاحبان قدرت).
ت. ذخیره سازی موجب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های مهم دیگر عملکرد می شود(از جمله حفظ کردن محیط امن برای خود و دیگران).
ج. ذخیره کردن ناشی از بیماری جسمانی دیگر(مثل صدمه مغزی، بیماری مغزی-عروقی، نشانگان پرادر-ویلی87) نیست.
د. ذخیره سازی با نشانه های اختلال روانی دیگر(مثل اختلال وسواس فکری- عملی،کاهش انرژی در اختلال افسردگی اساسی، هذیان ها در اسکیزوفرنی یا اختلال روانپریشی دیگر، نقایص شناختی در اختلال عصبی- شناختی عمده، تمایلات محدود در اختلال طیف اوتیسم) بهتر توجیه نمی شود.
مشخص کنید اگر:
همراه با اکتساب بیش از حد: اگر مشکل دور انداختن اموال با اکتساب بیش از حد اجناسی همراه باشد که مورد نیاز نیستند یا فضای کافی برای آنها وجود ندارد.
مشخص کنید اگر:
همراه با بینش خوب یا نسبتأ خوب: فرد تشخیص می دهد که عقاید و رفتارهای مرتبط با ذخیره کردن(که به مشکل دور انداختن اجناس، به هم ریختگی، یا اکتساب بیش از حد مربوط می شوند)مشکل ساز هستند.
همراه با بینش ضعیف: فرد عمدتأ متقاعد شده است که عقای و رفتار ذخیره کردن(که به دور انداختن اجناس، به هم ریختگی یا اکتساب بیش از حد مربوط می شوند) با وجود شواهد مغایر، مشکل ساز نیستند.
همراه با فقدان بینش/عقاید هذیانی: فرد کاملاً متقاعد شده است که عقاید و رفتارهای ذخیره کردن(که به مشکل دور انداختن اجناس، به هم ریختگی، یا اکتساب بیش از حد مربوط می شوند) با وجود شواهد مغایر، مشکل ساز نیستند.

2-44- سبب شناسی اختلال احتکار

گزارش ها حاکی از آن است که اختلال ذخیره سازی معمولأ ریشه در محرومیت های کودکی دارد. شاید به خاطر همین مسئله است که بیماران مبتلا به این اختلال، رفتارهای انبار کردن خود را راهبردی در مقابل ترس از محرومیت های آینده می دانند. با این حال، شواهد تجربی از علی بودن این مسئله برای تبیین اختلال احتکار کمتر حمایت می کنند (فروست و گراس، 1993).در عوض مدل های کنونی برای تبیین اختلال احتکار، بیشتر به نقص در فرآیند شناختی و الگوهای رفتاری تأکید دارند (فروست و تولین، 2008). علاوه بر این، همچنین شواهد تجربی از مکانیسم های عصب- روانشناختی88 در پدیدآیی و تداوم اختلال احتکار حمایت می کنند.
از عوامل خطر دیگر در پدیدآیی این اختلال عوامل خلق و خویی و محیطی می باشد. دو دلی ویژگی برجسته افراد مبتلا به اختلال ذخیره سازی و خویشاوندان درجه یک آنهاست. افراد مبتلا به این اختلال اغلب به صورت گذشته نگر از وقایع زندگی آسیب زا و استرس زای قب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد افکار مزاحم، کمال گرایی، وسواس فکری، فراشناختی Next Entries پایان نامه درمورد افراد مبتلا، فراشناختی، درمان رفتاری، مسئولیت پذیری