پایان نامه درباره واردات گاز، خط لوله نابوکو

دانلود پایان نامه ارشد

براي بالا بردن تنوع مسيرهاي صادراتي به اروپا شامل:
1-نورد استريم(خط لوله گاز شمال اروپا):اين پروژه سواحل روسيه را به درياي بالتيک متصل خواهد کرد و ظرفيت آن براي سال 2012 ،پنجاه و پنج ميليارد متر مکعب در نظر گرفته شده است.
2-بلو استريم(خط لوله گاز جنوب اروپا):گاز روسيه را از طريق درياي سياه و ترکيه به جنوب و مرکزاروپا منتقل مي کند.گازپروم روسيه وشرکت مول مجارستان سرمايه گذاران اين پروژه هستند.
خطوط لوله انتقال گاز طبيعي و ظرفيت هرکدام
ظرفيت در سال 2010
ظرفيت در سال2005
مسير
نام خط لوله
130
130
روسيه-اوکراين-اروپاي مرکزي
برداري/يونيون(شبکه شوروي)
25
25
روسيه-روسيه سفيد-اوکراين-اروپاي مرکزي
پولارلايتس(شبکه شوروي)
20
20
روسيه-اوکراين-بالکان
بالکان ترانس(شبکه شوروي)
20
20
روسيه-فنلاند
فنلاند کانکتر(شبکه زمان شوروي) گسترش يافته از سال 1999
28
28
روسيه-روسيه سفيد-لهستان-اروپاي غربي
يامال(1999)
16
16
روسيه-درياي سياه-ترکيه
بلو استريم(از2002)
28

روسيه-درياي بالتيک-آلمان
خط لوله درياي بالتيک از 2010)NEGP
267
239

کل
(باقيان: 1391، 58)صادرات نفت به اروپا هشتاد در صد از صادرات ايران به اروپا است اما اين ميزان تنها پنج درصد از واردات اروپا را شامل مي شود.اگرچه ايران يک شريک جزء براي انرژي اروپا است ، اما موقعيت جغرافيايي ايران در خاورميانه ، درياي خزر و خليج فارس همواره مورد بحث کارشناسان انرژي اروپا قرار دارد.با توجه به تسلط روسيه بر بازار گاز اروپا، در ميان مدت و بلند مدت ايران مي تواند گزينه مهمي براي عرصه گاز به اين قاره باشد.
خط لوله نابوکو به طول3300 کيلومتر قادر است سالانه سي و يک ميليارد متر مکعب گاز را ازآذربايجان و ايران با دور زدن روسيه به اروپاي مرکزي منتقل کند.هرچند روسيه تلاش دارد با امضاي قراردادهاي دوجانبه با شرکاي نابوکو از جمله مجارستان در زمينه ساخت مسيرهاي جديد انرژي به اروپاي مرکزي و توسعه خط لوله بلو استريم به ترکيه ، مجارستان و اتريش، آلترناتيوي در مقابل نابوکو ايجاد کند. پيشرفت در احداث خط لوله نفت بورگاي-الکساندر و پوليس از بلغارستان به يونان با مشارکت پنجاه و يک در صدي روسيه بخش ديگري از تلاش هاي مسکو براي تمرکز بر بازار بالکان و ممانعت از احداث مسير نابوکو بوده است.مسير جريان جنوبي از پروژه هايي است که براي جايگزيني با نابوکو پيش بيني شده است. اين پروژه که در سال 2007 بين گازپروم و شرکت اني امضا شده ، از بستر درياي سياه به کشورهاي بالکان متصل خواهد شد. اين خط لوله نه صدکيلومتري در بلغارستان به دو شاخه تقسيم مي شود؛شاخه اول به سمت روماني ، بلغارستان و اتريش ادامه خواهد يافت و شاخه دوم به سمت يونان و ايتاليا کشيده مي شود. اين پروژه که در سال2013 به بهره برداري مي رسد داراي سي ميليارد مترمکعب ظرفيت اوليه است. (حيدري: 1391، 60)عمده ترين گزينه هاي مطرح براي تأمين کسري گاز اروپا شامل مناطق: شمال آفريقا ، آفريقاي غربي ، حوزه درياي خزر و آسياي مرکزي و قفقاز و خليج فارس است.قزاقستان ، ترکمنستان ، ازبکستان و جمهوري آذربايجان گزينه هاي اتحاديه اروپا براي تأمين نياز واردات گاز اروپا در منطقه آسياي مرکزي و قفقاز هستند. (حيدري: 1391، 79)
اتحاديه اروپا بزرگترين وارد کننده انرژي در جهان است.مطابق آمار آژانس بين المللي انرژي تقريباً شانزده درصد از انرژي جهان در اروپا مصرف مي شود.همچنين تقاضاي اوليه انرژي در اتحاديه اروپا از 1456 ميليون تن در سال 2000 به 1811 ميليون تن در 2003 رسيده است. در ميان انواع سوخت ، سهم گاز از بيست و سه درصد در سال 2000 به سي و چهار درصد در سال 2030 خواهد رسيد و در خوشبينانه ترين حالت ، تقاضاي واردات گاز طبيعي به اروپا از دويست ميليارد متر مکعب در سال 2002 به چهارصد ميليارد متر مکعب در سال 2030 افزايش خواهد يافت. طي اين مدت ميزان مصرف از چهارصد ميليارد متر مکعب به شش صد ميليارد متر مکعب خواهد رسيد.بنابراين نفت همچنان مهمترين منبع انرژي اروپا بوده و بخش حمل ونقل در اين قاره شديداً به نفت وابسته خواهد ماند. با توجه به افزايش قابل توجه تقاضا انتظار مي رود واردات خالص نفت خام در سال 2020 به پانصدو نود ميليون تن برسد.
کشورهاي حوزه شوروي سابق نقش مهمي را در تأمين نيازهاي اتحاديه اروپا ايفا مي نمايند. براساس آمار منتشره از سوي آژانس بين المللي انرژي يازده کشور عضو اتحاديه اروپا بيش از بيست درصد از نيازهاي نفتي خود را از حوزه شوروي سابق تأمين مي نمايند. سهم اسلواکي ، لهستان و مجارستان بين هشتاد تا يکصد در صد و سهم يونان ، جمهوري چک و فنلاند بين شصت تا هشتاد درصد برآورد شده است.کشورهاي هلند ، ايتاليا ،سوئد ، آلمان و بلژيک نيز بين بيست تا چهل در صد از نفت مصرفي خود را از حوزه شوروي سابق وارد مي کنند.بديهي است بخش اعظم نفت اروپا از روسيه وارد مي شود. به همين دليل پيش بيني مي شودتوليد نفت خام روسيه تا سال 2020 دو برابر شده و به ميزان چهارده ميليون بشکه در روز خواهد رسيد.
وابستگي کشورهاي اروپايي به واردات گاز از حوزه شوروي سابق بويژه روسيه به مراتب بيشتر از نفت است. کشورهاي فنلاند ، بلغارستان ، اسلووني ، استوني و ليتواني صد در صد گاز خود را از روسيه دريافت مي کنند.وضعيت براي اسلواکي(نود و هشت درصد)، لاتويا(نود درصد)، جمهوري چک(هفتاد و پنج درصد) و مجارستان و يونان(بيش از هفتاد درصد) نيز چندان تفاوتي نمي کند. لازم به ذکر است روسيه در سال 2003 مبادرت به صادرات يکصد و بيست و سه ميليارد متر مکعب گاز طبيعي به اروپا نمود. سهم ايران 3/5 ميليارد متر مکعب بود.

آآآ3-2 : مناسبات اتحاديه اروپا با جمهوري اسلامي ايران
3-2-1 : پيشينه روابط اتحاديه اروپا و ايران
روابط تاريخي ايران و بسياري از کشورهاي اروپايي نظير انگلستان ، آلمان، فرانسه ،اسپانيا و ايتاليا قدمتي چند صد ساله داشته ودر بسياري ازمقاطع تاريخي، روند و ماهيت روابط متقابل دولت هاي حاکم بر ايران و کشورهاي مزبور، نقشي اساسي در شکل گيري تحولات داخلي ايران و تحولات منطقه و بعضاً مناسبات جهاني داشته است.
در سال 1963 يعني به فاصله کوتاهي بعد از بوجود آمدن جامعه اقتصادي اروپا ،ايران به عنوان اولين کشور ثالث و درحال توسعه بااين مجموعه قرارداد همکاري منعقد کرد.(مرادي: 1385 ، 89) لذا ايران يکي از اولين کشورهايي بود که با امضاي موافقتنامه تجاري ، با جامعه اروپاي آن زمان روابط نهادينه برقرار کرد. موافقتنامه مزبور شامل اقلام سنتي صادراتي ايران يعني فرش ، پسته ، کشمش و خاويار مي شد.اين موافقتنامه در سال هاي 1972 و 1978 تمديد شد و به دنبال وقوع انقلاب اسلامي در ايران متوقف شد.از آنجا که در دوران پهلوي دوم ، ايران روابط سياسي استراتژيک با ايالات متحده برقرار ساخته بود و نيز جامعه اروپا در آن دوران رويکردي صرفاً اقتصادي داشت ، روابط فيما بين منحصر به همکاري هاي اقتصادي باقي ماند. به طور کلي ، در دوره جنگ سرد ، نقش دو ابرقدرت در تعيين سياست هاي متحدانشان و محدوده آن در تعامل با ديگر قدرت ها زياد بود و در نتيجه ايران و اتحاديه اروپا بيشتر در حوزه اقتصادي امکان مانور داشتند.(واعظي:1391 ،963)
براي بررسي روابط دو طرف در دوران پس از انقلاب اسلامي ، مي توان به چهار دوره متمايز در اين زمينه اشاره کرد:
دوره نخست:از پيروزي انقلاب اسلامي تا 1989
طي اين دوره که از آن مي توان به دور? رکود نسبي نام برد ، با وجود علاقه مندي اروپا به نفت و بازار ايران ، به دليل حاکميت الگوي همبستگي فراآتلانتيکي که متأثر از فضاي جنگ سرد بود، نوعي سردي در روابط ايران و اتحاديه اروپا حکمفرما بود.عوامل گوناگوني در اين ميان مطرح بودند که اهم آنها عبارت بودند از:
1-ترس اروپايي ها از اينکه اشاعه پيام انقلاب اسلامي ايران در کشورهاي اسلامي واقع در منطقه حساس خليج فارس موجب برهم خوردن ثبات در اين کشورها،اختلال در جريان آزاد نفت به اروپا و کاهش نفوذ اروپا در منطقه شود.
2-جنگ ايران و عراق سبب شده است تا شکافي عميق ميان ايران و اعراب پديد آيد و اروپايي ها سعي داشتند تا حداکثر بهره برداري را از اين وضعيت به نفع خود بنمايند.
3-همبستگي فراآتلانتيکي ايجاب مي کند که اروپا از ايران فاصله بگيرد.جامعه اروپا از تحريم تسليحاتي آمريکا به دنبال بحران گروگانگيري پيروي مي کرد و هرچند در جنگ ايران و عراق اعلام بي طرفي نمود ، اما عملاً همانند آمريکا از عراق حمايت مي کرد.در اين ميان آلمان با حفظ روابط تجاري خود با ايران ، تلاش کرد بي طرفي را جدي تر بگيرد و بدين ترتيب به بزرگترين شريک تجاري ايران بدل شد. اما فرانسه کمک هاي تسليحاتي قابل توجهي به عراق نمود و در نتيجه روابط دو کشور به تيرگي بيشتري گراييد.
4-توجه اروپا به بازار ايران به لحاظ شرايط حاکم جنگي چندان نبود، مع هذا صادرات نفت ايران بخشي از نياز هاي اروپا را تأمين مي نمود. پايبندي ايران به حاکميت ملي در راستاي شعار نه شرقي و نه غربي همراه با احساسات ضد آمريکايي، ايران را به سمت بهبود نسبي روابط با کشورهاي بلوک شرق سوق داد ، ولي اين به معناي ورود ايران به بلوک شرق عليه غرب نبود.
5-حمايت ايران از شيعيان لبنان طي دهه1980 و افزايش نفوذ ايران در لبنان سبب شد اين کشور به صورت يکي از صحنه هاي رقابت و تقابل ميان ايران و غرب درآيد.
در انتهاي اين دوره ، در چهارده فوريه 1989 ، فتواي قتل سلمان رشدي به خاطر نگارش کتاب آيات شيطاني از سوي امام خميني(ره)صادر شد. صدور اين فتوا به تيرگي روابط ايران با انگليس و نهايتاً جامعه اروپا منجر شد.درنتيجه طرفين رؤساي هيأت هاي نمايندگي خود را از پايتخت هاي يکديگر فراخواندند. (واعظي:1391 ،964)
دوره دوم: از سال1989 تا سال 1997
با پايان جنگ تحميلي و آغاز دوران سازندگي ، فضاي جديدي در روابط خارجي و سياست هاي اقتصادي کشور به وجود آمد.همچنين سقوط ديوار برلين و متعاقب آن فروپاشي اتحاد شوروي ، صحنه بين المللي را کاملاً تغيير داد.در اين دوره ، تلاش براي اعتماد سازي با کشورهاي منطقه به ويژه همسايگان آغاز شد و روابط با کشورهاي اروپايي تقويت شد. از سوي ديگر ، پايان جنگ سرد بسياري از معادلات منطقه اي و بين المللي را دگرگون ساخت به طوري که ايران و اروپا شرايط جديد را براي تعامل با يکديگر مناسب تشخيص دادند.
تحولات فوق زمينه را براي استفاده از فرصت هاي موجود در روابط ايران و اتحاديه اروپا مساعد کرد. ايران به اروپا به ديده منبعي براي وام هاي خارجي ، اعتبار و سرمايه گذاري جهت بازسازي اقتصاد مي نگريست. علاوه بر اين و در حالي که روابط ايران و آمريکا همچنان سرد بود و تحريم -هاي آمريکا به قوت خود باقي بود ، اروپا گزينه مناسبي براي ايران به شمار مي رفت. اروپا نيز که بازار ايران را خالي از رقابت آمريکا مي يافت ، تلاش کرد تا با حضور بيشتر در بازار ايران بر گسترش همکاري هاي اقتصادي خود بيفزايد.از سوي ديگر ، اروپا ، ايران را با جمعيتي بيش از شصت ميليون نفري براي تجارت و سرمايه گذاري مناسب يافت.اروپا از رهگذر روابط بهتر با ايران توانست با استفاده از نفوذ ايران در ميان گروه هاي مبارز شيعه در لبنان ، موجبات آزادي گروگان هاي غربي را فراهم سازد. در اين دوره ،روابط تجاري ايران به ويژه با آلمان ، فرانسه، بريتانيا و ايتاليا گسترش يافت.
در اين دوره که روابط ايران با کشورهاي اروپايي در حال گسترش بود ، در روابط با بريتانيا تحولي مهم اتفاق افتاد و درخصوص فتواي سلمان رشدي،ايران بي آنکه ازفتواي امام خميني (ره) عقب نشيني کند، با تفاهمي که با اين کشور انجام داد و در آن بي احترامي متقابل و عدم مداخله دو کشور در امور يکديگر تأکيد شده بود ، زمينه را براي از سرگيري روابط دو کشور در حد کاردار در سال 1990 فراهم کرد. (واعظي:1391 ،965)
اهداف اروپا با در نظر گرفتن منافع اقتصادي خود و همچنين علاقه مندي به فعال شدن در منطقه بر اين باور بود که با تحکيم روابط با ايران بهتر مي تواند منافع خود را تأمين نمايد، به همين جهت به رغم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره صادرات گاز، واردات گاز، نفت و گاز Next Entries پایان نامه درباره نفت و گاز، حقوق بشر، سازمان ملل