پایان نامه درمورد امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

از نظر سندضعيف است.139
بند سوم: قاعده طهارت و اصالت برائت
هـرگـاه هـيـچ دليل و نشانه اي برحكم واقعي در مسئله اي وجود نداشته باشد, بايد به قواعد عام فـقـهـي يـا اصول عمليه و احكام ظاهري آن رجوع شود.
با اين كه در مباحث پيشين ثابت شد كه مـوضـوع طهارت اهل كتاب از سوي دو دليل (قرآن وروايات) پشتيباني مي شود و با وجود آن دو, نـوبـت بـه قـاعـده طهارت نمي رسد, اما با فرض آن كه هيچ يك از دلايل چهارگانه ذكر شده بر نـجاست اهل كتاب و دو دليل اقامه شده بر طهارت آن ها تمام و صحيح نباشد, ناچار مرجع در اين حـكـم ((قـاعـده طـهـارت )) خـواهـد بـود.
چنان كه برخي از فقها مثل آية اللّه مكارم و مـرحـوم سـبـزواري, صـاحـب ((الـذخـيـرة )) به همين قاعده فقهي استدلال كرده اند.
حـتـي كـسـاني كه قائل به نجاست هستند مثل امام خميني (ره ) اين مورد را با صرف نظر از ادله خاص بر نجاست, مورد جريان ((اصالت طهارت )) دانسته اند.140( بل مقتضي الاصل طهارتهم )
((قاعده طهارت )) از قواعد مسلم فقهي فقه شيعه است, چنان كه در اكثر كتب اصول فقه با بحث اصـالت برائت همراه است.
مهم ترين مأخذ و سندي كه براي اين اصل اقامه شده است, موثقه عمار مي باشد: موثقة عمار عن ابي عبداللّه عليه الاسلام، في حديث, قال: كل شي نظيف حتي تعلم انه قذر, فاذا علمت فقد قـذر, و مـا لم تعلم فليس عليك141
امام صادق عليه الاسلام، فرمود: هرچيزي اصولا پاكيزه است, مگر آن كـه بـدانـي كه نجس است.
آن گاه كه علم به نجاست آن پيدا كردي , نجس خواهدبود, و تا وقتي علم پيدا نكرده اي, هيچ باكي بر تو نيست.
گـرچه برخي از فقها, مثل آيت اللّه مكارم شيرازي بر دلالت اين حديث اشكال كرده اند كه ظاهر آن بـه موجب قيد ((حتي تعلم انه قذر)) مربوط به شبهات موضوعي است 142، چون تقييد به اين غـايـت در شـبـهـات حكمي هم جاري است, حديث فوق شامل شبهات حكمي نيز مي باشد.
آيت اللّه مكارم به موجب نارسا دانستن حديث مزبور, تقرير ديگري از دليل موجود بر قاعده طهارت دارند, ايشان مي نويسند: نـجاسات در شريعت اسلام محدودند و اصل اولي در همه اشيا طهارت است.
بنابراين, اگر چيزي به نظر شارع مقدس نجس است, بر او است كه آن را بيان كند, و تا هنگامي كه آن حكم به دست ما نرسيده است, ما موظفيم طبق اصل اولي با آن چيز معامله طهارت بنماييم.143
اصالت برائت راه ديـگـري كـه بـرخـي از فـقها مانند مرحوم سيد محمد عاملي صاحب ((مدارك )) ( الاول البرائة الاصلية , فان النجاسة انما تستفاد بتوقيف من الشارع ومع انتفائه تكون الطهارة ثابتة بالاصل ) در صـورت نـبـودن دلايـل خـاص بـراي طهارت اهل كتاب مطرح كرده اند, استدلال به اصل عملي ((اصالت برائت )) است.
اصل عملي هنگامي جاري مي شود كه هيچ دليل و اماره اي بر حكم خاص يا عـام آن مورد موجود نباشد.
ادله اصالت برائت و مفهوم و موارد به كارگيري آن دركتب اصول فقه به صورت مبسوط بحث شده است.
معروف ترين اسناد آن عبارت اند از:
1- آيـه شريفه لايكلف اللّه نفسا الا ما آتيها144
خداوند هيچ انساني را تكليف نمي كند, مگر به آن چه به او داده واعلام كرده است.
2- آيـه شـريـفـه و مـا كنا معذبين حتي نبعث رسولا 145
ما هيچ گاه بندگان خود راعذاب نمي كنيم, مگر آن كه پيامبري بفرستيم تا تكاليفشان را به آن ها بياموزند.
3- حديث صحيح كتاب خصال و توحيد صدوق: قال النبي صلي الله عليه و آله وسلم : رفع عن امتي تسعة: الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه و ما لايعلمون … 146
پـيـامـبـر اكـرم صلي الله عليه و آله وسلم فـرمـود: [تكليف و مؤاخذه درباره ] نه چيز از امت من برداشته شده است: خطا و فراموشي و آن چه برآن اكراه شوند و آن چه رانمي دانند و ….
4- حكم عقل به قبح مؤاخذه و عقاب بدون بيان, زيرا اگر خداوند انسان را به موجب تخلف وي از تكليفي كه به او ابلاغ نشده, مؤاخذه و عقاب كند, عقل انسان اين مؤاخذه و عقاب راقبيح مي داند و خداوند حكيم مبرا از انجام هرگونه كار قبيح است.
براين اساس, هر آن چه خداوند حكم و تكليفي خاصي درباره آن به مانرسانده, همگي نسبت به انجام آن آزاد و مجاز خواهيم بود.
مـوضوع هم غذايي با اهل كتاب, استفاده از ظرف هاي آنان, مصافحه با دست تربا آنان, استفاده از آب نـيم خورده آن ها, شست و شو يا استحمام با آنان دريك حمام و امثال آن چون طبق فرض, هيچ حكم حرمت و نجاست يا جواز و طهارت براي آن ها نيامده است, به موجب اين چهار دليل, محكوم به برائت و طهارت خواهند بود.
اين بخش را در دو محور اصلي بحث کرديم:
1ـ آيا اهل كتاب، پاك هستند يا نجس؟
2ـ آيا مشركان پاك هستند يا نجس؟
آن چه كه در اين چند سدة اخير در بين فقهاي شيعه، مشهور بوده است قول به نجاست اهل كتاب بوده است.
اهل سنت تقريباً بالاتفاق جز يكي دو نفر قائل به طهارت اهل كتابند و به جز 6ـ 5 نفر اهل سنت قائل به طهارت مشركانند اما در بين فقهاي شيعه، در بررسي اي كه در كتاب هاي آن ها انجام گرفته، به اين نتيجه رسيديم كه در قرون اوليه تا قرن سوم و چهارم بحث طهارت اهل كتاب به طور مستقل مطرح نبوده است كه در باره اش بحث كنند كه آيا پاك است يا نجس؟
اين مسأله نزد قدما مورد بحث رسمي نبوده است تنها فتاوايي در گوشه و كنار كتاب ها در باره مسأله مربوط به طهارت و نجاست، مثلاً مصافحه كردن با كافر، آيا جايز است يا خير؟ اگر دست داديم آيا دست بايد شسته شود يا نه؟! و پيدا مي شود كه خيلي به بحث ما ارتباط پيدا نمي كند.
برخي فقهاي شيعه قائل بودند كه اهل كتاب ذاتاً نجس نيستند بلكه بالعرض نجس اند چون آلودگي به خمر وميته دارند؛ لذا اگر مصافحه كردند، دستتان را بشوييد با توجه به اين كه اين نظريه در جمعي از فقها وجود داشته، بنابراين اگر فقيهي از فقهاي متقدم به لزوم شستن دست بعد از مصافحه با كافر فتوا داده باشد، نمي توان كشف كرد كه معتقد به نجاست ذاتي اهل كتاب است.
از قرن 4 و 5 رسماً فتوا مطرح مي شود اكثر فقهاي شيعه تا قرن سيزدهم، فتوا به نجاست اهل كتاب داده اند اما اقلّيّتي داريم كه فتوا به طهارت داده اند اسامي آنها را با ذكر مآخذ در رساله آورده ايم.
اما از قرن چهاردهم آرام، آرام عكس مي شود يعني فتاواي مراجع شيعه به طهارت اهل كتاب زياد مي شود مخصوصاً از زماني كه مرحوم آيت الله سيد محسن حكيم تغيير فتوا به طهارت اهل كتاب داد. گرچه ما در اين رساله بر طهارت اهل كتاب دلائل لازم را ارائه و آن را اثبات نموده ايم، ولي بايد خاطر نشان كرد كه طهارت اهل كتاب با مسئله ازدواج با آنان از ديدگاه فقها ربطي به هم ندارد و تمامي فقها در كتب فقهي اين دو مسئله يعني طهارت و ازدواج با اهل كتاب را در ابواب مختلف بيان كرده اند و هيچ ارتباط و ربطي بين اين دو مسئله قائل نمي باشند.
گفتار سوم : ازدواج با غير مسلمان از ديدگاه اسلام
الف : فقهاي اهل سنت
تمام فقهاي اهل سنت ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل کتاب( يهودي و نصارا) را جايز ميدانند و در بين مذاهب چهارگانه اهل سنت در اين مسئله هيچ اختلافي نيست، لذا ابن قدامه و ابن رشد بر جواز اين ازدواج ادعاي اجماع کرده اند.147 زيـديه نيز ازدواج با زنان يهود و نصارا را جايز مي دانند.148 همچنين در جامع الاحکام قرطبي، وي تعدادي از صحابه و تابعين را که به جواز نکاح زنان يهود و نصارا قائل بوده اند، را نام برده است که عبارتند از:
عثمان، طلحه، ابن عباس، جابر و حذيفه و از تابعين سعيد بن مسيب، سعيد بن جبير، حسن، مجاهد، طاووس، عکرمه، شعبي و ضحاک.149
ب) ديدگاه فقهاي اماميه
مي توان ديدگاه فقهاي اماميه را به چهار دسته تقسيم نمود. (محمد رضا جباران، ازدواج با غير مسلمانان):
دسته اول:
قائل به حرمت مطلق اين نوع ازدواج اند و طبق نظر آنها ازدواج دائم با زنان يهود و نصارا در هيچ شرايطي جايز نيست. از قائلان به اين نظريه مي توان افراد زير را نام برد:
شيخ مفيد، شيخ طوسي، ابن زهره، سلاّر، محقق حلي، شهيد ثاني محقق کرک
بند اول: ادله اين نظريه
آيات قرآن و روايات
1- ” وَ لا تَنكِحُوا الْمُشرِكَات حَتي يُؤْمِنَّ وَ لأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيرٌ مِّن مُّشرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنكِحُوا الْمُشرِكِينَ حَتي يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيرٌ مِّن مُّشرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئك يَدْعُونَ إِلي النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلي الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَينُ ءَايَتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ.”150
( با زنان مشرك و بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، ازدواج نكنيد! ( اگر چه جز به ازدواج با كنيزان، دسترسي نداشته باشيد، زيرا) كنيز با ايمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است، هر چند ( زيبايي، يا ثروت، يا موقعيت او ) شما را به شگفتي آورد .
و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، در نياوريد! ( اگر چه ناچار شويد آنها را به همسري غلامان با ايمان در آوريد، زيرا ) يك غلام با ايمان، از يك مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است، هر چند ( مال و موقعيت و زيبايي او) شما را به شگفتي آورد. آنها دعوت به سوي آتش مي‏كنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مي‏نمايد، و آيات خويش را براي مردم روشن مي‏سازد، شايد متذكر شوند!)
بند دوم : مفهوم شناسي واژگان آيه
نکاح در مورد اين واژه به تفصيل در فصل اول بحث کرده ايم و دانسته ايم که اين واژه، هم براي معناي عقد و هم براي آميز شب به طور مجازي استعمال مي شود و جز با قرينه هيچ يک از دو معنا را افاده نمي کند. البته نکاح در اين آيه به معناي ازدواج است.
امه و عبد: اَمه در لغت به معناي کنيز است و عبد به معناي غلام است ولي دانشمندان و مفسران اسلامي در اين مورد اختلاف نظر دارند که آيا مراد در اينجا کنيز و غلام براي مملوک است،151 يا مراد بندگان خدا.152
اعجاب: از ماده عجب و عُجب حالتي را گويند که به هنگام جهل به سبب چيزي بر نفس انسان عارض مي شود و همچنين به معناي بزرگ و مهم نمودن نيز است.
شرک: نام مشرک در قرآن براي بت پرستان و امثال آنها اطلاق شده است و شامل اهل کتاب نيست. ايمان: مراد از ايمان در اين آيه شريفه اسلام است چنانکه برخي گفته اند که مراد (يصدقن بالله و رسوله ) است.153
خداوند متعال در صدر آيه، بعد از نهي صريح از ازدواج با زنان مشرک، ايمان را غايت نهي قرار داده و مفهوم غايت اين است که نبودن ايمان مانع است و اهل کتاب مسلماً جزو مؤمنان نيستند. همچنين در ذيل آيه علت اين امر را دعوت کافران به گمراهي که موجب داخل شدن در آتش جهنم مي شود، قرار داده است و اين علت در همه اصناف کافران وجود دارد و به مشرکان بت پرست اختصاص ندارد و علاوه بر آنچه گفته شد، يهود و نصارا به نص صريح قرآن مشرک هستند و داخل در منطوق آيه مي باشند.
خداوند متعال مي فرمايد: ” اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ “154
(آنان دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايي در برابر خدا قرار دادند (و هم چنين) مسيح فرزند مريم را در حالي که دستور نداشتند، جز خداوند يکتايي را که معبودي جز او نيست، بپرستند. او پاک و منزّه است از آنچه شريکش قرار مي دهند) آيه شريفه مي فرمايد: “وَ لا تَنكِحُوا الْمُشرِكَات حَتي يُؤْمِنَّ” که از اين فراز آيه دلالت آن بر منع ازدواج با زنان مشرک، روشن مي شود و برخي از افراد هم که قائل به مشرک بودن يهود و نصارا هستند از همين بخش آيه حرمت ازدواج با زنان يهود و نصارا را نتيجه گرفته اند. همچنين در آيه آمده است که “أُولَئك يَدْعُونَ إِلي النَّارِ” با توجه به اين نکته که هر جا علت موجود باشد حکم نيز موجود است. لذا در آيه علت نهي از ازدواج با زنان مشرک اين است که آنها انسان را به سوي عذاب و آتش جهنم مي خوانند و اين علت در مورد زنان يهود و نصارا نيز صادق است، پس ازدواج با آنان هم جايز نيست.
بند سوم : بررسي و نقد دليل
ابتدا بايد متذکر شويم که دلالت منطوق آيه بالا بر مدعا مبتني بر اثبات دو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد امام صادق، امام رضا ع، امام زمان Next Entries پایان نامه درمورد نکاح با اهل کتاب، انتخاب همسر، امام صادق