پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، حقوق جزا، حقوق کیفری، ترک فعل

دانلود پایان نامه ارشد

ها و اراده او بستگی و ارتباط داشته باشد. منطقاً برای اینکه بتوان انجام کاری را به کسی نسبت داد. لازم است او بداند و آگاه با شد، انجام دادن عمل یا ترک آن بهتر یا سود از زیانش بیشتر است. پس عمل یا ترک آن بهتر یا سود از زیانش بیشتر است. پس ویژگی آگاهی انسان و نقش جنبه ها عقلایی او در تصمیم گیری و انتخاب مطلوب و دلخواهش، او را به صورت موجودی صاحب اراده در آورده است و اصولاً تکامل حقیقی انسان نیز در پرتو این آزادی و توانایی نامحدود اراده تحقق خواهد یافت.158
نسبت به آگاهی فرد هنگام خواب در حقوق کیفری دو نگاه دیده میشود، برخی معتقدند، که در هنگام خواب مشاعر و ذهن از کار‌می افتد، و در این حالت فرد به چیزی توجه نداشته و دارای اراده نیست.159 اما گروهی دیگر در این زمینه قائل به تفکیک شده و بیان‌می دارند، گاه در هنگام خواب تمام توانایی های ذهنی تعطیل‌می شود و گاهی نیز در این حالت تأثیر خواب ناچیز بوده و فرد در این حالت نیز دارای اراده میباشد.160
اما با عنایت به بررسی ماهیت فیزیزلوژیک خواب به نظر‌می رسد، با توجه به تغییرات الکتروفیریولوژیک در مغز که در آن امواج کوچک، منظم و با دامنهی بلند خواب عمیق، جای فعالیت الکتریکی سریع، بی نظم و دارای دامنه کوتاه بیداری را‌می گیرد، 161 میتوان گفت که انسان در تمامی مراحل پنجگانه خواب دارای اراده نمیباشد. یعنی نظر به ریتم فعالیت مغزی انسان هنگام خواب به نسبت بیداری، نمیتوان گفت که شخص دارای حرکات و اعمال ارادی در تمام طول خواب است.
اما در خواب مصنوعی ناشی از هیپنوتیزم، وضعیت اراده به گونهی دیگری است. در بین دانشمندان علم حقوق، اکثرا این اعتقاد غالب است که، فرد تحت تأثیر هیپنوتیزم فاقد اراده بوده و قادر به انجام اعمال ارادی نیست. به عقیده ایشان، شخص خفته در این حالت، ناخودآگاه گوش به فرمان خواب کننده است و هر چه او فرمان دهد، بی اختیار انجام‌می دهد.فرد هیپنوتیزم شده به خواب مصنوعی‌می رود و مانند خفته‌ی طبیعی، اراده ندارد و متوجه اعمال خوب و بد خود نیست.162
در پاسخ به دیدگاه فوق و در جهت روشن تر شدن موضوع باید گفت که، هیپنوتیزم نیز مانند بیداری یک حالت مغزی است. کـسـی کـه بـیـدار اسـت‌می بـیـند، مـی‌شـنـود و بـه مـحـیـط واکـنش نشان‌می دهد.خواب طبیعی نیز یک حالت دیگر مغزی است که در آن کلیه فعالیت های درونی اندام های بدن به صورت طبیعی صورت‌می گیرد. اما مغز در یـک حالت stand by قرار دارد. مغز فردی که خوابیده نسبت به محیط واکنش خاص از همان نوعی که فرد بیدار است نشان نمی دهد. مثلا فـردی کـه خـوابـیده واکنشی نسبت به صحبت هایی که اطرافیانش‌می کنند نشان نمی دهد. هر حسی که از بیرون‌می آید باید از آستانه ای بالاتر باشد تا فرد خوابیده بتواند به آن واکنش نشان دهد. اگر فرد خوابیده را آرام صدا کنند بیدار نمی شود اما اگر با صدای بلند خطاب شود چون از آستانه خوابیدن بالاتر است، واکنش نشان‌می دهد و بیدار‌می شود.
اما در خواب مصنوعی بر خلاف خواب طبیعی، اراده برای خواب رفتن وجود دارد و بر خلاف تصور عمومی، حالت آرمیدگی بعد از هیپنوتیزم خواب نیست. هیپنوتیزم شده ها بر خلاف آدم های خواب، از چیزهای در حال وقوع اطراف خود با خبر هستند. الگوهای فعالیت مغزی آنان در حالت عادی فرق دارد.163 همچنین امواج مغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب نیز در بسیاری از موارد متفاوت است.164 این ها واقعیتی است که علم جدید آن را ثابت کرده است.انسان فرو رفته در حالت خلسه، در حدود تلقین، محدود و منحصر است. شرایط تلقین، هر چه که باشد؛ هنگامی موثر است که با اساس و ریشهی روانی شخص هیپنوتیزم شده، اصول زندگی و قواعد اخلاقی او تضادی نداشته باشد. لذا نمی توان با هیپنوتیزم فردی را وادار به ارتکاب جرم نمود.165 روانشناسان معتقدند، هیپنوتیزم شدگان، مسئوولیت را به هیپنوتیزم کنندگان محول‌می کنند، بنابراین تلقینات ایشان اجرا‌می شود. ولی در حالت هیپنوتیزم شدگی کاری خلاف اصول اخلاقی هیپنوتیزم شده انجام نمی گیرد و اساساً فرد کار خطرناکی نمی کنند.166
بنابراین باید گفت که نمی توان، شخصی را تحت تأثیر هیپنوتیزم مجبور به انجام کاری کرد که تمایلی با انجام آن ندارد.167 و به دیگر سخن، افرادی که تحت تأثیر هیپنوتیزم دست به ارتکاب جرم میزنند، میل باطنی به ارتکاب آن جرم در ضمیر ناخودآگاه و یا خودآگاه ایشان وجود داشته است.168

گفتار دوم – قصد در خواب
رفتار انسانی هنگامی بعنوان”جرم” محسوب می‏شود که عناصر تشکیل‏دهنده آن تحقق یابد و برای آنکه رفتاری بعنوان جرم قابل مجازات باشد جمع آمدن عناصری چند ضرورت دارد. بعضی از این عناصر جنبه عمومی دارند یعنی وجود آنها در همه جرائم الزامی است و بعضی دارای جنبه خصوصی هستند. همانگونه که قبلا بیان گردید، عناصر عمومی جرم عبارت انداز: 1.عنصر قانونی 2.عنصر مادی 3.عنصر معنوی. هریک از عناصر مذکور نیز میتواند دارای مراتب یا ارکانی باشد. قصد نیز که، در این مبحث به بررسی آن خواهیم پرداخت را، جز شرایط و به نوعی ارکان عنصر معنوی جرم میباشد.
برای بررسی وضعیت قصد در خواب، شناخت ماهیت آن لازم و ضروری است. در این مبحث ابتدا ماهیت قصد، سپس جایگاه آن در خواب بینان‌می گردد.

بند اول – ماهیت قصد
قصد در لغت به معنی راه میانه رفتن، آهنگ چیزی کردن، میانه روی، عزیمت، آهنگ، نیت و مقصود آمده است وهمچنین به معناي توجه و التفات به چيزي مي باشد.169
كسي كه با توجه و عالماً، عامداً بسوي چيزي مي رود، در واقع قصد آن را كرده است، عنصر علم و عمد اجزاء لاينفك قصد بشمار مي روند.
«جوهره‌ی تمام اعمال حقوقی – از منظر فقهی و اصولی – قصد است.»170
معناي اصطلاحي قصد نيز هماهنگ با معناي لغوي آن مي باشد. در اين خصوص گفته شده است: فمعني القصد و النيه هوالاراده نحو الفعل او بعباره اخري هو توجيه الاراده نحو الفعل. يعني معناي قصد و نيت عبارت است از اراده بسوي فعل.171
دكتر لنگرودي درتعريف قصد مي گويد: قصد در علم حقوق عبارت است از مصمّم شدن به انجام يك عمل.172
از نظر فقه اسلام، قصد همان نیت است. شریعت اسلام، همواره اعمال انسان را مقارن با قصد‌می داند. نبی گرامی اسلام (ص)173 در این مورد‌می فرمایند: همانا اعمال انسان به نیات است.174 شریعت اسلام هنگام اثبات مسوولیت مجرم، به جهت عمل بر طبق قاعده‌ی تقارن اعمال بالنیات، تنها به جرم نمی نگرد؛ بلکه ابتدا به جرم و بعد به قصد مجرم نگاه‌می کند و بر این اساس، مسئولیت مجرم را مترتب‌می سازد. وقتی قصد مرتکب صورت خارجی به خود گرفت و از مرحله‌ی بالقوه به مرحله فعلیت درآمد، منشاء آثار کیفری خواهد بود.175
در حقوق کیفری نیز میتوان گفت، قصد عبارت مي باشد از توجه والتفاتي كه شرط تحقق جرم و ترتب مجازات برآن مي باشد. اين قصد همان عنصر رواني جرم است كه بدون آن عمل فاقد جنبه مجرميت است و اصولاً جرمي واقع نشده است. قصد به اين معنا مترادف عمد مي باشد و لذا مجرم از نظر حقوق جزا كسي است كه عالماً، عامداً مرتكب عملي شده است كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده است. قاصد اين قصد هيچ چيزي را ظرف اعتبار خلق نمي كند. در مقابل اين قصد، سهو وجود دارد يعني شخصي كه بدون توجه و التفات عملي را انجام مي دهد مثل مادري كه در خواب بر روي كودكش مي غلتد و منجر به مصدوم شدن آن كودك ميشود.
از نظر حقوقدانان قصد مجرمانه حاكي از اراده ارتكاب در فعل يا ترك فعل و همين طور اراده در كسب نتيجه زائيده ذهن قانون گذار است بنابراين قصد مجرمانه (اعم از عام و خاص) را بايد در قانون جزا جستجو كرد و لذا در هر جرمي، مفهومي واحد يا ثابت دارد.
اساس مسوولیت جزایی، ارتکاب جرم است، و مسوولیت مجرم با اختلاف درجات جرایم، متفاوت‌می شود. هر گاه مجرم، با قصد مجرمانه، مرتکب جرمی شود، مستحق کیفر است و در صورتی که قصد و در صورتی که قصد ارتکاب جرمی وجود نداشته باشد، از شدت مجازات کاسته‌می شود. بنابراین در تعیین کیفر، قصد ارتکاب جرم، مهم ترین نقش را دارد و همین قصد است که در اصطلاح حقوق جزایی وضعی، تحت عنوان قصد جنایی از آن یاد‌می شود.176
در حقوق جزای اسلامی، قصد مجرمانه، قصد انجام فعل ممنوع یا قصد ترک فعل واجب با علم به اینکه قانونگذار (شارع) آن را ممنوع یا واجب نموده است، تعریف شده است.
برخی از علمای حقوق جزا، قصد مجرمانه را مترادف سوء نیت دانسته، آن را تنها در جرایم عمدی قابل تصور‌می دانند. ایشان در تعریف قصد مجرمانه بیان داشتند: «قصد جنایی عبارت است از این که عمداً و با توجه به نتایج زیان بار جرم، کسی مرتکب جرم ایجابی، یا سلبی شود، با علم به اینکه قانونگذار، آن را حرام کرده، یا واجب دانسته، و فعل یا ترک فعل آن را جرم شمرده است.177
قصد جنایی فقط در جرایم عمدی قابل تصور است، و در جرایم غیر عمدی، وجود ندارد. گاه مجرم با قصد سابق بر ارتکاب جرم، مرتکب جرم‌می شود. مثل اینکه فرضاً در جرم قتل پیش از آن که اقدام به ارتکاب کند، جرم را در ذهن خود سبک و سنگین کرده و سپس نیت ارتکاب آن را به قلب خود وارد‌می سازد، سپس برای تحقق بخشیدن به نیت و قصد مجرمانه‌ی خویش، با تهیه وسیلهی ارتکاب جرم، رکن مادی قتل را وجود خارجی‌می بخشد. گاه قصد سابق، وجود ندارد و فقط آنی پیش از ارتکاب جرم به وجود‌می آید. در واقع قصد مجرمانه، با خود جرم همراه است.مانند نیت ارتکاب جرایم قتل و جرح و ضرب و غیره که در اثر مشاجره و نزاع بی درنگ و ناگهانی در انسان پدید‌می آید، و بلافاصله در اثر آن، خود جرم ارتکاب‌می شود.»178
برای تحقق عنصر روانی در جرایم عمدی باید قصد مجرمانه وجود داشته باشد. قصد مجرمانه در قانون تعریف نشده است بلکه قانون‌گذار غالبا با استفاده از عناوین گوناگونی در عبارات قانونی آن را مشخص و بیان کرده است.179 برخی از این عناوین عبارتند از: به قصد کشتن، به قصد سرقت، به قصد سوء خیانت، به قصد استفاده نا مشروع، به قصد کمک به دشمن، به قصد برهم زدن امنیت، به قصد اضرار به غیر، به قصد متهم کردن غیر و به قصد اخفاء با نیت فساد عالما و عامدا، با علم و اطلاع و…
با توجه به تعریف ارائه شده، در عمد یا قصد مجرمانه سه عامل وجود دارد:
1. داشتن اراده که همان‌طور که بیان شده عنصر مشترک جرایم عمد و غیر عمد است؛
2. خواستن عمل (قصد فعل)؛
3. خواستن نتیجه مجرمانه حاصل از عمل (قصد نتیجه).180
قصد واژه ای است، که گاه نیز به جای اراده یا همراه با آن استعمال‌می شود. همان گونه که بیان شد، بین ان دو نهاد تفاوت اساسی وجود دارد. در حقوق کیفری، فعل ارادی، تجزیه به دو جزء قصد و اراده‌می باشد، که هر یک از این دو، کیفیت نفسانی مستقلی دارد. توجه دقیقی که علمای حقوق کیفری به عمل از یک سو و به آثار ناشی از آن از سوی دیگر نموده اند، سبب شده تا فعل ارادی به دو جزء قصد و اراده تقسیم گردد.181
دستهای قصد مجرمانه را، اراده‌ی جهت یافته به مقاصد نهی شده در قانون جزا و عده ای نیز آن را علم و آگاهی مرتکب بر اینکه یک عمل غیر مشروع انجام دهد، دانستهاند.
اصل این است که بدون قصد مجرمانه نمی توان مرتکب را مقصر دانست، مگر اینکه قانون به صراحت یا با ملازمه، عملی را بدون قصد یا سوء نیت جرم بداند.182
بنابراین، هیچ جرم عمدی، بدون قصد نیست و اینکه هر جرم عمدی با رفتار و قصد مجرمانه تحقق‌می یابد، صحیح خواهد بود. زیرا در این هنگام، قصد در قالب اراده تبلور‌می یابد.183
هر جرم عمدی علی الاصول تا اراده نباشد واقع نمی‌شود٬ لذا باید گفت، اراده در تمام جرائم اعم از عمدی و غیر عمدی حتی در جرائم اخلاقی نیز وجود دارد. اما آن چه مهم است این می‌باشد که میزان و سیطره مجرم بر عنصر مادی در عنصر روانی چقدر بوده است اگر اراده و قصد مرتکب به فعل و نتیجه تعلق بگیرد قصد مجرمانه و سوء‌نیت خواهد شد و اما اگر اراده مرتکب تنها به فعل تعلق بگیرد و نتیجه مقصوداش نباشد٬ خطای کیفری خواهد شد.184

بند دوم – جایگاه قصد در خواب
قصد در قانون تعريف نشده است و مقنّن در متون قانونى با استفاده از عباراتى همچون: قصد سرقت، قصد اضرار، قصد استفاده نامشروع، عالماً، عامداً و امثال آن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد حقوق کیفری، ترک فعل، ناخودآگاه، وجود خارجی Next Entries پایان نامه درمورد ترک فعل، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی