پایان نامه درمورد باورهای دینی، هویت یابی، سبک هویت، بحران هویت

دانلود پایان نامه ارشد

پیشگیری وضعی به کاهش فرصت های ارتکاب جرم و زمینه های وقوع یک جرم توجه می شود. در این نوع پیشگیری موضوعی که مهم است دو عامل مراقبت و نظارت است.اقداماتی نظیر نصب دوربین مداربسته در مغازه ها و معابر،استفاده از کارت به جای پول نقد،علامت گذاری دام ها،گشت های شبانه پلیس و…از جمله اقدامات پیشگیری وضعی یا موقعیت مدار است.61

فصل دوم:
مبانی تعدیل گرایش های مجرمانه با تکیه بر باورهای دینی
در این فصل به مبانی فردی و اجتماعی مکانیزم های تعدیل گرایش مجرمانه و مفاهیم و پیوند های پایه ای آن می پردازیم.
مبحث اول: مبانی فردی
پدیده جنایی که در متن جامعه رخ می دهد زاییده فعل انسان است و به عنوان یک واقعیت انسانی شناخته می شود.واقعیت انسانی به این معنا که عمل جنایی از موجودی به نام انسان سر می زند نه اشیاء و یا حیوانات،بلکه این موجود انسانی است که از اراده و شعور برخوردار است و یک پدیده مجرمانه در نهاد انسان شکل می گیرد و باید در برابر عمل خود پاسخگو باشد.البته که نباید دیدگاه واقع گرایانه را نیز از منظر دور نگاه داشت و نقش عوامل پدید آورنده وقوع جرم شامل وراثت،محیط اجتماعی،اقتصادی ،فرهنگی ودیگر عوامل زمینه ساز ارتکاب جرائم را از یاد برد.62 در این فصل بحث از موجودی به نام انسان، هویت وجودی وی، ایمان او به باورها و تاثیر این باورها بر روی روش و منش آدمی است.بحث از کشاکشی است که در درون بین باورهای مومنانه با گرایشات مجرمانه در غَلَیان است.در گفتار اول می خوانید که انسان به دنبال گوهر گمشده خود”هویت” و نقشه راه باور های دینی در پیدایی این حقیقت وجود آدمی است.در فصل بعد در پیوند با باورهای دینی و سلامت روانی خواهیم دید که محیط روان با باور به ایمان، سالم و بهداشتی می گردد و هنگامی که روانی سالم گشت،سایه شوم جرم نیز از سر آدمی رخت بر می بندد.و در گفتار آخر می خوانیم که شعله های سرکش شهوت و خشم و غضب و مال پرستی چگونه با تکیه بر ایمانی راسخ فروکش کرده و روانی معتدل و متعادل به وجود می آید.
گفتار اول: باورهای دینی و هویت یابی انسانی
«قُل کُلَّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَته فَرَبَّکُم اَعلَمُ بِمَن هوَ اُهدی سَبیلاً: بگو هر کس بر طینت خود عمل می کند پروردگارتان داناتر است که چه کسی به راه راست هدایت یافته تر است.»63 از دیدگاه قرآن انسان موجودی است که بر شاکله و طینت خود عمل می کند.همواره هویت و کیستی آدمی اولین پرسشی است که بعد از چیستی هر انسان مطرح می گردد.اینکه هر فرد بداند در درون او چه می گذرد،به چه چیزهایی علاقه دارد،از چه مسائلی به دور است،اینکه به چه احساس و گروهی تعلق دارد خود داستانی مفصل است.
شناخت خود و هویت یابی انسان یکی از مهمترین تاکیداتی است که همواره دین بر آن پای فشرده است.این که انسان عالم کبیری در درون خود دارد و یک جهان کوچک است و باید قدم به سرزمین ناشناخته خویشتن بر دارد و به کشف سرزمینهای وجودی و استعدادهای بکر خود دست یابد.از امام محمد باقر(ع) در تحفه العقول نقل است که می فرمایند:«هیچ شناختی همچون شناخت خویشتن خودت نیست» یا در سخنان حضرت علی (ع) در غرر الحکم آمده است:«أَفضَلُ المَعرِفَهُ،مَعرِفَهُ الإِنسانِ نَفسَهُ:برترین معرفت،شناخت آدمی است خویشتن خود را»64 همانطور که می بینیم با توجه به این احادیث و روایات جایگاه خودشناسی و هویت یابی در دین بسیار مهم است به طوریکه هر کس باید به خودشناسی و یافتن هویت خویش بپردازد. البته دین در این راه روشهایی را نیز معرفی می کند.خداوند عالم در آیات متعدد در قرآن کریم از خلق انسان گرفته تا بعد از آن چنان اهمیت و مقامی برای انسان قائل شده است که “من” حقیقی انسان را بسیار والا جلوه می دهد.جایی او را خلیفه خود در زمین می نامد:«وَ إِذ قالَ رَبُّکَ المَلائِکَهِ إِنّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلیفَهً:و چون پروردگار تو به فرشتگان فرمود:من در زمین جانشینی خواهم گماشت.»در ادامه فرشتگان اعتراض می کنند و خداوند در پاسخ می فرماید:«قَالوا أَتَجعَلُ فِیهَا مَن یُفسِدُ فِیها وَ یَسفِکُ الدِّماءَ وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنّی أَعلَمُ مَا لَا تَعلَمُونَ:(فرشتگان)گفتند:آیا کسی را می گماری که درآن تباهی کند و خونها بریزد؟و حال آنکه ما با ستایشت،تو را تنزیه می کنیم،و به تقدیست می پردازیم.فرمود:من چیزی میدانم که شما نمی دانید.»65 در جایی به آدم تمام اسماء را آموخته است66 انسان مقامی دارد که خداوند از روح خود در او دمیده است67، و آسمان و زمین را مسخّر او گردانیده68 و اینکه او را به بهترین وجه آفریده است.69 حال این انسان با این مشخصات باید صفات عالیه خود را پیدا کند،تن به هر رذیلتی ندهد،و من واقعی و قدسی او در پرتو دین پیدا می شود.تمام مکاتب تا جایی ماهیت انسان و خواسته های او را برآورده می کنند اما این دین است که جامع تمام صفات و شاکله اصلی شخصیت انسان را معین نموده و دستور العمل آن را در فطرت او نهاده است.
یکی از رسالت های انبیا و اهداف دین، دادن بینش و ایجاد یک شخصیت مستقل و واحد و همچنین هویتی پایدار به افراد است.اینکه این هویت شکل گرفته و سالم با هر بادی به سمتی خم نگردد و روان فرد استوار بماند از اهداف انبیاء الهی است.اینکه انسان از خود وجودیش حقیقتی والا و برتر از همین شهوات و دنیاگرایی احساس کند و این عوامل مادی را در خدمت ساختن روحی بزرگتر قرار دهد.به طور مثال حضرت یوسف تنگنای زندان را از کاخهای مجلل و آلوده به گناهان و فریب ها بهتر می داند:«رَبِّ اَلسِّجنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدعُونَنِی إِلَیهِ»70 زیرا هویت و روح آزاد او بر یک مبنای درست و منطقی و راهی استوار برخوردار است که هر گونه فریب خللی در ایمان راسخ او به وجود نیاورد.که یوسف،اگرچه برده بود و از خود هیچ نداشت و در مقابل زنی زیبا و دارای مقام قرار گرفته بود و در آن لحظه هم کسی جز آن دو نفر از موضوع اطلاعی نداشت،اما با آزادگی تمام تقاضای زلیخا را رد می کند و می گوید که اگرچه که من بنده هستم اما تن من برده است ولی روحم آزاده می باشد و بنده هوی و شهوت نیست.پس زندان را به این جایگاه مرفه ترجیح می دهم.71 ساختن چنین فردی با درجه بالایی از ثبات و اطمینان از هدف ها و دستاوردهای دین و باورهای دینی است که به راحتی در برابر مسائل و خواسته های گوناگون تسلیم نگردد.
بند اول: مفهوم هویت انسانی
تعریف هویت نخستین بار توسط “اریکسون” ارائه شد و به وسیله “واترمن” و ” آچر” مورد تحلیل قرار گرفت.در مطالعه شخصیت انسان هویت یک جنبه اساسی و ذاتی و درونی هر فرد می باشد که با گذشته اش مرتبط می شود.هویت به این معنا یک مفهوم ذهنی است که فرد با آن احساس تداوم و یکپارچگی می کند.مفهومی که فرد از خود در ذهن دارد با مفاهیمی چون هویت جنسی،فردی،گروهی،هویت نژادی و دیگر مفاهیم رایج مورد استفاده قرار می گیرد.”مارسیا(1968)”هویت را ترکیبی از همه ارزش ها،باورها،نقش ها،رفتارها،مهارت های مختلف شناختی،اخلاقی و عملی می داند که باعث می شود فرد در بزرگسالی به یک خود منسجم و کل ترکیب یافته تبدیل شود و چیزی که خود را من می داند که بوسیله آن فرد هم احساس پیوستگی به گذشته خود دارد و هم جهت گیری خود را نسبت به آینده ترسیم می کند.
“برزونسکی(2003)”«جدیدترین نظریه مربوط به هویت را ارائه داده که نظریه سبک های هویتی “برزونسکی” است.در این نظریه به الگوهای شناختی اجتماعی تصمیم گیری،حل مسئله،مواجهه با مشکلات،درگیری با تکلیف و برخورداری از سلامت عمومی شناخته شده پرداخته شده است.بر اساس این الگو برزونسکی سه سبک هویت: یعنی اطلاعاتی، هنجاری، سردرگمی اجتماعی را مشخص کرد.افرادی که دارای سبک هویت اطلاعاتی هستند، فعالانه به جستجوی اطلاعات می پردازند و مراحل اکتشاف و تعهد را پشت سر گذاشته اند.در سبک هویت هنجاری:افراد از مراجع قدرت تبعیت می کنند و خودشان در جستجوی تفکرات و عقاید مستقل نیستند و پیوسته در حالت سردرگمی به سر می برند اینگونه افراد نه به اکتشاف می پردازند نه به تعهد می رسند.72 از نظر “اریکسون” «هویت یک تعریف سازمان یافته از خود است که از ارزشها و باورها و اهدافی که فرد بدان پایبند است تشکیل شده است.»او همچنین معتقد است که احراز و شناساندن یک هویت موفقیت آمیز به تجربه راحت و سلامت باز می گردد.وقتی که شخص به یک هویت ثابت و قابل اعتماد دست یافت،دارای ثبات شخصیت می شود،می داند که در چه جهتی حرکت کند و به کدام گرایش تعلق دارد و یک خود ثابت باعث پیشرفت او در کارها می شود.73چنین شخصیتی دارای یک هویت یکپارچه است و مانند برگ درخت با هر بادی به سویی پر نمی کشد،و خود او می تواند انسانی هویت ساز باشد.
انسان مجموعه ای چندگانه است دارای ابعادی متضاد،یک بعد احساسات و عواطف آدمی:فضیلت ها،کرامت ها،مسئولیت ها،استعدادها،لیاقتها که بعد معنویش را می سازند،و بعد دیگر که شامل:جهالتها،عصیانها،طغیانها،حرص ها،حسدها،بخلها،غرایظ و..که گرایشهای ضد ارزشی او را تشکیل می دهند.هویت مادی او هم بدن و جسم و به طور کلی قالب مادی بدن انسان است.اندیشه،شخصیت و هویت آدمی نیز در قالب بعد اول قرار می گیرد.تمام تلاشهای تجربی،عرفانی، فلسفی و همینطور تلاش های علومی مثل روانشناسی،علوم اجتماعی،علوم تربیتی و…معطوف به شناخت انسان و هویت و کیستی او بوده است.هر چند که هنوز پس از این همه تلاش و تحقیقات و پژوهش های وسیع هنوز هم با موجودی ناشناخته به نام انسان مواجه هستیم که بسیاری از ابعاد او ناشناخته مانده است.74
جستجوی هویت اصولا از زمان نوجوانی اتفاق می افتد.در دوره نوجوانی به علت اتفاقات و تغییراتی که در درون و بیرون از وجود آدمی می افتد از قبیل فعال شدن نیروی جنسی،تغییرات هورمونی،تغییرات در رفتار و گفتار،حس استقلال خواهی و بسیاری تغییرات فیزیکی و روانی دیگر نوجوان را با این پرسش مواجه می کند که من کیستم؟ باید چگونه زندگی کنم؟ علاقه های من کدام است؟ با کدام ارزشها و باورها باید زندگی کنم؟ خودم را در چه قالبی باید به جامعه معرفی کنم؟ این پرسش که تا چند سال دیگر هم ادامه می یابد را جستجوی هویت گویند.«اریک اریکسون هویت را به صورت یک احساس نسبتا پایدار از یگانگی خود تعریف می کند و نوجوانی را به عنوان مرحله ای از رشد می بیند که در آن باید احساس هویت به دست آید.وی اضافه می کند که بحران هویت یک دوره تصمیم گیری بهنجار است،نه دوره ناگهانی و بدون نظم همراه با تنش و اضطراب.مطالعات مختلف نشان داه که حاکمیت مذهب در جامعه به رفع بحران هویت کمک می کند و در جوامعی که مذهب وجود ندارد نوجوانان بحران شدیدتری را تجربه می کنند.چرا که مذهب به مهمترین سوالات نوجوانان،یعنی از کجا آمده ام؟چه کسی هستم؟به کجا خواهم رفت؟و چه کار باید بکنم پاسخ می دهد.»75
بند دوم: هویت یابی انسانی و تعدیل گرایش های مجرمانه
اریکسون در تعریف یک هویت موفق می گوید:«اکتساب هویت اطمینان و اعتماد فزاینده ای است که با توانایی فرد برای حفظ همانی و تداومی که فرد برای دیگران دارد مطابقت می کند.»این شخص بتدریج افکار را درباره خود وجودیش یکنواخت می کند،هرگونه هویت دیگری یا بیگانه راهزنی را نفی کرده و به یک “من واحد” دست پیدا می کند.اینگونه افراد در شرایط متفاوت و سخت زندگی روحیه خود را نمی بازند و از راه حل های دم دستی و پر خطر برای انجام کارهایشان استفاده نمی کنند.در برابر حوادث انعطاف دارند و در برابر جرم مقاومت زیادی نشان می دهند.کسانی که دارای چنین هویت مستقلی هستند عملکردی منطقی در برابر عوامل فشارزا از خود بروز می دهند و به عقاید دیگران در مورد تصمیم گیری خود کمتر اعتنا می کنند.این افراد خود فرمان بوده اغلب احساس خوب و مثبتی دارند،و در شرایط اضطراب و خطر با اعتماد به نفس به مسائل می نگرند.از نظر چنین فردی “من” یک انتخاب است که به او اجازه می دهد واقعیت های خارجی را به نوعی درک و هزم کند که اضطراب او کاهش یابد.76 انسانی که به این وجود یکدست و من واحد دسترسی می یابد کمتر به سمت خلاف و انحراف تمایل نشان می دهد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، پیشگیری وضعی، پیشگیری اجتماعی، جرم شناسی Next Entries پایان نامه درمورد از خود بیگانگی، قرآن کریم، هویت یابی، بحران هویت