پایان نامه درمورد امام صادق، امر به معروف، نهج البلاغه، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

نعمت دهنده
2- شکر قلبي يعني اعتقاد به اين که نعمت از آن خداوند است
3- شکر ساير اعضا يعني همه اعضا و جوارح انسان به وظايف و تکاليف شان عمل کنند.
شکر در حديقه الحقيقه سنايي
موضع کفر نيست جز در رنج مرجع شکر نيست جز سرِ گنج139
به ازاي کفر که مي گويي درد و رنج نصيب تو خواهد شد و پاداش شکر تو هر آينه زيادکردن نعمت است.
شکر در قرآن کريم
مضمون بيت اقتباس از ايه 7 سوره ي ابراهيم: 140
خداوند مي فرمايد : و هنگامي که اعلام کرد پروردگار شما که اگر شکر کنيد هر آينه زياد مي دهم شما را و اگر کفر ورزيد همانا عذاب من سخت است.

قرآن در آيات مختلف به شکر پرداخته به يکي از آنها مي پردازيم:
سوره نمل آيه 40 : و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر مى کند; و هر کس کفران نمايد (به خويش زيان نموده، که) پروردگار من، غنى و کريم است.
شکر از ديدگاه حضرت علي(ع) در نهج البلاغه
خطبه 99 : در ابتداي خطبه چنين مي فرمايند: خدا را بر نعمت هايي که عطا فرمود ستايش مي کنيم و در کارهاي خود از او ياري مي جوييم.
در انتهاي خطبه چنين مي فرمايند: و براي انجام واجبات و شکر در برابر نعمت ها و احسان بي شمار الهي ، از خدا ياري خواهيد.
امام صادق(ع) در مورد شکر مي فرمايند: شکر هر نعمتي اگر چه بزرگ باشد اين است که حمد خداي عزوجل کند.141
سعدي هم درباره ي شکر چنين مي گويد:
شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر ،نعمت از کفت بيرون کند
شکر نعمت هاي خدا را به جاي آوردن باعث افزايش نعمت هاي خداوند به بنده اش مي شود و کفر آن باعث از بين رفتن نعمت مي شود.

تأثير شکر در زندگي
شکر به معني قدرداني و قدرشناسي و تشکر از نعمت دهنده است، از آنجا که نعمت ها همه از خداست شکر حقيقي هم بايد از خداوند صورت پذيرد. اگر ايمان را بر دو قسمت کنيم يک قسمت آن صبر و ديگر قسمت آن شکر خواهد بود. صبر نشانگر زيبايي برخورد مؤمن با منعم است و شکر زيبايي برخورد مؤمن با نعمت هاست.
آدمي سوي حق همي پويد آن نکوتر که شکر او گويد
اوست بي شکل و جسم و هفت و چهار ايزد فرد و خالق جبار
شکل و جسم و طبايع و تبديل آدمي راست ماه و سال عديل
موضع کفر نيست جز در رنج مرجع شکر نيست جز سر گنج
چون شدي بر قضاء او صابر خواند آنگاه مر ترا شاکر
شکر گوي از پي زيادت را عالم الغيب و الشهاده را
شکر شکر او داند رفت گوهر ذکر او که داند سفت142
بدون شک خداوند در برابر نعمت هايي که به ما مي بخشايد نيازي به شکر و سپاس ما ندارد و اگر به شکرگزاري دستور داده ، براي باز افزايي آن نعمت هاست. مهم اين است که ببينيم، حقيقت شکر چيست تا روشن شود که رابطه ي آن با افزودني نعمت چيست و چگونه مي تواند خود يک عامل تربيتي باشد. حقيقت شکر تنها تشکر زباني مانند گفتن شکر و مثل آن نيست بلکه شکر داراي سه مرحله است ، نخست آن که به دقت بينديشيم که بخشنده ي نعمت کيست و به او توجه کنيم دومين مرحله شکر: زباني و مرحله سوم که از همه مهم تر است شکر عملي است يعني اينکه درست بينديشيم که هر نعمتي براي چه هدفي به ما داده شده است و آن در مورد خودش به کار گيريم که اگر چنين نکنيم کفران نعمت کرده ايم ، اگر نعمت چشم را در راه ديدن نشانه هاي الهي ، نعمت گوش دادن در راه شنيدن آيات خداوند و نعمت عقل را در راه شناخت آفريدگار هستي به طور کلي هر نعمتي را در مسير خود مصرف کرديم، خداوند را شکر کرده ايم ، اما اگر همين نعمت ها وسيله اي براي طغيان و خودپرستي و غرور و غفلت و بيگانگي از خدا شد مسلماً کفران نعمت کرده ايم ، اگر چه همواره با زبان خدا را شکر کنيم.
شاکر لطف و رحمتش ديندار شاکي قهر و غيرتش کفار
بيني آنگه که گيرد ايزد خشم آنچه در چشمه بايد اندر چشم
قهر و لطفش که در جهان نويست تهمت گبر و شبهت ثنويست
لطف و قهرش نشان منبر و دار شکر و سکرش مقام مفخر و عار143
اگر همه ايمان به اين داشته باشند که خدا بر اعمال آنها ناظر است ، از بسياري از کارهاي غلط و آسيب زننده اجتناب کرده و ثمره چنين اعمالي اين است که بسياري از شادي هاي زندگي را به وجود مي آورد. در واقع داراي عکس العمل است، اگر عملي ناپسند و مضر انجام مي شود ، عکس العمل مضر و ناخوشايند دريافت خواهد شد و اگر کار نيک انجام شود ثمره آن به صورت پاداش دريافت مي شود.
وقتي در تمام اوقات تلخ يا شيرين از خدا تشکر مي کنيم، نردباني از آگاهي براي خود مي سازيم که ما را به قله آرامش رهنمون خواهد کرد. در هر وضعيتي که باشيم ، هر رنجي که گرفتارش باشيم، خدا را شکر گذاريم، با اين کار قلبمان منبسط مي شود و براي دريافت نيروي ياري دهنده و شفابخش خدا آماده تر مي شويم، اما بزرگترين سارق شادي و فراواني در زندگي انسان ها ناسپاسي است تمام مشکلات و رنجهاي زندگي همه حاصل از اين برخورد انسان با نعمت هاي الهي است.
مراتب شکر را بدايتي است و نهايتي ، بدايت او علم است به وجود نعمت و نهايت آن شکر است که همان عمل بر مقتضاي آن نعمت است.
تا بدان شکر او فزون گويند شکر و توفيق شکر چون گويند
پس سوي شکر نعمتش پويند گر بگويند هم بدو گويند
تن و جان از پي قضا در سکر دل ترنم کنان که يا رب شکر
ور نه در راه دانش و تدبير از زن و مرد و از جوان وز پير
کور چشمان عالم هوسند عور جسمان چو مور و چون مگسند144
از امام صادق(ع) نقل شده است: کمترين شکر اين است که نعمت را از خدا بداني ، بدون آن که خدا را فراموش کني و دلت به کلي با آن نعمت مشغول گردد، به آنچه خدا به تو عطا کرده راضي باشي و آن را وسيله ي نافرماني او قرار ندهي و با امر و نهي و با استفاده از نعمتهايش مخالفت نکني.145
شکر کامل اين است که بنده خالصانه با زبان اعتراف به ناتواني خويش از اداي شکر لازم است و اين نعمت از حيث عظمت و ارزش بالاتر ازآن نعمت هايي است که بوسيله آنها خداوند را شکر مي کنيم پس در اين صورت براي هر شکري ، شکري لازم است تا برود به بي نهايت وقتي بنده مستغرق در نعمت هاي خداوند باشد مسلماَ عاجز از اين خواهد بود که به توفيق شکر برسد پس چگونه بنده مي تواند شکر نعمت هاي خداوند را کاملاً به جا آورد و از کجا عمل شکر بنده با عنايت و لطف خداوند برابري مي کند و حال آنکه بنده شخص ضعيفي است که همه نيروي او از جانب خداست و قدرت بنده به وسيله ي نعمتهاي الهي است، پس بايد براي خداوند چنين شکرگذاري کرد تا به حقايق شگفت آورش دستيابي پيدا کنيم.
از آنجا که توفيق شکرگذاري هم از ناحيه خداوند به بنده داده مي شود پس براي آن امر مهم شکر لازم است در اين صورت راه براي بنده اين است که در عين حال شاکربودن در قبال نعمتهاي الهي اقرار و اعتراف کند که خداوندا اين شکرهاي من جبران نعمتهاي تو را نمي کند ، فقط لطف و رحمت توست که اين شکرها را از من قبول مي کند.
سعدي در اين باره مي گويد:
نفس مي نيارم زد از شکر دوست که شکري ندارم که در خورد اوست
عطائي است هر موي از او برتنم چگونه به هر موي شکري کنم؟
ستايش خداوند بخشنده را که موجود کرد از عدم بنده را
که را قوت وصف احسان اوست؟ که اوصاف مستعرق شأن اوست
بديعي که شخص آفريند ز گل روان و خرد بخشد و هوش و دل
شاعران علم و ادب فارسي همه به گونه هاي مختلف شکر خدا در اشعار خود نشان داده اند و بر تمام مطالبي که گفته شد اشعار بسياري سروده اند و به شکلي که نشان بدهند در آنچه بدست آورده اند ، شکرگذار خداوند بوده اند و بدين وسيله به خواسته هاي خود رسيده و هر چه را از خدا طلب کرده اند، خداوند به آنها به بهترين وجه عطا فرموده است در اين مورد حافظ چنين مي گويد:
شکر خدا، که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهاي همت خود کامران شدم146
تأثير آن به مخاطب چنين خواهد بود که هر چه از خدا مي خواهي به تو عطا مي کند به بهترين وجه ، پس خداوند را در همه حال شاکر باش ، اشعاري از اين قبيل يک عامل تربيتي در عرصه ي تعليم و تربيت است.

2-11- عفو و بخشش
عفو به معناي گذشتن از گناه و ترک کيفر آن است و اصل و ريشه آن به معني محو و نابودي است. عفو به معناي از گناه کسي در گذشتن،بخشودن،گذشت کردن،بخشايش،گذشت،آمرزش آمده است. 147
امام صادق (ع) در تعريف عفو مي‌فرمايند: عفو کردن و از تقصير گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طريقه پيامبران و متقيان است و معني عفو آن است که هر گاه از کسي جرمي و تقصيري نسبت به تو واقع شود، پي او نروي و به او اظهار نکني و از ظاهر و باطن فراموش کني و احسان را به او زياده‌تر از پيش کني.148
عفو و گذشت را مي توان در دو نوع تقسيم بندي نمود: الف-عفو ممدوح و پسنديده و ب- عفو مذموم و ناپسند
عفو پسنديده عفوي است که فرد با قدرت بر انتقام، از خطاي شخصي که به او ستم کرده بگذرد و طبق فرمايشات معصومين عليهم السلام، هيچگونه سرزنش و ملامتي را هم به دنبال عفو خود نياورد. علاوه بر اين، عفوي پسنديده است که منجر به گستاخي جنايتکار نگردد.
در فضيلت عفو و گذشت و ترک انتقام‌جويي ترديدي نيست، اما اين بدان معنا نيست که استثنايي در کار نباشد بلکه مواردي پيش مي‌آيد که عفو و گذشت سبب جرأت جانيان و خاطيان مي‌شود. دراين موارد براي حفظ نظم جامعه و پيش‌گيري از تکرار جرم بايد از عفو صرف نظر کرد. لذا خداوند در عين اينکه بندگان خود را به عفو و بخشش فرا مي‌خواند در آيات مختلف مردم را به قتال نيز دعوت مي‌کند تا حرمت‌هاي الهي حفظ شوند. خداوند در قرآن در آيه193 سوره بقره مي‌فرمايد: “و با آنها پيکار کنيد تا فتنه (بت پرستي و سلب آزادي از مردم) باقي نماند و دين مخصوص خدا گردد”.
ادب فارسي سرشار از اشعار و حکايات نغز در باب عفو و بخشش مي‌باشد که برخي از آنها به رحمت لايزال الهي اشاره دارد و برخي ديگر انسان ها را به عفو و بخشش توصيه مي‌نمايد.
عفو و بخشش در حديقه سنايي
سرعت عفوش از ره گفتار برگردنتست رسم استغفار
عفو او بر گنه سبق برده سبقت رحمتي عجب خورده149
شاعر در اين بيت به رحمت بي‌کران الهي اشاره دارد و معتقد است که رحمت خدا از گناه بندگان بيشتر است و بر اين اساس همه بندگان صرف نظر از نوع و مقدار گناه، مي‌توانند مشمول رحمت الهي شوند.
از اين دست ابيات در ادبيات فارسي فراوان يافت مي شود. حافظ به عنوان يکي از افرادي که بسيار به رحمت الهي اميدوار است اشعار متعددي در اين زمينه دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود:
هست اميدم که عليرغم عدو روز جزا فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
و يا در جاي ديگر مي فرمايد:
سهو و خطاي بنده گرش اعتبار نيست معني عفو و رحمت آموزگار چيست150

عفو بخشش در قرآن کريم
قرآن‌كريم مهمترين و برترين مكارم اخلاقي را گذشت و بخشش كه همانا صفت عاليه خداوند رحمان و رحيم بر مي‌شمارد و خداوند متعال در قرآن و در ابتداي هر سوره خود را به نام بخشنده و مهربان معرفي مي‌كند. عفو و بخشش يك رحمت الهي است، پيامبران و اولياء الهي نيز كه واجد مكارم اخلاق مي‌باشند موظفند كه پيروان خويش را با اين صفات الهي تربيت نمايند. پيامبر اكرم (ص) كه پيامبر رحمت ناميده مي‌شود مزين به اين صفت و بهترين اسوه و الگوي رفتاري در مورد عفو و بخشش مي‌باشد. خداوند در قرآن در سوره آل عمران آيه 159 با اين صفت پيامبر را خطاب مي‌كند: پس (اي پيامبر) مهرباني و نرم‌خويي تو ( نشانه‌اي ) از رحمت ( بي منتهاي) الهي مي‌باشد (كه به اين وسيله مي‌توانيد در دعوت به سوي حق و در موارد امر به معروف و نهي از منكر، موفق باشيد. (و بدان كه) اگر تو خشن و سنگدل بودي (و بر مردم نسبت به ستم‌هايي كه به تو كرده‌اند مهربان و با گذشت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نهج البلاغه، ناخودآگاه، مرکز عالم Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزههاي، فطري، ..........................................................................، دعاي