پایان نامه درباره کیفیت زندگی، شاخص های عینی، عینی و ذهنی، رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

میزان رضایت مندی و رفاه شهروندان را از جنبه های مختلف شهری کمی و قابل اندازه گیری کنند و برای توصیف شیوه های زندگی مردم اوضاع اطرافشان را درک و ارزیابی می کنند، طراحی شده است (مانند رضایت از شغل) در این رویکرد با استفاده از شاخص های ذهنی، کیفیت زندگی شهری مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد. در این رویکرد به جای استفاده از داده های ثانویه، شهروندان به طور مستقیم (از طریق پرسشنامه، مصاحبه و…) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و میزان رضایت مندی آن ها از جنبه های مختلف زندگی شهری بررسی می شود. سنجش کیفیت زندگی شهری با استفاده از این رویکرد مشکل تر بوده و وقت و هزینه بیشتری را نسبت به رویکرد عینی به خود اختصاص می دهد لیکن نتایج حاصل از آن منطقی تر بوده و بیشتر به واقعیت نزدیک می باشد (لطفی، 1388: 75). به طوری که چانگ (chaung, 2003) بر این باور است که ابعاد ذهنی کیفیت زندگی به مراتب از ابعاد عینی، برای برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب تر است، زیرا بازخوردهای قابل پذیرشی را فراهم می نماید (پوراحمد و همکاران، 1391: 23). البته دیدگاه ذهنی نقاط ضعف مشخصی دارد. سطح بهزیستی یا رضایت از زندگی اصولاً به تفاوت بین نیازهای فرد یا سطح انتظارات و ملاکهای او برای زندگی و وضعیت واقعی او بستگی دارد. اگر کیفیت زندگی تنها بر اساس رضایت ذهنی از زندگی ارزیابی شود و وضعیت واقعی زندگی و نیازها و ملاکهای او برای زندگی مدنظر قرار نگیرد، نتایج به دست آمده سوال برانگیز خواهد بود (میرزا حسینی، 1384: 75).
کیفیت زندگی در بعد ذهنی، به داشتن استقلال عمل در افزایش رفاه ذهنی شامل لذت جویی، رضایت مندی، هدف داری در زندگی و رشد شخصی رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی اجتماعی و مشارکت گسترده در فعالیت های اجتماعی اشاره می کند (غفاری و امیدی، 1387: 13). در واقع بعد ذهنی شامل ادراکات و ارزشیابی های افراد از وضعیت زندگی شان می باشد (رضوانی و همکاران، 1387: 37).
2-5-4-2- رویکرد عینی
شاخص های عینی اشاره به جنبه های عینی و قابل لمس زندگی شهری دارند و در ابعاد مختلف قابل تعریف می باشند. از جمله می توان به تعداد بیمارستان های یک شهر، نرخ بیکاری، تعداد وقوع جرم، میزان فضاهای سبز شهری و… اشاره کرد.
شاخص های عینی سنجش کیفیت زندگی، شرایط مشاهده پذیر محیط زیستی را مد نظر قرار می دهند (ربانی خوراسگانی و کیان پور، 1386: 73) و نشان دهنده شرایط بیرونی زندگی، مانند آموزش، مسکن و مانند آن می باشد.
شاخص های عینی مربوط به حقایق قابل مشاهده هستند که غالباً از داده های ثانویه به دست می آیند و کیفیت عینی زندگی، شرایط بیرونی زندگی را نشان می دهد. کیفیت عینی زندگی با استفاده از شاخص های عینی که مرتبط با واقعیات قابل مشاهده و ملموس زندگی هستند اندازه گیری می شود (رضوانی و همکاران، 1388: 95-88). کیفیت زندگی نمی تواند تنها با استفاده از رویکرد عینی ارزیابی گردد بلکه در نظر گرفتن ذهنیت افراد نیز دارای ضرورت می باشد (Tuan Seik, 2000: 34).
شاخص های رویکرد عینی آن هایی هستند که سعی بر توصیف محیط های فیزیکی و اجتماعی دارند که مردم در آن ها زندگی و کار می کنند (مثل تدارکات خدمات بهداشتی، آموزشی، نرخ بیکاری، فعالیت های فراغت یا وضعیت مسکن). این گونه شاخص ها بر اساس فراوانی یا کمیت فیزیکی اندازه گیری می شوند. در این دسته از شاخص ها محیط های زندگی و کار افراد و گروه ها توصیف می شود.
لازمه ی کیفیت زندگی فردی در بعد عینی، تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواست های اجتماعی شهروندان است. بعد عینی وضعیت ظاهری و ملموس زندگی را نشان می دهد.
جنبه عینی کیفیت زندگی به نوبه خود به دو امر دلالت دارد: اول، اوضاع و احوال محیط زیست آدمی همچون آلودگی محیط، مسکن، منابع مالی، تفریحات و مانند آن. دوم، برخی از مشخصات افراد جامعه همچون تندرستی، دستاوردهای آموزشی، انسجام خانوادگی، سلامت روانی و مانند آن.
بدین گونه میتوان گفت که کیفیت زندگی هم جنبه های عینی-کیفی مانند دسترسی به امکانات و فرصت ها و هم جنبه های ذهنی-کیفی مانند روابط اجتماعی، رضایت از زندگی مشارکت و احساس همبستگی اجتماعی را در بر می گیرد. اگرچه ممکن است همبستگی میان ابعاد چندان روشن نباشد چرا که رابطه میان شرایط عینی جامعه با چگونگی ارزیابی آن از سوی افراد جامعه به دلیل عدم وجود رابطه خطی بین پدیده های اجتماعی از پیچیدگی ها جامعه شناسی است. اگر میزان انتظارات مردم با سرعت بیشتری از شرایط عینی زندگی رشد کند، ممکن است میزان رضایت آنان از زندگی شان را نیز کاهش دهد (قرنجیک، 1389: 27).
2-5-4-3- رابطه بین کیفیت ذهنی و عینی
ادراک ذهنی افراد از بهزیستی اغلب به وسیله تجارب شان تحت تأثیر قرار می گیرد. بسیاری از عوامل از قبیل، ویژگیهای اجتماعی مانند سن، درآمد، تحصیلات و سلامت بین جهانی عینی و ارزیابی ذهنی از آن دخالت می کنند، و اینها ممکن است به صورت فیلترهایی برای تغییر شکل دادن شرایط عینی عمل کنند. همچنین تجربه فردی یک عامل کلیدی است که بر ادراک فرد از یک قلمرو ویژه تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، فردی که قربانی یک جنایت بوده، این عمل دارای تأثیر عمیق و ماندنی بر روی ادراک فردی وی از امنیت در آن محل است که ممکن است بسیار متفاوت با نرخ جرم و جنایتی باشد که در آن محل به وسیله شاخص های عینی اندازه گیری شده است. عامل دیگری که می تواند در رابطه عینی-ذهنی مهم باشد، سطح انتظارات و توقعات فردی است. پایین بودن سطح انتظارات باعث به وجود آمدن رضایتمندی نسبتاً بالای اظهار شده به وسیله فردی که موقعیت عینی اش تقریباً ضعیف است، می گردد. تصور انطباق عامل دیگری است که می تواند رابطه بین شرایط عینی و ذهنی را تحت تأثیر قرار دهد. اینگلهارت می گوید، آرزوها به طور طبیعی با وضعیت فرد تطابق می یابند و از این طریق سطح رضایت فرد افزایش می یابد. به نظر وی رضایت ذهنی از هر جنبه خاص زندگی بازتاب شکاف بین سطح آرزوهای او و وضعیت عینی وی است. اما سطوح آرزوهای فرد به تدریج با وضعیت او تطابق می یابد (عبدی و گودرزی، 1378). از عوامل دیگری که در رابطه بین شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی دخالت می کند، زمینه فرهنگی افراد است که استاندارد مقایسه را در مقابل شرایط عینی اندازه گیری شده، تولید می کند (قرنچیک و بدری، 1393: 47). توافق عمومی در میان محققان کیفیت زندگی وجود دارد که از طریق یکپارچه کردن ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی امکان به دست آوردن تصویر کامل تر و مفیدتری از کیفیت زندگی در مقیاس های گوناگون مکانی و زمانی وجود دارد.
در واقع مناسب است که رویکرد عینی و ذهنی با هم ترکیب شوند، زیرا شاخص های ذهنی این اجازه را می دهند که بینشی از رضایت فرد و هر آنچه که برای مردم رضایت بخش است به دست آید؛ و شاخص های عینی نیز برای سنجش ابعادی از محیط که سنجش آنها مشکل است، مناسب می نماید (Kamp et al, 2003: 11). بنابراین هر ارزیابی جامعی از کیفیت زندگی باید در برگیرنده ی جنبه های عینی و ذهنی باشد. سنجش کیفیت زندگی بدین شکل می تواند از توان هر دو رویکرد برای رسیدن به اطلاعات قابل اعتماد و قابل اطمینان تر درباره کیفیت زندگی استفاده کند. با این وجود، بحص های متناقضی در مورد شدت رابطه بین کیفیت عینی و ذهنی زندگی وجود دارد. مثلاً برتون و همکاران (Berreton et al, 2008: 393) نشان دادند که رابطه ی قوی بین این دو نوع شاخص وجود دارد. در حالیکه مک کری (McCrea et al, 2006: 79) و همکاران و داس (Das, 2008: 308) به این نتیجه رسیدند که رابطه ای ضعیف بین کیفیت عینی و ذهنی زندگی وجود دارد (رضوانی و همکاران، 1388: 95).
گسترده ترین و رایج ترین تمایز در بررسی کیفیت زندگی، تمایز میان کیفیت زندگی ذهنی و عینی است. علاوه بر این می توان میان کیفیت زندگی فردی و نیز کیفیت زندگی جمعی نیز قائل شد. به عنوان مثال شاخص های کیفیت زندگی عینی جمعی می توانند شامل درآمد سرانه، میانگین مصرف کالری، درصد باسوادان، نرخ جرایم، امید به زندگی و مجموعه ای از دیگر شاخص ها باشد (نوغانی و همکاران، 1387: 114).
جدول 2-4- دسته بندی انواع کیفیت زندگی بر حسب ذهنی-عینی و فردی-جمعی
کیفیت زندگی
عینی
ذهنی
فردی
درآمد، بیمه، تحصیلات و…
احساس خوشبختی، رضایت از زندگی و…
جمعی
متوسط درآمد، نسبت برخورداران از بیمه، متوسط باسوادی و…
متوسط میزان احساس خوشبختی، متوسط میزان رضایت از زندگی
مأخذ: نوغانی و همکاران، 1387: 115

2-5-5- شاخص های اصلی کیفیت زندگی
2-5-5-1- تولید ناخالص داخلی(GDP)
اولین شاخص پیشرفت اجتماعی و کیفیت زندگی به شمار می آید. این شاخص که در سال 1940معرفی شد، معمول ترین شاخص مورد استفاده برای مقایسه ثروت کشورها و معیاری برای بهزیستی و توسعه منحصرا براساس ثروت مادی است. منتقدان می گویند، به دلیل اینکه GDP میان هزینه- منفعت، مطلوب- نامطلوب و فعالیت های مولد-آسیب رسان تمایزی قابل نمی شود، نمی تواند معرف کیفیت زندگی باشد. از سوی دیگر مطالعات علمی نشان داده اند که رابطه میان پیشرفت اقتصادی و کیفیت زندگی رابطه خطی نیست، این دو تا نقطه ای همسو و هم جهت حرکت می کنند و آن نقطه ای است که حداقل شرایط مطلوب مادی برای زیست انسان فراهم شده باشد، ولی از آن به بعد دیگر نمی توان انتظار داشت که تامین نیازهای اقتصادی به بهبود کیفیت زندگی کمک کند، زیرا انسان موجودی چند وجهی و پیچیده است و منطق اقتصادی نمی تواند بسیاری از رفتارهای او را تبیین کند.
2-5-5-2- شاخص پیشرفت اصلی (GPI)
این شاخص نخستین بار توسط سازمان تعریف مجدد پیشرفت مطرح شد و دارای 18مولفه است که پیشرفت اجتماعی را در قالب ارزش پولی می سنجد. مهم ترین مؤلفه های این شاخص عبارتند از : زیرساخت های عمومی ، آلودگی ، توزیع درآمد ، بیکاری ، مرگ و میر در تصادفات و …
2-5-5-3- شاخص سلامت اجتماعی (SHI)
این شاخص توسط دکتر مارک میرینگاف و همکارانش در موسسه «نوآوری در سیاست اجتماعی» وابسته به دانشگاه فوردهام تهیه شد. این شاخص از 16 مؤلفه تشکیل شده ، که همه مراحل زندگی، هم چنین فرد و جامعه را پوشش می دهد. دولت کانادا و ایالت کانتیکات به طور گسترده این شاخص را به کار می گیرند(سجادی و صدرالسادات، 1383). مهم ترین مؤلفه های این شاخص عبارتند از : مرگ و میر نوزادان ، خودکشی نوجوانان ، پوشش بیمه درمانی ، مسکن ، استفاده از مواد مخدر ، متوسط درآمد هفتگی و…
2-5-5-4- شاخص توسعه انسانی (HDI)
این شاخص که در سال 1990 توسط UNDP ارایه شد ، هر ساله از طریق یک شاخص مرکب دستاورد کشورها را در توسعه انسانی می سنجد و بر اساس آن کشورها را درجه بندی می کند. HDI بر مبنای کار Sen’s طراحی شد و باعث اعتراف به ماهیت چند بعدی توسعه و گرایش به سمت استراتژیهای مختلف برای حرکت از ارتقاء رشد به ارتقاء بهزیستی گردید.. دیدگاه Sen’s یک دیدگاه کیفی و چند بعدی است ، که انسانها را در مرکز مفهوم توسعه قرار می دهد و هدف توسعه را بالا بردن قابلیت های انسانی به عنوان راهنمای کامل زندگی می داند. بنابراین HDI که با استفاده از دیدگاه Sen’s برای مقایسه بین المللی تصور شده بود، منجر به ایجاد شاخصهای دیگری از قبیل شاخص توسعه جنسیتی(GDI) ، شاخص توانمند سازی جنسیتی(GEM) و شاخص فقر انسانی(HPI) شد، که همه این شاخص ها سه بعد، امید به زندگی، دانش و استاندارد زندگی مناسب را اندازه می گیرند. اما HDIو شاخص های جانبی آن تعریف خیلی محدودی از کیفیت زندگی ارایه می کند، بنابراین در این راستا شاخص های دیگری برای کیفیت زندگی مطرح شدند، از قبیل شاخص کیفیت طبیعی زندگی (PQOL) درسال 1996 و شاخص کیفیت زندگی Dasgupta and Weale که آزادیهای مدنی و قوانین سیاسی را به HDI افزود. و بسیاری دیگر از از مطالعات که مشکلات تهیه شاخص ها را با توجه به جنبه های چند بعدی کیفیت زندگی، فراوانی متغیرها و اندازه گیری حساسیت برای وزن دهی به هر سیستم نشان دادند. به هرحال هر کدام از شاخص های ذکر شده ، تصویر خاصی از کیفیت زندگی را ارایه می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره کیفیت زندگی، شاخص های عینی، ابعاد کیفیت زندگی، زندگی شهری Next Entries پایان نامه درباره کیفیت زندگی، رضایتمندی، محیط زیست، شاخص های عینی