پایان نامه درمورد اسباب نزول، نزول قرآن، علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

شناخت سبب نزول آيات براى‏آگاهى از مدلول صحيح آيات و برطرف شدن شك و ابهام از چهره مفاهيم آنها ضرورى است و اگر كسى بخواهد مدلول و مفهوم صحيح آيات را بدون شناخت سبب نزول بازيابد در حقيقت راه ناقص را طى كرده است و گاهى ممكن است نتيجه‏اى معكوس و واژگونه عايد او گردد. واحدي که به نظر مي رسد اولين کسي است که معروف ترين کتاب درباره اسباب نزول به نام او رقم خورده است در اين باره مي نويسد: “لا يمکن معرفه تفسير الايه دون الوقوف علي قصتها و بيان سبب نزولها؛ يعني شناخت تفسير آيه اي جز با دانستن قصه و بيان سبب نزولش ممكن نيست.”445
سيوطي در الاتقان به نقل از ابن دقيق العيد مي نويسد”بيان سبب النزول طريق قوي في فهم معاني القرآن؛ يعني بيان سبب نزول راه مهمي براي فهم دقيق معاني قرآن است.”446‏
علامه طباطبايي;نيز تاثير سبب نزول را در روشن شدن مورد و مصداق نزول موثر مي داند و مي نويسد: “اين زمينه‏ها را كه موجب نزول سوره يا آيه مربوطه مي باشد اسباب نزول مي گويند و البته دانستن آنها تا اندازه‏اى انسان را از مورد نزول و مضمونى كه آيه نسبت به خصوص مورد نزول خود به دست مى‏دهد روشن ساخته كمك مي كند.”447
ديگر دانشمندان و مفسّران نيز در کتب خود از تاثير شناخت سبب نزول بر فهم صحيح مراد و مقصود الهي از آيات سخن گفته اند؛ برخي نيز در اين زمينه به تاليف کتبي با عنوان “اسباب النزول” پرداخته اند448. در نتيجه مي توان گفت مفسّران و دانشمندان علوم قرآني در اصل روشنگري سبب نزول در فهم آيات قرآن کريم متفق القول هستند.

4-2- روش ملا فتح الله در توجه به سبب نزول
حال که به تعريف سبب نزول پرداختيم و اهميت توجه به آن را در فهم و تفسير قرآن از زبان دانشمندان و مفسّران علوم قرآني بيان کرديم، سراغ تفسير گرانسنگ منهج الصادقين مي رويم تا ببينيم صاحب اين تفسير چه ميزان به بيان سبب نزول براي آيات، توجه داشته است.
با مطالعه متن منهج الصادقين مشخص مي شود که اين بخش يکي از بخش هايي است که ملا فتح الله نسبت به آن توجه زيادي مبذول داشته است. وي مطاالب زيادي را به اين موضوع اختصاص داده و به مناسبت هاي مختلف درباره سبب نزول آيات بحث کرده است به طوري که در سراسر تفسير او مباحث اسباب النزول جلب نظر مي کند.
ملا فتح الله در اين قسمت از منابع مختلفي استفاده کرده است که مانند ساير قسمت هاي اين تفسير گاهي به اين منابع اشاره مي کند و گاه نيز بدون ذکر منبع به بيان سبب نزول مي پردازد.
مثلاً در تفسير آيه (وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ…)449″ و در راه خدا انفاق كنيد، و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد.”، بدون ذکر منبع به بيان سبب نزول آيه مي پردازد و مي نويسد: “در سبب نزول اين آيه آورده‏اند كه چون حضرت رسالت9عزم عمره قضاء كرد جمعى گفتند كه ما توشه نداريم و كسانى كه دسترس دارند بما چيزى نمي دهند حق تعالى اين آيه فرستاد كه بايد توانگران بر درويشان انفاق كنند و خود را در هلاكت ابدى نيندازند به جهت بخل.”450
از جمله منابعي که ملا فتح الله در بيان سبب نزول استفاده کرده است مي توان به اقوال مفسّران طبقه اول از قبيل: ابن عباس، ابن مسعود و مفسّران طبقه دوم از جمله حسن بصري و شعبي، اشاره کرد. شايد بتوان گفت اقوال اين مفسّران مهمترين منبع ملا فتح الله در بخش اسباب النزول است.
به عنوان مثال در تفسير آيه (وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ)451 “و آنان كه چون كار زشتى كنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند- و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد؟ و بر آنچه مرتكب شده‏اند، با آنكه مى‏دانند [كه گناه است‏]، پافشارى نمى‏كنند.”، به روايت ابن مسعود در بيان سبب نزول اشاره مي کند و مي نويسد: “از عبد اللَّه مسعود روايت است كه سبب نزول اين آيه آن بود كه جماعتى از اصحاب سيد كاينات9به يكديگر گفتند كه همانا بنى اسرائيل نزد حق تعالى از ما گرامى‏تر بودند به جهت آنكه چون گناهى كردندى بر در سراى ايشان نوشته شدى كه بر خود عقوبتى كنيد چون گوش و بينى بريدن و غير آن از انواع عقوبات تا اين كفاره گناهان شما باشد ايشان به آن اقدام نمودندى و به جهت خوف اين ديگر مرتكب معصيتى نشدندى حق سبحانه اين آيه فرستاد كه شما از ايشان گرامى‏تريد نزد من زيرا كه از شما به توبه و استغفار راضى شده‏ام و آن را كفاره گناهان شما گردانيده‏ام و آن عقوبت كه بنى اسرائيل را به آن امر مي كردم از شما برداشته‏ام.”452
همچنين ملا فتح الله در اين بخش از کتب تفسيري مفسّران متقدم از قبيل جرجاني، ابوالفتوح رازي و زمخشري بهره برده است.
وي غالباً از اقوال علماي اهل سنت در مواردي استفاده کرده که قصد داشته اثبات کند سبب نزول آيه اي رفتار يا عملي از امام علي7است. علاوه بر آن ملا فتح الله از احاديث و روايات ائمه اطهار:نيز در بيان سبب نزول بهره برده است. به عنوان مثال در بيان سبب نزول آيات 155- 157 سوره مبارکه بقره به روايتي از امام صادق7اشاره مي کند و مي نويسد: “از جعفر بن محمد الصادق7مروي است كه سبب نزول اين آيه آن بود كه چون حق تعالى آيه (وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ)453 “و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و وى آن همه را به انجام رسانيد”، انزال فرمود رسول خدا9فرمود نيكو دوستى بود ابراهيم7ابتلا و امتحان او كردند به انواع مشقت و او صبر كرد و اصلا چيزى كه دلالت بر جزع و بى‏صبرى كند از او صادر نشد و نعمت باو دادند بشكر گذارى آن اقدام نمود و به هيچ وجه اثر كفران از او مشاهده نگشت و به جهت اين خلعت امامت در بر او كردند و اگر من بر عترت خود نمي ترسيدم براى ايشان از حق تعالى امامت مي خواستم چه ايشان براى آخرت آفريده شده‏اند و دنيا براى ايشان مخلوق گشته جبرئيل7آمد و اين آيه يعنى و لنبلونكم الخ آورد.”454
مولف منهج الصادقين در بيان سبب نزول آيات اکثراً به ذکر حوادث و وقايع صدر اسلام مي پردازد و گاهي اوقات آن ها را با شرح و بسط و به صورت خيلي گسترده مطرح مي کند. حوادثي مانند غزوات و سراياي پيامبر7و نفاق و دو رويي منافقان و بسياري وقايع ديگر.
همچنين ملا فتح الله در بيان سبب نزول برخي آيات، احکام و مسائل فقهي را به طور گسترده مطرح مي کند. مثلاً در آيه(وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا)455 “و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى، پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند]، بايد پشت سرِ شما قرار گيرند، و گروه ديگرى كه نماز نكرده‏اند بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند. [زيرا] كافران آرزو مى‏كنند كه شما از جنگ‏افزارها و ساز و برگِ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش بَرند. و اگر از باران در زحمتيد، يا بيماريد، گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد، ولى مواظب خود باشيد. بى گمان، خدا براى كافران عذاب خفّت‏آورى آماده كرده است.” در ضمن بيان سبب نزول به بيان حکم ففقهي درباره نماز خوف مي نويسد: “در كنز العرفان بعد از بيان تركيب و حل لغت بر طريقى كه مذكور شد فرموده كه در اين مقام ايراد كيفيت صلاة خوف مى كنيم بر قول فقها و بعد از آن بيان فوائد آيه مي نمائيم اما اول بدان كه خوف اگر منتهى به حالتى كه با آن استقرار و ايقاع افعال ممكن نباشد بلكه منجر به مسايفه و معانقه شود بايد كه مردمان نماز را فرادى گذارند به حسب امكان بر طريقى كه در آيه سابقه گذشت و اگر منتهى باين نشود هيئت صلاة آن بر سه نوع خواهد بود…”456
وي در ادامه به طور گسترده به بيان انواع نماز خوف مي پردازد. لازم به ذکر است که منظور از مولف “در اين مقام”، سبب نزول هايي است که براي آيه ذکر کرده است.
اين ها نمونه هايي از موارد بسيار زياد بيان سبب نزول در تفسير منهج الصادقين بود ان شاء الله در انتهاي فصل به نقد و بررسي روش ملا فتح الله در بيان اسباب نزول براي آيات خواهيم پرداخت.

5- شأن نزول
شأن در لغت به معناي کار، امر بزرگ، قدر و مرتبه آمده است.457 شأن نزول بر خلاف سبب نزول از اصطلاحاتي است که بيشتر در کتب معاصر به چشم مي خورد و همه مفسّران متقدم و اکثر مفسّران و دانشمندان معاصر بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده و آن دو را به جاي يکديگر استعمال کرده اند458. با اين وجود برخي از دانشمندان معاصر از جمله آيت الله معرفت;بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل شده اند به نظر ايشان سبب نزول عاملي است كه در وقت حضور آيه وجود داشته و شأن نزول اعم از آن است؛ از اين جهت عاملي را كه مربوط به گذشته است در بر مي‏گيرد. ايشان سبب نزول را عبارت از مشكلي دانسته كه آيه براي حل آن نازل شده است و شأن نزول را مشكلي مي دانند كه آيه در حل و توضيح آن يا عبرت‏گيري از آن نازل شده است، نظير داستان‏هاي انبياء گذشته.459
آيت الله معرفت;در ادامه عبارت “نزل في كذا” را که در سخنان صحابه و تابعان وجود دارد اعم از شأن نزول و سبب نزول مي دانند و معتقدند هدف صحابه از اين عبارت بيان حکم شرعي است نه بيان سبب يا شأن نزول.460
يکي ديگر از دانشمندان معاصر نيز در تعريف شأن نزول مي نويسد: “شأن نزول واقعه هايي است که قسمتي (آيه يا آيات يا سوره اي) از قرآن درباره آن نازل شده باشد.461”
ايشان در ادامه نسبت بين دو اصطلاح سبب نزول و شأن نزول را از نظر مفهوم تباين و از نظر مصداق عموم و خصوص من وجه مي دانند و مانند آيت الله معرفت;مواردي از قبيل داستان ابرهه را چون در زمان نزول اتفاق نيفتاده است شأن نزول سوره فيل مي دانند نه سبب نزول آن، همچنان که واحدي گفته است.462
با توجه به آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت که بين شأن نزول و سبب نزول تفاوت وجود دارد هرگاه به مناسبتي درباره شخص يا گروهي يا حادثه اى، خواه در گذشته يا حال يا آينده، آيه يا آياتى نازل شود همه اين موارد را شأن نزول آن آيات مي‌گويند، مثلا مي‌گـويـنـد كـه فـلان آيـه درباره فداکاري حضرت علي7در ليله المبيت و يا درباره عصمت انبيا يا حضرت ابراهيم7يا نوح7 يا آدم7 نازل شده است كه تمامي‌اين‌ها را شأن نزول آيه مي‌گويند اما سبب نزول، حادثه يا پيش آمدى است كـه در پي آن، آيـه يا آياتى نازل شده باشد يا به تعبير ديگر آن پيش آمد باعث و موجب نزول گرديده باشد.
پس شأن نزول را مي توان شخص، جريان، گروه يا حادثه اي كه آيه درباره آن ها نازل شده است، بدون آن كه علت نزول آيه باشند، تعريف کرد. شأن نزول مى تواند امرى در گذشته دور و متقدم بر نزول قرآن يا هم زمان با نزول قرآن باشد. توجه به اين عوامل، تاثير بسزايي در روشن شدن مراد و مفهوم آيات و حل مشكلات تفسيرى و فهم صحيح آيات ناظر به آن ها دارد.
راجع به اهميت توجه به شأن نزول نيز هر آنچه در مورد سبب نزول يادآور شديم صادق است چرا که شأن نزول همانند سبب نزول يکي از قراين فهم کلام الهي به شمار مي رود و براي دانستن معنا و تفسير کامل هر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اسباب نزول، علوم قرآن، نزول قرآن Next Entries پایان نامه درمورد آداب و رسوم، امام صادق