پایان نامه درمورد اطلاعات مالی، بازار اوراق بهادار، صورتهای مالی، بهبود کیفیت

دانلود پایان نامه ارشد

استدلال میشود که تفویض اختیار تصمیمگیری به یک فرد به عنوان نماینده، سبب میشود تا در صورت فزونی منافع حاصل از نظارت برمخارج آن، نماینده از انگیزه لازم برای حمایت از اعمال نظارت بر عملکرد خویش برخوردار باشد. از آنجا که در نبود نظارت، امکان تقلب و سوءاستفاده از منابع ارزشمند واحد اقتصادی، و یا اینکه آنها را بطور نامشروع خارج کنند و به فروش رسانند وجود دارد، بدیهی است که در صورت نبود سازوکارهای نظارتی، مالکان واحد اقتصادی از وقوع چنین رویدادهایی مطلع نخواهند شد. مالکان برای جبران عدم آگاهی خود بهای خدمات مدیران را تا حد قابل ملاحظهای کاهش میدهند تا از این طریق خسارتهای احتمالی را جبران کنند. با تمام این اوصاف، به همان ترتیبی که صاحبان سهام، سرمایهگذاران بالقوه و اعتباردهنگان بقای هر واحد اقتصادی را تضمین میکنند، حسابرسان مستقل نیز عنصری معمول و متعارف در فرآيند انجام مبادلات تجاری و انتقال اطلاعات مالی مربوط به آن محسوب میشوند(همان منبع).
بررسی شواهد مربوط به سال های 1885 تا 1900 میلادی از یک سو نشان میدهد که تعداد واحدهای اقتصادی پذیرفته شده در بازارهای اوراق بهادار افزایش چشمگیری داشته است و از سوی دیگر تقاضا برای خدمات حسابرسی در این دوره زمانی بطور چشمگیری افزایش یافته است که نشاندهنده ارزش خدمات حسابرسی به عنوان نوعی سازوکار نظارتی موثر بر تسهیل فرآیند تامین مالی ازمنافع برون سازمانی است.
برخی ازدلایل این تقاضا عبارتست از:
1- افزایش در نسبتبدهی که بهعلت تاکید بر وجود رابطه مباشرت میان مدیریت و اعتباردهندگان، احتمالاً تقاضا برای خدمات حسابرسی را افزایش می دهد.
2-افزایش در تعداد کارکنان واحد اقتصادی که احتمالا ًبه دلیل تاکید بر وجود رابطه مباشرت میان مدیریت سطوح پایین و مدیریت سطوح بالا، موجب گسترش تقاضا برای خدمات حسابرسی میشود.
صرفنظر از تمام استدلالهای مطرح شده، هیچگاه نمیتوان منکر این واقعیت بود که احتمال بروز رفتار نادرست و خطای نمایندگان گریزناپذیر است. در واقع، تصمیمهای مدیران و اقدامات آنها لزوماً موجب به حداکثر رساندن ثروت و علایق مالکان نمیشود، بنابراین استفاده از ابزارهایی که موجب کاهش احتمال بروز رفتارها و اقدامات نامطلوب مدیران میشود، از مطلوبیت زیادی برخوردار بوده و دارای ارزش اقتصادی است. از چنین ابزارهایی با نام فعالیتهای نظارتی یاد میشود و ناگزیر، حسابرسی را نیز بعنوان یکی از روشهای پیشگیری و کشف اقدامات نامطلوب مدیران دربر میگیرد.
* فرضیه اطلاعات: فرضیه اطلاعات به مثابه فرضیهای جایگزین یا مکمل برای فرضیه مباشرت (نظارت) است. درحوزه فرضیه اطلاعات چنین استدلال میشود که برهان پشتوانه تقاضای سرمایهگذاران (بعنوان گروهی از استفادهکنندگان اطلاعات مالی) برای صورتهای مالی حسابرسی شده این است که گزارشهای مالی مزبور، اطلاعات سودمندی را برای انجام تصمیمگیریهای مرتبط با سرمایهگذاری ارائه میکنند. در حوزه ادبیات مالی، مبنای تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری عبارتست از ارزش هر واحد اقتصادی که از طریق محاسبه ارزش فعلی جریان های نقدی خالص آتی بدست میآید. این در حالی است که شواهد موجود حاکی از آن است که میان اطلاعات مندرج در صورتهای مالی و ارزش فعلی جریان های نقدی خالص آتی، همبستگی شدیدی وجود دارد. لذا عمل حسابرسی به عنوان ابزاری برای بهبود کیفیت اطلاعات مالی، از ارزش بسیاری برخوردار است. فرضیه اطلاعات بدین دلیل مکمل فرضیه مباشرت (نظارت) است که بسیاری از اطلاعاتی که در قراردادهای نظارتی سودمند است در انجام تصمیمگیریهای سرمایهگذاری نیز مفید است ولی تفاوت در این است که برخلاف فرضیه نظارت که مستلزم انعقاد قراردادهای صریح میان مالک و نماینده برای تهیه و ارائه صورتهای مالی حسابرسی شده است در حوزه فرضیه اطلاعات صرفنظر از وجود یا نبود چنین امکانی، تنها بر ضرورت وجود اطلاعات مالی برای تعیین ارزش بازار واحد اقتصادی و دستیابی به ابزاری برای تصمیمگیری منطقی در عرصه سرمایهگذاری، تاکید میشود.
منافع اطلاعات: وجود صورتهای مالی حسابرسی شده امکان دستیابی به منافع زیر را فراهم میکند:
* کاهش مخاطره
* بهبود کیفیت تصمیم گیری
* دست یابی به بازده ناشی ازداد و ستد اوراق بهادار
سرمایهگذاران مخاطرهگریز همگام با افزایش سطح مخاطره سرمایه گذاری، بازده بیشتری را طلب میکنند. این نوع سرمایهگذاران حاضرند با پرداخت مبلغی بیشتر به عنوان صرف مخاطره، سطح مخاطره سرمایهگذاری را کاهش دهند. در این حالت چنانچه جمع منافع حاصل از صرف مخاطره پرداخت شده از سوی سرمایهگذاران، بیشتر از هزینه حسابرسی باشد، کاهش عدم قطعیت اطلاعات از طریق اجرای حسابرسی موجب افزایش ثروت و رفاه اقتصادی تمام افراد و گروهها خواهد شد. استفاده از خدمات حسابرسی تابعی از الزامات حاکم بر فعالیتهای واحد اقتصادی است. درواقع، برخی از واحدهای اقتصادی در اجرای حسابرسی از آزادی عمل برخوردارند و برخی دیگر این آزادی عمل را ندارند. براین اساس، هر سرمایهگذار با دو نوع واحد اقتصادی روبروست: واحدهای اقتصادی که ازخدمات حسابرسی بهره جستهاند و واحدهای اقتصادی که از این خدمات استفاده نکردهاند. حال اگر سرمایهگذار، یک سبد سرمایهگذاري با هر دو نوع واحد اقتصادی را تشکیل دهد، زمینه مساعدی برای کاهش سطح مخاطره فراهم میشود و بدین ترتیب، صرف مخاطرهی موجود برای مقابله با هزینه حسابرسی هر یک از واحدهای اقتصادی موجود در سبد سرمایهگذاری، کاهش پیدا میکند. یکی از شیوههای دیگری که با استفاده از آن میتوان درباره ارزش خدمات حسابرسی استدلال کرد، تاکید براطلاعات مالی به عنوان ابزاری برای تصمیمگیریهای درونسازمانی مدیران است. به بیان دیگر، اجرای حسابرسی صورتهای مالی موجب بهبود کیفیت اطلاعات مالی مورد استفاده در الگوهای تصمیمگیری مدیران میشود. حسابرسان از طریق کشف اشتباهات و ترغیب کارکنان واحد مورد رسیدگی به اعمال دقت هرچه بیشتر در تهیه مدارک مالی، بستر مناسبی را برای بهبود کیفیت دادههای مورد نیاز الگوهای تصمیمگیری مدیران فراهم میکنند. وجود دادههای صحیح و دقیق برای بودجهبندی سرمایهای، برنامهریزی و کنترل موجودیها و تجزیهوتحلیل نقطه سربهسر (که مبنای بسیاری ازتصمیمهای مربوط به تولید و قیمتگذاری است) درنهایت به بهبود فرآیند تصمیمگیریهای درونسازمانی میانجامد. به همین ترتیب، وجود اطلاعات مالی دقیق، صحیح و معتبر برای انجام تصمیمگیریهای مربوط به اعطای اعتبار و تسهیلات مالی، تحلیل فرصتهای سرمایهگذاری، حل و فصل مشکلات کارگری و تدوین قوانین و مقررات سبب میشود تا عملکرد مدیریت واحد اقتصادی بهبود یابد.
دیگر مزیت و منفعت مترتب بر وجود اطلاعات، به بازده ناشی از داد و ستد اوراق بهادار مربوط است. بطور کلی، دستیابی به بازده غیرعادی تنها در صورت دسترسی به اطلاعات جدید، میسر است. برطبق مفهوم کارایی بازار اوراق بهادار که یکی از مصادیق فرض وجود رفتارهای منطقی و عقلایی است، قیمت هر دارایی (مالی وغیرمالی) بازتابی از قضاوتهای تمام سرمایهگذاران و کلیه اطلاعات موجود در بازار است لذا هیچ سرمایهگذاری نخواهد توانست با استفاده از اطلاعات موجود در بازار، به بازده غیرعادی (تفاوت میان بازده بدست آمده و بازده عادی مورد انتظار) دست یابد. مطالعات و پژوهشهای متعددی برای یافتن قاعدهای مشخص جهت دستیابی به بازده غیرعادی از طریق اطلاعات موجود در بازار صورت گرفته که نتایج آن به طور کامل بر کارایی بازار نسبت به این اطلاعات، تاکید داشته است. بدیهی است دستیابی یک سرمایه گذار خاص به اطلاعات جدید و مربوط میتواند او را در ارزیابی منطقیتر ارزش اوراق بهادار واحدهای اقتصادی، یاری دهد و این امر به نوبه خود منجر به دستیابی به بازده غیرعادی و افزایش در ثروت و رفاه اقتصادی او میشود. روند چنین وضعیتی تا آن حد ادامه مییابد که قیمت بازار اوراق بهادار به نقطه تعادلی مناسب نزدیک و بازده حاصل از سرمایهگذاری در اوراق بهادار با فرض در اختیار بودن مجموعه اطلاعاتی معین، درحد بازده عادی مورد انتظار شود. با اینحال، استفاده از این مجموعه اطلاعاتی سبب میشود تا اثرآن بر قیمتهای بازار منعکس گردد و در نتیجه، سایر سرمایهگذاران امکان استفاده از اطلاعات مزبور را برای دستیابی به بازده غیرعادی نخواهند داشت. نتیجه اینکه چون کارایی بازار (نیمه قوی) در حدی است که با انتشار هر نوع اطلاعات جدید، تعدیل لازم در قیمتها بيدرنگ به وجود میآید و بر این اساس، دستیابی به بازده غیرعادی در نتیجه داد و ستد بر پایه اطلاعات بازار، امکانپذیر نیست، مگر آنکه داد وستد اوراق بهادار درست در لحظه افشای اطلاعات در بازار، صورت گیرد.
ارزش اطلاعات: تفاوت قائل شدن میان ارزش اطلاعات و امکان دستیابی به بازده غیرعادی با استفاده از اطلاعات، بسیار بااهمیت است. اگر مجموعه اطلاعاتی معینی، پیش از ارائه به عموم در اختیار فردی خاص قرار گیرد اوخواهد توانست با استفاده از آن اطلاعات به بازده غیرعادی دست یابد، که این امر تاکیدی بر با ارزش بودن اطلاعات است. با این وجود، شواهد حاصل از بررسی کارایی بازارهای اوراق بهادار نشان میدهد که با انتشار اطلاعات در بازار، تعادل مورد انتظار در قیمتها ایجاد میشود و در نتیجه امکان دستیابی به بازده غیرعادی به طورکامل وجود ندارد. اگرچه دستیابی به بازده غیرعادی با استفاده از اطلاعات موجود در بازار اوراق بهادار، تا حد زیادی امکانناپذیر به نظر میرسد، اما شواهد موجود نشان میدهد که با انتشاراطلاعات در بازار از دیدگاه آحاد سرمایهگذاران، دارای ارزش است، زیرا از یک سو تعدیل لازم را برای روزآمد کردن دیدگاههای سرمایهگذاران دربازار، به وجود میآورد واز سوی دیگر، عدم قطعیت حاکم بر بازار که برحجم مبادلات نیز موثر است را تا حد زیادی مرتفع میکند. در واقع، با انتشار اطلاعات در بازار، حجم داد و ستد اوراق بهادار افزایش مییابد و ازاین رو، سرمایهگذاران میتوانند به سبد سرمایهگذاری ارجح دست یابند که این امر بهنوبهخود به افزایش ثروت و رفاه اقتصادی آنان میانجامد. هر یک از بازیگران عرصه بازار اوراق بهادار دارای تابع مطلوبیت منحصربفردی است که علایق و ترجیحات آنان را در ارتباط با روابط مخاطره و بازده مربوط به سبد سرمایهگذاری بهینه نشان میدهد. هر یک از فعالان بازارهای اوراق بهادار میتوانند با استفاده از اطلاعات، نسبت به تعدیل سبد سرمایهگذاری خود و در نتیجه دستیابی به مطلوبیت بیشتر، اقدام کند و این امر صرفنظر از اثر تعدیلی اطلاعات بر قیمت بازار اوراق بهادار صورت میگیرد.
نمونهای از پژوهشهای انجام شده در ارتباط با نقش اطلاعات مالی حسابرسی شده، نشان میدهد که استفاده از این اطلاعات منجر به بهبود چشمگیری در برآورد مخاطره سرمایهگذاری میشود. اگر چه دستیابی به نوعی برآورد بهتر از مخاطره و بازده موردانتظار به خودیخود موجب کسب بازده غیرعادی در بازار نمیشود، اما بستری مناسب را برای دستیابی به امکان ارزیابی مجدد سبد سرمایهگذاری وحرکت به سوی ترکیبهای ارجح سرمایهگذاری فراهم میآورد. بهعنوان نمونه، سرمایهگذارانی را در نظر بگیرید که در آستانه بازنشستگی قرار دارند، این افراد معمولا ًبه در اختیار داشتن نوعی سبد سرمایهگذاری علاقهمندند که در مقایسه با مخاطره کل بازار، خطر کمتری داشته باشد. حال چنانچه سرمایهگذاران مورد نظر به این واقعیت پی ببرند که سبد سرمایهگذاری آنان از مخاطرهای به مراتب بیشتر از بهترین برآورد خطر برخوردار است، بیشک این آگاهی به طور چشمگیری برای ایشان سودمند خواهد بود. به همین قیاس، چنانچه درصد قابل ملاحظهای از سود نقدی سهام، مشمول مالیات نباشد روشن است که سرمایهگذاران تمایل بیشتری برای تخصیص منابع در واحدهایی داشته باشند که سود خود را به صورت نقدی توزیع میکنند. وجود اطلاعات درباره بازده موردانتظار و ارتباط آن با سیاست تقسیم سود، اگرچه به طور مستقیم به کسب منافع ناشی از دادوستد اوراق بهادار منجر نمیشود، اما میتواند موجب افزایش مطلوبیت کل افراد شود. نتیجه مباحث مطرح شده درباره فعالیتهای مربوط به سبدهای سرمایهگذاری آن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد صورتهای مالی، اطلاعات حسابداری، انتقال اطلاعات، سود حسابداری Next Entries پایان نامه درمورد اطلاعات مالی، حسابرسان مستقل، صورتهای مالی، افشای اطلاعات