پایان نامه درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، مهارت های زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

ی بر سلامت عمومی،عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنا دار هر کدام از متغیرها شده است.
گلگذار(1379) درپژوهشی نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی در افزایش ابراز وجود آزمودنی ها مؤثر است.
در پژوهش قهقایی ویکتا(1379)در بررسی نحوه مقابله با فشار روانی در بین دانش آموزان تیز هوش وعادی یافته ها نشان داد که به عنوان یک متغیر در نحوه مقابله با تنیدکی معنی دار است و دانش آموزان تیز هوش خوش بینانه تر با روددادها برخورد می کنند وبه توانمندی خود برای حل مشکلات اعتقاد دارند.
مقدم (1378) در مطالعه اي نيمه تجربي تاثير آموزش واحدهاي مهارتهاي زندگي بر ميزان آگاهي و نگرش دانشجويان جديد الورود درباره مهارت هاي زندگي و ارتقاء توانمندي هاي رواني – اجتماعي آنان بر روي51 دانشجوي رشته مامايي جديد الورود و نمونه شاهد شامل42 دانشجو پزشكي و مامايي ترم دوم بررسي نمودند. يافته ها نشان دادند ميانگين نمرات دانش و نگرش دانشجويان گروه آزمايش نسبت به گروه شاهد بطور معني داري افزايش يافت. براساس نتايج بدست آمده نوع رشته تحصيلي تاثيري در ميزان اثربخشي آموزش بر دانش و نگرش دانشجويان نداشت. ميانگين نمره توانمندي هاي رواني – اجتماعي تنها در دانشجويان مامايي گروه آزمايش ( نسبت به گروه شاهد) بطور معني داري افزايش يافت. در اين رابطه مطالعه پژوهشگران بطور كلي نتيجه گيري كردند كه آموزش مهارتهاي زندگي به دانشجويان بصورت سيستماتيك و سازماندهي شده و در قالب درس يك واحدي تاثير بازرسي در ارتقاي دانش و نگرش نسبت به مهارتهاي زندگي و توانمندي هاي رواني – اجتماعي آنان داشت.
2-4-2- پیشینه خارجی :
درپژوهشی انتظار فومانی وصالحی(2013)، به اثربخشی آموزش مهارت‌های کنترل خشم بر پرخاشگری ، سازگاری اجتماعی وسلامت روان دانشجویان انجام دادند ، نتایج نشان داد که تفاوت قابل ملاحظه این دو گروه در همه‌ی مقیاس هادیده شد.پرخاشگری گروه آزمایش کاهش یافت وسازگاری‌ اجتماعی وسلامت روانی‌شان بهتر شد.
درپژوهشی خوش روش وپور محسن(2013)، اثریخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره رشت را بررسی نمودند. در این پژوهش که بر اساس پیش آزمون وپس آزمون‌ با یک گروه کنترل بودونمونه شامل 42 نفر از افرادی که به مرکز مشاوره مراجعه نموده بودندکه به صورت تصادفی در دو گروه تقسیم شدند واز پرسشنامه 28 سئوالی سلامت روان گلدنبرگ استفاده وتغییرات آنالیز شدند.از نظر آماری تفاوت رضایت بخشی از لحاظ سلامت روان بین دو گروه کنترل و آزمایش بعد از ورود مداخله گر مشاهده شد.ودر نهایت نتایج نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی سبب بهبودی وافزایش سلامت روان افراد گردید.
در پژوهشی گل محمدنژاد بهرامی وهمکاران(2013)،به اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی برسلامت روان مادران کودکان استثنایی پرداختند. در یک طرح آزمایشی همراه با پیش آزمون وپس آزمون توأم با گروه کنترل.نمونه شامل 30 مادر دارای کودک استثنایی بود که به دو گروه مساوی تقسیم شدند واز پرسشنامه سلامت عمومی استفاده گردید. برای گروه آزمایشی مهارت‌های زندگی شامل خود آگاهی، حل مسأله، مهارت مقابله با استرس ومهارت ارتباط مؤثر در 12 جلسه آموزش داده شد.نتایج یافته ها نشان دادند که مهارت‌های زندگی در افزایش سلامت روان گروه آزمایش ،نقش مثبتی دارند. و این اموزش‌ها اثر مثبتی در کاهش اضطراب وافسردگی دارند.
در پژوهشی که توسط ویست(2010) انجام شدنتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی به دانش آموزان به مهارت آنها در حل مشکلات بین فردی ومقابله با اضطراب دلالت دارد و نیز می توانند تعارض های خود را با همسالان به نحو سازنده ای حل نمایند.
در پژوهشی که بوب لاولیر وهمکاران(2010)در ارتباط با مهارت‌های ارتباطی مورد نیاز دانشجویان کارشناسی ارشد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که این نتیجه رسیدند که این مهارت‌ها به طور چشمگیری باعث افزایش اعتماد به نفس و ارتباط با دیگران وانعطاف پذیر شدن در آنان می گردد.
در پژوهشی که وانگ بو وهمکاران(2010)در ارتباط با کیفیت زندگی در میان مهاجران روستایی وبه شهری درچین انجام دادند به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های زندگی پیش از مهاجرت با تمرکز بر ایجاد مهارت‌های مقابله‌ای‌کارآمد کیفیت زندگی وسلامت روانی را بهبود می بخشد.
نتایج پژوهش اسکوجیل(2010) نشان داد که آموزش مهارت ها باعث افزایش عزت نفس وخودکارآمدی وکاهش تأثیرات منفی استرس های روزمره ودر نتیجه کمک به سلامت روان می کند.
در پژوهشی که توسط استگر،مان ، میچلز وکوپر(2009) انجام شدنتایج نشان دادند که معناداری زندگی به اشکال مختلف با تأثیر پذیری از سطح مهارتهای افراد در عرصه زندگی بستر را برای تضعیف علائم تهدیدکننده سلامتی نظیر افسردگی واضطراب فراهم می سازد.
در پژوهشی که مارتین جونزوهمکارانش(2009)، در ارتباط با مهارت  های زندگی مورد نیازورزشکاران انجام دادندبه این نتیجه رسیدند که مهارت های فردی از جمله مهارت های اجتماعی،احترام، رهبری،تعامل خانواده و ارتباطات و مهارت های شخصی از جمله خود سازمان دهنده،نظم و انضباط،اعتماد به نفس،تعیین هدف،مدیریت نتایج عملکرد و انگیزه از مهم ترین مهارت های زندگی مورد نیاز آنان می باشد.
در پژوهشی که ونزل ویکتوریاوهمکارانش(2009)،در ارتباط با تاثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر جلو گیری از سوء استفاده از مواد مخدر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مهارت های زندگی تاثیر مثبتی بر کاهش استفاده از مواد مخدر و الکل در دانش آموزان دارد.
در پژوهشی که کنراد و همکارانش(2009)، در ارتباط با بهبودمهارت‌های زندگی واعتماد به نفس در کارکنان بیمارستان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارت‌های زندگی،اعتماد به نفس در آنان بطور چشمگیری افزایش یافت.
در پژوهشی که توسط ترنر، مک دونالد وسامرست(2008)، در ارتباط با آموزش مهارت های زندگی ازجمله حل مسله و ارتباطات موثر بر روی نوجوانان انجام شد نشان داد که این مهارت‌ها،توانایی های آنان را برای حل مشکل و استفاده موثر از حمایت های اجتماعی در آنان را افزایش می دهد
در پزوهشی كه توسط منال غرابي و همكاران( 2008 ) انجام گرديد ، که پزوهشی نيمه تجربي‌بود ، 84 كارمند زن شاغل در دانشگاه را بمدت 10 هفته در يك دوره كلاس آموزش مهارتهاي زندگي بصورت هفته اي يك تا دو جلسه2 ساعته ، شركت دادند ، نتايج اين مطالعه نشان داد كه تعدادي از اعضاي نمونه مورد مطالعه كه علائم روانپزشكي مانند افسردگي ، اضطراب ، اختلالات روان تني وسائل و مشكلات اجتماعي نشان داده بودند ، بعد از مداخله ميانگين نمرات آنها بطور معني داري در پس آزمون كاهش داشت ، البته اين كاهش در مقياس هاي مربوط به علائم افسردگي مشهورتر بود.
در پژوهشی مک ماهون، گیبسون، آلن وساندرز(2007) به این نتیجه رسیدند که انعطاف پذیر بودن ،مقابله مؤثر با چالش های زندگی را افزایش می دهد، به خوبی در عرصه تأثیر راهبردهای مقابله‌ی فشار روانی بر سلامت روان قبل طرح وگسترش است
زولینگر ، سایول، موگی، ولدریج، کامینگز(2006) در مطالعه ای به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر دانش، نگرش ها وتوانایی دانش آموزان مدارس راهنمایی در انتخاب سبک زندگی سالم پرداختند. نتیجه پژوهش اثر مثبت آموزش را نشان داد.
در پژوهشی بارلو وهمکاران (1998)، به این نتیجه رسیدندکه رويكرد مهارت هاي زندگي بر افزايش عزت نفس، توانايي تصميم گيري و مقاومت در برابر فشار همسالان جهت مصرف مواد در مدارس تاثير دارد و برنامه موثري است كه پيا مد هاي مهمي در سلامتي كودكان و نوجوانان دارد(به نقل ازوردی،1383).
2-5- جمع بندی
در فصل دوم به بررسی مبانی نظری وپیشینه پژوهش های به عمل آمده، در خصوص متغیر مهارت‌های زندگی ومتغیر سلامت روان ونیز دانش آموزان تیز هوش پرداخته شد.
مهارت‌های زندگی، مجموعه توانمندی‌هایی هستندکه به فرد امکان مقابله با تنش‌های ناشی از مواجهه با محرک‌های تنش‌زا را می‌دهندکه هدف این آموزش‌ها ارتقا سطح سلامت روان وپیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است(میکائیلی،احمدی خویی، زارع،1390).از دیگر اهداف آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روانی- اجتماعی‌وپرورش افرادی خلاق است که بتوانند به تولید اندیشه‌های نو وجدید در اجتماع بپردازند(هومن،گنجی،امیدی فر،1392).
سلامت روان را ميتوان به منزلة توانايي رشد و گسترش هيجانات عقلي و معنوي، برقراري ارتباط با ديگران شامل همسالان و بزرگسالان، شركت در فعاليتهاي آموزشي و اجتماعي انعطاف پذيري در بزرگسالان، مواجه با سختي‌ها دانست . آموزش مهارتهاي زندگي نقش اساسي را در بهداشت رواني ايفا ميكند، به خصوص‌در مورد دانش آموزان تیزهوش‌که به علت دارا بودن رشد فکری بیشتردر صورت بروز مشکل، آسیب پذیرترند البته زماني كه در يك مقطع رشدي مناسب ارائه شود نقش برجسته‌تري خواهد داشت. به طوري‌كه ميتوان گفت که بسیاری از نوروزها و سايكوزها ناشي از نقص در رشد مهارت‌هاي زندگي اساسي است و در واقع آموزش مهارت‌هاي زندگي نقش درماني دارد (خدابخش وهمکاران ،1389). پژوهش های بسياري وجود دارد كه نشان دهندة اثرات مثبت مهارت‌هاي زندگي بر روي سلامت رواني است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه آموزش مهارت‌هاي زندگي سبب افزایش سلامت روان‌، اعتماد به نفس، عزت نفس، مسئولیت پذیری وتعیین هدف وافزایش خودکارآمدی‌و كاهش نشانه‌هاي روان‌نژندي، کاهش‌رفتارهاي خود تخريبي و پيشگيري از بي بند و باري جنسي وکاهش استفاده از مواد مخدر والکل، کنترل خشم وپرخاشگری و با عملكردهاي بين فردي و سازگاري هيجاني همبستگي مثبت دارد و همچنين باعث تسريع در بهبودي‌افراد می شود.
با توجه به مقایسه به عمل آمده، نتایج مطالعات فوق اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی را در افزایش سلامت روان تأیید نموده‌اند.

فصل سوم :
روش پژوهش

3-1- روش پژوهش
با توجه به ماهیت و هدف پژوهش حاضر از نوع کاربردی و شیوه ی اجرای آن آزمایشی است که از طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شده است.
3-2- معرفی متغیرها
متغیر مستقل : مهارت های زندگی( شامل : مهارت‌های حل مساله، تصمیم گیری ،تفکر نقاد ،تفکرخلاق ومقابله با هیجان) است.
متغیر وابسته : سلامت روان (با خرده مقیاس‌های اضطراب ،افسردگی ، اختلال درکنش اجتماعی وشکایات جسمانی با آزمون سلامت روان GHQ سنجیده می شود.
متغیر کنترل : سن ، جنسیت ، دوره و پایه تحصیلی ، نوع مدرسه(تیز هوشان) ، محل جغرافیایی (شهر کرمانشاه).
3-3- جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضرکلیه دانش آموزان دختردبیرستان فرزانگان دوره اول(راهنمایی) شهرکرمانشاه در سال تحصیلی 1394-1393بوده است.
3-4- نمونه وروش نمونه گیری
در پژوهش حاضر به منظور انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است.جهت انتخاب نمونه پژوهش پس از اجرای اولیه‌ی پرسشنامه سلامت عمومی بر روی150 دانش آموزان سال اول، تعداد 60 نفر که دارای بالاترین نمره بودند، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی وکنترل(30 نفر گروه آزمایش و30 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند.
3-5- ابزار پژوهش
پرسشنامه سلامت عمومی : این پرسشنامه یک پرسشنامه سرندی مبتنی بر خود گزارش دهی است که در سال 1972 توسط گلدبرگ وهیلر64 ساخته شده است سوالهای آن بر اساس روش تحلیل عاملی بر روی فرم 60 ماده ای اولیه استخراج شده است این پرسشنامه 28 سوالی چهار خرده مقیاس (هر خرده مقیاس 7 سوال) دارد که چهار دسته از اختلالات غیر سایکوتیک شامل زیر مقیاس اول (A) شامل مواردی در باره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست و نشانه ها بدنی را در بر می گردد این زیر مقیاس دریافتهای حسی بدنی را که اغلب با بر انگیختگی های هیجانی همراه هستند، ارزشیابی می کند. زیر مقیاس دوم (B) شامل مواردی است که با اضطراب و بی خوابی مر تبط هستند وزیر مقیاس سوم (C

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، فشار روانی Next Entries پایان نامه درمورد پیش آزمون، گروه کنترل، آموزش مهارت