پایان نامه درباره هواي، اصلي، غير

دانلود پایان نامه ارشد

واحترام قائل شدن به مخاطب حس همدلي او را برانگيزاند.
پ.ارزش هاي بياني :
فرکلاف معتقد است تفاوت ميان انواع گفتمان به لحاظ ارزش هاي بياني کلمات با ديگر کلمات به لحاظ ايدئولوژيک معنا دار است. نويسنده متن به بيان ارزشهاي خود از طريق طرح طبقه بندي مي پردازد که تا حدودي نظام ارزشيابي به حساب مي آيند و همچنين طرح هاي به لحاظ ايدئولوژيک متضادي در متن يافت مي شوند که ارزش هاي متفاوت را در انواع گفتمان هاي مختلف متجسم مي سازند نويسنده براي تفهيم دال هاي درون گفتمان خود و برجسته سازي آن ها دست به حاشيه راني مفاهيمي مي زند که اين مفاهيم جزء دال هاي اصلي گفتمان غير هستند مثل ارزشمندي زندگي دنيايي که يک دال مهم است که در گفتمان غرب در اطراف آزادي مفصل بندي مي شود ولي در گفتمان حاکم بر کتاب براي نشان دادن ارزشمند بودن زندگي آن جهان به شدت مورد حاشيه راني قرار مي گيرد و از تعبير(سرگرم بودن به زندگي دنيا) يا براي دال (پاسداري از ارزشهاي فردي) تعبير(بندگي هواي نفس) يا استفاده از تکنولوژي هايي که توسط خلاقيت و نوآوري ها به دست آمده اند ، تعبير (افتادن در دام گرفتاري و انحراف) استفاده کرده است.
نويسنده در عين حال که به برجسته سازي دال هايي که در گفتمان خود با آزادي همراه هستند (تکليف، جهاد، دوري از هواي نفس، ) حسن تعبير را در ارتباط با آن ها رعايت مي کند و ارزشهايي را به گفتمان خود نسبت مي دهد که جزء نظام ارزشيابي هستند مثل سعادت، کمال، رضايت، زندگي پاک و با نشاط، احساس لذت واقعي از زندگي خود و زندگي سالم. اما در عين حال دال هاي گفتمان غير را با تعبير هاي متضادي به کار مي برد که بر ضد نظام ارزشيابي هستند. دال هاي تکثرگرايي، پاسداري از ارزشهاي فردي،عقل باوري، خلاقيت و ارزشمندي زندگي دنيايي را با تعابير دام شيطان، غفلت، دنبال هوا وهوس بودن، دست به انکار زدن، افتادن در دام فساد و بلا ياد مي کند که نتيجه ي آن چيزي جزء ياس، اضطراب، فريب، گرفتاري و سرگرداني نخواهد بود.
آيا در متن درس از استعاره استفاده شده است؟
به اين عبارت توجه کنيد:”همانطورکه شيطان براي کشاندن حضرت يوسف به گناه وفساد ،دام گسترده بود،امروزه نيز دام هاي گوناگوني پهن کرده است تا هوس انسانها راتحريک کندو آنان را از بهشت جاويدان محروم کند.فيلم ها،سايت ها،شبکه هاي تلويزيوني وگروه ها ودسته هاي منحرف از جمله اين دام هاست که مقاومت در برابرآنها نيازمند روي آوردن به پيشگاه خداوند وپذيرش خالصانه فرمانهاي اوست”.دراينجا استفاده از فيلم ها،سايت ها،شبکه هاي تلوزيوني ….را استعاره از دامي مي داند که شيطان براي کشاندن حضرت يوسف به فساد پهن کرده بود وهمانطورکه حضرت يوسف با گريختن ازآن دام نجات يافت دانش آموزان نيزبا فرار ازاين دام ها مي تواند نجات پيدا کنند.ازآنجا که اين موارد جزء تکنولوژي وابزار مدرن هستند به طور غير مستقيم گفتمان غرب وابزارهاي مربوط به آن زيرسوال برده مي شوند.ازطرف ديگرنويسنده از اقتدار خود استفاده کرده وخواسته هاي ايدئولوژيک خود را( خواسته هاي خداوند اعلان مي کند)و آنها را به خوانندگان تحميل مي کند يعني آنان براي رضايت خداوند وپذيرش فرمان او بايد از اين موارد دست بکشند.
دستور:
ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند؟

الف.ارزش هاي تجربي:
آيا کنشگري نامشخص است؟
درقسمتهاي مختلف درس نويسنده خواسته بااستفاده از جملات انتزاعي وکلي وهمچنين اسم سازي که فاعل ومفعول مشخصي ندارد خواننده رابه سمت گفتمان خود ترغيب کندوآنها راقانع کند که به نفع گفتمان خود گفتمان غير را کنار بگذارند.
استفاده از اين شيوه (اسم سازي ،نامشخص ،انتزاعي يا غير جاندار بودن ) براي در ابهام گذاشتن برخي از جنبه ها مثل زمان ومکان وپرهيز از دادن توضيح وباز کردن موضوع صورت گرفته است تا ضمن اينکه گفتمان خود تا حد ممکن برجسته شو د گفتمان غير به حاشيه رانده شود.
براي مثال به اين عبارت توجه کنيد:”فيلم ها،سايت ها،شبکه هاي تلويزيوني و…از جمله اين دام ها هستند.کسي که در چنين دامهايي گرفتار شود ،هم زندگي پاک وبا نشاط دنيا را از دست مي دهد وهم حيات سرشار از شادکامي آخرت را…”.
در اين قسمت نويسنده از فاعل غير جانداردر جمله اول استفاده کرده تا مخاطب را تحت تاثيرقرار دهد وسعي دارد با اين جمله کلي که فاعل مشخصي ندارد،خواننده را به سمت گفتمان خود ترغيب کند.جمله دوم باز يک جمله کلي است که نه فاعل مشخصي ونه مفعول مشخص وواضحي دارد يعني نويسنده با عبارات کلي مثل کسي سعي دارد به خواننده القاء کند که استفاده ازسايتهاوغيره که مصداق وسايل ارتباط جمعي مدرن هستند ،تنها جنبه منفي دارند که انسان را به فساد مي کشند.
ب. ارزش هاي بياني :
با دقت درمتن مي توان فهميد که تمامي افعال بکاررفته در آن زمان حال غير وجهي(پيروي مي کنند،پاسخ مي دهند،مي نامند،مي اندازدوغيره)يا داراي صورت زمان حال کامل هستند(فرمان داده است،ناديده گرفته اند وغيره)استفاده کردن از اين افعال از وجود ديدگاهي شفاف نسبت به جهان حکايت مي کند،گويي نويسنده مي خواهد معناي مورد نظر خود را به ناظران منتقل کند بدون اينکه نيازي به تفسيروباز نمايي باشد. به بياني ديگر سعي دارد اينگونه القاءکند که نظرات وعقايد ايدئولوژيک او که برداشتي خاص از اصول وارزش هاي دين اسلام است به عنوان حقيقت مسلم است وتنها راه سعادت، پذيرش اين اصول وعقايد است.
پ. ارزش رابطه اي :
همانطوري که قبلا گفته شد جملات چه بصورت امري باشند وچه بصورت خبري يا پرسشي مي تواند از موضع اقتدار باشد. با مطالعه متن ما به اين نکته مي رسيم که نويسنده از جايگاه اقتداربه عنوان اريه دهنده اطلاعات خود را در مقابل گيرنده اطلاعات رام ومطيع مي پندارد:”آنچه گفتيم،ميوه هاي درخت اخلاص وعبوديت است.برخي ازميوه هاي آن در ذهن ما نمي گنجد،مگر آن وقت که راه هاي عالي بندگي رابپيماييم وآن ميوه هاي وصف نا شدني رابچينيم”.در جاي جاي متن به طور انبوه از وجهيت رابطه اي استفاده شده است نکته جالب اينجاست که در هيچ جاي متن از احتمال داشتن يا ممکن بودن ويا محدود کردن با قيد زمان ومکان (درباره مطالب عنوان شده )ديده نمي شود.در عوض به طور مکرر از افعال کمکي بايستن وتوانستن استفاده شده است :”انسان همواره برسر دوراهي بندگي خداوند وبندگي هواي نفس وشيطان قرار دارد”.”در انجام هر عمل بايد نيت دروني وقلبي انسان الهي باشد”.”همه مابايد به طور مداوم بنگريم گه چه چيزي براي فردا آماده کرده ايم وبه خود يادآوري کنيم که ساکنان آتش با ياران بهشت يکسان نيستند وفقط ياران بهشت هستند که نجات مي يابند”.در اينجا نويسنده از طرف خود وخوانندگانش ودر حقيقت همه دانش آموزان سخن مي گويد وبا اينکار به طور ضمني ادعاي اقتدار مي کند ،يعني اينکه ،داراي اين اقتدار است که از طرف ديگران صحبت کند.
مرحله تفسيروتبيين:
دراين مرحله ما درصدد پاسخ گويي به چهار سوال اصلي هستيم:
ماجرا چيست؟ماجراي اصلي دررخداد ارتباطي مذکور(متن)آموزش چگونگي کسب رضايت خداوند(که در اسلام سياسي اوج رهايي انسان)به دانش آموزان است.چه کساني درگير ماجرا هستند؟در اين رخداد ارتباطي دو مشارکت کننده عمده هستند در يک طرف نويسنده از گفتمان اسلام سياسي ودر طرف ديگر گفتمان غرب به عنوان ضديت وغيريت اين گفتمان شرکت دارد.روابط ميان آنها چيست؟در اين مرحله،روابط ومناسبات قدرت وفاصله اجتماعي وديگر مواردي که درموقعيت مورد نظر تعيين وتثبيت شده اند مطرح مي شود.در رخداد ارتباطي مذکور گفتمان حاکم بر کتب درسي در پي تثبيت موقعيت خود واقناع دانش آموزان براي پذيرش اين موقعيت است.نقش زبان چيست؟دراينجا از زبان درقالب يک درس براي آشنا کردن دانش آموزان با چند مفهوم اصلي درگفتمان حاکم استفاده شده است.به عنوان مثال خشنودي خداوند،اخلاص ،پرهيز از هواي نفس که دالهاي اصلي هستند که در اين گفتمان با آزادي همراه هستند.
درابتداي اين قسمت به دالهاي اصلي مي پردازيم که گفتمان حاکم بردرس با آزادي همراه مي کند در کنار آن چگونگي برجسته سازي وحاشيه راني توضيح داده خواهد شد .

جدول4-1-2:دال هاي اصلي درس:درمسيراخلاص
دالهاي اصلي
عبارات تاييدي
رضايت وخشنودي خداوند
همه کارها فقط براي رضاي او وتقرب به اوانجام ميشود
دوري از هواي نفس
خداازمامي خواهد ازهواي نفس وشيطان دوري کنيم
بي ارزشي زندگي دنيا
سرگرم به امور زود گذر دنيا
تاکيدبربرداشت خاص ازدانش
حکمت که همان دانش متين ومحکم است
مذموميت استفاده ازبرخي تکنولوژيهاي مدرن
دام خواندن سايت ها فيلمها شبکه هاي تلويزيوني
اخلاص
ثمره اخلاص،احساس اطمينان وآرامش
تاکيد بر زندگي جاويد
ياد معاد وروز حساب
تاکيد بر مجاهدت
ازکاروتلاش ومجاهدت باز نمي ايستد
با در نظر گرفتن اين امر که در هرگفتمان دالها و وقته هاي خاصي باآزادي همراه مي شود.درجهان بيني حاکم بر متن درس نيزآزادي معناي خاصي مي يابدونويسنده متن سعي دارد اين جهان بيني را به عنوان حقيقت مسلم به خوانندگان خود بقبولاند.اين گفتمان براي شناساندن خود از يک ضديت يا غيريت استفاده مي کند.غيريت او به صورت پنهان در وراي متن قرار دارد که متن براي شناساندن بهتر خوداز آن استفاده مي کند. اين غيريت همان گفتمان غرب است که گفتمان حاکم بر متن درس با به چالش کشيدن،ساختار شکني کردن وحاشيه راني دالهاي اصلي آن از يک طرف وبا برجسته سازي دالهاي مهم خوداز طرف ديگرسعي در اقناع دانش آموزان براي پذيرش اصول وارزشهاي خود دارد.دالها يي که در اين گفتمان با آزادي همراه است ودر اين درس به آنها تاکيد شده عبارتند از:رهايي از هواي نفس،انجام تکليف، دفاع از ارزش هاي جمع گرايانه ،جهادو رضايت خداوند که دال وجان مايه اصلي درس است که در قسمتهاي مختلف با عبارتبندي افراطي سعي در برجسته سازي آنها شده است.برخي ازاين دالها که در اين گفتمان بر آن تاکيد شده است درتقابل با دالهايي است که در گفتمان غرب باآزادي همراه است.و از طرف ديگر مفاهيمي که به حاشيه رانده مي شوند جزء دالهاي اصلي هستند که در گفتمان غرب با آزادي مفصل بندي مي شوند .دال مرکزي اين گفتمان غرب پرورش همه استعدادهاي بالقوه انساني است که درارتباط مستقيم بااهميت داشتن وارزشمند بودن زندگي دنيايي قرار دارد به بياني ديگر دراين گفتمان به طور خلاصه راه رسيدن به آزادي اينگونه نشان داده شده است:انسان بايد همه استعدادهاي ذاتي خود راپرورش دهد ،خلاقيت خود رابروز دهد وبه ارزشها واصول فردي خود پايبند باشدتا زندگي بهتري براي خود فراهم کند. وقتي در گفتمان حاکم بر اين درس زندگي دنيا زود گذر،دورشدن ازگرايش فطري وبنده هواي نفس شدن تعبيرمي شود نويسنده قصد حاشيه راني گفتمان غيريت خود را دارد.به اين عبارت توجه کنيد:”انسان همواره برسر دو راهي بندگي خدا وبندگي هواي نفس وشيطان قرار داردوزندگي صحنه انتخاب يکي از اين دو راه است”.در اينجا درباره هواي نفس هيچ توضيحي داده نمي شود بطوريکه درقالب آن مي توان هر گونه ارزش فردي راسرکوب کردواينکار را با اصطلاح مبارزه با هواي نفس توجيه کرد.ازطرف ديگربا برابر دانستن پيروي از هواي نفس با نافرماني از خدا وپيروي از شيطان به شدت دست به برجسته سازي دال گفتمان خود مي زند ويا در عبارت :”کسي که درمقام حق تسليم وخاضع است به آساني وارد مسير بندگي مي شود”.تاکيد برارزش هاي جمعي ،انجام تکليف دارد.ازطرف ديگر به حاشيه راني دالهاي گفتمان غير دست مي زند.جان مايه درس نشان دادن راه سعادت وآزادي واقعي بشريت است که درآن يک مسير روشن وجود داردکه تکثر گرايي درآن هيچ جايگاهي ندارد وازراههاي ديگرتحت عنوان پيروي از هواي نفس ياد مي شود.در قسمت اخلاص در بندگي همه دالهاي گفتمان غير به حاشيه رانده مي شود.اين چنين عبارتبندي هاي افراطي واينکه زندگي در دنيا (که اولين وبزرگترين نعمت خداوند است)وپرداختن به آن تحت عنوان( سرگرم امور زود گذر دنيا)ياد مي شود،جايي براي بروز خلاقيت ،ارزش هاي فردي وحتي تفکرکه در آيات کتاب آسماني بسيار برآن تاکيد شده نمي گذارد. از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، ارزش افزوده، حقوق صاحبان سهام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری