پایان نامه درمورد ابراهيم، “، نويسد

دانلود پایان نامه ارشد

. کلامش پخته تر و شعرش قويتر مي شود ، آرزوهايش بزرگتر و

نصيحتهـايش با معنا ترمي گردنـد ؛ تنبيـه و طنـز گويي جـاي خـود را بـه خواهـش مـي دهـد .

اين دوره اززندگي ابراهيم دوره کمال اوست و آثارخلق شده در آن معرّف انديشه اي جاودانند،

انديشه اي که با زنگار تاريخ کهنه و فرسوده نمي شود و پيام آن در امتداد نسلها ، سينه به سينه

انتقال مي يابد . پيام عزّت، انسانيت، عدالت ، محبّت و عشق به سرزميني که در آن متولد و در

آن به خاک سپرده مي شويم .

ه ) طوقان از ديدگاه ناقدان و شاعران

پنج سال پس از درگذشت ابراهيم ، ديوان شعر او بـه همّت برادرش احمـد طوقان و با مقدمـه

جامع و زيباي خواهرش فدوي بـه چاپ رسيد . و سروده هـاي ناياب شاعرجوان مرگ را در

منظرعموم قرار داد ، تا نگاههاي کاوشگرانه ناقدان ، شاعران و نويسندگان بي شماري را بـه

خود معطوف سازد .

کتابها ، مقالـه ها و بررسيهاي چشم گيري در ارتباط بـا شخصيت و شعر ابراهيم نگاشته شده

و انجمنها و محفلهاي پرباري در گراميداشت ياد و خاطره او برپا شده است که بـه ذکرنمونـه

هاي مشهوري از آن تحليلها بسنده مي شود .

اولين و شايستـه ترين کسي کـه مي توان ديدگاه وي را در ارتبـاط بـا شخصيت ابراهيم معتبر

دانست ،خواهر او فدوي طوقان شاعـر بلنـد آوازه دنياي عرب است . فدوي در کتابش ” أخـي

ابراهيم ” مي نويسد : ” ابراهيم جوانـي بود با ايماني عميق و راستين کـه علي رغم ابتلاهـاي

الهي ، بسيار صبور و خوش رو بود و هيچگاه نقش لبخند بر لبانش کم رنگ نمي شد .

شعر او را مي توان بـه سـه دسته تقسيم کرد : الغزليات ، الوطنيات ، الموضوعيات ، کـه عمق

انديشـه و دقت تصوير و خيال در دستـه سوم بيشتر بـه چشم مي خورد ؛ و شايد عقيق گردنبند

سروده هـاي ابراهيم را در اين زمينه قصيده ” مصرع بلبل ” او کـه گشايشي نو در باب قصه

شعري است ، بدانيم . اگر چـه شاعر در سرودن آن متأثر از ادبيات غرب بوده امـا هرگـز

مشخصه هاي خيال وتعبيرهاي شعري خاص خود را فراموش نمي کند . ( فدوي ط . ،2005م ،

صص 45و48)

دکترزکي المحاسني مي نويسد : ” اين شاعرلاغر اندام ، حسّاس وخوش ذوق علي رغـم ضعف

جسمي و دردهاي متناوبي که هرچند يک بار به سراغ او مي آمد تا قواي وي را در رسيدن بـه

آرزوهاي بلند درسرايش شعر و اشتياق به نوگرايي و نوآوري سست کنند ، خودش را دائمـا در

ميان کشمکش رنج بيماري وتواناييها و استعدادهايش دردست يافتن به اهداف ارزشمندش ديد ؛

که البته من با وجود اين پريشاني مستبد و حاکم بر حيات وي ، او را پيشرو و موفق ترين نابغه

زمانه مي شناسم . ( المحاسني ، بي تا ، ص25 )

بدوي المثـلم در وصف اين شاعرخوشنام چنين مي گويد : ” ابراهيم شاعري حساس ، وباريک

اندام بود کـه فريادهاي شعر گونه اش را براي آگاهي ملت وقومش ازظلم وستم و فريب درميان

آنها رها ساخت تا بلکه بيداري آنها شعله هاي استعمار را خاموش کند .

شعراومثلث متساوي الساقيني است که ضلع اول آن را شعر ملي و ضلع دومش را وجدانيات

و قاعده آن را فکاهيات شاعر که هجو است و تحذير و تهکم تشکيل مي دهد . ( المثلم ، 1964م

، ص 14 )

عبد اللطيف شراره درتحليل خود ازابراهيم طوقان مي نويسد : “مي توان ابراهيم را بـه واسطه

داشتن دوچشم نافذ و پويا درکند وکاش و رؤيت امورساده اما مهمي که ديگران وجود آنهـا را

حس نمي کنند ، ازديگرشاعران متمايز دانست . اين دقت دليلي است برتوانايي خارق العاده او

در وصف شعري . و وصف شعري هنري است قائم به ذات ابراهيم نه در پيرامون او ، چرا

که شاعرتنها به عرض وچهارچوب شيء وصف شده آنچنان که يک وصف کننده مي نگرد،

نمي پردازد بلکه جنبشهاي دروني را دروراي احوال و حرکات ظاهري آن شيء لمس مي کند

و وصف شيء ” متحرک ” چيزي برترازوصف ” ساکن ” است . (شراره، 1964م ، ص 31 )

سلمي الخضراء الجيوسي نويسنده وناقد بزرگ ادبيات معاصرفلسطيني دروصف طوقان چنيـن

مي گويد : ” ابراهيم بسيار متمايل به نوگرايي شعر در فلسطين بود اما در چهارچوب قديم ، و

خود را بيشتر دراسلوبها مقيد به شعر گذشته عرب مي دانست . برداشتهاي حقيقي وي ازاشياء،

زبان قوي و عبارتهاي استوار و محکمش همه تأثيري از ادبيات گذشته عرب هستند؛ اما روح

بلنـد پروازاو جديـد است و نوگـرا ، جـز اززمان و تجربـه هـاي پيرامونـش سخـن نمـي گويد ؛

ابراهيم تنهـا شاعري است که موفق مي شودعنصر”السخرية والمفارقة” را درشعرعربي وارد

کند . شعراوعلي رغم مقيد بودنش به اسلوبهاي قديم متفاوت ازشاعران مکتب ” نئـوکلاسيک”

است ، شناسنامـه اي صادق ازحوادث زندگـي اوست ؛ و علـي رغم درد و رنج بيمـاري و

کشمکشهاي دروني ، هيچگاه بـه عناصر ماورائي رمانتيک که در دهه هاي سوم و چهارم بر

سرزمينهـاي عربـي بـه خصوص مصر سايه افکنده بود ، پناه نبـرد . و شاعري واقع بين و

واقع گـرا باقـي ماند و درتمجيـد ازشهيدان و مبارزان وطن دراوج قلـه هـاي شامخ ادبيات قرار

گرفت .( الجيوسي ، 2001م ، ص364 )

دکتر يوسف بکاردريکي از مقاله هايش مي نويسد : ابراهيم طوقان انسان وشاعري که تراژدي

آشکارموجود را براي ما وصف مي کند وخبرازآينده وطن مي دهد ،وطني که درميان انگشتان

ذره ذره آب شده ، تباه مي شود و ما همچنان بي حرکت ايستاده ايم .

اين شاعرعزيز اگرچه عملا در صف مبارزان قرارنگرفت اما يکي از انقلابيون حقيقي وطن

است کـه با ذکر نام و بـا به تصويرکشيدن حال وهـواي رزمندگان ،خـود را بـه ايشان منسوب

مي کند ، و تکيه گاهي ملي ، روحي و وجداني براي آنها مهيا مي کند . ازآن مبارز بي صدا و

خشمگين سخنوري ابدي مي سازد که مي گويد : “رهايي من ، رهايي ملت و وطنم درانقلاب

است وبس… . ( بکار ، 2006م ، ص36 )

دکتراحمد ابو حاقه مي گويد : ” ابراهيم طوقان شاعري است با احساسات لطيف و پايبند به

اسلوب وچهارچوب شعروزبان عربي ، بيانش آسان و بي تکلف و بـه هيج يک ازمکاتب ادبي

منسوب نمي شود . بسيار ازموشحـه هاي اندلسي تأثير پذيرفته و شکل و صياغ شعرش قوي و

متين است . ( ابو حاقة ، 1979م ، ص270 )

ابو سلمي شاعر و همراه هميشگي ابراهيم مي نويسد : ” شعر ابراهيم که ترانـه هاي عشق و

وطن است ، نقش لبخنـد است بر هر لبي و ديوان او بعد از غيبت طولاني اش اشک گرانبهايي

است در هر چشمي . (طه ، 1998م ، ص 359 )

المتوکل طه درباره اين شخصيت بزرگ مي نويسد : ” ابراهيم واقعيتهاي سياسي و بحرانهـاي

متعدد پيرامونش را درک مي کند و از آن رنج مي برد ، قصيده هـاي ملي و سياسـي او کـه در

رسوايي دشمنان ملتش با سبکي تمسخر آميـزو تلخ سروده شده است ، شعارهـاي معروفي شدند

که به خاطر نزديکي آنها با روح انسان و رؤياهاي وي خيلي سريع انتشار يافتند .

ابراهيم قصيـده مقاومت را بنيان نهاد و با تکرار بعضي از تصاوير در تأکيد ، تنبيه و حفظ آنها

کوشيد ؛ با بررسي ديوان اومي توان چهارعنصرو ستون اصلي تشکيل دهنده آن را چنين ناميد

عناصر ديني ، ملي ، گذشته و معاصرهمراه با موسيقي دلنوازي که بر سرتاسر آن سايه افکنده

است . ( همان، ص 400)

ابراهيم المازني مي گويد : ” طو قان ازفرزندان نابلس و شاعرمشهورفلسطين ، بيشتر شعرش

درغزل و وطنيات است ، اگرچه ابيات زيادي در هجا و بذله گويي که بيشترجنبه شوخي داشته

سروده ولي آنها را انتشارنداده است . اين نوع از شعرابراهيم را زبانها درمجالس و محفلها بين

مردم پخش کردند ،همانطور که شعردرباديه با روايت سينه به سينه مي گشت .(همان، ص376 )

انور العطار در يکي از مجامع ادبي نظرش را چنين بيان مي کند : ” ابراهيـم از صاحبان ادب

غنائي است که درونش را در لابه لاي ابيات مي ريزد ، و زيبايي و زندگي را بر تصويرهاي

شعرش جاري مي سازد . در تمام آثارش موجود زنده و سخن گوييست که به آساني مردم را به

عالم خود رهنمون شده آنها را با غمها وشاديهايش همراه مي کند .

ابراهيم شاعري تصويرگراست وتصويرهايش سخن مي گويند ،درست مانند ” ربيعية بحتري”

که هرگاه رؤيا و خيالي مي سرايد تو را فريفته کرده گويي قصد دارد با تو سخن بگويد .

( همان ، ص382)

رشاد ابو شاور در يکي از مراسم گراميداشت ابراهيم مي نويسد : ” طوقان يکي از نوگرايان

شعر عربي است ، که خود را از سنگيني قافيه رها مي کند ، و وزن وقافيه را در قصيده اي با

معناي واحد ، تغييرمي دهد ؛ قصيـده ابراهيـم خود جوش و دروني است. ( مجلة الموقف الأدبي ،

العدد417)

دکتر محمد حسن عبد الله در تحليلي زيبا از شعرابراهيم مي نويسد : ” طوقـان شاعر وطن،در

لابه لاي اشعار قومي او دو امر به وضوح ديده مي شود :

1- قصيده هاي وطني ابراهيم که گاه آميخته با رمزاست ، سرتاسربلادعرب را دربرمي گيرد

از” فتية المغرب” و” بطل الريف ” تا مصر و لبنـان و دمشق ؛ اگرچه احساس و علاقه وي

نسبت به سرزمين شام قوي وعاطفـه اش در زنده کردن تاريخ آن پوياتر است .

2- اين قصيده هاي قومي ، بعضي از آنها فقط اشاره اي گذرا به فلسطين دارند و قصيده اي که

عنوان فلسطين را به طور خاص دارا باشد در ديوانش ديده نمي شود .

با نگاهي به قصيده هـاي موجود در ديوانش که همه آنها به مواردي چون ، بحرانهاي زمين ،

آينده ،و رياست درفلسطين مي پردازند بيشترمي توان به حقيقت اين موضوع پي برد . ابراهيم

هيچگاه شخص ، کشور يا رئيس مشخصي را از ميان ملتهاي عربي به پشتيباني و مساعدت

فرا نمي خواند . ( حسن عبدالله ، 2002م ، صص 86 و 87 )

حسن ختام اين بحث ، کلام خالد ابو خالد از شعراي معاصر است کـه مي گويد : ” اگر ابراهيم

طوقان در بين ما زنده بود … و او در وجود ما زنـده است … منظومه اي از ارزشهاي قومي ،

عربي ، فلسطيني که تارو پود قصيده در آن شکل مي گيرد ترسيم مي کرديم .

اگر زنده بود ، تمجيد از دليري و شجاعت… قهرمانان و شهادت را ادامه مي داد و مبارزان را

از کوهها ، شهرها و روستاها … ازدشتها و درّه ها فرا مي خواند تا مقاومت را به هر شکل و

با هروسيله اي که شده ادامه دهند تا ما بيدار و هوشيار شويم . ( مجلة الموقف الأدبي ، العدد 422 )

فصل دوم

محتوا ومضامين شعر طوقان

الف) وطن و جهاد

ب ) مرگ

ج ) زن

شعـر ابراهيـم داراي مضامين ارزشمنــدي است کـه جايگـاه بحث و بررسي خاصـي را بـه

خود اختصاص مـي دهـد . موضوعاتي همچون وطن ، عشق ، عدالت ، حق طلبـي ، جهاد ،

و… محتواي شعر او را تشکيل مي دهد .

الف) وطن و جهاد

در تجليل از وطن شاعران واديبان در طول تاريخ از خود آثار چشمگيري به جاي گذاشته اند .

اين مفهوم در گذشته بيشتر در لابه لاي موضوع هاي ديگر آورده مي شد اما امروزه معنايي

مستقل شده که بيشتر انديشه ها را به خود مشغول ساخته است .

لازم است قبل از اينکه به بررسي اين پديده در شعر ابراهيم پرداخته شود ، تعريفي محدود از

آن ارائه گردد. وطن درمعناي عام منزل اقامت و مکاني است که انسان درآن متولد مي شود و

رشدمي کند. ووطن درمعناي خاص به محيطي روحي و وجداني اطلاق مي شود که احساسات

وعواطف قومي و ملي انسان به آن معطوف مي شود .

وطن بنابر ويژگي دروني خاصي که دارد چيزي غير از امت (Nation ) و دولت ( Etat )

است وارتباطي تنگاتنگ با زمين ومقدس شمردن آن به خاطر جاي دادن قبر اجداد ، دارد .

( صليبا ، 1982م ، ص580)

وطن در لابه لاي ادبيات مقاومت نمود بيشتري پيدا کرده و هر جا که آرزو و هدف بزرگي در

دل صاحبانش نهفته باشد وجود آن بارزتر است .

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد عام و خاص، روشنفکران Next Entries پایان نامه درمورد ادب مقاومت، شعر مقاومت