پایان نامه درباره نهج البلاغه، حقوق انسان، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

صفات ناپسند حكمران را از دست دادن عدالت و گرايش به خويشاوند پرستي و بدنبال آن حيف و ميل در اموال بيت المال به نفع نزديكان مي داند. او يكي از نشانه هاي عثمان را اين صفت ناپسند بر مي شمارد كه بي محابا به بيت المال مسلمين دست اندازي مي كرد و در اين راه به خويشاوندان خود نيز اجازه منفعت جويي داده و همگي بي رحمانه به چپاول بيت المال مشغول شدند.370
در دستور ويژة خود به مالك اشتر يكي از مواردي كه به آن تأكيد مي ورزد، دقت در چگونگي رفتار با نزديكان زمامدار است. هرگونه بخشش از مال و اموال و زمينهاي بيت المال به نزديكان نهي مي كند و هر تصميمي را براي بستن قرارداد به نفع خويشاوندان و اطرافيان را مذموم مي داند و آنرا نشانه اي از عيب و ننگ حكمران در دنيا وآخرت مي داند.371
تساوي در برابر قانون و قضا :
سيرة امام علي (عليه السّلام) نشانگر آن است كه حتي در دادرسي ها نيز ميان خود و ديگران تساوي را رعايت مي كردند و با دقت در لحن و سلوك قاضي اجازه نمي داد مقام او به عنوان اميرالمؤمنين خللي در قضاوت ايجاد نمايد. دادرسي عمر در دعواي بين يك فرد يهودي و علي (عليه السّلام) و يا حكم شريح قاضي در مورد زرة گم شدة علي (عليه السّلام) كه حكم بر ضد ايشان اعمال شد،‌ از جنبه هاي عملي رعايت تساوي قضايي نزد ايشان است.372
با توجه به موارد ذكر شده بيشتر تاكيد علي (عليه السّلام) به توجه به عموم مردم ورعايت مساوات در تمامي شئون اجتماعي است، ايشان كسب رضايت عامه مردم را معيار تشخيص حق و باطل مي داند، بنابراين رفتار عادلانة حكمران مسلمان رفتار براساس مصالح عموم مسلمين و محرومان جامعه است نه تلاش در كسب منافع شخصي و گروهي.

3 ـ 2 ـ 4 ـ حقوق متقابل مردم و حاكمان
در منظر امام علي (عليه السّلام) ارزش انسان به حدي است كه رعايت حقوق انسان ها مقدمه اي براي رعايت حقوق خداوند متعال است .و از ميان حقوق ها بزرگترين فريضه الهي را حق والي بر رعيت و حق رعيت بر والي مي داند. حقوقي كه رعايت آنها سبب الفت و پيوند رهبر با مردم و ثبات جامعه مي شود.373
از اين رو ايشان حقوق ويژه اي را براي مردم و حاكمان نيز بر شمرده و رعايت اين حقوق را گامي در جهت تحقق جامعه عدالت محور مي داند. سفارشات اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در مورد حقوق مردم تفسير و بيان آياتي از قرآن است كه لزوم اطاعت و حمايت از حاكم برحق جامعه اسلامي را گوشزد مي كند و قابل تقسيم تحت عناوين زير مي باشند :
1ـ پذيرش حاكميت دولت حق و اطاعت بي چون و چرا از آن.
2ـ گردن نهادن به حاكميت قانون و رعايت نظم و آرامش عمومي .
3ـ حمايت از تصميمات و فعاليت هاي سودمند دولت .
4ـ آمادگي براي جهاد و بذل جان و مال در برابر دفاع از دولت.374
نكته مهم در سخنان امام آن است كه هر گاه از وظيفه اي سخن مي گويد در تقابل با آن حقوقي را در نظر مي گيرد و وجود حق به طور يك طرفه را در مورد انسان ها غير ممكن مي داند. تنها خداوند است كه به خاطر قدرت بي انتها و عدل جهان شمولش فقط حق بر او جاري مي شود اما به خاطر لطف و بخشندگي فراوانش حق خود را بر بندگان اطاعت خويش قرار داده و بر رعايت آن پاداشي دو چندان وعده داده است375
در خطبه 34 نهج البلاغه به طور اجمال حقوق متقابل رهبر و مردم را بيان مي كند در ابتدا حقوق مردم بر رهبر جامعه را بيان مي نمايد. مواردي از قبيل: خيرخواهي نسبت به همه مردم، تقسيم عادلانه بيت المال، آموزش و تربيت مردم براي رهايي از جهل و ناداني و در ادامه حق رهبر بر مردم را، وفاداري به بيعت، خيرخواهي نسبت به رهبري، اطاعت محض و اجابت فرمان هاي او بر مي شمارد.376
در نامه 50 خطاب به فرماندگان سپاهش وظايف متقابل حاكم و نظاميان تحت امرش را بيان نموده است. ابتدا وظايف خود به عنوان رهبر جامعه را در قبال نظاميان بيان مي كند:
آگاه باشيد حق شما بر من آن است كه جز اسرار جنگى هيچ رازى را از شما پنهان ندارم و كارى را جز حكم شرع بدون مشورت با شما انجام ندهم و در پرداخت حق شما كوتاهى نكرده و در وقت تعيين شده آن بپردازم و با همه شما به گونه‏اى مساوى رفتار كنم. پس وقتى من مسئوليّت‏هاى ياد شده را انجام دهم بر خداست كه نعمت‏هاى خود را بر شما ارزانى دارد. 377
و در ادامه به ذكر وظايف نظاميان در برابر حاكم جامعه مي پردازد كه در رأس آن ها اطاعت همه جانبه از رهبر قرار دارد: و اطاعت من بر شما لازم است و نبايد از فرمان من سرپيچى كنيد و در انجام آنچه صلاح است، سستى ورزيد و براى رسيدن به حق تلاش كنيد. حال اگر شما پايدارى نكنيد خوارترين افراد نزد من انسان كج رفتار است كه او را به سختى كيفر خواهم داد و هيچ راه فرارى نخواهد داشت.378
يكي از معاني عدالت عدالت به معناي رساندن حق به حقدار است؛ حقوق متقابل مردم وحاكمان آنگاه به طور كامل استيفا مي شود كه هر صنف وظايف خود را به طور كامل اجرا نموده و از حقوق خود نيز آگاهي كامل باشد تا به اين واسطه گامي بزرگ در راه اجراي عدالت برداشته شود. با كنار هم نهادن گزاره هاي سخن امام علي(عليه السّلام) در نهج البلاغه مي توان مبحث حقوق متقابل مردم و حكومت را به دو قسمت تقسيم نمود: 1ـ وظيفة مردم در قبال حكومت 2ـ وظيفه حكومت در قبال مردم. در ادامه ذيل اين تقسيم بندي به بعضي از موارد مذكور در نهج البلاغه اشاره مي شود:
وظايف مردم در قبال حكومت:
امام علي (عليه السّلام) وظايف رهبري مردم را در تقابل با يكديگر مي داند. هر جا سخن از حقوق مردم است به حقي از حاكم نيز اشاره شده است. از ميان وظايف مردم در مقابل حكمران مي توان موارد زير را برشمرد:
رعايت بيعت و لزوم اطاعت از رهبر: امام علي (عليه السّلام) معتقدند؛ مردم تا با كسي بيعت نكرده اند آزادند اما وقتي بيعت كردند ديگر در نقض بيعت، آزاد نيستند، بر زمامدار است كه استقامت ورزد و بر مردم است كه از او اطاعت كنند و سرباز زدن از بيعت را مساوي خروج از اسلام مي داند.379
در جاي ديگري به توضيح حق امام مي پردازد، وظيفة امام را حكم كردن طبق دستورات خداوند و اداي امانت هاي الهي مي داند و وظيفة مردم را اطاعت از امام و اجابت از دعوت از او مي داند.380
رايزني با حكومت در زمينه اصلاح لغزش ها: امام علي (عليه السّلام) از مردم مي خواهد كه بر حكومت نظارت كنند و از نصيحت و خيرخواهي در مورد حكومت كوتاهي نورزند در اين زمينه به تقويت روحيه نظارتي مردم تأكيد دارد وآنان را به دقت نظر و اظهار نظر آزادانه راجع به مسائل مختلف در حوزه حكومتي خود، دعوت مي كند و از ظاهر سازي نسبت به خود اظهار انزجار مي كند و در اين رابطه مي فرمايند: با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى‏گويند حرف نزنيد و چنانكه از آدم‏هاى خشمگين كناره مى‏گيرند دورى نجوييد و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم زيرا كسى كه شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد عمل كردن به آن براى او دشوارتر خواهد بود پس، از گفتن حق يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‏دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد.381
وظايف حكومت در قبال مردم
امام علي (عليه السّلام) در برخي از نامه هاي خود وظايف رهبر و حاكمان را به آنان گوشزد مي نمايد كه به ذكر اين دستورات ذيل عناوين زير مي پردازيم:
مدارا و گذشت نسبت به مردم: ايشان در نامه 53 خطاب به مالك اشتر از او مي خواهد از اعماق قلبش به مردم محبت بورزد و لطف و مهرباني و عفو و گذشت اغماض نسبت به خطاهاي آنان را پيشه خود سازد382 و در نامه 69 از كارگزار خود مي خواهد كه مدارا كردن با مردم را شيوه خود در حكومت قرار دهد تا آينده نيكويي پيش رو داشته باشد.383 همواره از كارگزاران مي خواهد نرمش و مدارا و اعتدال در همه امور را پيشه خود سازند و با رعيت با ملايمت رفتار كنند.384
در نامه به مأموران جمع آوري صدقات مردم از آنان مي خواهد از تند خويي با مردم بپرهيزند، به هيچ عنوان به آنان دروغ نگويند و به بهانه مسئوليت به آنان بي اعتنايي نكنند زيرا اين مردم هستند كه در راه اجراي حقوق الهي ياريگر كارگزاران خود هستند.385
دستورات ايشان به مأموران جمع آوري خراج از جمله اين كه در جمع آوري زكات و خراج با مردم مدارا كنيد، لباس هاي آنان و لوازم مايحتاجشان را نگيريد و به بهانه اخذ خراج به غارت اموال مردم نپردازيد،386 از اعتقاد ايشان به وجوب عنصر محبت در برخورد با مردم سرچشمه مي گيرد.
رسيدگي به محرومان جامعه: امام علي (عليه السّلام ) بهره برداي بيش از اندازه ثروتمندان و رفاه طلبان را عامل گسترش فقر و تنگدستي در ميان توده مردم مي داند.387 بنابراين در حكم هاي خود به كارگزاران و اطرافيان بسيار نسبت به توجه به اقشار ضعيف جامعه و اختصاص بخشي از درآمدها به ايشان سفارش مي كند.
در نامه53 خطاب به مالك مي فرمايد: خدا را خدا را در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه كه هيچ چاره‏اى ندارند (و عبارتند) از زمين گيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان. همانا در اين طبقه محروم گروهى خويشتن دارى كرده و گروهى به گدايى دست نياز بر مى‏دارند، پس براى خدا پاسدار حقّى باش كه خداوند براى اين طبقه معيّن فرموده است: بخشى از بيت المال و بخشى از غلّه‏هاى زمين‏هاى غنيمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پايين اختصاص ده زيرا براى دورترين مسلمانان همانند نزديك‏ترين آنان سهمى مساوى وجود دارد.388
يكي از اقشار ضعيف جامعه يتيماني هستند كه بر اثر حوادث روزگار بي سر پرست شده و عمدتاَ در تأمين معاش روزانه با سختي دست و پنجه نرم مي كنند. توصيه امام (عليه السّلام) رسيدگي به امور مالي ايشان و جلوگيري از ازبين رفتن عزت نفس ايشان در تمامي زمينه هاست. در وصيت خود به فرزندانش حسن و حسين (عليه السّلام” مي فرمايد: خدا را خدا را در باره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردند.389
بهره برداري يكسان از بيت المال: در حكومت امام علي(عليه السّلام) طبقات مختلف جامعه با هر رنگ و نژاد و مذهبي در يك صف بودند؛ به طوري كه بهرة غلامان از سهم بيت المال، با سهم اربابان پيشينشان يكسان شد. ايشان ضمن اتخاذ اين رويه در حكومت خود، در ضمن اولين دستورات خود به عمال و كارگزارانش دستور رعايت مساوات در همه زمينه ها داده و به حق مساوي مردم در تقسيم بيت المال اشاره مي كرد.
در نامه 59 خطاب به اسود ابن قطبة يكي از فرماندگان لشكرش او را به لزوم رعايت مساوات در امور مردم سفارش مي كند و مي فرمايد: پس بايد كه كار مردم در آنچه حق است نزد تو يكسان باشد، زيرا در ستم كارى بهايى براى عدالت يافت نمى‏شود.390 و در نامه اي عتاب آميز به مصقلة بن هبيرة، به لزوم تقسيم مساوي بيت المال ميان نزديك ترين افراد نزد حاكم و دورترين ساكنان سرزمين تأكيد مي كند، مساواتي كه بايد توسط رهبر جامعه اجرا شود: آگاه باش، حق مسلمانانى كه نزد من يا پيش تو هستند در تقسيم بيت المال مساوى است، همه بايد به نزد من آيند و سهم خود را از من گيرند.391
مشورت و رايزني با آگاهان: امام علي (عليه السّلام) با وجود آن كه خود از سرچشمه وحي پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم) علم آموخته بود و در انديشه و افكارش هيچ گونه لغزشي مشاهده نمي شد، در جهت گسترش و تشويق فرهنگ مشورت و شورا بين عموم مردم، پيوسته خود را در برابر انتقاد و اظهار نظرهاي مردم قرار مي داد و آنها را به مشورت كردن و دخالت در امور مملكتي فرا مي خواند و عدم توجه به نظرات مردم و انتقاد ناپذيري مسئولان را علامت استبداد و نشانه اي از هلاكت جامعه مي دانست. از اين رو پس از كناره گيري لشكريانش از جنگ صفين با قبول نظر ايشان ‌مي فرمايد : من شما را مجبور به كاري كه آنرا ناپسند مي دانيد، نمي كنم.392
ايشان از مهم ترين واجبات الهي را، به اندازه توان نصيحت نمودن و برپا داشتن حق و ياري دادن به ديگران در اين مسير مي داند و در در وصيتش به محمد حنفيه نتيجة مشورت را آشنايي با خطاها و رهائي از لغزش ها مي داند.393
در اين ميان پيوسته به استقبال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره تقسيم، (عليه، برابري Next Entries پایان نامه درباره نهج البلاغه، امر به معروف، ظلم و ستم