پایان نامه درباره گفتمان روایی، تحلیل گفتمان، کاربردشناسی، توانش ارتباطی

دانلود پایان نامه ارشد

پژوهش مشاهده‌شد کودکان در تمامی گروههای سنی قادر به بکارگیری انواع ابزارهای انسجامی بودند؛ اما نکته قابل ذکر این است که رشد سن تنها در میزان کاربرد ابزارهای انسجامی تأثیرگذار بود. به عبارتی دیگر، در تمامی گروههای سنی گرایش هماهنگی به نوع خاصی از هر یک از زیرگروههای ابزارهای انسجامی وجودداشت‌ و متناسب با رشد سن، تغییری در توانایی و یا تمایل کودکان نسبت به کاربرد ابزارهای انسجامی رخ‌نداد. یافته دیگر این پژوهش در ارتباط با عملکرد متفاوت کودکان در هر یک از آزمونها بود. به عبارتی دیگر، علیرغم آنکه کتابهای داستانی به کاررفته به عنوان محرک در آزمونها دارای تعداد تقریباً برابر تصویر و واژه بودند، کودکان در آزمون بازگویی داستان نسبت به آزمون تولید داستان چه به‌لحاظ تعداد بندهای تولیدشده و چه به‌لحاظ تعداد و نوع ابزارهای انسجامی متفاوت عمل‌کردند.
کلیدواژه‌ها: سازماندهی گفتمان روایی، بازگویی داستان، تولید داستان، ابزارهای انسجامی، انسجام

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1) مقدمه
تحلیل گفتمان به‌عنوان شاخه‌ای از زبان‌شناسی به مطالعه نقش ارتباطی صورتهای زبانی و نیز چگونگی کاربرد زبان توسط گوینده به منظور تحقق هدفی خاص می‌پردازد. شاید بتوان گفت اولین طلایه‌های مطالعات پیرامون تحلیل گفتمان کودک از زمانی آغاز گردیده‌است که افرادی مانند تریپ و کرنن1 (1977) پژوهشهایی درباره گفتمان کودک انجام‌دادند. از آن زمان تا کنون این حوزه (یعنی گفتمان کودک) دچار تغییرات زیادی شده‌است. در واقع، محققان با گرایش به سوی یک رویکرد گفتمان-بنیاد، در مطالعات خود تغییر جهت زیادی به‌وجود آورده‌اند؛ به این معنا که فراگیری اصول کاربردشناختی از سوی کودک در کانون توجه آنها قرارگرفته‌است. رویکرد اولیه گفتمان کودک به عنوان یک رویکرد جدید در برابر مطالعات سنتی فراگیری زبان قرارگرفته‌است و توجه آن معطوف به این موضوع است که چگونه کودک می‌تواند بر محدودیتهای نظام دستوری ناقص و ناکافی خود فاﺋق‌آید و متن تولیدنماید. در واقع، می‌توان‌گفت پژوهش‌های تریپ و کرنن در سال 1977 و نیز شفلین و آکس 2در سال 1979 حرکتی به سوی فعالیتهایی شایان توجه در حوزه مطالعات زبان کودک بوده‌اند. بعد از این پژوهش‌ها ، محققان از ملاحظات صرفاً روانشناختی زبان به سوی مطالعاتی درباره یادگیری بافت-بنیاد3 گرایش‌پیداکردند؛ یعنی گفتمان کودک در محیطها، فعالیتهای طبیعی و موقعیتهای روزمره مورد توجه آنان قرارگرفت (گامپرز و کایراتسیز4، 2003). مطالعه گفتمان، به‌طورکلی، در قلمرو کاربردشناسی زبان قرارمی‌گیرد، چرا که دربرگیرنده کاربردهای متفاوت جملات در فرایند تبادل اطلاعات افراد است. بخشی از علم کاربردشناسی، دانستن اصولی است که حاکم بر چگونگی سازماندهی اطلاعات در قالب مجموعه‌ای از جملات مرتبط با هم و به منظور منسجم یا مرتبط‌کردن بخشهایی از یک متن مانند داستان است. توانایی سازمان‌دهی گفتمانی جزء لازم دانشِ در حال رشد کودک است که در َطول فراگیری زبان اول تحقق می‌یابد. محققان میان توانش زبانی که توانائی تولید و درک جملات معنادار می‌باشد و توانش ارتباطی که توانائی بکار بردن صحیح آن جملات در تعاملات اجتماعی است، تمایز قائل می‌شوند (هایمز5، 1972: 280). دستیابی به توانش ارتباطی کامل نیازمند آن است که کودک اصول کاربردشناختی حاکم بر چگونگی سازمان‌دهی اطلاعات در گفتمان خود را بیاموزد، اصولی که به کودک اجازه‌می‌دهد یک گفتمان منسجم را شکل‌دهد. در نتیجه، کودک قادر خواهد بود تاجایي‌که ممکن است هنگام صحبت کردن درباره پدیده‌ها و وقایعی که در موقعیت بلافصل گفتار او نیستند، به بافت زبانی تکیه کند ( هیکمن6، 2007: 215).
یکی از انواع گفتمان که کودک از سه‌سالگی قادر به تولید آن است، داستان‌گویی است که خود منبعی غنی در انعکاس توانایی‌های زبانی، کاربردشناختی و شناختی کودکان به‌شمارمی‌رود. ازجمله این تواناییها می‌توان به توانایی توالی‌دادن به رخدادها، انتقال عقاید و ایجاد متنی منسجم با بکارگیری نقش‌نماهای زبانی اشاره نمود ( پال و اسمیت7، 1993: 580؛ لایلز8، 1993: 873). بررسی عملکرد کودک هنگام داستان‌گویی می‌تواند حوزه وسیعی از توانایی‌های زبانی فراتر از جمله مانند سازماندهی جملات درون یک متن و نیز کاربرد ابزارهای زبانی برای منسجم‌ساختن آن متن را دربرگیرد (لایلز، 1985، 127؛ مریت9 و لایلز، 1989، 442) و نیز شاخص معتبری در ارزیابی مهارتهای پیچیده زبانی، مانند مهارتهای کاربردشناختی، حتی در میان کودکان کم‌سن می‌باشد (باتینگ10، 2002؛ مینیسکالو و همکاران11 ، 2007: 673).
مطالعه حاضر نیز برپایه نظریه هلیدی و حسن12 (1976) به بررسی توانایی سازماندهی گفتمان روایی در کودکان از طریق به‌کارگیری ابزارهای انسجامی مطرح شده از سوی آنها می‌پردازد.

1-2) بیان مسأله
توانایی داستان‌گویی نمونه‌ای از مهارتهای زبانی و شناختی در سطوح بالا می‌باشد، مهارتهایی مانند درک روابط علت و معلولی و نیز توانایی سازماندهی و ایجاد توالی در رخدادها به گونه‌ای که داستان برای شنونده قابل فهم شود (پول، هرناندز، تیلور و جانسون13، 1996: 1300). برای تولید قصه‌ای قابل فهم، قصه‌گو باید بتواند مجموعه‌ای از جملات را به یکدیگر پیوندزند و ابزارهای انسجامی، سازوکار مهمی در تحقق این امر می‌باشند. انسجام بینابندی، که خود یکی از عملکردهای روایی محسوب‌می‌شود، در داستان‌گویی به خوبی قابل بررسی است و مقیاسی بسیار گویا و مؤثر در تشخیص کودکان با تواناییهای زبانی طبیعی از کودکانی است که دارای نارسایی‌های زبانی هستند (لایلز، دافی، مریت و پورسل14، 1995: 421). حوزه وسیعی از توانایی‌های زبانی مرتبط با داستان‌گویی در دو سطح از سازماندهی گفتمان تقسیم‌می‌شوند: سطح کلان و سطح خرد. سطح کلان مربوط به چگونگی سازماندهی بخشهای مختلف داستان است و سطح خرد به این مربوط‌می‌شود که چگونه ابزارهای زبانی درون و میان جملات آن داستان سازماندهی می‌شوند (لایلز، 1987). طبق‌نظر شاپیرو و هادسن15 (1991: 105)، پیوستگی و انسجام که به‌ترتیب زیرمجموعه‌های ساختار کلان و ساختار خرد هستند، از جمله مؤلفه‌های لازم در داستان‌گویی هستند. پیوستگی اشاره به ساختار وقایع (یا ساختار کلان) یک داستان دارد که در واقع چگونگی ارتباط وقایع داستان به یکدیگر می‌باشد و انسجام مرتبط با روابط معنایی بین جملات یا بندهای مختلف می‌باشد.
به همین ترتیب، هلیدی و حسن (1976) نیز انسجام را وابستگی تعبیر یک جمله در متن به جمله دیگر تعریف‌‌می‌کنند. برای داشتن داستانی خوب و قابل‌قبول، انسجام نقش مهمی را ایفا می‌کند، زیرا به شنونده اجازه‌می‌دهد داستان را در ذهن خود سازماندهی کند. کاربرد نادرست و یا عدم کاربرد این ابزارها باعث گسستگی در متن می‌شود که خود می‌تواند پیوستگی متن را نیز خدشه‌دار کند (ریپیچ و ترل16، 1988).
اگرچه مطالعات بینازبانی نشان‌می‌دهند که روند رشد شناختی کودکان برای گفتن یک داستان منسجم، جهانی است، اما ویگلزورث17 (1990: 110) با انجام پژوهشی پی‌برد برخی از مشخصه‌های زبان‌ویژه می‌توانند بر روند فراگیری ابزارهای زبانی مربوط ‌به داستان‌گویی تأثیرگذار باشند. مطالعات دیگر پژوهشگران نیز این موضوع را تأییدمی‌کند؛ ازجمله بمبرگ، 1986 و اسلوبین18، 1985: 1230. ازآنجایی‌که در این زمینه در زبان فارسی پژوهشی انجام‌نشده‌است، نگارنده قصددارد در این پژوهش به این موضوع بپردازد.

1-3) اهداف‌ پژوهش
این پژوهش قصددارد توانایی کودکان 4 تا 7 سال فارسی‌زبان طبیعی در سازماندهی گفتمان را با استفاده از ابزارهای انسجامی معرفی‌شده توسط هلیدی و حسن (1976) و با بهره‌گیری از ابزار داستان‌گویی مورد ارزیابی قراردهد. به‌این منظور، دو آزمون بازگویی داستان و تولید داستان مورد اجرا قرارگرفت تا چگونگی سازمان‌بخشیدن به داستانهای آنها با درنظرگرفتن مؤلفه انسجام مورد بررسی قرارگیرد. درواقع، تلاش نگارنده بر این بود که درصورت وجود الگویی رشدی در روند سازماندهی گفتمان و یا فراگیری ابزارهای انسجامی، آن را معرفی‌نماید و پاسخی برای این پرسش یافت‌شود که بازنمایی عوامل انسجامی در زبان کودکان سنین چهار تا هفت‌سال چه‌گونه است. هدف دوم این پژوهش گشودن دریچه‌ای به‌سوی کشف نحوه پردازش گفتمانی گفتار در ذهن انسان از طریق مطالعه تولیدات روایی کودکان است، زیرا یافته‌های حاصل از این تحقیق، مانند دیگر پژوهش‌های حوزه فراگیری زبان، میتواند در درک فرایند طبیعی پردازش و فراگیری زبان راهگشا باشد. هدف دیگر پژوهش حاضر آن است که یافته‌های به‌دست‌آمده از عملکرد کودکان فارسی‌زبان با یافته‌های گزارش‌شده درباره کودکان در زبان‌های دیگر مقایسه شود و وجوه مشابهت و تفاوت مورد توجه و تحلیل قرارگیرد.

1-4) اهمیت پژوهش
تولید گفتمان و سازماندهی آن از جمله تواناییهای سطح بالای زبانی در نظر گرفته‌می‌شود که تأخیر یا عدم وجود این توانایی، به گونه‌ای یک نارسایی زبانی به‌شمارمی‌آید. درواقع، کودکان از یک سن خاص باید بتوانند متن تولید نمایند که در قالب آن از ابزارهای زبانی به‌منظور سازماندهی و ایجاد انسجام بهره‌ببرند. در نتیجه، تکلیفهای روایی شاخص ایده‌آلی برای ارزیابی مهارتهای زبانی سطوح بالاتر هستند که از این رهگذر، پیش‌بینی درباره عملکرد تحصیلی کودکان نیز ممکن خواهدبود. اجرا و ارائه داستان پیش از ورود به مدرسه یکی از مهمترین و بهترین شاخصها در پیش‌بینی مشکلات تحصیلی آینده کودکان خواهدبود، به‌ویژه در مورد کودکانی که دارای سابقه تأخیر در رشد زبانی هستند. همچنین، مهارتهای روایی نقش مهمی را در موفقیتهای تحصیلی و اجتماعی کودکان ایفا‌می‌کنند، زیرا می‌توانند پیش‌بینی‌کننده مهارتهای زبانی در درازمدت باشند و با توانائی و مهارتهای خواندن و نوشتن آنها هم (حتی در کودکانی که دارای نقص زبانی هستند) مرتبط هستند.
1-5) پرسش‌های پژوهش
این پژوهش برای پاسخگویی به پرسشهای زیر شکل گرفت:
4- میزان کاربرد ابزارهای انسجامی (واژگانی، دستوری و ربطی) در گفتمان روایی کودکان فارسی‌زبان در سه گروه سنی 4-5، 5-6 و 6-7 سال دردو آزمون بازگویی و تولید داستان چگونه است؟
5- کودکان فارسی‌زبان در رده‌های سنی 4-5، 5-6 و 6-7 چه تفاوتی در بکارگیری انواع ابزارهای انسجامی در گفتمان روایی خود در دو آزمون بازگویی و تولید داستان نشان‌می‌دهند؟
6- عملکرد کودکان فارسی‌زبان در رده‌های سنی 4-5، 5-6 و 6-7 به‌لحاظ میزان و نوع کاربرد ابزارهای انسجامی (واژگانی، دستوری و ربطی) در آزمون بازگویی داستان چه تفاوتی با عملکرد آنها در آزمون تولید داستان دارد؟

1-6) فرضیه‌های پژوهش
متناظر با پرسشهای فوق، نگارنده فرضیه‌های زیر را مطرح کرده‌است:
4- میزان کاربرد ابزارهای انسجامی (واژگانی، دستوری و ربطی) در گفتمان روایی کودکان فارسی‌زبان در سه گروه سنی 4-5، 5-6 و 6-7 سال در دو آزمون بازگویی و تولید داستان متفاوت است و به موازات رشد سن کودک افزایش‌می‌یابد.
5- کودکان فارسی‌زبان در رده‌های سنی 4-5، 5-6 و 6-7 متناسب با رشد سن از ابزارهای انسجامی متفاوت و دشوارتری در گفتمان روایی خود در دو آزمون بازگویی و تولید داستان استفاده‌می‌کنند.
6- عملکرد کودکان فارسی‌زبان در رده‌های سنی 4-5، 5-6 و 6-7 به‌لحاظ میزان و نوع کاربرد ابزارهای انسجامی (واژگانی، دستوری و ربطی) در آزمون بازگویی داستان در مقایسه با عملکرد آنها در آزمون تولید داستان متفاوت است.

1-7) روش‌شناسی پژوهش
15 کودک فارسی‌زبان در سه گروه سنی 4 تا 7‌سال مورد بررسی و مقایسه قرارگرفتند و نتایج به‌دست‌آمده از تولید روایی آنها به‌لحاظ سن و جنسیت با یکدیگر مقایسه‌شد. تمام آزمودنی‌ها تک‌زبانه و از طبقه‌اجتماعی متوسط تهران بودند و هیچ گونه علایم یا سابقه نارسایی زبانی نداشتند.
1-7-1) روش گردآوری داده‌ها
برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش، دو آزمون بازگویی داستان و تولید داستان به طور متوالی و با فاصله 10 دقیقه با حضور پژوهشگر و هر کودک به صورت انفرادی اجراگردید. داستانهای کودکان با استفاده از دستگاهی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره گفتمان روایی، انسجام واژگانی، انسجام دستوری، ارزیابی توان Next Entries پایان نامه درباره کاربردشناسی، مبانی نظری، سلسله مراتبی، روش پژوهش