پایان نامه درباره نیما یوشیج، نمایشنامه، مضمون سازی

دانلود پایان نامه ارشد

دهاتی، زیرا بارفروش نه نویسنده دارد، نه تئاتر نویس، نه یک ارکستر که بتوان آن را ارکستر اسم گذاشت. »(پورحسن، 1387 : 282)
نیما چندی پس از اقامت در شهر بارفروش با نفوذ و شهرتی که در میان اهالی روشنفکر بابل به دست‏ آورده بود، و مشاهده وضعیت نمایش در آن جا، نه تنها درصدد برآمد که در انجمن‏های تئاتر بابل به فعالیت‏ بپردازد، بلکه مصمم گردید که چندین نمایش‏نامه را نیز به عنوان یادگاری از خود برای تئاتر این شهر، به نگارش درآورد، چنان‏چه در بخشی از«سفرنامه‌ی بارفروش»به این موضوع چنین اشاره می‏کند:
«من، برای اخلاق بارفروشی‏ها پیس‏ها خواهم ساخت.بارفروشی،اخلاق و عاداتش،مأخذ هر فکر تازه است. احتیاجات مادی هم مرا به این کار وادار می‏کند.تئاتر وسیله منفعت است. نمی‏دانم چرا تاکنون در صدد آن‏ نبوده‏ام. این فکر مانعی در مقابل خود ندارد. نه مذهب از آن می‏ترسد، نه سیاست از آن معرفت می‏کند. قدری‏ اشکال در این است که حقیقت را چطور به آنها بشناسانیم. همیشه در این فکرمی‏کنم. من که محصول این‏ سرزمین را می‏خورم. به آنها از همانت خود یادگاری‏ها باقی داده باشیم.» ( پورحسن، 1387 : 283)
اما به هر ترتیب،آغاز فعالیت‏های نمایشی نیما در«بارفروش»بنا به درخواست و تقاضای هیأتی از جوانان‏ پرشور این شهر که مصمم بودند تئاتر و نمایش‏نامه‏ای را به معرض اجرا درآورند،شکل گرفت.نیما با حضور و مشارکت در جلسات و تمرینات این گروه، نه تنها به ایراد سخنرانی پیرامون تأسیس تئاتر و مفاد آن روی‏ اخلاق بومی اهالی بارفروش می‏پرداخت،بلکه به عنوان یک مشاوره و راهنمای تئاتر به اصلاح و برطرف کردن‏ نواقص ساختار نمایشی و هنرنمایی بازیگران آن و موضوعات دیگر نیز می‏پرداخت.چنان‏چه خود می‏نویسد:
عده‏ای‏از جوان‏ها می‏خواهند تئاتر بدهند…در صحن حیاط مدرسه،صحنهء تئاتر را با تخته بالا آورده‏اند و به‏ دستور من،آن را سراشیب ساخته‏اند.چندین بار تاکنون وقتی که تئاتر را روان می‏کردند؛به اصلاح نواقص آن‏ رفته‏ام و به من اصرار دارند،همیشه برای اصلاح معایب بازی‏هاشان حاضر شوم.دوست من!می‏بینی در بین این‏ اشخاص چطور نفوذ می‏کنم.حالیه در بارفروش عده زیادی با من آشنا شده‏اند و این نیست مگر برای زبان من. یک حس به ما حکم می‏کند،دیگران را هدایت کنیم.ولی خیلی موانع را پیش داریم».
اجرای این تئاتر که نمایش‏نامه‏ای بود از مولیر تحت عنوان«سرخر»،سرانجام پس از تلاش‏های بی‏وقفه یک ماهه‏ به همکاری نیما در تاریخ جمعه 25 آبان‏ماه 1307 خورشیدی به وقوع پیوست.
نیما پس از اجرای نمایش مذکور، مصمم‏تر و با عزمی راسخ به قصد خلق چندین نمایش‏نامه‏ و آثار نمایشی برآمد. با وجودیکه نیما در جای‏جای نوشته‏هایش به آن آثار اشاره کرده ولی‏ هرگز نامی از همه آنها به میان نیاورده است،و لذا تنها اطلاعات ما از نمایش‏نامه‏هایی که وی در بارفروش نوشته مختص به نامه‏ها و یادداشت‏هایی است که نیما در آن صرفا به عناوین و پاره‏ای‏ توضیحات راجع به همان نمایش‏نامه‏ها بسنده کرده است.یکی از این نمایش‏نامه‏ها که خوشبختانه‏ به چاپ رسیده و بیشترین و عمیق‏ترین اطلاعات را از نحوهء نگرش و شیوه نمایش‏نامه‏نویسی نیما در بابل به ما می‏دهد«نمایش‏نامه کفش حضرت غلمان»است که در اوایل آذرماه 1307 خورشیدی‏ به صورت کمدی تک پرده‏ای به رشته تحریر درآمده و این موضوع را نیما در نامه‏ای که به یکی‏ از صمیمی‏ترین دوستان خود«رسام ارژنگی»نوشته،بیان کرده است:
در این‏جا با کمال دقت(سفرنامهء بارفروش)را می‏نویسم.علاوه بر بعضی قطعات شعر،یک تئاتر مضحک بر آن ضمیمه کردم!کفش حضرت غلمان.
این تئاتر سادگی و تقدس و کم‏هوشی بعضی اشخاص و هوشیاری یک غلام را نمایش می‏دهد که آقایش را دست انداخته است به اسم این‏که حضرت غلمان است.
اقامت و فعالیت‏های نمایشی نیما در شهرستان«بارفروش»در خردادماه 1308 خورشیدی به اتمام‏ رسید.
نیما در اواخر شهریورماه 1308 خورشیدی وارد رشت گردید و پس از استقرار در این شهر،به واسطهء تجربیاتی‏ که در عرصهء تئاتر و نمایش‏نامه‏نویسی حاصل کرده بود درصدد برآمد که در تئاترهای شهر رشت نیز به فعالیت‏ بپرازد. او سالن ها و انجمن ها و گروه های نمایشی رشت را به دقت بازدید می کند و دستورهایی به آن ها می دهد جهت آنکه آنان را برای اجرای نمایشنامه های خودش آماده کند. متاسفانه هیچ کدام از نمایشنامه هایی که نیما در رشت نوشته و اجرا کرده باقی نمانده و تنها دسترسی ما نامه هایی است که تنها اسم و مشخصات نمایشنامه ها در آن ها آمده است.
«این روزها برای این جمعیت‏[منظور کانون ایران‏]،تئاتر می‏نویسم به عنوان«حاکم کاله»،سه پرده از آن تمام‏ شده است.صفحه از زیردست من بیرون نرفته،عجله دارند که آن را ببرند.متصل مثل یک مأمور وصول مالیات، فرستادهء آنها دم در خانهء من است.» ( پورحسن، 1387 : 285)
اما اقامت نیما در شهر رشت مدت زمان زیادی به طول نینجامید،لذا وی مدتی بعد در اوایل دی‏ ماه همان سال شهر رشت را به مقصد لاهیجان و سپس آستارا ترک گفت.
3. تولد دوباره از میان خاکستر
در سال های بعد نیما یک دوره کم کاری و گوشه گیری را طی می کند که زمینه ساز خلق شعر بسیار مهم ققنوس است. نیما در سال 1316 پس از سکوتی چندساله با شعر ققنوس از خاکستر دوره ی فترت خود دوباره سر برآورد. شعر ققنوس اولین شعر آزاد نیما است که در آن سرانجام شعر نوی ایران متولد می شود و شاعر دیرپسند به مصراع های کوتاه و بلند به علاوه ی وزن عروضی تن می دهد. او مضمون سازی به شیوه ی نو را هم که سال ها بود تمرین می کرده است در این اثر به اوج خود می رساند. نماد ققنوس که استعاره ی خود شاعر است در این شعر با قدرت بسیار خلق می شود و دقت بیانی ، عینیت و جزئیات پردازی بی نظیر مفهوم را همراهی می کنند. در این اثر مهیب سه مشخصه ی بزرگ کار نیما، یعنی قالب شعر نیمایی، زبان طبیعت گرا و جزئیات پرداز و نیز سمبولیسم بسیار پیشرفته ی نیمایی با هم برخورد می کنند. نیما در گونه ی سمبولیسمی که با این شعر می آفریند و در بعضی از شعرهای آینده اش هم ادامه می یابد کاملن نقش موسس را دارد زیرا این سبک با این کیفیت در تاریخ هزارساله ی ادبیات ایران هیچ سابقه ای ندارد.
اندکی بعد در 1317 اداره موسیقی کشور زیر نظر وزارت فرهنگ اقدام به انتشار مجله ای به نام موسیقی کرد. سرگرد غلامحسین مین باشیان که سرپرستی مجله را به عهده داشت از صادق هدایت ، عبدالحسین نوشین ، محمد ضیاء هشترودی و نیما یوشیج دعوت به همکاری کرد. اولین شماره این مجله در 1318 منتشر شد. (طبیب زاده، 1387 : 123)
نیما در سال های 1318 تا 1320 سیری در فلسفه و سبک های شاعری وهنری اروپا کرد، از سرک کشیدن به اندیشه های کانت و هگل و مارکس و نیچه تا فرضیه های فروید، از شیوه های موسیقایی شوبرت و شوپن تا جنبش های اکسپرسیونیسم و فوتوریسم و سوررئالیسم و کوبیسم در هنر و ادبیات دهه های نخست قرن بیستم. رهاورد آن سیر و گشت در مجموعه مقاله هایی با عنوان ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان در مجله ی موسیقی به چاپ رسید.( اسلامیه، 1391 : 176)
با سقوط رضا شاه و رونق گرفتن کار مطبوعات و انتشارات، نیما نیز فعالانه وارد حیطه ی فعالیت هنری شد و اشعار خود را در مجلات گوناگون به چاپ رساند. در سال 1322 امید پلید با برای «نامه ی مردم» فرستاد ، اما احسان طبری این شعر را با جرح و تعدیل به همراه مقدمه ای که بر آن نگاشته بود به چاپ رساند و این امر موجب خشم نیما شد. نیما نامه ی معروفی به احسان طبری نوشت و همکاری اش را با آن مجله قطع کرد. (طبیب زاده، 1387 :123)
علت این اختلاف را می توان در تفاوت دیدگاه نیما با مارکسیست ها دانست. اگر چه هر دو به دنبال تغییر و اصلاح کشور و شرایط اجتماعی بودند اما نیمای فردگرا که اصالت را به خود انسانی و روح متعالی هنرمند بزرگ می داد هرگز در دیدگاه مردم گرایانه و اجتماعی سوسیالیست ها که اصالت در نظرشان با توده ها و اجتماع مردم بود نمی گنجید.
در تاریخ 4 تا 12تیرماه 1325 نخستین والبته آخرین کنگره ی نویسندگان ایران به همت انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد و نیما در این کنگره پس از ذکر توضیحات مختصری درباره زندگی و شرح احوال و افکار خودش، سه شعر «آی آدم ها»، «مادری و پسری» و «شب قورق» را برای حضار قرائت کرد.
در سال 1332 پس از کودتا نیما مدت کوتاهی زندانی شد و سرانجام در دی ماه 1328 پس از بازگشت از یوش در تهران چشم از جهان فرو بست.

فصل چهارم: بررسی آرای نیما یوشیج درباره شعر

الف. بوتیقای نیما یوشیج

درآمد

زمانه ی جدید با گذشته متفاوت است و شعر نیز همگام با زندگی اجتماعی و مناسبات توده ها تغییر می کند. قضایای اجتماعی هر دوره باید در ادبیات آن دوره ظهور یابد و کار هنرمندان پاسخ به درخواست زمان خودشان است. اما باید دانست که هیچ کدام از موقعیت های مختلف مجرد نیستند بلکه مولود وضعیت های قبلی هستند. در ساختن تمام گونه ها و نظریه های ادبیات نه یک تن و دوتن بلکه گروه کثیری در طول زمان نقش دارند. بنابراین در ادبیات نیز مانند همه چیز تغییر و تحول و مهم تر از همه تکامل وجود دارد.در دوره های جدید احساسات مردم نسبت به زندگی بی پرده تر شده و دیگر تقواهای کورکورانه، ریا و پنهان کردن احساسات که در گذشته رایج بود جایی ندارد. شعری موثر است که بر اساس ضرورت های زمانه به کار مبارزه با ناهنجاری های زندگانی می خورد، شعری که تند و طبیعی است و به زندگی و لذتهای آن توجه می کند. مسیری که ما را به هدفمان یعنی یافتن یک قالب مناسب برای بیان مفاهیم تازه می رساند از دو مرحله می گذرد: ابتدا تغییر طرز کاروساختمان و سپس پیدا کردن وزن.(رک. طاهباز 1385 : 50، 68، 70)

1. مرحله یکم: تغییر ساختمان
هر موضوع تازه شکل تازه ای دارد. معانی جدید درخواست فرمول و اسلوب نوین دارند چون فقط تغییر موضوع ها کافی نیست بلکه کمال در تغییر فورم است و تغییر فورم حاصل تغییر طرزکار است.
برای رسیدن به یک تحول سازنده در ادبیات نه آوردن موضوع های تازه، نه گفتن مضامین گذشته با طرز تازه نه استفاده از کلمات بازاری و طبقه سوم و نه حتی استفاده از کلمات آرکائیک هیچ کدام موثر نیست. فقط با عوض شدن طرز کار است که تحول واقعی ایجاد شده است. در طول تاریخ هم همواره در آغاز نهضت های مختلف تغییر موضوع اتفاق افتاده است اما تغییر اصلی که فورم و طرز کار است و به دقت و باریک بینی و گذشتن زمان نیاز دارد در ادامه ایجاد شده است. (رک. طاهباز، 1385 : 79)

1.1 نقد ساختمان شعر قدیم
در شعر قدیم تمام ابیات مستقل هستند. برای همین این شعر قابلیت رسیدن به ساختمان را ندارد. سبک های جدید را که خود حامل مفاهیم جدید هستند با این مصالح نمی توان ساخت. زیرا در ادبیات قدیم کوچک ترین واحدهای تشکیل دهنده خودشان ساختمان اند: اقتضا دارند، ویژگی و رنگ دارند و به مفاهیم خاصی گرایش و تمایل بیشتری دارند. این موضوع هم حاصل شکل و ویژگی های خود این اجزاست و هم حاصل رسوب تصورات صدها ساله انسان ها نسبت به آن ها.
در شعر ذهنیت گرای قدیم که جایگاه تشبیه های مکرر است و یک معنی هربار به شکلی، تکرار می شود، هر بیت یا مصراع را که جدا کنیم مستقلن برای خود دارای معنا است. در این شیوه ارتباط عمودی ابیات سست است بنابراین هیچ وقت نمی تواند ما را به یک وحدت ساختمانی برساند.
تنها بعضی از قالب ها مانند مثنوی به خاطر وسعت بیشتر می توانند به شاعر کمی آزادی بدهند و قابلیت این را دارند که برای شرح یک سرگذشت یا وصف یک موضوع استفاده شوند اما این قابلیت های ساده برای بیان مفاهیم جدیدتر و پیچیده تر که ساختمان های پیشرفته تری می خواهند مناسب نیستند4.(رک. عظیمی، 1387 : 40)

1.2 نقش و نحوه ی ساختمان در شعر جدید
در ادبیات جدید شکل حتمی ترین وسیله برای جلوه و سر و صورت دادن به صورت کلی داستان یا قطعه شعر است و اگر تناسب نداشته باشد موضوع را کم اثر و حتی بی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره زبان فرانسه، شعر فارسی، نیما یوشیج Next Entries پایان نامه درباره جهان خارج، حالت طبیعی، نمایشنامه