پایان نامه درباره گفتمان روایی، انسجام متن، انسجام واژگانی، گفتمان نوشتاری

دانلود پایان نامه ارشد

دشواری‌جملات (مارچمن، 2000) سنجیده‌می‌شود. ارزیابی محتوای‌زبانی به منظور ثبت مهارتهای‌ واژگانی زایا در کودکان بکارمی‌رود که معمولاً از طریق تعداد واژه‌های بکاررفته از سوی کودک سنجیده‌می‌شود.

2-11-3) رابطه میان سطوح کلان و خرد ساختار روایی
می‌توان گفت مطالعات نسبتاً زیادی درباره تحلیل رابطه میان مقیاسهای ساختار خرد و کلان در دسترس‌ نمی‌باشد. لایلز و ‌همکاران (1998) با انجام تحلیل عاملی133 نشان دادند که متغیرهای ساختار خرد و کلان نمایانگر دو حوزه زیرساختی مجزا از توانش روایی می‌باشند، اگرچه به نظر‌می‌رسد برخی جنبه‌های ساختار خرد روایی به برخی از جنبه‌های ساختارکلان روایی مرتبط‌باشد. لایلز و همکاران مشاهده‌نمودند که شاخص انسجام به عنوان مقیاسی در سطح خرد به گونه‌ای به سطح کلان مربوط‌می‌باشد. این نتیجه می‌تواند اثباتی برای یافته‌های قبلی پیترسن و مک‌کیب (1991) باشد که ادعامی‌کردند برخی از جنبه‌های انسجام همچون حروف ‌ربط بیناجمله‌ای (مانند سپس، بنابراین، اما) به عنوان عاملی مؤثر در سامان‌دادن متن در سطحی بالا، یعنی سطح کلان، نقش مهمی در تسهیل ارتباط ایفامی‌کند.
2-12) سازماندهی ساختار گفتمان روایی
رشد سازماندهی گفتمان روایی در دو چارچوب نظری اصلی مورد مطالعه قرارگرفته است و بر دو جنبه از گفتمان تأکیدمی‌کند: پیوستگی که مطابق با ساختار محتوایی گفتمان است و انسجام که مربوط به ابزارهای زبانی می‌باشد و باعث ایجاد پیوند و ارتباط در داستان می‌شود. برخی محققان در مطالعات خود رابطه میان رشد طرحواره‌های شناختی که زیربنای پیوستگی در گفتمان می‌باشند و نیز رشد ابزارهای زبانی لازم برای انسجام را موردبررسی قرارداده‌اند (مک‌کیب و پیترسن، 1985: 57). ضرورت ارتباط‌ میان پیوستگی ساختاری و انسجام متنی در گفتمان روایی کودکان، در مطالعات اخیر موردتأکید قرارگرفته‌است (فیشر، 1980: 17) و در برخی دیگر از مطالعات، پیشرفتهای رشدی مشابهی در هر دو جنبه از سازمان‌دهی روایی کودکان مشاهده‌شده‌است (میلر و اسپری، 1985: 15).

2-12-1) پیوستگی و انسجام
دو سطح تحلیلی مجزا اما وابسته ‌به ‌هم در تحقیقات روایی، که از جنبه‌های مهم ساختار کلان و ساختار خرد نیز به‌شمارمی‌آیند، انسجام و پیوستگی هستند: پیوستگی مربوط به سطح کلان محتوای داستان می‌باشد که خود مربوط‌به ساماندهی بخشهای مختلف داستان است و انسجام مربوط به ساختار خرد ابزارهای زبانی است و باعث ایجاد پیوند میان مؤلفه‌های داستان می‌شود، یعنی جاییکه این محتوا شکل‌گرفته و سازماندهی‌می‌شود. تحلیل‌ روایی نیز غالباً برای کشف رابطه میان دو خصیصه مهم روایی یعنی پیوستگی ساختاری و انسجام زبانی و نیز مهارت پردازش متن صورت‌می‌گیرد. پیوستگی ساختاری اشاره به ساختار وقایع (یا ساختار کلان) یک داستان دارد که در واقع چگونگی ارتباط وقایع داستان به یکدیگر می‌باشد. از سویی دیگر، انسجام زبانی مرتبط با روابط معنایی بین جملات یا بندهای مختلف می‌باشد (کارمیلاف-اسمیت، 1985؛ شاپیرو و ‌هادسن، 1991).
بحثهای فراوانی وجودداشته‌است مبنی بر اینکه آیا هر دو اینها برای سازمان‌دادن به گفتمان ضرورت‌دارند یا خیر و بحثهایی نیز دراین‌باره بوده‌است که انسجام یک معیار لازم و نه کافی برای پیوستگی می‌باشد (هلیدی و حسن، 1976؛ هلیدی، 1975). همچنین؛ ادعاهایی نیز در این مورد مطرح بوده که انسجام در ایجاد پیوستگی یک متن نه لازم و نه کافی می‌باشد و یک متن می‌تواند بدون حضور ابزارهای انسجامی صوری دارای پیوستگی باشد (هیلمن134). اما از آنجاییکه شواهدی هم درباره ارتباط انسجام و پیوستگی در متن وجوددارد، ما می‌توانیم هم انسجام و هم پیوستگی را در ایجاد سازماندهی ‌گفتمانی مؤثر بدانیم؛ به ابن معنا که انسجام در سطح روساختی متن وجوددارد و پیوستگی یک پدیده زیرساختی متن می‌باشد. با توجه به اینکه نقش آنها در سازماندهی گفتمان وابسته به نوع گفتمان می‌باشد، در برخی از انواع گفتمان، انسجام و در برخی دیگر، پیوستگی می‌تواند در سازماندهی گفتمان غالب‌باشد (شاپیرو و ‌هادسن، 1991: 102).
شاپیرو و هادسن(1991، 1997) معتقدند رشد این دو کاملاً به یکدیگر وابسته‌بوده و نکته دیگر اینکه پیوستگی در متن می‌تواند کاربرد ابزارهای انسجامی همچون حروف ربط را ساده‌‌سازد. بر این اساس می‌توان‌گفت حروف ربط را نمی‌توان در داستانهائی با ساختاری ضعیف یافت‌، بلکه بیشتر در داستانهائی دیده‌می‌شود که پیوستگی در آنها افزایش‌می‌یابد. مطالعات زیادی نیز به رابطه بین رشد طرح‌واره‌های شناختی که خود زیربنای پیوستگی هستند و نیز رشد ابزارهای زبانی لازم برای ایجاد انسجام پرداخته‌اند. ضرورت ارتباط‌دهی میان پیوستگی ساختاری و انسجام متنی در ساماندهی گفتمان در مطالعات اخیر درباره تولید روایی کودکان مورد تأکید قرارگرفته‌است (فایول، 1985). در واقع، می‌توان گفت پیوستگی و انسجام دو وجه لازم و ضروری از سازماندهی داستان می‌باشند که هر دو در طول دوره رشدگفتمانی به تکامل‌می‌رسند.
با نگاهی به گوناگونی مطالعات پیوستگی و انسجام می‌توان ادعانمود تاثیرات زبان‌ویژه و عوامل بافتی نیز در توانش روایی کودکان بسیار مهم می‌باشد. تفاوتهای بافتی نشان‌دهنده این هستند که توانش ‌روایی نسبت به برخی از ابعاد و شرایط‌داستانی همچون نوع گفتمان، سیاق و دانش ماقبل یا مشترک از داستان، وابسته‌ هستند و هیچ یک از این عوامل نمی‌توانند در ارزیابی ما از توانش روایی کودکان و نیز در تبیینهای ما از رشد روایی کودک، نادیده‌گرفته‌شوند. شواهدی که مربوط به تفاوتهای زبانی می‌باشند، نشان‌می‌دهند که ویژگیهای زبان‌ویژه از دو جنبه بر داستانهای کودکان تاثیرگذارند: 1) محتوای خاصی که کودکان هنگام نقل اتفاقات برمی‌گزیند 2) ابزاری که آنها برای ایجاد انسجام گفتمانی هنگام گنجاندن این اتفاقات در داستانهایشان برمی‌گزینند. به‌عنوان نمونه، نوع زبانی که فراگرفته‌می‌شود، برمیزان تاکید کودک بر برخی حروف‌ربط سببی و نیز بر روابط گفتمانی (آنچه نو یا کهنه، موضوعی، تاکیدی، هم‌پوشی یا متوالی می‌باشد) تأثیرگذار است. یک دلیل این تفاوتهای بینازبانی این است که نوع زبان احتمالاً تاثیر کلی بر ایجاد پیوستگی دارد، چراکه می‌تواند بر محتوایی که قرار است انتخاب‌شود و در کانون داستان قرارگیرد، تأثیربگذارد. علاوه‌براین موضوع، این احتمال وجوددارد که چنین تفاوتهایی به‌طور همزمان مربوط به فرایندهایی ‌شوند که بوسیله آنها انسجام در زبانهای مختلف بوجودمی‌آید، مخصوصاً ویژگیهای زبان‌ویژه که باعث تمایز میان اطلاعات اصلی و اطلاعات حاشیه‌ای به‌گونه‌ای متفاوت‌ می‌شود و ازاین‌رو منتهی به ساماندهی متفاوت اطلاعات در پس‌زمینه در مقابل پیش‌زمینه گفتمان می‌شود. همچنین می‌توان گفت زبان بر نحوه توزیع اطلاعات تأثیردارد. بنابراین، در برخی از زبانها اطلاعات از نوع خاص درون یک بند گنجانده‌می‌شود، در حالی‌که در برخی دیگر همان اطلاعات در بندهای متفاوت پخش‌می‌شوند. ازاین‌رو، در این ‌مورد، ویژگیهای زبان‌ویژه نه‌تنها بر ساختار درونی جمله اثرمی‌گذارد، بلکه بر ساماندهی‌گفتمان نیز به‌لحاظ سازماندهی اطلاعات در بندهای مختلف می‌تواند تأثیرگذار باشد. با این وجود، هیچ تفاوت خاصی در توانایی اولیه کودکان برای ایجاد ارتباط میان اطلاعات داستان یا گفتمان وجودندارد (بمبرگ، 90:1997).
نکته دیگر مربوط به تعاملات میان عوامل زبانی و بافتی می‌باشد. همانگونه که قبلاً نیز اشاره‌کرده‌ایم، بافت می‌تواند تاثیرات متفاوتی را بسته به نوع زبان داشته باشد. علاوه بر این تاثیرات بخصوص، ویژگیهای زبان‌ویژه خود بستگی به شرایط بافتی دارند که در آن داستان تولید می‌شود. در نهایت می‌توان گفت تحقیقاتی که به مقایسه انواع مختلف داستانی پرداخته‌اند (مانند بمبرگ، 1997)، تفاوتهای بارزی را میان داستانهایی با متکلم اول‌شخص و متکلم سوم‌شخص نشان‌داده‌ند. باتوجه به این یافته‌ها، این احتمال وجوددارد که رابطه انسجام و پیوستگی در انواع داستانهای سوم‌شخص، مشخص‌باشد، زیرا در این داستانها چه جنبه‌های ساختاری و چه جنبه‌های انسجام گفتمان روایی بسیار موردتوجه می‌باشد. در مقایسه، داستانهای اول‌شخص همچون داستانهایی که در آنها از تجربیات شخصی گفته‌می‌شود، در زمینه‌های محاوره‌ای گنجانده‌می‌شوند و دربرگیرنده عوامل دیگری مرتبط با ماهیت، اهداف و واکنشهای مخاطب هستند. به‌هرحال، هدف مشخص‌نمودن رابطه میان انسجام و پیوستگی می‌باشد و آن‌گونه که بحث شد، توانش روایی شامل جنبه‌های ساختاری داستان می‌باشد که مرتبط با ایجاد طرح‌واره قصه است و خود برای ایجاد گفتمان منسجم ضروری می‌باشد. بنابراین تمرکز بر تنها یکی از این جنبه‌های ساماندهی‌گفتمانی، تصویر ناقصی از تواناییهای کودک به ما می‌دهد که در جهت درک ماهیت توانش روایی کودکان ناکافی خواهدبود. علاوه‌براین، در میان رویکردهای مختلف مربوط به انسجام و پیوستگی، رویکردهایی که به این دو عامل صرفاً به گونه‌ای به موازات یکدیگر می‌نگرند، تعامل پیچیده‌ای را که میان جنبه‌های‌ساختاری و ساماندهی گفتمان در طول رشد وجوددارد نادیده می‌گیرند.
هلیدی‌ و حسن (1976) بیشترین تجزیه و تحلیل ابزارهای انسجامی را در زبان ارائه‌داده‌اند. در مطالعات آنها همواره تأکید بر این بوده‌است که انسجام به گونه‌های مختلف گفتمان وابسته است. مطالعات مقابله‌ای نیز نشان‌داده‌اند که انسجام در تطابق با ابزارگفتمان (شفاهی یا کتبی) (تامسون135، 1994)، سبک‌گفتمان (مک‌کارتی136، 2004) و انواع (ژانرهای) گفتاری و نوشتاری (استرانگ137، 1998) تغییرمی‌یابد. اگرچه انسجام در ساختار انسجامی تمامی این اشکال ‌گفتمانی وجوددارد، اما توزیع انواع ابزار انسجامی به شدت در انواع مختلف تغییرمی‌یابد و برخی ابزارهای ‌انسجامی خاص عموماً در گونه‌های خاصی از گفتمان ظاهرمی‌شوند. به عنوان نمونه، انسجام ارجاعی در گفتمان روایی متعارف‌ است (فاکس138، 1987)، حذف عمدتاً در متون محاوره‌ای (کیِن، ِ2005) و در نهایت انسجام واژگانی در گفتمان حقوقی بسیار یافت‌میشود (پراپ، 1968).
اخیراً در پژوهش‌های زیادی شاهد بررسی مهارت رو به رشد کودکان نسبت به تمامی این ابزارهای انسجامی بوده‌ایم مانند دُرِ139،1985، گاپنیک140، 1986، هدبرگ141، جانسون ‌و جانسون142، 1985، پِلِگرینی143، 1982، زامونر144، 1980). عدم توانائی کودک در بکارگیری هر یک از ابزارهای انسجامی برای ارتباط برقرارکردن و ارائه مؤثر اطلاعات، نشانه‌ای از توانایی ناقص زبانی است (زامونر، 1980).

2-12-2- سه انگاره اصلی انسجام
انگاره‌های متفاوتی از بررسی انسجام توسط محققان به طرق مختلفی به‌کارگرفته‌شده‌اند. سه انگاره از معروفترین آنها که اکثر محققان برای انجام مطالعه درباره انسجام از آنها استفاده می‌نمایند، به شرح زیر است :
1) انگاره گرایمز145
گرایمز (1975: 105) در نظریه‌ خود درباره انسجام در ارتباط با ساخت اطلاع این‌ گونه‌ بحث‌کرده‌است : “انسجام در گفتمان دربرگیرنده دسته‌بندی بیشتر عناصر اطلاعاتی در واحدهای بزرگتر است که بیشتر شبیه روشهای دسته‌بندی جملات به‌صورت پاراگرافها در گفتمان نوشتاری می‌باشد”. برطبق نظریه گرایمز، یک ساخت اطلاع کهنه و یک ساخت اطلاع نو (غیرقابل پیش‌بینی) که عموماً کانون اطلاعات است، می‌توانند یک قالب اطلاعاتی را بوجودآورند. از نظر گرایمز، نقش انسجام، ارتباط میان همین قالبهای اطلاعی و نیز پیوند اطلاعات نو و کهنه می‌باشد؛ یعنی انسجام نه‌تنها می‌تواند رابطه انسجامی درون یک قالب اطلاعاتی مشخص را نشان‌دهد، بلکه نشان‌دهنده رابطه بیناجمله‌ای است. گرایمز به بررسی انسجام و ابزارهای انسجامی با پیش‌فرض وجود یک ساختار اطلاعی نو و کهنه پرداخته‌است. در مفهومی که او از انسجام ارائه‌می‌دهد، ابزارهای انسجامی با توجه به کارکردها و نقشهای پیش‌مرجعی146 به عنوان اطلاعات کهنه درنظرگرفته‌می‌شوند و در مقابل، ابزارهای انسجامی که دارای کارکردهای پس‌مرجعی147 که حاصل اطلاعات جدید هستند، قرارمی‌‌گیرند، به عنوان اطلاعات نو درنظر گرفته‌می‌شوند. به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره تحلیل ساختار، ارزیابی توان، روشهای ارزیابی، گفتمان نوشتاری Next Entries پایان نامه درباره تفاوتهای جنسیتی، انسجام واژگانی، روابط معنایی