پایان نامه درباره نهج البلاغه، امر به معروف، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

آراء و نظرات منتقدين مي رود و خود را از رفتار استبدادي و تملق خواهانه، بري مي داند.394 علي (عليه السّلام) پس از تأكيد بر لزوم مشورت و نظر خواهي در امور، ويژگي افراد شايسته براي مشورت را مواردي همچون: تقوي،‌ آگاهي،‌قدرت تفكر، راستگويي، دلسوزي و مسئوليت پذيري و صريح اللهجه بودن و طرفداري از حق و اجتناب از ياري بر گناه و ستم به مظلومان مي داند.
آن حضرت در عهد نامه مالك اشتر او را از مشورت با وزراي حكومت هاي ستم كار بر حذر مي دارد و آنان را بدترين وزرا مي داند: ” بدترين وزيران تو كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و در گناهان آنان شركت داشته پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند زيرا كه آنان ياوران گناهكاران و يارى دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند: كسانى كه ستمكارى را بر ستمى يارى نكرده و گناه كارى را در گناهى كمك نرسانده باشند. هزينه اين گونه از افراد بر تو سبك‏تر و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر و دوستى آنان با غير تو كمتر است. آنان را از خواص و دوستان نزديك و راز داران خود قرار ده سپس از ميان آنان افرادى را كه در حق گويى از همه صريح‏ترند، و در آنچه را كه خدا براى دوستانش نمى‏پسندد تو را مدد كار نباشند، انتخاب كن چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند”.395
ايشان ضمن تأكيد بر لزوم مشورت، بعضي صفات مذموم مشاوران از جمله بخل، حرص،‌ ترس را در همين نامه تشريح نمودند:
” بخيل را در مشورت كردن دخالت نده كه تو را از نيكوكارى باز مى‏دارد و از تنگدستى مى‏ترساند. ترسو را در مشورت كردن دخالت نده كه در انجام كارها روحيّه تو را سست مى‏كند. حريص را در مشورت كردن دخالت نده كه حرص را با ستمكارى در نظرت زينت مى‏دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونى هستند كه ريشه آنها بدگمانى به خداى بزرگ است “. 396
يكي از شرايط حاكم آن است كه اولاً: سخاوتمند باشد تا مال را در راه حق صرف كند و مشاور بخيل مانع از بذل مال در راه حق مي شود. ثانياً: شجاع باشد تا در حوادث از خود قاطعيت نشان دهد و مشاور ترسو، روحية شجاعت را در حاكم تضعيف مي كند. در مقابل يكي از صفات مذموم حاكم در نظر همگان حرص و ثروت اندوزي است و مشاور حريص بر حس زياده خواهي حاكم صحه گذاشته و حاكم را به چپاول هرچه بيشتر بيت المال تشويق مي كند .
اميرالمؤمنين علي(عليه السّلام) ضمن بيان ظايف حاكم جامعه به بعضي از اقدامات حاكم در راستاي اجراي عدالت اشاره نموده اند.
الف. زمامدار نبايد آنچه بين همه يكسان است براي خود يا اطرافيان ترجيحي قائل شود.397
ب . حاكم همواره بايد با تفرقه افكني مبارزه نمايد؛ به نظر ايشان كسي كه بين مسلمانان تفرقه ايجاد مي كند، هرچند در پناه او باشد مستحق مرگ است.398
ج . انسان هاي نيكوكار و بدكار نبايد نزد حاكم يكسان باشند؛ زيرا تساوي برقرار كردن ميان آنان سبب بي رغبتي نيكوكار در كار خير و تشويق بدكار در بدي مي شود. بنابراين هركس بايد به اندازه عملش پاداش ببيند.399
د . حاكم نبايد در پي عيب جوئي از مردم باشد و افراد عيب جو را بايد از خود دور كند.400
ه . زمامدار نبايد به سخن سخن چينان ارزشي قائل شود و آنان را تصديق كند .زيرا سخن چيني هر چند، در لباس اندرز دهنده باشد خيانت كار است.401
با توجه به موارد مذكور از كلام امام علي(عليه السّلام)، عمده ترين راهكارهاي بسط و اجراي عدالت اجتماعي از منظر نهج البلاغه را مي توان در موارد زير خلاصه نمود:
– وجود حاكم و رهبري عادل تا ضمن رعايت عدالت در شئون زندگي، در رفتار و برخورد با همگان مساوات را رعايت نموده و از اتخاذ هرگونه رفتار تبعيض آميز ميان مردم ممانعت به عمل آورد .
– بهره گيري از دستورات رهبر عادل جامعه و اطاعت محض از اوامر ايشان.
– آگاه نمودن مردم و مسئولين از وظايف و حقوق متقابل خويش و تلاش همگان در انجام وظايف محوّله و چشم پوشي ننمودن از حقوق واقعي خويش.
– برپاداشتن فريضة امر به معروف و نهي از منكر به عنوان اصلي زنده و پويا در جامعه اسلامي در جهت آگاهي از خطاها و جبران لغزش هاي احتمالي در امور اجرايي طي كوتاه ترين زمان ممكن.
– ايجاد قوانين و مجازات هاي لازم براي مقابله با تخلّف هاي احتمالي در بيت المال و شدّت عمل مسئولان قضايي در برابر متخلفين.

فصل4:

موانع
اجراي عدالت اجتماعي
از منظر قرآن كريم
و
نهج البلاغه

جوامع بشري در راه اجراي عدالت همواره با موانع گوناگوني روبرو بوده و به راهكارهايي براي رفع آن موانع مي انديشند. در اين راستا، جامعه اسلامي رهنمودهاي خود را در قرآن کتاب الهي و كلام مأثور ائمه اطهار (عليهم السّلام) جستجو مي نمايد، قرآن كريم صريحاً يا طي اشاراتي مواردي را راجع به موانع اجراي عدالت ذکر نموده است كه مي توان با شرح و تبيين آيات مربوطه به نظر گاه اين كتاب الهي در مورد موانع اجراي عدالت دست يافت.
در کتاب نهج البلاغه که مي توان آن را هدايت نامه علوي خواند، امير المؤمنين علي(عليه السّلام) در ضمن سفارشات خود بسياري از موانع پيش روي عدالت را ذكر و كارگزاران خويش را از ارتكاب آنها نهي مي نمايد و در مواردي كه گزارشهايي از بي عدالتي كارگزاران به ايشان مي رسد. علي(عليه السّلام) صريحاً با اين موارد به مبارزه پرداخته و عاملان آن را توبيخ و مجازات مي نمايد. با جمع آوري آيات قرآن کريم و روايات علوي در اين زمينه مي توان موانع اصلي اجراي عدالت اجتماعي را يافته و براي رسيدن به جامعه عدالت محور به رفع اين موانع اقدام نمود.

4-1- موانع اجراي عدالت اجتماعي از منظر قرآن کريم
از ديدگاه قرآن كريم ايجاد ظلم و بي عدالتي تنها ناشي از اعمال ظالمان ستمگر و ثروتمندان فرصت طلب نبوده؛ بلكه ايجاد بي عدالتي در جامعه نياز مند زمينه هايي همچون نبود قانون عادلانه و حكومت جور و مادي گرايي و گرايش به سرمايه داري مي باشد. خداوند متعال ضمن آيات قرآني و داستان هاي مربوط به اقوام پيشين به بررسي علل رواج بي عدالتي و در نتيجه نابودي اين ملت ها مي پردازد. در اين فصل به گزاره هاي قرآني در اين باره اشاره و موانع پيش روي عدالت اجتماعي بررسي مي شود.

4-1-1- نبود قانون عادلانه
آنچه از نظر قرآن به عنوان مهم ترين عامل بي عدالتي بر شمرده شده نبود قانون عادلانه در جامعه و غوطه ور شدن مردم در دنيايي از هرج و مرج است، قرآن منشأ وضع قانون عادلانه را تنها خداوند مالك و مدبّر امر خلقت مي داند و پيروي از مخلوقات ديگر را گمراه كننده مي شمارد.
” ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ “402
حكم و داوري در هر امرى كه تصور شود جز از ناحيه كسى كه مالك و متصرف به تمام معناى در آن باشد صحيح و نافذ نيست و در تدبير امور عالم و تربيت بندگان مالكى حقيقى و مدبرى واقعى جز خداى سبحان وجود ندارد، پس حكم هم به حقيقت معناى كلمه منحصراً از آن اوست.403
نقض كنندگان احكام و فرامين و حقوق الهي و فساد كنندگان در زمين، علاوه بر خسارت دنيوي، در آخرت به لعنت الهي و بد فرجامي مبتلا خواهند شد.
” وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ”404
در آيات قبلي اين سوره خداوند به بيان اوصاف مؤمنين از قبيل وفا به عهد و پيمان الهي، انجام اعمال صالح از قبيل صله رحم، اقامه نماز و پرداخت زكات پرداخته بود و مؤمنين را داراي بهترين جايگاه در قيامت دانسته بود.405
اين آيه حال غير مؤمنين ونقض كنندگان پيمان هاي الهي را به طريق مقابله بيان مى‏كند. و جمله” وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ” كه در اين آيه در وصف حال كفار آمده در مقابل اوصافى است كه بعد از دو وصف وفاى بعهد الله و صله رحم براى مؤمنين ذكر شده بود، بنابراين، اعمال صالح تنها عاملى است كه باعث اصلاح زمين و عمارت و آبادانى آن مى‏شود، عمارتى كه به سعادت نوع بشر و رشد جامعه بشرى منتهى مى‏گردد.
پايان اين آيه مورد بحث سزاى عمل ناقضين عهد، و سرانجام كار ايشان را بيان نموده فرموده:” أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ”. و” لعنت” به معناى دور كردن از رحمت و طرد از كرامت است، و ايشان از رحمت و كرامت خدا دور نمى‏شوند مگر بخاطر اينكه حق را كنار گذاشته و در باطل فرو رفته‏اند، چون سرانجام باطل جز نابودى و هلاكت چيز ديگرى نيست.406
در صورت عدول از دستورات و قوانين الهي به جاي قانون عادلانه، هرج و مرج و بي نظمي در جامعه حكمفرما مي شود در اين بي نظمي هر كس به نفع خود مي انديشد و پايمال شدن حقوق ديگران بي ارزش مي شود و ظلم و ستم در راه بهره گيري از منافع مادي در ميان افراد فراگير مي شود و هر كس در اين وانفسا قدرت كسب منافع بيشتري داشته باشد خود را بالا مي كشاند و آنان كه توانايي كمتري دارند زير پا له مي شوند به اين ترتيب است كه نظام طبقاتي شكل مي گيرد و چرخه بي عدالتي ادامه مي يابد. رهايي از چنين شرايطي جز با بيداري و آگاهي ملت ها امكان پذير نيست چون چپاول قدرت و ثروت هر ملت يا قشري از جامعه جز با جهالت ايشان نسبت به حقوق و دارايي هايشان ممكن نمي باشد.
نبود يک قانون عادلانه به عنوان مانعي بزرگ در راه اجراي عدالت مي باشد. اين کمبود به صورت وجود تبعيض در مصوبات قانوني يا کمي و کاستي هايي در اجراي قوانين بازدارنده مشاهده مي شود و در نتيجه، شماري از قوانين عادلانه به شكلي ظالمانه در ميان اقشار مختلف اجرا مي شود.
اصولاً فلسفه وضع قانون، اعطاي حقوق هر فرد در جامعه به طور عادلانه و بدون هرگونه تبعيض است تا افراد در سايه ي آن دلگرم شده و به وظايف فردي و اجتماعي خويش قيام نمايد. چنانچه در جامعه اي ظلم حاکم گشته و حقوق بعضي بيش از اندازه تأمين و حقوق اکثريت تضييع گردد، چنين جامعه اي همانند فردي است که بر اثر بيماري غذاي بعضي اعضا بيش از اندازه به آن برسد و ديگر اعضاي بدن از وصول غذاي لازم محروم بماند که طبعاً پيکري دير يا زود از پا خواهد افتاد و هلاک خواهد شد.407
در اجتماع سالم تعامل دو جانبه بر اساس حسن سلوک و رضايت بين افراد حاکم است و هر گونه احساس کمبود يا مغبون شدن در ميان افراد باعث مي شود اقشار ضعيف تر که مظلوم واقع شده اند نيروي خود را بر ضد ظلم طبقه بالاتر جمع کنند و نوعي تقابل ميان اعضا به وجود آيد، به نحو ي که هر گروه از گزند ديگري در امان نيستند. بنابراين در چنين جامعه اي علاوه بر اينکه تعادل طبقاتي به هم مي خورد و هيچ گاه عدالت به طور عموم در جامعه بر قرار نمي شود، وحدت و يکپارچگي جامعه نيز مورد خدشه وارد مي شود. بنابراين در چنين جامعه اي تنها لازمه رفع تبعيض، حفظ وحدت و يكپارچگي جامعه، بسط عدالت مي باشد.

4-1-2- حکومت جور
سقوط يک جامعه و نابودي افراد آن لزوماً با عذاب الهي و نابود شدن آن سرزمين رخ نمي دهد، بلکه با شروع ظلم در يکي از ارکان اجتماع جامعه رفته رفته از عدالت مورد انتظار که پاية ثبات حکومت است فاصله مي گيرد و به سوي اضمحلال و نابودي قدم مي گذارد .
قرآن نيز سبب هلاک جوامع پيشين را روي آوردن آنها به ظلم مي داند :
” پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد، و ستايش براى خداوند، پروردگار جهانيان است”. 408
و [مردم‏] آن شهرها چون بيدادگرى كردند، هلاكشان كرديم، و براى هلاكتشان موعدى مقرر داشتيم.”409
” و چه بسيار شهرها را كه [مردمش‏] ستمكار بودند درهم شكستيم، و پس از آنها قومى ديگر پديد آورديم.”410
” و قطعاً نسلهاى پيش از شما را هنگامى كه ستم كردند به هلاكت رسانديم و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند و[لى‏] بر آن نبودند كه ايمان بياورند. اين گونه مردم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره نهج البلاغه، حقوق انسان، عزت نفس Next Entries پایان نامه درباره ظلم و ستم