پایان نامه درمورد انکوباتورها

دانلود پایان نامه ارشد

مي كنند، عوامل مثبت و موثري براي ترغيب و رشد خلاقيت و نوآوري در سازمان خود به وجود مي آورند.(همان منبع)
2-2-6- عوامل تسهيل كننده در رشد کارآفريني
حمايت مديريت: ارزشها و فلسفه مديريت و ميزان حمــــايت مديريت ارشد از افراد ريسك پذير و نوآور در سازمانهاي كارآفرين اهميت بسزايي دارد و اساساً حمايت مديريت يكي ازمهمترين عوامل در بين پنج عامل اصلي كارآفريني سازماني – يعني تشويق و پاداش، ساختار سازماني، ريسك پذيري، دسترسي به منابع، و حمايت مديريت است تحقيقات زيادي درخصوص اين عامل انجام شده و خصوصيات ذيل در مديريت ارشد سازمان، مبين حمايت مديريت از كارآفريني است.
خصوصيات شخص مديرعامل؛
تغذيه مالي براي شروع و حركت طرحهاي نو.
استفاده از ايده هاي جديد كاركنان.
سازگاري ارزشها و فلسفه مديريت يا كارآفريني.
اعتقاد به مديريت مشترك.
تحمل انحراف از قواعد.
قدرداني از افراد ريسك پذير.
قدرت تصميم گيري مديريت ارشد.
قبول مسئوليت فعاليتهاي كارآفرينانه.
پذيرش ريسك به عنوان خصيصه اي مثبت.
تنوع در حمايتهاي مالي.
قدرداني از افراد صاحب ايده.
تجربه نوآوري مديريت ارشد.
حمايت از طرحهاي آزمايشي كوچك. (صادقي،حناچيان ، 1387 : ص 10)
تفكر استراتژيك: يكي از تمهيدات بسيار مهمي كه نقش قابل ملاحظه اي در پرورش مفاهيم آموزشي در دو سطح فردي و سازماني داشته و بستر لازم جهت عملي شدن آن مفاهيم را به صورت تغييرات رفتاري و عملكردي فراهم مي آورد ايجاد تفكر استراتژيك در سازمان است.
تفكر استراتژيك در دو سطح فردي و سازماني با جامعيت و دورانديشي خاصي كه ايجاد مي كند باعث درك بهتر سازمان و محيط آن شده و به خلاقيتهاي مكرر منجر مي شود. ازطرف ديگر، زمينه ارتباطات و تعامل بيشتر بين مديران و كاركنان را فراهم آورده و باعث بهره برداري از نبوغ و خلاقيت كاركنان در سازمان مي شود. كارآفريني سازماني در راستاي بهبود عملكرد سازماني مي باشد و دريک نگاه مي توان گفت اثر سينرژيك بر توسعه بلندمدت جامعه در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را به دنبال خواهد داشت، از اين رو آموزش و پرورش نيز كه در سازمانهاي مختلف كشور ما تشنه توسعه است ضرورتي دوچندان پيدا مي نمايد.( همان منبع :ص 12)
2-2-7-اهميت فرهنگ در توسعه کارآفريني
مقوله فرهنگ در دهه هاي اخير يکي از مهم ترين مباحث مديريت و سازمان ها مي باشد,اهميت مسائل ميان فرهنگي با جهاني شدن کسب کار براي مديران افزايش پيدا كرده است.اهميت اين موضوع با افزايش حضور زنان در دهه هاي اخير بيشتر شده است .
ارزش ها و تفاوت هاي فرهنگي ميان زنان و مردان ودر سطح کلي تر ميان کشورهاي مختلف مي تواند بر جنبه هاي عملکردي مديريت تاثير بگذارد. اثر فرهنگ بر کارآفرينان و استراتژي هاي آن ها بسيار مهم است؛چون معمولا ميزان ريسک پذيري و مواجه شدن با شرايط نامطمئن در فرهنگ هاي مختلف ,متفاوت است .
فرهنگ مجموعه اي است از اصول اساسي و راه حل هاي مشترک براي مشکلات جهاني ,تطابق بيروني (چگونه زنده بمانيم )و انسجام دروني ( چگونه کنار هم بمانيم ). اين مفروضات و اصول اساسي در طول زمان تکامل مي يابند و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شوند.کارآفريني و شاخص هاي آن نظير ريسک پذيري ، خلاقيت، تغييرپذيري، انعطاف پذيري ، مواجه شدن با شرايط نامطمئن در افراد جوامع مختلف متفاوت است .(اميري ، گلکار ، 1387)

2-7-آيا مي توان کارآفريني را آموزش داد؟
آموزش افراد براي کارآفرين شدن سخت است اما مي‌توان به راحتي به آنان آموزش داد تا نزد کارآفرينان کار کنند. يکي از راه‌هاي تشويق افراد به کارآفريني از طريق شرکت در دوره‌هاي کارآموزي است. کارآموزي تجربه فوق‌العاده‌اي در کارآفريني است . در حال حاضر برخي مدارس بازرگاني درس کارآفريني را به فراگيران خود ياد مي‌دهند. براي نمونه فراگيران در اين مدارس مي‌آموزند چطور براي ديگران کار کنند و کارمند خوبي باشند اما مي‌توان فراگيران را به گونه‌اي آموزش داد تا در يک شرکت کارآفرين کار کنند و با افزايش مهارت‌هاي خود به مقام‌هاي مديريتي نيز دست يابند. پس آموزش افراد براي کار کردن با کارآفرينان متفاوت از آموزش آنان براي کارآفرين شدن است.
2-2-8-يک کارآفرين بايد چه مهارت‌هايي داشته باشد؟
سه مهارت فروشندگي، مديريت افراد و خلق کالا يا خدمات جديد است که کارآفرين بايد آنها را بشناسد و فرا بگيرد اما هيچکدام از اين مهارت‌ها در مدارس بازرگاني آموزش داده نمي‌شود. هرگز دوره‌اي که نامش فروش باشد ،در هيچ مدرسه‌اي نديده‌ام. زماني که دوره‌اي مختص فروش در مدارس وجود نداشته باشد، چطور مي‌توانيم به کارآفرينان کمک کنيم؟ يک کارآفرين هميشه در حال فروش است و سعي مي‌کند نظر سرمايه‌گذاران احتمالي را به خود جلب کند يا اين‌که ايده‌هاي خود را به مشتريان و شرکاي خود بفروشد. پس فروشندگي يا جلب نظر ديگران، کاري مهم و تخصصي است که کارآفرين به آن نياز دارد. پس چرا جاي آن در دوره‌هاي آموزش کارآفريني خالي است؟
من آغاز فعاليتم سردرگم بودم تا اين‌که مخفيانه در کلاس‌هاي فروش شرکت کردم و اين کلاس‌ها نگرش من را نسبت به اداره شرکت تغيير داد. با اينکه در آن زمان مدرک فوق ليسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدريس کرده بودم اما هيچ وقت راجع به اين مسأله اطلاعاتي نداشتم و هيچکس هم در اين باره به من حرفي نزده بود و زماني که از دنياي آکادميک فاصله گرفتم، فرصت پيدا کردم تا بيشتر در اين باره تحقيق کنم.( حسيني خواه ، 1387)

2-2-9-چرا بايد کارآفريني را آموخت؟
در حال حاضر کارآفريني يک ضرورت مي باشد. زيرا سالانه حدود سيصد هزار نفر از دانشگاه هاي کشور فارغ التحصيل مي شوند و با توجه به نگرش دانشگاه هاي نظري نسبت به فارغ التحصيلان که آنها را فقط براي کارشناس شدن در دولت تربيت مي کنند، تنها 20 درصد فارغ التحصيلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسيار پيچيدهاي که در امر استخدام به جاي ضوابط حاکم است، اين درصد کمتر از اين مقدار مي باشد. البته سختي کسب و کار دولتي نه به اين خاطر است که اين کار بر بخش خصوصي ترجيح دارد، بلکه به خاطر نوع تربيتي است که جويندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند. بنابراين لازم است دانشجويان بدانند که چگونه بايد شخصاً يک فعاليت اقتصادي را راه اندازي کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهاي خلاق زده و تکنيک هاي خلاقيت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مديريت کنند؟ چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با ديگران ارتباط برقرار کنند؟ (جهانيان ، 1376)

2-2-10-خلاقيت، نوآوري و کار آفريني
از آنجا که مزيت هاي نسبي کشورهاي جهان سوم در زمينه مواد خام و کارگران ارزان به دليل اتوماسيون ارزش خود را از دست داده اند، توسعه فناوري و به تبع آن توليد محصولات و خدمات ابداعي و نوآور، به ضرورتي اجتناب ناپذير تبديل شده است. اين امر مستلزم خلاقيت نو آوري و کار آفريني مي باشد. نقش اين سه عامل را به ترتيب زير مي توان خلاصه کرد:
1-خلاقيت: يک توانايي فکري است که مي تواند به به يک اختراع يا ايده اي بکر در فرد خلاق منجر شود. (دانشنامه فارسي اقتصاد)
2- نوآوري: فرايندي است که اين اختراع يا ايده را به محصول يا خدمتي که به بازار قابل عرضه است تبديل مي کند. (دانشنامه فارسي اقتصاد)
3-کارآفريني: ويژگي فردي است که با عزمي راسخ با وجود موانع بسيار در رساندن يک محصول به بازار فرايند نوآوري را با موفقيت هدايت مي کند. (دانشنامه فارسي اقتصاد)
از آنجايي که کارآفريني مستلزم نوع ويژه اي از خلاقيت است و همچنيني در تمامي مراحل نوآوري، از ايجاد ايده اوليه تا تأمين منابع مالي و فروش، همه مستلزم خلاقيت است. لذا ابتدا به تعاريف و عناصر اصلي خلاقيت مي پردازيم.
خلاقيت را به صورت هاي مختلف و متعددي تعريف کرده اند. اما در تعاريف دو مفهوم تازگي و نو بودن و ديگري ارزشمندي وتناسب مشترک مي باشد.  خلاقيت متشکل از عناصر و اجزاي مختلفي است. آمابيل 10سه عنصر “مهارت هاي مربوط به قلمرو يا موضوع”، “مهارت هاي مربوط به خلاقيت” و همچنين “انگيزه” را اجزاي اصلي خلاقيت مي دانند.
مهارت هاي موضوعي: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقايق، اصول و نظريات در آن موضوع مي باشد.
مهارت هاي خلاقيت: اين مهارت ها با شکستن قالب هاي خشک ذهني، مهارت هاي موضوعي را در راه جديدي به کار مي گيرد، يعني از مهارت هاي موضوعي به شکل جديدي استفاده مي کند. مهارت هاي خلاقيت با ارزش هاي فکري زير همراه است:
1-شکستن عادت ها
2-به تعويق انداختن قضاوت ها و ارزيابي
3- درک پيچيدگي با توجه به مسائل پيچيده و درگير شدن با آن
4- متفاوت ديدن مسايل و مشاهده امور به شيوه تازه اي که قبلاً به آن توجه کافي نشده است.
4- وسعت فکر و برقراري ارتباط ميان ايده هاي متفاوت تکنيک هايي وجود دارد که اين ارزش هاي فکري را تقويت مي کند. از جمله: توفان فکري، اسکمپر، اسينکتيکس و … (موسوي ، 1386 : ص 2)
انگيزه: يکي از عناصر اصلي و شايد مهم ترين جزء اين مجموعه است. انسان بدون انگيزه بيروني و دروني نمي تواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگيزه دروني باشد کار براي افراد لذت بخش و جالب خواهد بود. آمابيل مي گويد انگيزه دروني مهم ترين نقش را در خلاقيت ايفا مي کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضايت وارد کار شوند و نه فشار خارجي، آنگاه مي توانند خلاقيت بيشتري از خودشان نشان دهند.
2-2-11-فرآيند خلاقيت
فرآيند شکل گيري راه حل هاي خلاق و مسايل و گام هايي که در اين فرآيند برداشته مي شود، فرآيند خلاقيت مي باشد. در اين زمينه آمابيل الگوي جالبي از فرآيند خلاقيت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسي ،عرضه مسئله، آمادگي، ايجاد پاسخ و اثبات پاسخ است. اما اهميت آن در روابط اين مراحل باعناصر سه گانه خلاقيت است. در مرحله اول (ارائه کار يا مسئله) انگيزه تأثير مهمي دارد. چرا که براي شروع فرآيند خلاق وجود انگيزه ضروري است و در مرحله دوم که آمادگي براي پاسخ يا راه حل است، بررسي، جستجو، مطالعه و جمع آوري مدارک در خصوص موضوع انجام مي پذيرد. به رغم باور عموم، اين مدل حاکي از آن است که اطلاعات بيشتر موجب خلاقيت بيشتر نمي شود. بيشتر اوقات افرادي که تازه وارد يک رشته شده اند خيلي بيشتر از افرادي که مدت طولاني در آن زمينه تلاش کرده اند، کار خلاق عرضه مي کنند. همان گونه که تحقيقات تجربي نشان مي دهند، دانش مهم نيست بلکه راه کسب آن مهم است. در مرحله سوم جستجوي حافظه و محيط اطراف براي ايجاد راه حل ممکن است؛ که انگيزه و مهارت هاي خلاقيت در اين مرحله مؤثر است.در مرحله چهارم که آزمايش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معيارهاي واقعي ديگر است مهارت هاي مربوط به موضوع ضرورتي است که بتوان پاسخ ممکن را با مقياس و اطلاعات موجود مقايسه کرد و به اين نتيجه رسيد که آيا راه حل ممکن موفقيت آميز بوده يا اينکه پاسخ مستدل نيست و امکان توليد وجود ندارد و راه حل به شکست انجاميده است و يا اينکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزديک کند. (همان منبع : ص 4)

2-2-12- انواع کارآفريني
در يک نگاه کلي مي توان کارآفريني را به دو نوع اساسي تقسيم نمود. کارآفريني فردي و کارآفريني سازماني. اگر نوآوري و ساخت محصولي جديد يا ارائه خدماتي نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفريني فردي و اگر حاصل تلاش يک تيم در سازماني باشد؛ آن را کارآفريني سازماني مي نامند.
بسياري از کارآفرينان کار خود را در قالب ايجاد شرکت هاي کوچک و متوسط11 شروع مي نمايند. اين شرکت ها سهم به سزايي در توسعه صنايع پيشرفته وايجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند. لذا بسياري از دولت ها متقاعد شده اند که بايد بستر رشد را براي واحدهاي کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوري)، پارک هاي صنعتي و فناوري فراهم نمايند و آنها را تا زماني که بتوانند به صورت يک شرکت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سازماني، كارآفريني، كاركنان Next Entries پایان نامه درمورد تحمل ابهام، عصر اطلاعات، ارزش افزوده