پایان نامه درمورد آداب و رسوم، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

آيه بايد به شأن نزول آن رجوع کرد تا كاملا موضوع روشن شود.
پس شأن نزول نيز- همانند سبب نزول- مي‌تواند قرينه اى براي فهم صحيح مفاد و مقصود آيات باشد تا دلالت آيه را تكميل كند و بدون توجه به آن، دلالت آيه نـاقص مي‌ماند. به عنوان مثال در آيه(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)463
“و [ياد كن‏] آن گاه كه ابراهيم7گفت: “پروردگارا، به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟” فرمود: “مگر ايمان نياورده‏اى؟” گفت: “چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.” فرمود: “پس، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان سپس بر هر كوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده آن گاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى‏آيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است.””، مفسّر بدون توجه به شأن نزول و قضيه اي که آيه در مورد آن نازل شده است، نمي تواند فهم صحيحي از مفاد و مقصود آيه داشته باشد. به طوري که بدون مراجعه به شأن نزول مفاد (فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ) به خوبي فهميده نمي شود، چنانچه برخي از مفسّران آن را به معناي “اماله” ذکر کرده اند و معتقدند که به معناي قطعه قطعه کردن و در هم آميختن نيست چرا که اگر به اين معنا مي بود با (إِلَيْكَ) متعدي نمي شد464. اما با مراجعه به شأن نزول مفهوم اين قسمت از آيه کاملا آشکار شده و مشخص مي شود که (فَصُرْهُنَّ) به معناي قطعه قطعه کردن و در هم آميختن پرندگان است چنانچه اکثر مفسّران به همين معنا تصريح کرده اند و در روايتي از امام رضا7و امام صادق7نيز با بيان داستان حضرت ابراهيم7، مفهوم و مفاد اين آيه تبيين شده است.465
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود که توجه به شأن نزول تاثير بسزايي در فهم صحيح مفاد و مفهوم آيات دارد.

5-1- روش ملا فتح الله در توجه به شأن نزول
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين مانند ديگر مفسّران متقدم بين شأن نزول و سبب نزول تفاوت قائل نشده است و اين دو اصطلاح را به جاي يکديگر استفاده کرده است ولي با توجه به تعاريفي که از شأن نزول و سبب نزول بيان شد، مشخص مي شود که بين اين دو تفاوت وجود دارد اما مفسّر منهج الصادقين مانند ديگر مفسّران بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده است. به عنوان مثال وي در تفسير آيه شريفه(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ)466 “اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حالى كه مُحرِميد شكار را مكشيد، و هر كس از شما عمداً آن را بكشد، بايد نظير آنچه كشته است از چهارپايان كفّاره‏اى بدهد، كه [نظير بودن‏] آن را دو تن عادل از ميان شما تصديق كنند، و به صورت قربانى به كعبه برسد. يا به كفّاره [آن‏] مستمندان را خوراك بدهد، يا معادلش روزه بگيرد، تا سزاى زشتكارى خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو كرده است، و [لى‏] هر كس تكرار كند خدا از او انتقام مى‏گيرد، و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.”، مي نويسد: “سبب نزول آن در كسى است كه عمدا صيد كرده بود يعنى ابو البشر”467 در حالي که با توجه به تعريفي که از شأن نزول مطرح کرديم، مشخص مي شود اين سخن ملا فتح الله شأن نزول آيه خواهد بود نه سبب نزول آن و وي به شأن نزول آيه اشاره کرده ولي با لفظ “سبب نزول”، آن را مطرح کرده است.
مولف در برخي موارد نيز براي بيان شأن نزول آيه از عبارت”در شأن” استفاده مي کند. اين عبارت ممکن است گاهي معنايي فراگيرتر و گسترده تر از شأن نزول داشته و شامل موضوع آيه و بيان حکمي از احکام الهي شود و گاه نيز شأن نزول آيه را بيان کند.
به عنوان مثال مفسّر در تفسير آيه شريفه (يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالًا وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)468 “از تو [در باره كلاله‏] فتوا مى‏طلبند بگو: “خدا در باره كلاله فتوا مى‏دهد: اگر مردى بميرد و فرزندى نداشته باشد، و خواهرى داشته باشد، نصفِ ميراث از آنِ اوست. و آن [مرد نيز] از او ارث مى‏برد، اگر براى او [خواهر] فرزندى نباشد. پس اگر [ورثه فقط] دو خواهر باشند، دو سوم ميراث براى آن دو است، و اگر [چند] خواهر و برادرند، پس نصيب مرد، مانند نصيب دو زن است. خدا براى شما توضيح مى‏دهد تا مبادا گمراه شويد، و خداوند به هر چيزى داناست.”، شأن نزول آن را اين گونه بيان مي کند: “و از قتاده مرويست كه صحابه را اهتمام تام بود در بيان كيفيت ميراث كلاله حق تعالى اين آيه فرو فرستاد.469”
مولف منهج الصادقين در اکثر مواردي که عبارت “در شأن” را مي آورد، به بيان مصداق و مورد نزول اشاره مي کند و افرادي را که مشمول آيه مي شوند ذکر مي کند. به عنوان نمونه ذيل تفسير آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)470 “اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‏آورد كه آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامت گرى نمى‏ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مى‏دهد، و خدا گشايش گر داناست.”، اين گونه مي نويسد: “از ائمه هدى:منقول است كه اين آيه در شأن عالي شأن امير المؤمنين7نازل شده كه با اهل بصره قتال نمود و اين روايت از عمار بن ياسر و حذيفه يمانى و عبد اللَّه عباس نيز مروي است”471

6- توجه به فرهنگ زمان نزول
منظور از “فرهنگ زمان نزول” آداب و سنن و عقايد و علوم و اوضاع و احوال سياسى، اجتماعى و فرهنگى است كه در زمان نزول آيات كريمه در بين مردم رواج داشته و بر محيط اجتماعى آنان حاكم بوده است. نقش فرهنگ زمان نزول نيز در فهم محتواى آيات كريمه غير قابل انكار است472.
با توجه به آنچه در قرينه بودن شأن نزول و سبب نزول در تفسير قرآن و تاثير آن در فهم معناي و مقصود آيات بيان کرديم، مي توان نتيجه گرفت که فرهنگ زمان نزول نيز که يکي از قراين پيوسته به شمار مي آيد تا چه اندازه در فهم کلام الهي و پي بردن به مراد و مقصود آن، موثر است و توجه به آن مطابق سيره عقلاء است و سبب فهم بهتر قرآن خواهد شد، از اين رو از تبيين جداگانه تاثير آن در فهم آيات خوداري مي کنيم و تنها به ذکر روش ملا فتح الله در توجه به اين قرينه مي پردازيم.
در مورد روش ملا فتح الله در توجه به اين بخش بايد گفت که وي کم و بيش به بيان آداب و عقايد مردم در صدر اسلام اشاره مي کند. به عنوان مثال وي در تفسير آيه شريفه (وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)473 ” و نيكى آن نيست كه از پشتِ خانه‏ها درآييد، بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند، و به خانه‏ها از درِ [ورودىِ‏] آنها درآييد.”، يکي از رسوم مردم آن زمان را بيان مي کند که در فهم و تفسير آيه نقش مهم و اساسي دارد و مي توان گفت که مفسّر بدون آگاهي از اين آداب و رسوم فهم صحيحي از برخي آيات نخواهد داشت. در زمان جاهليت رسم بر اين بود که هر کس به حج يا عمره مي رفت براي او حرام بود که از در وارد خانه شود و بايد يا از بام خانه وارد مي شد و يا اين که ديوار را سوراخ کرده و داخل خانه مي آمدند و اين عمل خود را از اعمال حج مي دانستند و کسي را که اين کار را انجام نمي داد گناه کار مي دانستند، ملا فتح الله در ادامه مي گويد اين رسم در ميان همه اعراب به جز اهل حمس شايع بوده است.474
وي همچنين در آيه (إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ)475 “جز اين نيست كه جابجا كردنِ [ماههاى حرام‏]، فزونى در كفر است كه كافران به وسيله آن گمراه مى‏شوند آن را يك سال حلال مى‏شمارند، و يك سال [ديگر]، آن را حرام مى‏دانند، تا با شماره ماههايى كه خدا حرام كرده است موافق سازند، و در نتيجه آنچه را خدا حرام كرده [بر خود] حلال گردانند.”، به رسومي که در زمان جاهليت بين عرب رايج بوده است، اشاره مي کند که آنها در چهار ماه از سال که به ماههاي حرام مشهور بود جنگ و خونريزي نمي کردند که سه ماه آن يعني ذي القعده و ذي الحجه و محرم پي در پي و ماه رجب جداي از سه ماه است. ولي گاهي اوقات اعراب به خاطر اين که بر آنان دشوار بود که سه ماه متوالي جنگ نکنند جاي تحريم اين ماهها را باهم عوض کرده و تحريم ماه محرم را براي ماه صفر قرار داده و در ماه محرم به جنگ و خونريزي مي پرداختند و به خيال خود که حرمت ماه هاي حرام را نيز رعايت کرده اند، از اين رو خداوند در اين آيه اين عمل آن ها را تخطئه کرده و پندار آن ها را باطل مي داند و آن را سبب زيادي در کفر مي داند.476
روشن است که توجه به آنچه در ميان اعراب معمول و رايج بوده است در روشن شدن مقصود آيه تاثير دارد و عدم توجه به آن سبب خواهد شد که مفسّر فهم صحيحي از آيه نداشته ياشد.
ملا فتح الله در موارد مختلفي477 به بيان آداب و رسوم جاهليت اشاره مي کند که در اين جا مجال پرداختن به همه آن ها ميسر نيست.
با توجه به مطالب فوق مشخص مي گردد که ملا فتح الله به شرايط و اوضاع و احوال زمان نزول آيات توجه کافي داشته است به طوري که گاه اين وقايع را بيش از اندازه شرح و بسط داده است.

7- توجه به زمان و مکان نزول آيات
يكى از مباحث مهم که در فهم صحيح و تفسير درست کلام الهي نقش مهم و اساسي دارد، آگاهي از زمان و مکان نزول آيات شريفه است چرا كه تميز آن‏ها مى‏تواند بسيارى از مسائل مورد اختلاف و ادعاها را مهر تأييد زند يا رد كند. از مهم‏ترين اين مسائل، مباحث كلامى به ويژه اثبات و نفى آيات مرتبط با امامت و فضايل اهل بيت:است؛ چرا كه ادعاى مكى بودن بعضى سور و آيات، دستاويزى براى مخالفان شده تا بهانه كنند كه اين يا آن آيه خاص در شأن خاندان عترت:نازل نشده است. همچنين آگاهي از زمان و مکان نزول آيات ارتباطى مستقيم و اساسى با تشخيص مراحل دعوت پيامبر9و تشريع و تبيين احكام اسلامى دارد.
يكى ديگر از فوايد اين امر آگاهى از تاريخ وقايع و حوادث است؛ يعنى مى‏توان از اين طريق مشخص كرد كه حادثه‏اى در حدود چه زمانى، چرا و از سوى چه كسانى به وقوع پيوسته است.
در نتيجه مي توان گفت که آگاهي از زمان و مکان نزول آيه يکي از قراين فهم کلام الهي است و بدون در نظر گرفتن آن مفسّر نمي تواند به فهم صحيحي از آيات برسد و مراد و مقصود واقعي خداي تعالي از آيات را کشف کند.
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين به اين امر مهم توجه داشته است و جداي از اين که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اسباب نزول، نزول قرآن، علوم قرآن Next Entries پایان نامه درمورد اسباب نزول، علوم قرآن، ضرب المثل