پایان نامه درمورد امام علی (ع)، ارزیابی شخصیت، امام سجاد (ع)، خواجه نصیر

دانلود پایان نامه ارشد

ضعیفان. مقتضای این قسم از عدالت آن است که آدمی به حق خود راضی بوده و ظلم با حدی روا نداشته باشد و به قدر استطاعت و امکان حقوق برادران دینی خود را به جا آورد و هر کسی را از ابنای نوع خود به مرتبهای که لایق او باشد بشناسد و بداند که هر کسی را از جانب پروردگار حقی لازم است و به ادای آن بشتابد.184 سوم عدالتی است که میان زندگان و ذوی الحقوق ایشان میباشند از اموات مثل اینکه قروض مردگان خود را ادا کنند و وصیتهای ایشان را به جا آورند و ایشان را با تصدیق و دعا یاد کنند.185 در هر سه نوع عدالت، وفای به عهد جزء لاینفک آن محسوب میشود.
3-3-3. رابطهی وفای به عهد و صداقت
معنای صدق به صورت کلی عبارت است از اینکه گفتار و کردار و تفکرات شخصی با واقعیت مطابقت داشته باشد. وقتی میان دو چیز رابطه مستقیم وجود داشته باشد، آن دو چیز کاملاً به هم وابسته خواهند بود و کم و زیاد شدن یکی به طور مستقیم روی دیگری اثر خواهد گذاشت؛ به این معنا که هر چه صداقت و صفا در گفتار و کردار و اندیشه و هدفگیریهای فرد، بیشتر باشد به همان نسبت برای وفای به عهد و انجام گفتههای خویش بیشتر تلاش خواهد کرد و هر چه فرد در انجام تعهداتش دقیقتر باشد، صداقت او بیشتر نمایان میشود. یعنی صداقت، علت وفای به عهد و وفای به عهد، نشانه صداقت است.
بنابراین، وقتی روحیهی یک انسان آمادهی عمل بر طبق واقعیات شده است، چنین انسانی همواره در مسیر صدق حرکت میکند و همواره در مسیر صداقت سخن میگوید، می‌اندیشد و وعده میدهد.
صداقت و راستگویی از شریفترین صفات برجستهی اخلاقی و یکی از مهمترین ملاکهای ارزیابی شخصیت ایمانی مؤمن و راهی برای کسب اخلاص کامل است و ضد آن دروغ است. اصل اولیه در مادهی «صدق» تمام و کامل بودن، سلامت از خطا و خلاف و بر حق بودن است. این معنای اولیه در کاربردهای گوناگون متفاوت است.186
انساني كه در همهی جوانب زندگي داراي صدق بوده و در قول و عمل و همچنين در مسائل اعتقادي و اخلاقي هم چون صبر، وفاي عهد و غیره راستگو باشد، به او صدیق اطلاق میگردد.187 اگر در بعضی صادق نباشد، تنها در آنچه صادق است، او را صادق میخوانند؛ مثلاً کسی که در گفتار صادق باشد او را «صادق القول» می‌خوانند می‌توان لفظ صادق را بر او اطلاق نمود. و يا كسي كه به عهدهاي خود وفا كند، به او «صادق الوعد» گفته ميشود.
3-3-3-1. رابطه وفای به عهد و صداقت در قرآن
در قرآن كريم صداقت يكي از لوازم اصلي عهد شمرده شده است و در اين زمينه می‌فرماید: «و اهل صدق و تقوی آنهایی هستند كه به پیمان‌های خود زمانی كه می‌بندند وفا كننده‌اند»188
لفظ صدق در قرآن در 93 آیه و در شش معنی آمده است: الف) صدق در گفتار: «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا؛ و راستگوتر از خدا درگفتار كيست.»189ب) صدق در نیت (اخلاص) ج) صدق در عزم و تصمیم د) صدق در وفا به عزم و تصمیم: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ؛ از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند .»190 ه‍) صدق در عمل (مطابقت اعمال ظاهری با حالات باطنی): «وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ؛ و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند و آنان همان پرهيزگارانند.»191 و) صدق در مقامات دینی و اخلاقی (مانند صدق در توکل، در زهد و تقوا، …): «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد».192
باز در جایی دیگر میفرماید:
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ ميثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‏ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرينَ عَذاباً أَليماً؛ و چون از پيامبران پيمانشان را بستانديم، و نيز از تو پيمانت را گرفتيم، و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و از همه‏شان ميثاق غليظى بستانديم تا از راستگويان بخواهم كه راستی باطنى خود را اظهار كنند، و خدا براى كافران عذابى دردناك آماده كرده است.193
و در ادامه، باز در همین سوره میفرماید:
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً؛
بعضى از مؤمنان مردانى هستند كه بر هر چه با خدا عهد بستند وفا كردند، پس بعضى‏شان از دنيا رفتند، و بعضى ديگر منتظرند و هيچ چيز را تبديل نكردند.
تا خدا به صادقان، پاداش صدقشان را دهد و منافقان را اگر خواست عذاب كند، و يا بر آنان توبه كند، كه خدا آمرزنده رحيم است.»194
با توجه به این آیات میتوان گفت که وفای به عهد و صداقت رابطهی تنگاتنگ و طرفینی دارد و یکی از لوازم وفای به عهد صدق و راستی و راستگویی است و از طرف دیگر لازمهی صداقت هم وفای به عهد است.
3-3-3-2. رابطه وفای به عهد و صداقت در آموزه‌ها و سیره نبوي
صدق و وفاداری دو لفظ‌اند که یک مفهوم «راستی» را در دو حالت مختلف آغاز و انجام کارها بیان میکنند. معنی «وفاداری» همانا «صدق در گفتار و کردار، استواری بر گفته و وعده و عدم تبدل در فراز و نشیب اوضاع و احوال روزگار است. هر کس صادق و درستکار باشد به همه‌ی خیرات و فضایل میتواند دست یابد. مسلماً انسان دروغ‌گو نمیتواند به وعدهای که میدهد وفا کند. احادیث فراوانی در این رابطه بیان شده که پرداختن به آن، هدف این نوشتار نیست و تنها به چند مورد در خصوص این بحث اکتفا میشود.
صدق در عهد، وفای به قول و قرارها و تعهدات است. چنانکه روایت است که اُوَیس قَرَنی انسانی وارسته بود. چنان که با شنیدن ویژگیها و آموزههای پیامبراسلام، به حقانیت آن حضرت ایمان آورد. او پیش از اسلام آوردن نیز مردی پاک اندیشه و پاک رفتار بود. وی همواره به ارزشهای والای اخلاقی و انسانی احترام میگذاشت و در همهی عرصههای زندگی، این ارزشها را رعایت میکرد. اویس در زادگاه خود سرگرم کار بود و مادری پیر داشت که احترام و نگه داری او را بر همهی کارها مقدم میشمرد. وی هرگز از دستورهای مادرش سر نمیپیچید؛ تا آنجا که برای خدمت به مادر و تنها نگذاشتن او، حتی به سفر نمی رفت.
روزی هجران رسول خدا(ص) او را بسیار بیتاب کرد. از این روی، نزد مادر رفت تا از او اجازه بگیرد و برای دیدار پیامبر به مدینه برود. مادر چون به وجود اویس و کمکش نیاز داشت، به او گفت: «برو، ولی زود بازگرد. بیش از نصف روز، در مدینه نمان». اویس با اشتیاق بسیار، برای دیدن پیامبر به سوی مدینه شتافت. چون به این شهر رسید، باخبر شد که رسول خدا(ص) به سفر رفته است. اصحاب به او گفتند: «امشب را نزد ما بمان تا پیامبر از سفر بازگردد». اما اویس گفت: «به مادرم قول دادهام که زود برگردم، اینک ناچارم که به یمن بازگردم. شما سلام مرا به محبوبم، رسول اکرم برسانید». سپس عازم یمن شد. هنگامی که پیامبر از مسافرت بازگشت، اصحاب به ایشان گفتند: «بیابان گردی به نام اویس از یمن آمده بود [تا شما را ببیند] و چون شما در مدینه نبودید، به شما سلام رساند و بازگشت». پیامبر خدا فرمود: «آری، این نور اویس است که در خانهی ما بر جای مانده است. اویس همان کاری را انجام داد که من دوست داشتم».(5) چنانکه از این روایت پیداست پیامبر اکرم از اینکه اویس با مادرش صادق بوده است و سعی کرده برای وفای به عهد با مادرش حتی از دیدار پیامبر که بسیار مشتاق آن بوده است، صرفنظر کند، بسیار خوشحال شده است.195
در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل است که صداقت را وفای به عهد میدانند و میفرمایند: «اما علامة الصادق فاربعة: یصدق فی قوله و یصدق و عدا… و وعیده و یوفی بالعهد و یجتنب الغدر؛ نشانه شخص صادق چهار چیز است: سخن به راستی گوید، به بیم و نوید الهی ایمان دارد، به عهد و پیمان خویش وفادار است و از حیله و خیانت پرهیز کند».196
در رابطه با ارتباط بین وفای به عهد و صداقت احادیثی از امیرالمؤمنین علی (ع) و امام سجاد (ع) احادیثی نقل شده است که بیان آن‌ها را ضروری و لازم دانستم.
امام علی (ع) با اشاره به دو عنصر گران‌بهای صدق و وفای به عهد می‌فرماید: «ایها الناس ان الوفاء توام الصّدق و لا اعلم جنةً اوقی منه ؛ ای مردم، وفاء به عهد، همراه صداقت است و من سپری نگهدارنده تر از وفاء (یا صدق) نمی بینم.»197 وی در ادامه همین مطلب، مردم را از پیمان‌شکنی نهی کرده و به صداقت و وفای به عهد تشویق می نماید.
در جای دیگر میفرمایند: «أَحْسَنُ الصِّدْقِ اَلْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ؛ نيكوترين راستي وفاي به عهد است». 198
باز میفرمایند: کسی که پیمان میبندد و میگوید: من فلان کار را انجام میدهم، هنگامی که پیمان‌شکنی میکند، در واقع دروغ گفته است و آدم پیمان‌شکن را میتوان آدم دروغ‌گو به شمار آورد. و از آنجا که حسن صداقت و زشتی دروغ برای همه آشکار است، امام علی (ع) وفای به عهد و پیمان‌شکنی را قرین این دو میآورد تا حسن و قبح آن دو روشنتر شود.199
صداقت گوهری است که هر جا یافت شود و در هر کس تجلی یابد، نفیس و ارزشمند است. صداقت پایه و اساس و زیربنای وفای به عهد است و وجود این دو امر نشانه‌ی ایمان و نبودنش علامت نفاق است.
3-3-3-3. رابطهی وفای به عهد و صداقت از منظر فیلسوفان و علمای اخلاق
خواجه نصیر در تبیین معنای صداقت و راستی تاکید دارد که این خصلت مربوط به تمامی اعضای بدن میشود. یعنی تمامی حرکات، رفتار، گفتار انسان باید مطابق قلب وی باشد، و در قلب و نیت نیز صداقت و یکرنگی داشته باشد.200 و صداقت در نظری وی چنین تعریفی دارد:
«مراد از آن راستی است؛ هم در گفتن، و هم در نیت و عزم و هم در وفا به آن چه که زبان گفته باشد و وعده کرده باشد، و هم در تمامی حال ها که پیش آید او را … و علما گفتهاند که هرکس چنین باشد خواب های او نیز همه راست بود، و راست آید».201
امام محمد غزالی نیز برای صدق، شش مرتبه قائل شده است که مرحله‌ی چهارم آن را با وفای به عهد پیوند داده، گفته است: صدق چهارم آن است که وقتی انسان، امری را اراده کرد و در باره‌ی آن تصمیم گرفت به آن وفا کند و تصمیم خود را عملی سازد. بسیار اتفاق میافتد که انسان هنگام وفای به عهد سستی نشان میدهد و چنین فردی صادق به شمار نمیرود.202
مرحوم نراقی نیز وفای به عهد را یکی از بهترین نوعهای صدق بیان کرده است و میگویند: «از انواع راستگویی، صدق و راستگویی در شهادت دادن است و آن ضد شهادت به دروغ است. و همچنین صدق در سوگند، و آن ضد سوگند به دروغ است و نیز وفای به عهد نمودن و آن ضد خلف وعده کردن است و آن (یعنی وفای به عهد) از بهترین و دوست داشتنی‌ترین نوع‌های صداقت و راستگویی است. هم از این روست که خداوند متعال اسماعیل را به آن ستایش نمود و میفرماید: « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا؛در اين كتاب اسماعيل را ياد كن كه وى درست وعده، و فرستاده‏اى پيامبر بود».203 گفته شده که همانا اسماعیل، با کسی در جایی وعده‌ای گذاشت، پس او نیامد، ولی اسماعیل بیست و دو روز به انتظارش نشست و نیز روایت شده که: مردی با پیامبر اکرم (ص) بیعت کرده و وعده داد که در محلی به حضور پیامبر برسد، پس آن مرد آن روز و روز بعد فراموش کرد. روز سوم آمده، پیامبر اکرم(ص) را در آن محل مشاهده کرد. فرمود: وعده، دین است (دین یا بدهی). و فرمود: وعده مانند دین است یا برتر.204
صدق نیز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد فضایل اخلاقی، عدالت اجتماعی، روابط انسانی، قانون مداری Next Entries پایان نامه درمورد فضیلت اخلاقی، سوره مؤمنون، قرآن کریم