پایان نامه درمورد اطلاعات مالی، حسابرسان مستقل، صورتهای مالی، افشای اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

است که اگر چه عمل حسابرسی اثری بر انتظارات کل بازار ندارد، اما با این حال میتواند انتظارات افراد در ارتباط با مخاطره و بازده را بهگونهای چشمگیر تحت تاثیر قرار دهد. از اینرو، چنین استنتاج میشود که عمل حسابرسی میتواند موجب بهبود تصمیمهای مرتبط با سرمایهگذاری شود.
بحث کالاهای عمومی:صورتهای مالی حسابرسی شده واحدهای اقتصادی مصداق بارز مفهوم کالاهای عمومی است. با انتشار این نوع اطلاعات در بازار، تمام افراد و گروهها (شامل افراد غیرسهامدار)، بدون تحمل هزینه و بطور رایگان از این اطلاعات استفاده میکنند. بر همین اساس، تحلیلگران مالی و تدوینکنندگان قوانین و مقررات حاکم بر بازارهای اوراق بهادار ادعا میکنند که افراد و گروههای غیرسهامدار با استفاده ازصورتهای مالی حسابرسی شده و از طریق تعدیل برآوردهای مخاطره و بازده، ترکیب سبد سرمایهگذاری خود را تغییر میدهند و به سوی ترکیب ارجح گام بر میدارند. این موضوع نشان میدهد که نادیده گرفتن افراد وگروهها در هنگام تصمیمگیری برای تهیه و ارائه اطلاعات حسابرسی شده، خطایی آشکار محسوب میشود. در حوزه مالی و اقتصادی به افراد و گروههای غیرسهامدار که بدون پرداخت بهای اطلاعات، از آن منتفع میشوند سوارکاران مجانی (مفت سواران) اطلاق میشود. تحلیلگران مالی و تدوینکنندگان قوانین و مقررات حاکم بر بازارهای اوراق بهادار چنین استدلال میکنند که نادیده گرفتن ارزش اطلاعات مالی حسابرسی شده برای افراد و گروههای غیر سهامدار سبب میشود تا حجم اطلاعات تهیه و ارائه شده به بازار اوراق بهادار بطور قابل ملاحظهای کاهش یابد که این وضعیت موجب آسیب رسیدن به تمام بازیگران عرضه و بازار و از آنجمله مدیران میشود. توجه و تاکید بر ارزش اطلاعات مالی در راستای تعدیل ترکیب سبد سرمایهگذاری، که معمولاً تعدیل قیمتهای حاکم بر بازار را نیز به همراه دارد، منجر به طرح این ادعا شده است که تدوین قوانین و مقررات الزامآور برای افشای اطلاعات، ضرورتی انکارناپذیر برای جلوگیری از کاهش حجم اطلاعات ارائه شده به بازار است. مبانی نظری لازم برای مخالفت با ایجاد هرگونه محدودیت در ارتباط با استفاده از اطلاعات منتشر شده از سوی افراد غیرسهامدار، نیز وجود دارد. ریشههای این مبانی نظری در مفهوم کالای عمومی قرار دارد. بکارگیری صورتهاي مالی حسابرسی شده برای تعدیل ترکیب سبد سرمایهگذاری، از ارزش این اطلاعات نمیکاهد. در واقع، همزمان با استفاده از اطلاعات بوسیله هر سرمایهگذار، سرمایهگذاران بیشمار دیگری نیز میتوانند از همان اطلاعات، استفاده و ترکیب سبد سرمایهگذاری خود را اصلاح و تعدیل کنند. این شرایط، بستر مناسبی را فراهم میکند تا کارا نبودن عمل ایجاد محدودیت برای دستیابی به صورتهای مالی حسابرسی شده، به عنوان یک استدلال منطقی طرح شود. دستیابی افراد و گروههای غیرسهامدار به صورتهای مالی حسابرسی شده، سبب گسترش تعداد سوارکاران مجانی میشود. به علاوه، احتمال دارد مدیران واحد اقتصادی با در نظر گرفتن تقاضای ایجاد شده از سوی سهامداران، حجم ارائه اطلاعات مالی حسابرسی شده به بازار را کاهش دهند. بعبارتی، تفاوت حجم تقاضای کل اطلاعات مالی و حجم اطلاعات مالی ارائه شده به بازار، گویای وجود سوارکاران مجانی در بازار اوراق بهادار است. با فرض نبود هر گونه قوانین و مقررات برای افشای اطلاعات چنانچه بتوان حجم اطلاعات مورد نیاز سوارکاران مجانی را مستقیماً اندازه گیری کرد، ایجاد و افزایش ناچیز درحجم اطلاعات ارائه شده میتواند تقاضای کل برای اطلاعات در بازار را برآورده سازد. از آنجا که با فرض وجود اصول و ضوابط حسابداری وحسابرسی، هر مجموعه از صورتهای مالی را میتوان به دو دسته حسابرسی شده یا حسابرسی نشده تقسیم کرد و با درنظر گرفتن این که ارزیابی و تعیین ارزش هر واحد اقتصادی از سوی فعالان بازارهای اوراق بهادار، با استفاده از اطلاعات صورت میگیرد، واحدهای اقتصادی انگیزه لازم را برای اجرای حسابرسی صورتهای مالی دارند و در نتیجه، اثر نهایی ناشی از تقاضای اضافی ایجاد شده از سوی سوارکاران مجانی، به احتمال زیاد تاثیر چندانی بر عمل حسابرسی نخواهد داشت. انعقاد قراردادهای خاص ابزاری اثربخش برای حذف سوارکاران مجانی است. این ابزار راهکاری امکانپذیر ولی پرهزینه است. منابع اطلاعرسانی به افراد و گروههای غیرسهامدار در برگیرنده طیف وسیعی مانند کتابخانههای عمومی است. اخذ بهای اطلاعات از تمام منابع خاص اطلاعرسانی موجب میشود تا ارزش اطلاعات مالی حسابرسی شده برای استفادهکنندگان مشخص گردد ضمن آنکه میتوان فروش یا تکثیر این اطلاعات را ممنوع و مشمول پیگرد قانونی قرار داد. در هرحال به سبب نارساییهای ساختار قراردادهای منعقد شده و روشهای اجرای آن، برخی از استفادهکنندگان اطلاعات مالی حسابرسی شده هنوز هم به عنوان سوارکاران مجانی به استفاده رایگان از اطلاعات ادامه میدهند به علاوه، در فرآیند تصمیمگیری برای تهیه و ارائه اطلاعات از سوی واحدهای اقتصادی، ارزش اطلاعات مالی حسابرسی شده از دیدگاه این افراد و گروهها نیز نادیده گرفته میشود.
نتیجه اینکه، اگرچه فرضیه اطلاعات برای توجیه ضرورت وجود الزامات قانونی حاکم بر افشای اطلاعات مالی در بازارهای اوراق بهادار استفاده شده است، اما به واقع مشخص نیست آیا مقایسه صرفه اقتصادی سازوکارهای بازارهای آزاد با ابزارهای حاکم بر بازارهای تحت نظارت، توجیه لازم را برای حمایت از دخالت نهادهای قانونی در امر افشای اطلاعات مالی در بازارهای اوراق بهادار فراهم میآورد یا خیر.
* فرضیه بیمه: فرضیه بیمه بیانگر این نکته است که، تقاضا برای خدمات حسابرسی با میزان دعاوی حقوقی که مدیران را تهدید میکند، رابطهای مستقیم دارد. براساس قوانین و مقررات حاکم بر بازارهای اوراق بهادار، حسابرس و صاحبکار در قبال هرگونه زیان وارده به اشخاص ثالث به علت وجود اطلاعات گمراه کننده در صورتهای مالی، مسئولیت مشترک دارند. این وضعیت سبب میشود تا توجه به دامنه مسئولیت حسابرس، از اهمیت زیادی برخوردار باشد. اشخاصی چون مسئولان بانکهای سرمایهگذاری، اعضای هیئت امنا، تضمین کنندگان فروش اوراق بهادار تازه انتشار یافته، وکلا و مدیران به دلیل ارتباط با اطلاعات افشا شده در صورتهای مالی، در برابر آحاد جامعه مسئولیت حرفهای دارند. این مسئولیت باعث میشود که این افراد و گروهها، انگیزه لازم برای ایجاد پوشش بیمهای از طریق وارد کردن حسابرس مستقل در فرآیند گزارشگری مالی را داشته باشند. بنابراین، با افزایش احتمال طرح دعاوی حقوقی علیه مدیران و سایر افراد و گروههای حرفهای فعال در عرصهی امور مالی واحدهای اقتصادی، انتظار میرود که تقاضای بیمهای برای حسابرسی نیز افزایش پیدا کند. حال سئوال اساسی که مطرح میشود این است كه چرا مدیران و سایر افراد و گروههای حرفهای برای ایجاد پوشش بیمهای به جای انعقاد قرارداد با یک موسسه بیمه، به حسابرس و خدمات حرفهای او روی میآورند؟
ارائه پاسخ منطقی به این پرسش از طریق چهار علت امکانپذیر است:
1- حسابرسان و خدمات حرفهای آنان، جزء جداییناپذیر فعالیتهای اقتصادی هر جامعه است و بدون وجود حسابرسان مستقل هیچ فرد یا گروهی نمیتواند مراقبتها و دقت حرفهای و صداقت خود را ثابت کند.
2- شواهد حاکی از آن است که، پوشش بیمهای ایجاد شده از سوی حسابرس به عنوان وکیل مدافع میتواند در مقایسه با خدمات شرکتهای بیمه، از اثربخشی بیشتری برخوردار باشد.
3- حسابرسان مستقل و مدیران واحد های اقتصادی برای حسن شهرت خود ارزش بسیاری قائل هستند و رویارویی آنها با دعاوی حقوقی ممکن است منجر به خدشه دار نمودن این حسن شهرت گردد. مدیران نسبت به طرز تلقی افراد و گروههای مختلف درباره نحوه توزیع اطلاعات قابل اعتماد از سوی واحدهای اقتصادی تحت هدایت و رهبری خود، حساسیت زیادی نشان میدهند لذا حسابرسان مستقل و مدیران از این حیث دارای اهداف مشترک هستند و هر یک سعی در انجام وظایف خود به نحو احسن هستند.
4- با بررسی آرا و نظرات دادگاههای حقوقی چنین استنتاج میشود که حسابرسان مستقل در قبال یک واحد اقتصادی ورشکسته یا در حال ورشکستگی، مسئولیت مالی بسیار سنگینی را متقبل میشوند. لذا حسابرسان ارائه دهنده نوعی پوشش بیمهای برای آندسته از مخاطرات تجاری سرمایهگذاریاند که از طریق فعالیتهای بیمهای دیگر، قابل جبران نیست. ازآنجاکه چنین مسئولیتی نوعی بار مالی اضافی بر دوش حسابرس مستقل است، بهای خدمات حرفهای او را نیز افزایش میدهد، که این امر باعث انتقال بار مالی ایجاد پوشش بیمهای به صاحبکار میشود و بار مالی مزبور در نهایت متوجه جامعه میشود چراکه افزایش سطح قیمتها و کاهش سطح بازده سرمایهگذاریها را در پی دارد.
فرضیههای همپوش: فرضیه بیمه با فرضیههای نظارت و اطلاعات، که توجیهکننده تقاضا برای خدمات حسابرسی است، همپوشی دارد. در واقع، چنین فرض میشود که بهای اعمال نظارت شامل ابزاری برای جبران بار مالی اقدامات نامطلوب نمایندگان است و مسئولیت مالی حسابرسان نیز به عنوان چنین ابزاری تلقی میشود. چون حسابرسان مستقل در قبال تمام زیانهای تحمل شده به وسیله سرمایهگذاران، در نتیجه خرید و فروش اوراق بهادار مسئولیت دارند، از اینرو، نسبت به اعتمادپذیری صورتهای مالی حساسیت زیادی نشان میدهند. آگاهی سرمایهگذاران از مسئولیت حسابرسان مستقل سبب میشود تا آنان ارزش و اعتبار بیشتری برای اطلاعات مالی حسابرسی شده قائل باشند و از چنین اطلاعاتی برای تصمیمگیریهای مربوط به سرمایهگذاری و تعدیل ساختار سبد سرمایهگذاری خود استفاده کنند.
استفاده از خدمات حسابرسان مستقل در مقایسه با سایر ابزارهای نظارت و سایر منابع اطلاعات، از چهار مزیت برخوردار است:
1- اعمال مراقبتهای حرفهای که لازمهی اجرای عمل شهادتدهی از سوی فرد مستقل است، تنها از عهده حسابرس مستقل برمیآید.
2- ارائه رهنمودهای تخصصی درباره الزامات افشای اطلاعات و فراهم کردن استدلالهای منطقی برای هر یک، تنها از طریق استفاده از خدمات حسابرس مستقل میسر است.
3- حسابرس مستقل، یگانه فردی است که همگام با مدیریت واحد اقتصادی، دربرابر دعاوی حقوقی مطرح شده درباره آثار ناشی از افشای اطلاعات، حسن شهرت و اعتبار حرفهای خود را به خطر میاندازد.
4- فراهم آوردن پوشش بیمهای مناسب در برابر مخاطرات تجاری که مدیران واحدهای اقتصادی با آن روبرو هستند، تنها از عهده حسابرس مستقل بر میآید.
بیمه سیاسی: شاید یکی از دلایل تشکیل کمیسون اوراق بهادار و بورس از سوی مقامات دولتی آمریکا، رهایی از پاسخگویی در برابر اتهاماتی باشد که در صورت ورشکستگی تجاری یا کشف تقلب در واحدهای اقتصادی فعال در بازارهای اوراق بهادار متوجه آنان خواهد شد. با تشکیل کمیسیون مزبور، اجرای حسابرسی مستقل در واحد اقتصادی پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار الزامی شد. حال چنانچه کمیسیون مزبور بتواند به نمایندگی از سوی دولت، مسئولیتهای خود را به نحوی به بخش خصوصی تفویض کند، نهتنها هزینههای بخش دولتی کاهش مییابد، بلکه فشار سیاسی کمتری نیز به دولت تحمیل میشود. در سالهای پس از تشکیل کمیسیون اوراق بهادار و بورس، حسابرسان مستقل همچون سپر بلای مطمئنی برای دولت در برابر ورشکستگیهای تجاری، وجود تقلب و سوء جریانهای مالی، و سایر بحرانهای به وجود آمده در بازارهای اوراق بهادار، نقش آفرینی کردهاند. در زمان بروز بحران در فعالیتهای بازار اوراق بهادار، همگان به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بودهاند که چرا حسابرسان مستقل نسبت به کشف دشواریها و افشای مناسب اطلاعات درباره آن، اقدام نکردهاند؟
اساسی ترین مزیت بیمهای برای سیاستمداران از طریق شیوه جاری تدوین قوانین و مقررات حاصل میشود. در اثر تدوین الزامات مربوط به اجرای حسابرسی مستقل، افراد و گروههای زیاندیده در بازارهای اوراق بهادار، انگشت اتهام را بسوی حسابرسان مستقل نشانه میگیرند و آنان را در معرض اتهام قرار میدهند. چنین وضعیتی سبب دور شدن افکار عمومی از مسئولیتهای دولت میشود که این امر، خود نوعی مزیت سیاسی است.
کميته مفاهيم بنيادي حسابرسي در بيانيه مفاهيم حسابرسي چهار دليل توجيه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اطلاعات مالی، بازار اوراق بهادار، صورتهای مالی، بهبود کیفیت Next Entries پایان نامه درمورد کیفیت افشا، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن