پایان نامه درمورد اعجاز قرآن، تدبر در قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

در تفسير حديثى كه عامه از پيغمبر9روايت كرده‏اند كه (نزل القرآن على سبعة احرف كلها شاف كاف)
مفسّر بعد از بيان اين حديث اقوال گوناگون را در مورد آن بيان مي کند.
فصل ششم در بيان حديث (من فسر القرآن برايه و اصاب الحق فقد اخطا)
فصل هفتم در آنكه قرآن مصون است و محفوظ از زياده و نقصان
در اين فصل بعد از بيان عقايد حشويه و ديگران، با استناد به آيه (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون)92 ” بى‏ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود” قرآن را از زياده و نقصان و تحريف مصون مي داند.
فصل هشتم در آنكه قرآن در عهد رسول اللَّه9مجموع و مرتب و مؤلف بود
در اين فصل مفسّر، با استناد به اقوال صحابه، جمع و تدوين قرآن را در عصر حيات پيامبر9مي داند.
فصل نهم در بيان اعجاز قرآن و خرق عادات و استدلال به آن بر صدق دعوى خاتم پيغمبران
در اين فصل نيز مفسّر، با معرفي کتب مشايخ متکلمان، در مورد اعجاز قرآن از قبيل “موضح ايضاح” علم الهدي، اعجاز قرآن و استدلال آن بر صدق دعوي نبوّت پيامبر9را بيان مي کند.
فصل دهم در ذكر احاديث و اخبارى كه دلالت مي كند بر ترغيب قرائت قرآن و دانستن معانى فرقان
اين فصل مفصل ترين فصلي است که مفسّر در مقدمه تفسير خود آورده است و در آن به ذکر رواياتي از ائمه معصومان:و پيامبر اسلام9در ثواب قرائت قرآن، خواندن قرآن با صوت خوش، ثواب قرائت از روي مصحف و قرائت همراه با فهم معاني قرآن و تدبر در قرآن، پرداخته است.93

منابع تفسيري
ملا فتح الله کاشاني در تفسيرش از منابع مختلفي بهره گرفته است. وي در مقدمه تفسيرش، منابع تفسير خود را، تفاسير عربي و فارسي و کتب تواريخ و احاديث و غير آن از کتب کلامي و اصول و فروع فقهي، ذکر مي کند.
“از تفاسير عربيه و فارسيه و كتب تواريخ و احاديث و غير آن از كتب كلاميه و اصول و فروع فقهيه، تفسيرى انتخاب نمايد.94”
و در متن تقسير خويش نيز از منابع مختلف استفاده مي کند که گاهي از منابع مورد استفاده خود نامي نمي برد و گاه هم به آن اشاره کرده و نام کتاب يا نام نويسنده را ذکر مي کند.

برخي از منابع مورد استفاده ملا فتح الله عبارتند از:
1- تفسير”جلاء الاذهان و جلاء الاحزان في تفسير القرآن ”
اثر شيخ ابو المحاسن حسين بن حسن جرجانى، از مفسّران شيعه در اواخر قرن نهم و مطلع قرن دهم هجرى معروف به سيد گازر است. صاحب ريحانة الادب وى را با اوصاف عالم، فاضل، محدث و مفسّر ياد مى‏كند. نام اصلى تفسير- بنابر آنچه كه مؤلف در مقدمه نوشته- جلاء الاذهان و جلاء الاحزان في تفسير القرآن است؛ اما به تفسير گازر نيز شهرت يافته.95
اين تفسير بعداً مورد استفاده ملا فتح اللّه كاشانى قرار گرفته است. منبع اصلى تفسير گازر روض الجنان ابو الفتوح رازى است و در واقع تلخيص همراه با تغيير و اضافاتى از آن تفسير مى‏باشد؛ اگرچه مؤلف نامى از تفسير ابو الفتوح نبرده است. روش تفسيرى ايشان همان روش ابو الفتوح رازى، يعنى اجتهادى است و به اخبار و روايات- به ويژه فضايل اهل بيت:- عنايت خاصى دارد. گرايش ايشان نيز گرايش كلامى و ادبى است.96
ملا فتح الله در بخش هاي مختلف از جمله مباحث مربوط به قصص، حکايات پيامبران:و بخش هاي عرفاني و اخلاقي و تاريخ اسلام به “جلاء الاذهان و جلاء الاحزان في تفسير القرآن ” مراجعه کرده، با وجود استفاده هاي فراوان وي از اين تفسير، فقط گاهي از اين تفسير ياد مي کند و معمولاً از عبارات “در تفسير جرجاني مذکور است…”و يا “در تفسير جرجاني آمده است…” استفاده مي کند.
در اين جا به ذکر چند نمونه از مراجعات ملا فتح الله به تفسير “جلاء الاذهان و جلاء الاحزان” اشاره مي کنيم.
وي در تفسير آيه (وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ)97″ و بگو [هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد پس ما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد.” مي نويسد: “در تفسير جرجانى مذكور است كه در تعلّق علم رسول9 و مؤمنان به اعمال بندگان دو وجه گفته‏اند يكى آنكه حق تعالى در قيامت آن را بر رسول9و ائمه7عرض كند و ديگرى آنكه در اخبار آمده كه اعمال امت هر شب دوشنبه و پنج شنبه بر رسول9و ائمه هدى:عرض مي كنند پس مراد به مؤمنان معصومان‏اند.”98
همچنين در تفسير آيه(إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ)99 “در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت.” مي نويسد: “در تفسير جرجانى مذكور است كه عرش جسمي است كه حق تعالى آن را بر صورت سرير ايجاد فرموده.100”
وي در تفسير آيه (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ)101″خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند.” در مورد اين که خداوند حضرت مهدي7را خليفه خود در زمين قرار خواهد داد، نقل مي کند: “ابو المحاسن جرجانى در تفسير خود آورده كه دليل بر صحت اين قول كه مراد صاحب الزمان7است و فساد قول آنان كه قايلند بآنكه مراد صحابه‏اند كه بعد از رسول9خلافت كردند از ابو بكر و عمر و عثمان و على7چه حق تعالى در عهد ابو بكر ولايت عرب را مفتوح ساخت و در عهد عمر بعضى از ولايات عجم بگشاد و بر فساد قول آنان كه گفته‏اند كه مراد جميع امت پيغمبر9است آنست كه حق تعالى در اين آيه وعده استخلاف و تمكين و تبديل خوف با من فرموده و وعده بچيزى باشد كه در زمان حال نباشد بلكه در زمان مستقبل باشد و اين هنگام نمي تواند بود كه مراد زمان خلفاى ثلثه مذكوره باشد زيرا كه به اجماع جميع امت خلافت ايشان به اختيار مردمان بود نه از جانب حقتعالى پس(لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم) شامل ايشان نباشد.102”
2- تفسير روض الجنان و روح الجنان
اثر ابو الفتح جمال الدين حسين (حدود 470- 554 ق) فرزند على بن محمد خزاعى نيشابورى رازى معروف به ابو الفتوح رازى (مدفون در بقعه‏اى در جوار مرقد شاه عبد العظيم حسنى در شهر رى) از ائمه مفسّران شيعه و مشاهير متكلّمان اماميه قرن ششم هجرى است. تفسير ابو الفتوح رازى از قديمى‏ترين و معروف‏ترين تفاسير مفصل فارسى شيعى است كه با نثر بسيار زيبايى به نگارش درآمده و به شيوه كلامى و روائى و ادبى تأليف گرديده است.
ملا فتح الله از اين تفسير نيز استفاده زيادي برده است ولي در موارد اندکي به نام ابوالفتوح رازي در تفسير خود اشاره مي کند. در واقع مي توان گفت که منبع اصلي ملا فتح الله در تفسير، اين دو تفسير بوده است. از اين رو شايسته بود در مقدمه تفسيرش به استفاده فراوان از آن ها اشاره کند. البته نمي توان بر وي خرده گرفت چون قراين نشان مي دهد در گذشته نقل از کتاب ها بدون ذکر نام مرسوم بوده و کار ناپسندي محسوب نمي شد.103
[0]يکي از مواردي که ملافتح الله به نام ابوالفتوح اشاره کرده و از تفسير وي نقل مي‌کند اين مورد است که مي‌نويسد:
“قدوة المفسّرين شيخ ابو الفتوح رازى;در جلد اول تفسيرش اين داستان رقّت بار را مفصلا نقل فرموده و ما پاره‏اى از نگارشات او را ملخصا در اينجا ذكر مي كنيم. مي فرمايد: ملت عرب طبعا از فرزند دخترينه نفرت داشتند و دختر در نظر آنان بسيار خوار و زبون بود چنان كه حق تعالى درباره آنها فرموده(وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ)104 “و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سياه مى‏گردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد.” سبب نفرت عرب جاهليت از دختر چند امر بود يكى آنكه غير كفو به خطبه ايشان نيايد… و ديگر آنكه مي ترسيدند كه در فوت پدران يا غيبت و مسافرت آنان دختران گرسنه يا برهنه شوند و اين را براى خود عار و ننگ مي شمردند كما قال تعالى: (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ)105″ و از بيم تنگدستى فرزندان خود را مكشيد ماييم كه به آنها و شما روزى مى‏بخشيم.”106
وي همچنين ذيل تفسير آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا)107 ” اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.” مي نويسد: “در تفسير ابو الفتوح مذكور است كه وجه استدلال اين آيه بر امامت ائمة اثنى عشر:آنست كه حق تعالى اطاعت اولو الامر را با طاعت خود و اطاعت رسول9خود مقرون ساخته و چنان كه قديم تعالى از همه قبايح منزه است و رسول او9از همه معاصى كبيره و صغيره معصوم و مطهر اولوا الامر نيز بايد كه چنين باشند و به اتفاق بعد از پيغمبر9غير از ائمه اثنا عشر:معصوم نبودند پس مراد به اولى الامر ايشان باشند نه غير ايشان و اگر نيز مراد از اولو الامر على العموم باشد لازم مي آيد كه هر حاكمى و عالمى كه بنا حق و ناروا حكمى كند تابع او بايد شد و اطاعت او بايد كرد به جهت عموم لفظ و اين باجماع باطل است و احاديث صحيحه نيز دالند بر اين مدعا.”108

3- تفسير مجمع البيان
تاليف علامه طبرسى;، معروف به امين الاسلام طبرسى‏ متولد 468 و متوفاى 548 ق است.ايشان از بزرگان قرن ششم هجرى و يكى از مفسّران نامدار و مشهور شيعه است.
تفسير مجمع البيان بر گرفته از تفسير تبيان است؛ چرا كه ايشان از ميان تمام تفاسير آن عصر، تنها تفسير تبيان شيخ طوسى;را به دليل جامعيت آن مى‏پسندند. مورخان، درباره سيره او مطلب جالبى نوشته‏اند و آن اين است كه او كتاب مجمع البيان را نوشت و مطالب كتاب تبيان شيخ طوسى;را در آن گرد آورد. 109
ملا فتح الله در تفسير آيه شريفه (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ)110 ” در خانه‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت‏يابد و نامش در آنها ياد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى‏كنند.” مي نويسد: “و در مجمع البيان آورده كه نزد ابن عباس و حسن و مجاهد و جبائى و قتاده مراد به بيوت مذكوره، مساجد است.”
همچنين وي در تفسير آيه شريفه (خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ)111 ” انسان از شتاب آفريده شده است به زودى آياتم را به شما نشان مى‏دهم پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهيد.” مي نويسد: “در مجمع البيان آورده كه مفسّران را در اين انسان دو قول است اول آن است كه مراد به آن آدم است و بنا بر اين تفسير عجل را بر چند معنى تنزيل كرده‏اند يكى آنكه او سبحانه آدم را بعد از خلق همه اشيا در آخر روز جمعه كه آخر ايام شنبه بود خلق فرمود به سرعت تمام تا قبل از غروب شمس آن روز خلقت او تمام بوده باشد”112
ملا فتح الله کاشاني از اين تفسير بخصوص در مباحث نقل قصص و تاريخ بهره زيادي برده است.
4- کنز العرفان
تاليف جمال الدين ابو عبد اللّه مقداد بن عبد اللّه بن محمد بن حسين بن محمد سيورى حلّى اسدى، معروف به فاضل مقداد، از بزرگان اصحاب و مشايخ است. وى عالم، فاضل، متكلم، محقق و فقيهى توانا بود و از شاگردان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد علوم قرآن، ناسخ و منسوخ، نهج البلاغه Next Entries پایان نامه درمورد "و، نويسد:، الصادقين