پایان نامه درباره گونه شناسی، موزه ملی

دانلود پایان نامه ارشد

تراشههایی با سکوی ضریهی آمادهسازی شده نشان میدهد که از این پناهگاه در دورهی پارینه‌سنگی میانی استفاده میشده است.
– در پناهگاه دیگری در یک کیلومتری شمال این غار (Sar Khalija)، چندین تراشه ابزار که شامل یک تیزهی موستری که بر تراشهی لوالوا ساخته‌شده و پتینه دارد و شبیه دستافزارهای غار هوچی بوده نیز یافت شده است.
– غار ویلا: یکی از چندین پناهگاهی است که در شرق رود سفید قرار گرفته است. از دهانهی غار دید خوبی به سمت جنوب شرق درهی ویلا وجود دارد. تیزههای موستری، سنگ‌مادرهای دیسکی، سنگ‌مادر لوالوا، چندین تراشهی کنگرهدار و چندین تراشه با سکوی ضربهی آمادهسازی شده نشاندهندهی سکونت در پارینهسنگی میانی است.
– غار سفید: پناهگاهی کوچک که در منتهاالیه غرب دره قرار دارد. دهانه آن به سمت جنوب و 30 متر بالاتر از سطح دشت واقع شده است. 38 قطعه از دهانهی جلوی غار جمعآوری شد که عبارت‌اند از: 3 سنگ‌مادر تراشه (یکی از آن‌ها سکوی ضربهی آماده سازی شده دارد)، 2 خراشندهی جانبی، 2 اسکنه که بر روی تراشه ساخته‌شده، یک اسکنه که به صورت جانبی بر تیزهی موستری ساخته‌شده و تعدادی تراشه و تیغه.
– چشمه کهره: محوطهی روباز بوده و در مجموع 55 قطعه از آن به دست آمد که پتینه داشتند؛ و شامل سنگ‌مادرهای تراشه، تیزههای موستری، خراشندهها، سوراخکننده و تراشههای کنگرهدار بودند.
– سرسراب 1: از این محوطهی روباز 19 قطعه که پتینه داشتند یافت شد که شامل سنگمادرها، ساطورها، تراشههای روتوشدار و کنگرهدار، خراشندهها و یک تیزهی لوالوا بود. همچنین در نزدیکی این محوطه چندین تکیافتهی موستری به دست آمد.
– بر یک تپه‌ی طبیعی و در نزدیکی جزمانرود تعدادی دست‌افزار سنگی که پتینه داشتند یافت شد؛ این دستافزارها شامل سنگمادرها که دو سنگ‌مادر لوالوا نیز در میانشان بود، خراشندهی انتهایی، اسکنه، تراشههای کنگره‌دار و تیزهی موستری بود.
– سیمره E: 29 دستافزار سنگی در یک کیلومتری شمال سیمره یافت شد که همگی پتینه داشتند. سنگمادرهای تیغه، خراشندهی انتهایی، خراشندهی جانبی تراشههای روتوشدار که برخی سکوی ضربهی آمادهسازی شده داشتند، این مجموعه را تشکیل میدهند.
– سیمره F: در شمال رودخانه و در یک کیلومتری شرق سیمرهی E، مجموعهای از دستساختهها به همراه پتینه وجود دارد. سنگمادرهای تراشه (چند عدد لوالوا هم در میانشان بود)، یک چاقوی کولدار که بر سنگمادر ساخته‌شده بود، خراشندههای جانبی، سوراخکننده، تراشهی کنگرهدار، تیزهها (یکی از آن‌ها احتمالاً قسمتی از یک تیزهی موستری بزرگ است) و تراشههای روتوشدار و بدون روتوش که نیمی از آن‌ها سکوی ضربهی آماده سازی شده دارند، این مجموعه را تشکیل میدهند.
این مجموعهها از نظر گونه شناسی، به مجموعههای موستری خرم‌آباد مثل کنجی بسیار شبیه اند و بر این اساس مجموعههای هلیلان نیز قدمتی بیش از 40000 سال میتوانند داشته باشند. به طور کلی مجموعهی موستری هلیلان شامل ساطورابزارها، تراشههای کنگرهدار، خراشندهها، چاقوهای کولدار، تیزههای موستری و لوالوا است. تنوع تیزههای موستری به نسبت بالا است، چیزی که در مجموعههای زاگرس به صورت محدود وجود دارد. ماده خام مورد استفاده در مجموعه‌های هلیلان، محلی بوده و مقداری از پوسته سنگ نیز بر ابزارها وجود دارد. به دلیل حضور تیزه های موستری و لوالوا، خراشندهها و ساطورها نشان‌دهنده‌ی فعالیت‌های شکار و قصابی در محوطه‌های هلیلان است.
5-20- هرسین (کرمانشاه):
مورتنسن و اسمیت در سال 1356 (1977) با هدف یافتن مکانهای مرتبط و هم عصر با گنجدره بررسی مشترکی در غرب هرسین کرمانشاه انجام دادند که طی آن مکانهای پارینه‌سنگی نیز ثبت کردند. ارتفاع دشتها و دره‌های منطقه از سطح دریا بین 1300 تا 1600 متر است.
محوطه شماره 16: این محوطه در یک زمین شخم خورده و بر روی یک دامنه‌ی شخم نخورده و نوک آن قرار دارد. در نزدیکی آن یک فضای بزرگ از برونزدگی‌های سنگ چخماق قرمز-قهوه ای و قطعات سنگ شبیه موستری و تراشههای کوچک است. این مجموعه شامل تعداد زیاد و متنوع سنگمادرهای تراشه و تیغه بوده که عمدتاً شامل سنگمادرهای دیسکی شکل، منشوری و یا بدون شکل خاص است؛ برخی سنگ‌مادرها آمادهسازی داشته و سکوی ضربهشان نیز پرداخت شده است؛ چندین سنگ‌مادر لوالوا نیز در مجموعه وجود دارد. گروههای ابزاری عبارت‌اند از: تراشههای کنگرهدار و دندانهدار، تعداد معدودی خراشندهی انتهایی بر روی تیغه، تیزههای موستری و یک تیزهی لوالوا (Mortensen 1977).
5-21- گچ کاور
گچ کاور طی بررسی که محمدیفر و مترجم در کردستان انجام دادند یافت شد. این غار در ارتفاع 1518 متر از سطح دریا قرار داشته و در شیب کوههایی قرار دارد که پوشیده از درختان بلوط است.
دستساختههای یافت شده شامل خراشندههای جانبی، تیزهها و سنگمادرها بودند و از سنگ چخماق قهوهای روشن تا قهوهای تیره ساخته‌شده‌اند (Mohammadifar and Motarjem 2008).
5-22- ورکَینی
پناهگاه صخرهای ورکینی توسط بیگلری و حیدری در سال 1995 یافت شد و در سال 2004-2005 بیگلری و شیدرنگ مجدداً از آن بازدید به عمل آوردند. این غار در شمال غرب کرمانشاه و در جنوبیترین قسمت درهی کوه قلعه گبری واقع شده است. ورکینی1400 متر از سطح دریا ارتفاع داشته و 13 متر طول، 4 متر عمق و 120 سانتیمتر ارتفاع دارد و دهانه آن به سمت جنوب است. طی دو بازدیدی که از غار انجام شد مجموعاً 326 دستساختهی سنگی جمعآوری گردید که شامل: سنگمادرها، تراشههای شکلدهی و نوسازی سنگ‌مادر، تراشهها، تیغه/ریزتیغهها، عناصر لوالوا و وازدهها248 است (Shidrang 2006). این مجموعه مخلوط بوده و عناصر پارینهسنگی میانی و جدید را با هم دارد. ویژگیهای پارینهسنگی میانی مجموعه شامل: تراشههای لوالوا و تولیدات جانبی آن‌ها و سنگمادرهای کوچک مرکزگرا که بر تراشه ساختهشده بودند، خراشندههای همگرا، دندانه/کنگره‌دارها هستند. ماده‌ی خام استفاده‌شده در مجموعهی پارینهسنگی میانی به نظر میرسد محلی بوده و از چرت قهوهای در شیب جنوبی کوهها‌ی میوله استفاده شده است (Biglari 2004).
5-23- چهارمحال بختیاری
در سپتامبر 2009 روستایی بررسی باستان‌شناسی در کوهها‌ی چهارمحالبختیاری انجام داد. این منطقه در قسمت جنوبی کوهها‌ی زاگرس قرار دارد. مناطق مورد بررسی از 2450 تا 2800 متر از سطح دریا ارتفاع داشتند. طی این بررسی 160 مکان با پراکندگی دستساخته‌های سنگی ثبت شد که تمامی آن‌ها محوطههای روباز بودهاند. بزرگی این مکانها متغیر بوده و از چند صد مترمربع تا 35 هکتار را دربرمیگیرد و از نظر گاهنگاری عموماً منسوب به پارینهسنگی میانی هستند. در میان محوطهها حداقل 5 منطقهی کارگاهی با هزاران دستافزار سنگی سطحی وجود دارد که بر چندین برونزد کنگلومرا249 به همراه قطعات سنگ چرت/چخماق قرار گرفته اند. شاخصهای پارینهسنگی میانی در مجموعهی جمعآوری شده تراشههای لوالوا، خراشندههای همگرا، خراشندهی جانبی و تیزهها بودند (Roustaei 2010).
5-24- کیارام 1
غار کیارام در شرق گنبدکاووس قرار داشته که در طی بررسی‌های مک برنی در 1963 و طی بررسی شمال شرق یافت و گمانهزنی شد. 8 گمانه در این غار حفر شد که بقایای پارینهسنگی میانی در انتهای غار به صورت برجا قرار داشت.
مجموعه ابزارسنگی به دست آمده شامل سنگمادر، تراشه، ضایعات و ابزارهایی مثل تیزه و خراشندهی جانبی و سکوضربههای پرداخت شده بود که یادآور موستری زاگرس است (McBurney 1964). مکبرنی معتقد بود که بیشترین شباهت این مجموعه با محوطهی تشیکتاش است. در این مجموعه فناوری لوالوا دیده نمیشود.
5-25- قلعه بزی
محوطههای قلعهبزی در 25 کیلومتری جنوب و جنوب غرب اصفهان قرار دارد. این محوطه شامل دو پناهگاه و یک غار میشود که در ارتفاع 1750 تا 1810 متر قرار دارند. ارتفاع از سطح دشت حدود 500 متر است. این محوطه مشرف بر شیب صخرهای تند بوده و فاصلهشان از هم حدود 80 تا 100 متر است. از ورودی غار، دید خوبی بر اطراف وجود داشته و مشرف به زایندهرود و دشت پایین است.
مطالعات اولیه در این محوطه در سال 2004 و توسط دپارتمان زمین‌شناسی دانشگاه اصفهان انجام شد. مطالعات بعدی در سال 2005 و توسط گروه مشترک موزه ملی و دانشگاه اصفهان انجام پذیرفت. در فصل 2005 نهشتههای کف غار قلعه بزی 2 تمییز و الک شد که هم بقایای غنی مهره‌داران بزرگ و کوچک را در خود داشت و هم بیش از 2000 دست‌افزار سنگی. هم چنین یک برش چینه شناسی و یک گمانه آزمایشی250 در پناهگاه قلعه بزی 3 ایجاد شد.
قلعه بزی 2 بزرگترین محوطه در میان دیگر محوطهها بوده، دهانه آن به سمت جنوب و شیب صخرهای تند است. عمق آن بیش از 38 متر و دهانه آن 16 متر عرض و 18 متر ارتفاع دارد. سه لایه افقی در آن تشخیص داده شد که دوتای پایینی بقایای پارینهسنگی میانی را نشان میداد. تنوع و میزان زیاد گونههای بزرگ جانوری مثل اسب سانان251 و گوزن 252، عدم حضور گوشت‌خواران253، وجود لایهی ضخیم خاکستر و حضور تمامی زنجیرهی عملکرد در قلعه بزی 2، نشاندهندهی کاربرد احتمالی “سکونتگاه اصلی”254 برای آن است که احتمالاً چندین ماه در سال و طی پارینهسنگی میانی بوده است. 2000 دستساختهی سنگی از اینجا به دست آمد که منبع مادهی خام آن‌ها قلوه‌سنگ‌های زاینده‌رود بوده است؛ برونزد اصلی این چرتهای ریزدانه در منطقه باباحیدر بوده که به وسیلهی رودخانه به نزدیکی محوطه آورده میشد. صنعت سنگ قلعهبزی تراشهمحور، با چکش سخت و نرم و معمولاً بدون آمادهسازی سکوی ضربه است. فناوری لوالوا در اینجا بسیار کم دیده میشود. انواع سنگمادرها بیشتر دوسویه و یکسویه، مرکزگرا، ساطوری شکل و دوقطبی است. دستافزارهای روتوشدار شامل انواع خراشندهها، قطعات روتوشدار، کنگره/دندانهدار، سوراخکنندهها و ابزارهای دورویه (مثل برگیها255، دورویههای مثلثی با انتهای ضخیم، دورویههای کولدار و چاقوهای دورویه) میشود.
قلعهبزی 3، پناهگاه کوچکی در 80 متری قلعهبزی 2 است که 5 متر عمق و 3 متر عرض دارد. حفاری به صورت لایههای گزینشی و 10 سانتیمتری انجام شد که تا عمق 180 سانتیمتر پیش‌رفت اما به سنگ بستر نرسید. سه لایه در آن شناسایی شد که از لایهی دو آن، مواد فرهنگی پارینهسنگی میانی به دست آمد. بقایای جانوری عمدتاً متعلق به بز و گوسفند256 بودند. ماده خام مورد استفاده مشابه با قلعهبزی 2 و همان قلوهسنگهای رودخانهای بودهاست. ویژگی فناوری سنگ آن کاهش دورویه (که در زاگرس کم است)، عدم حضور لوالوا، میزان زیاد ابزارها و تراشهها است؛ بیشترین گونههای ابزاری را ابزارهای دورویه، تیزههای موستری و خراشندهها تشکیل میدهند. ویژگی اصلی ابزارها، درصد بالای تیزههای دورویه و یکرویه است؛ فراوانی ابزارهای دورویه به نسبت قلعهبزی 2 بیشتر است (Biglari 2009).
با توجه به فراوانی بز و گوسفند و همچنین غلبهی تیزهها، قلعهبزی 3 یک سکونتگاه کوتاهمدت257 و مرتبط با فعالیتهای شکار در قلعهبزی است (Biglari 2009).
با توجه به برخی ویژگیها از جمله میزان زیاد تیزکردن دوباره258، حضور ابزارها با روتوش سنگین و اندازهی کوچک دستساختهها، فقدان عناصر لوالوا، این صنعت نزدیکی بیشتری با موستری زاگرس دارد؛ اما با توجه به این مسئله که در هیچیک از مجموعههای موستری ایران تا کنون، به جز یک نمونه در مرتاریک (Biglari 2001; Jaubert et al. 2006)، اشارهای به کاهش دورویه نشده است، نشان میدهد که این مجموعه از نظر فرهنگی یکدست نبوده و پیوستگیهایی نیز با صنایع پارینهسنگی عمان از سمت جنوب و قفقاز از شمال دارد.
5-26- نرگه
نرگه در 12 کیلومتری جنوب غرب تاکستان، در شرق روستایی به همین نام و در ارتفاع 1280 متری از سطح دریا واقع شدهاست. نزدیک‌ترین رود به آن ابهر رود است که در چند کیلومتری شمال آن و از شرق به غرب جاری است. بیگلری در سومین فصل کاوشهای تپه نرگه که تپهای اسلامی است، بررسی کوتاهی در سطح تپه و حواشی آن انجام داد که طی آن تعدادی مصنوعات سنگی یافت شد(بیگلری 1382). وجود چنین مصنوعات سنگی که اکثراً بسیار فرسوده و زنگار گرفته بودند، در تپهای با بقایای ادوار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره شمال غرب ایران، غرب ایران، خاورمیانه Next Entries پایان نامه درباره باستانشناسی، جنوب ایران، استان فارس، حاجی آباد