پایان نامه درمورد امام خمینی، قرآن کریم، امام خمینی(ره)، امام خمینی (ره)

دانلود پایان نامه ارشد

فضایل اخلاقی از آثار و پیامدهای حیاء هستند.

فصل چهارم
شرایط و احکام وفای به عهد

4-1. شرایط وفای به عهد
اگر بخواهیم در بارهی حکم اخلاقی وفای به عهد سخن بگوییم لازمهی آن این است که عهدی صورت گرفته باشد. شرایطی که باعث میشود عهدی صورت گرفته باشد در فقه و حقوق بررسی شده است ، چرا که وفای به عهد در کتاب‌های دینی و حقوقی به عنوان یکی از احکام فقهی و از قوانین حقوقی مطرح است که در اخلاق نیز به عنوان یک فضیلت اخلاقی مطرح است، اما این شرایط و احکام وفای به عهد در کتاب‌های اخلاقی و دینی به طوری است که قابل انفکاک از همدیگر نیستند. لذا با توجه به این مسئله، سعی شده است شرایطی را که در کتاب‌های اخلاقی ذیل احکام وفای به عهد آورده شده است از هم جدا نموده و به طور جداگانه به آن‌ها پرداخته شود و از طرف دیگر خود شرایط به گونهای است که نمی‌شود همهی آن‌ها را ذیل یک موضوع خاص ذکر کرد و به سختی میتوان بعضی از آن‌ها را دسته‌بندی کرد. بعضی از این شرایط طوری هستند که میتوان آن‌ها را در هر سه دسته ذکر کرد. اما اینکه خودِ وفای به عهد به عنوان یک عمل باید دارای چه شرایطی و ویژگی‌هایی باشد در حوزه اخلاق مطرح است و به یک معنا می‌توان گفت که شرایطی که در دو حوزه فقه و حقوق مطرح‌شده‌اند جنبهی اخلاقی نیز دارند. در نهایت با توجه به شرایطی که برای عهد و وفای به عهد مطرح است، حکم اخلاقی وفای به عهد را توضیح خواهیم داد.
4-1-1. شرایط وفای به عهد در کتب فقهی
با توجه به آنچه که در کتب فقهی ذکر شده است و هم با توجه به آیهی شریفه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفيلاً إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ؛ وقتى با خدا عهد و پيمان بستيد به آن عمل نماييد و عهدهاى خود را نشكنيد كه خداوند خودتان بر خويشتن كفيل قرار داده است و مى‌داند آنچه كه شما انجام مى‌دهيد»221 اشارهای است بر اینکه شرایط عهد و قسم و نذر یکی است.بنابراین تمام شرایطی که برای نذر در نظر گرفته میشود برای عهد نیز بیان میشود. از جمله این شرایط عبارتند از:
4-1-1-1. انشاء صیغه
مراد از صیغه، آوردن لفظی مربوط به نوع عهد و پیمان و قرارداد در هنگام بستن عهد که طرفین معاهده میخوانند، است. انسان در هنگام بستن عهدهایی که میبندد باید صیغه بخواند یعنی عهدی که بدون صیغه بسته شود صحیح نیست. امام خمینی (ره) در رابطه با این مسئله میفرماید: «عهد به مجرد نیت منعقد نمیشود بلکه بنابر اقوي احتیاج به صیغه دارد و صورت آن: «عهد میکنم با خدا یا بر من است عهد خدا» است.222 همچنین علامه حلّی در این باره میفرماید: «نذر و عهد بی لفظ منعقد نمیشود و اگر تنها در دل بگذراند کافی نیست چنانکه قسم نیز بی لفظ محقق نمیشود، از این جهت مانند قرائت قرآن و ذکر است که بی نیت گذرانیدن در قلب اکتفا نمیتوان کرد. باید صیغه خوانده شود و لازم نیست که به زبان عربی باشد. به فارسی و زبان های دیگر کافی است شرط آنکه نام خدا و برای خدا را نیز به زبان آورد مثلاً بگوید (چنانچه مریض باشد) من اگر خوب شدم برای خدا بر من است که یک روز روزه بگیرم، نذر صحیح است و اگر نذر کند که به عنوان مثال برای بیمارستان ها یا اطعام مستمندان یا لباس دادن به فقرا و امثال آن اگر چه کار خیر است و خداپسند، اما تا نام خدا بر زبان نیاورد واجب نیست به نذر (عهد) عمل کند». 223
البته آوردن نام خدا فقط برای عهدهایی است که با خدا بسته میشود و از آن تعبیر به نذر میشود. اما عهدهایی که بین انسان‌ها با یکدیگر بسته میشود اگر چه بدون لفظ عهد بسته نمیشود ولی ممکن است نام خداوند در آن لازم به ذکر نباشد. مانند قراردادها یا پیمان‌هایی که بین دو انسان یا گروهی از انسان‌ها بسته میشود که همه‌ی این‌ها در بستن قرارداد و یا پیمان و عهد خود صیغه‌ای را در رابطه با آن قرار و پیمان خود تکرار میکنند.
4-1-1-2. عاقل بودن
شرط دیگر وفای به عهد عاقل بودن معهِّد است. مراد از عاقل بودن این است که شخص سفیه و نادان و همچنین دیوانه نباشد و چنانچه عهدی را با شخصی غیرعاقل ببندد وفای به آن لازم نیست. امام خمینی(ره) در این باره میفرماید: «در ناذر، عقل در متعلّق نذرش شرط است نذر دیوانه در حال دیوانگیش، ولو اینکه ادواری باشد، منعقد نمیشود».224
4-1-1-3. بالغ بودن
بالغ بودن نیز یکی دیگر از شرایط وفای به عهد است. بدین منظور چنانچه فرد در طرف عهد بالغ نباشد وفا کردن به چنین عهدی نیز لازم نیست. مراد از بالغ بودن به این معنی است که فردی که عهد میبندد به سن بلوغ رسیده باشد یعنی سنی که فقها برای هرکدام از پسر و دختر مشخص کرده‌اند.225
4-1-1-4. مختار بودن
از شرایط دیگر وفای به عهد این است که فرد متعهد اختیار تام داشته باشد بدین معنا که شخص معهّد خود صاحب اختیار اعمال و رفتار و اموال خود باشد و کسی سرپرستی و مالکیت اموالش را نداشته باشد. و همچنین کسی او را مجبور به نذر و عهد نکرده باشد و یا به واسطه‌ی عصبانیت و بی‌اختیار عهد و نذر نکرده باشد. 226
4-1-1-5. قصد جدی داشتن
مسئلهی دیگری که برای وفای به عهد به آن توجه میشود این است که طرف عهد قصدش جدی باشد. منظور از قصد جدی این است که هدفش مزاح و شوخی نباشد یا به عبارتی هدفش بازیچه قرار دادن یا مسخره کردن طرف مقابل نباشد و مقصِّد باشد.227 در رابطه با این مسئله در قرآن کریم نیز اشاره شده است به این طریق که خداوند میفرماید: «سوگندهایتان را بعد از تأکید نشکنید در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر سوگند خود قرار داده اید.»228 در این آیه خداوند متذکر شده که سوگندها و عهدها با نام خدا مؤکّد میشود. مراد از تأکید سوگند، محکم کردن آن از طریق قصد و تصمیم جدی در اجرای آن در باره‌ی امری راجح است؛ بر خلاف جمله‌های نه، به خدا و آری به خدا و امثال آن از سوگندهای لغو. پس تأکید در این آیه معنای تقصید را میرساند (افاده میکند) بنابراین وقتی شخص عهد میبندد و میگوید: «به خدا قسم فلان کار را انجام میدهم و یا انجام نمیدهم» وعده ی خویش را به نوعی تعلّق بر خدای سبحان میکند و خدا در وفای به آن، کفیل از طرف خود مینماید».229 از نمونه‌های عهد و پیمان که قصد جدی در عهدشان نداشتهاند و دچار پیمان‌شکنی شدند میتوان فرعونیان را نام برد. خداوند در این باره میفرماید: «فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‏ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ ؛ و چون اين عذاب‏ها را براى مدتى كه به سر بردند از آنها برداشتيم آن وقت پيمان‏شكنى كردند.»230 از آنجائی که فرعونیان از روی اضطرار و ناچاری با موسی (ع) عهد میبستند و هدف آن‌ها فقط رفع خطر از خودشان بود و به فکر هدف مقابل نبودند به همین خاطر عهد خود را بعد از رفع خطر میشکستند و پیمان را لغو اعلام میکردند.
بنابراین با توجه به چنین مسئلهای که از این آیه برداشت میشود میتوان گفت به وعده‌های اشخاصی که از روی بی اعتنائی یا بی‌توجهی و یا بر اثر برخورد با مشکل یا موردی، در عهد خود قصد همکاری ندارند نمیتوان چندان تکیه کرد. پس به عهد و وعده‌ی کسانی باید اعتماد کرد که از روی جدّیت و هدفمندی و عدم مزاح و تمسخر در رفتار باشد.
4-1-1-6. حلال و مباح بودن معهود
از جمله شروط وفای به عهد حلال و مباح بودن است که اهمیت زیادی در عهد و پیمان دارد و فقها تاکید زیادی روی این مسئله داشتهاند. چنانکه میدانیم افعال مردم بر پنج وجه است: واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام. و میدانیم که خدای تعالی همه‌ی احکام را برای عمل فرستاد و به هیچ علتی نمیتوان احکام خدا را تغییر داد. پس سوگند و نذر (عهد) باید بر فعل مستحب و حلال باشد یا بر ترک مکروه و حرام و شرعاً نیز راجح و انجامش مهم‌تر از ترک انجام آن باشد. اگر کسی قسم بخورد (یا عهد ببندد) که نماز را ترک کند یا کسی را به ناحق بکشد صحیح نیست.
4-1-1-7. عمل به عین نیت
شرط دیگری که فقها به آن اهمیت داده و در مورد آن اتفاق نظر دارند عمل کردن عهد و قرارداد یا پیمان بر طبق نیت است. چنانچه هنگام بستن عهد همان‌گونه که در قصد و نیت است به همان طریق نیز باید بدان عمل کرد.
4-1-1-8. محال نبودن
عدم محال بودن یکی دیگر از شرایط وفای به عهد است. همان طور که از ظاهر لفظ پیداست چنانچه امر مورد عهد امری محال باشد (انجام آن غیرممکن باشد) مسلّماً انسان قادر به انجام آن نخواهد بود. علامه حلی در این زمینه می‌فرماید: «قسم به کار محال (محال عقلی – شرعی – عادی)تعلق نمیگیرد (نظر به اینکه قسم نیز از مصادیق عهد انسان با خداست)».231 منظور از محال کاری است که از عهده انسان خارج یا انسان قادر به انجام آن نباشد.
4-1-1-9. قدرت و توانایی
شرط دیگری که فقها برای وفای به عهد ذکر کردهاند این است که مورد نذر یا عهد، عقلاً مقدور انسان باشد. از آنجایی که وفای به عهد اهمیت زیادی دارد مکرراً در تعلیمات اسلامی سفارش شده که چنانچه کسی به دیگری وعده‌ای میدهد باید در موقع دادن تعهد، قدرت و توانایی خود را ارزیابی کند که آیا قادر به انجام چنین وعده‌ای که میدهد هست یا خیر و چنانچه توانایی انجام عمل به عهد را ندارد وعده ندهد. در رابطه با این عمل قرآن کریم می‌فرماید «قالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَنْ يُحاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قالَ اللَّهُ عَلى‏ ما نَقُولُ وَكيلٌ ؛گفت: هرگز او را با شما نخواهم فرستاد جز اينكه پيمان مؤكد الهى بدهيد كه او را حتما نزد من خواهيد آورد، مگر اينكه (بر اثر مرگ يا علت ديگرى) قدرت از شما سلب گردد، و هنگامى كه آنها پيمان موثق خود را در اختيار او گذاردند گفت: خداوند نسبت به آنچه مى‏گوييم ناظر و حافظ است.»232 موضوع این آیه به داستان حضرت یعقوب (ع) و پسرانش و سوگند وثیقه ای که از فرزندانش در مورد پسر کوچکش بنیامین میخواهد اشاره دارد تا او را بعد از سفر سالم به یعقوب بازگردانند و این داستان اشاره به این نکته میکند که یعقوب (ع) میخواهد به فرزندانش بفهماند که چنانچه توانایی انجام امری که بر عهده شماست را ندارید به انجام آن اصرار نورزید و از آن کار صرف‌نظر کنید.

4-1-2. شرایط وفای به عهد در کتب حقوقی
هر معاهدهای از لحاظ حقوقی دارای شرایطی است که برخی از آن‌ها به طرفین عهد بر میگردند و برخی دیگر هم به موضوع مربوط میشوند. در ذیل برخی از آن‌ها را ذکر میکنیم.
4-1-2-1. عدم مخالفت با کتاب و سنت
اینکه بایع کالای خود را به شرطی بفروشد که خریدار عمل حرامی را انجام دهد در این فرض چون عمل به شرط غیر مشروع است وفای به آن واجب نیست. همچنین اگر مالی را هبه کند به شرط اینکه وارثِ متّهب آن را به ارث نبرد از آنجا که اصل شرط با حکم شرعی مخالفت دارد مشمول قاعده‌ی کلی وجوب وفای به شرط نمیشود.
4-1-2-2. اهليت؛ به اين معنا كه معاهد صلاحيت انعقاد را داشته باشد. 233
4-1-2-3. مشروطٌ علیه باید قدرت بر انجام آن داشته باشد؛ اگر به ناتوانی خود مطمئن باشد اساساً انشاء تعهد به آن امکان‌پذیر نخواهد بود.234
4-1-2-4. رضايت؛ يعني معاهد موضوع را تصور و منافع آن را تصديق كرده و به آن ميل داشته باشد.235
4-1-2-5. قصد؛ به اين معنا كه معاهد قصد انشاي آن را كند كه بدان رضايت داشته و به اشتباه يا تدليس يا تظاهر يا اجبار قصد چيزي ديگر نداشته باشد.236
4-1-2-6. اختيار؛ يعني اراده معاهد آزاد باشد و مجبور و مكروه و تحت هیچ‌گونه فشاري نباشد كه بر خلاف رضايتش چيز ديگري را قصد كند. یعنی معاهده‌ بايد در فضايي انجام گيرد كه طرفين بتوانند در كمال آزادي و امنيت و علم و اطلاع و ملاحظه همه جوانب و پيامدهاي مادي و معنوي و دنيايي و اخروي به تصميم و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد فضیلت اخلاقی، سوره مؤمنون، قرآن کریم Next Entries پایان نامه درمورد قرآن کریم، فعل اخلاقی، مکتب اخلاقی، ارزش اخلاقی